حبيب بهمنی، كارگردان سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) درباره ميزان همسويی سينما با آرمانهای انقلاب طی سی سال گذشته اظهار كرد: برای اينكه بتوان ارزيابی كنيم سينمای ايران طی 33 گذشته تا چه حد توانسته تصويرگر درستی از انقلاب اسلامی باشد، ضروريست كه در ابتدا تمام آثار توليد شده طی اين دوران ديده، سپس درباره آن نظر داده شود، ولی من به عنوان يك فيلمساز كه بخشی از سينماست تنها میتوانم نظر شخصی خودم را در اين زمينه بازگو كنم؛ نظری كه شايد بخشی از واقعيت را در برگيرد.
وی افزود: با توجه به توضيح فوق بايد بگويم كه سينمای ايران طی سه دهه گذشته، آن گونه كه انتظار میرود نتوانسته تصويرگر آرمانهای انقلاب اسلامی باشد، زيرا انقلاب اسلامی آموزههايی در خود دارد كه انتظار میرود آبشخور فكری و ايدئولوژيك تمامی ملل باشد، ولی سينما نتوانسته از اين انرژی و توان استفاده كند، هرچند بايد به اين نكته مهم اذعان داشت كه سينما با همين توان موجود توانسته قدمهای ابتدايی را در سينمای جهان بردارد، به نحوی كه امروزه در جهان از فيلمهای ايرانی به عنوان آثاری قابل تأمل ياد میشود. با اين توضيح میتوان گفت كه سينمای ايران طی سه دهه گذشته در پی اثبات خود بوده و در ادامه است كه بايد از آن توقع پرداختن به آرمانهای انقلاب اسلامی را داشت.
اين فيلمساز ادامه داد: به لحاظ موقعيت سياسی، دنيا هم اكنون به سمتی در حال حركت است كه قادر است بهتر پذيرای آرمانهای انقلاب اسلامی باشد. نكته ديگر در اين بحث شاخصههای سينمای انقلاب است كه بايد بدان توجه شود تا بتوانيم درباره آن نظرات كارشناسی دقيقی ارائه دهيم. برای همين سينما را به صورت دهه به دهه ارزيابی میكنيم.
كارگردان فيلم سينمايی «سيب و سلما» تصريح كرد: از نظر من در دهه اول به صورت جدی به سينما توجه نشد. در اين دوران سينما تنها وسيلهای برای سرگرم كردن مردم بود. اين مسئله نيز در تمامی ژانرها وجود داشت؛ بدين معنا اگر در اين دوران فيلمی با محوريت انقلاب توليد میشد، اثر مورد نظر تنها در پوسته به مضمون انقلاب اسلامی توجه داشت.
بهمنی به مطلب فوق اضافه كرد: از اواسط دهه دوم انقلاب به ويژه از سال 76 تا اواسط دهه هشتاد ما شاهد طی شدن يك سير نزولی در سينما بوديم، چون آن رويكرد ظاهری به موضوعات انقلابی و دفاع مقدسی را هم ديگر در سينما شاهد نبوديم، بلكه آثار به طبع فضای موجود به سمت آثار سياسی سوق پيدا كردند. كارهايی كه عمدتا در آن كارشناسی دقيقی انجام نشده بود، بلكه تنها نگاهی احساسی به موضوعات روز داشت. در ضمن در اين دوران به شدت موضوع مثلثهای عشقی در سينما باب شد؛ مضامينی كه تنها گيشه را مد نظر داشت و در آن اثری از عبرت آموزی نبود.
اين كارگردان ادامه داد: اما در دهه اخير ما شاهديم كه پرداختن به موضوعات ارزشی شكلی جدیتر به خود گرفته است. خواستهای كه تنها به مدد مسئولان فرهنگی حاصل نشده، بلكه مخاطبان سينما هم ديگر آثار سطحی گذشته را نمیپسنديدند، البته در همين دوران نيز كارهای سطحی هم وجود داشت، ولی در مقايسه كلی میشد اين رشد كيفی را به خوبی در هشت سال اخير مشاهده كرد، همان گونه كه در توضيح فوق گفته شد در دهه دوم سينمای ما رجعت مجددی به سينمای قبل انقلاب داشت به همين دليل موفقيتهای دهه سوم بيشتر نمود پيدا میكند.
وی در پاسخ به اين سوال كه چرا سينما در دهه دوم تا به اين حد دچار انحراف شد؟ گفت: به نظرم مهمترين دليلی را كه میشود برای اين انحراف برشمرد اين است كه سينما مسير فرهنگی خود را تغيير داد و به الگوهای اقتصادی متمايل شد. در چنين وضعيتی طبيعی است كه ارزشها جايگاه لازم را نداشته باشند و ما شاهد انحرافات بسياری باشيم، در صورتی كه اساس انقلاب ما يك كار فرهنگی و اعتقادی است كه بايد در همه امور سرلوحه تصميمات قرار گيرد.
اين فيلمساز در خصوص تاثيرگذاری سينما ايران در مجامع جهانی چنين توضيح داد: حضور تاثيرگذار ما در سينمای جهان فعلا در حد جشنوارههاست، چون هنوز نتوانستهايم در بازار و اكران جهانی به موفقيت لازم دست پيدا كنيم. خواستهای كه به نظرم دستيابی به آن از موفقيتهای كسب شده در جشنوارههای خارجی بسيار سختتر است. دليلم هم برای اين ادعا اين است كه در اين مرحله است كه میشود مردم جهان را با آرمانهای انقلاب اسلامی آشنا كرد.
بهمنی در بخش ديگری از سخنان خود تصريح كرد: سينماگر ما بايد بداند كه رسالتش تامين نيازهای حداقلی تماشاگران سينما نيست، زيرا در اين وضعيت است كه سينما مخاطبان حقيقی خود را نخواهد شناخت و تنها در اختيار قشر و سليقهای خاص قرار خواهد گرفت. در كلام ديگر سينما با پرداختن به نيازهای واقعی جامعه به سمتی خواهد رفت كه در آن تمام اقشار به ويژه قشر مذهبی نيز حضور خواهند داشت. قشری كه متاسفانه سالهاست از سينما دور شدهاند.
وی در پايان خاطرنشان كرد: سينماگران ما بايد بدانند زمانی سينما از بحران خارج خواهد شد كه آنها ارتباط متقابل و صحيحی با انقلاب برقرار كنند، چون تا زمانی كه ما سينماگر انقلابی نداشته باشيم نبايد انتظار محصولات انقلابی نيز داشته باشيم.