به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، چاپ كتاب «خطبه فدك» مرحوم آيتالله العظمی مجتبی تهرانی(رحمتالله عليه) از مرز شمارگان صد و سيزده هزار نسخه گذشت. اين كتاب كه توسط انتشارت مصابيحالهدی در دويست و هشت صفحه به چاپ رسيده است.
اين اثر ارزشمند، بياناتی موجز و رسا ميان ترجمه و شرح از خطبه حضرت زهرا(س) است كه توسط استاد اخلاق تهران در هفده جلسه طی ایّام فاطميه سال 1377 ايراد شده. اين خطبه اوّلين سند جاودان از صدر اسلام مبنی بر انحراف مسملين از دستورات صريح قرآن و پيامبر(ص) بوده و چراغی روشن برای هدايتجويان طول تاريخ است.
در بخشی از مقدّمه اين كتاب آمده است: «موضوع بحث، پيرامون خطبهای است كه حضرت زهرا(س) بعد از وفات پدرش در مسجد آن حضرت، ايراد فرمود. نكتۀ كلّی كه بايد در ابتدای بحث بگويم، درباره جهت ايراد اين خطبه است. مسئله فدك، در واقع مسئلهای است كه هم عامّه و هم خاصّه آن را قبول دارند.
روايات متعدّدی هم داريم كه اين زمين، ملك شخصی پيغمبر بود و يهود آن را به حضرت بخشيده بودند. فدك اصلاً جز غنايم جنگی نبوده است. يهوديان خودشان آن را به پيغمبر هديه دادند. بعد هم پيغمبر آن را به خاطر مصالحی به حضرت زهرا(س) بخشيد كه توضيح آن خواهد آمد.
نكته مهمّی كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه فدك ملك شخصی حضرت زهرا بود و پدرش آن را در زمان حياتش به او بخشيده بود؛ همه هم اين مسئله را میدانستند. هم عامّه و هم خاصّه اين مطلب را نوشتهاند، امّا وقتی كه غاصبان خلافت، فدك را از دست كارگزاران حضرت خارج كردند و حضرت زهرا برای احقاق حقّش به مسجد آمد و اين خطبه پرمغز را خواند، اصلاً روی اين مسئله تكيه نكرد كه شما نِحله و هديه پدر مرا از من گرفتيد و خدمهام را از آنجا بيرون كرديد.
حضرت در اين خطبه روی دو مسئله ديگر تكيه كرد كه مطلب مهمّی در آنها نهفته است. هر دو مطلب هم مربوط به قرآن بود؛ يعنی چون اتّفاقات اخير آن روزها، در حقيقت ثُلمه در دين و مخالفت با حكم الله بود، حضرت برای حقّ شخصی خود قيام نكرد؛ بلكه میخواست جلوی اين ضربه به دين را بگيرد. اگر تمام زمين هم مال حضرت زهرا(س) بود و كسی تقاضا میكرد، همه را به او میداد.
بحث امور سياسی و اجتماعی هم جدا است كه برخی گفتهاند: حضرت دنبال پس گرفتن فدك بود تا جنبههای سياسی و اجتماعی مربوط به خاندان وحی را ترميم كند! اين حرفها هم مطرح نبود. آنچه كه اصل حركت حضرت بود و باعث شد او با چنان حالتی بر همه نهيب بزند و مهاجر و انصار را توبيخ كند، مسئله ديگری بود.
مطلب اوّل اين بود كه حضرت ديد در برابر اين حقخوریها، كسی حرفی نمیزند و غاصبان هم ادّعا دارند كه اصلاً حكم الهی، اين نيست. اينجا اصل دين و احكام الهی در خطر بود، نه يك تكّه زمين و يا حتّی مسئله خلافت. بنابراين حضرت در اين خطبه اوّل به مسئله غصب فدك اشاره كرد و بعد مسئله غصب خلافت را پيش كشيد؛ امّا از جنبه دينی نه شخصی.
حضرت زهرا اظهار كرد كه شما داريد برخلاف آيات قرآن رفتار میكنيد؛ داريد به دين ضربه میزنيد و در دين ثلمه وارد میكنيد. مطلب دوم حضرت درباره روايتی بود كه آنها جعل كردند و گفتند: قبلاً پدرت به ما گفته است «نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِياءِ لَا نُورِّثُ»؛ ما انبياء چيزی را به ارث نمیگذاريم. حضرت فرمود: باز هم شما داريد برخلاف قرآن حرف میزنيد. چون پدر من هچ وقت برخلاف قرآن حرف نمیزند.
پدر من در همين قرآن آيات متعدّدی را از طرف خدا آورد كه میفرمود: انبياء هم ارث میگذارند. بنابراين وقتی كه حضرت ديدند میخواهند با اين دو اصل قرآنی مخالفت كنند، در برابرشان ايستاد و ذرّهای هم كوتاه نيامد. ثقل و محور تمام محاجّه حضرت درباره فدك روی اين دو مطلب دور میزند.
بنابراين هر يكی از آيات قرآن را مطرح كرد. اين ثلمه در دين است كه حكمی از احكام الهی انكار شود. حضرت سراغ اين مسئله رفت و بحثش اصلاً شخصی نبود. پس بحث ارث، يك بخش از خطبه حضرت زهرا بود. بخش ديگر، مسئله خلافت بود. خلافت هم مثل قضيه ارث، مسئله شخصی نبود، بلكه انكار حكم الهی بود؛ يعنی غاصبان داشتند اصل وجود اين حكم را منكر میشدند و اين هم ضربه به دين بود. بنابراين حركت حضرت چندبُعدی بود. حضرت درباره حكم الله با آنان محاجّه كرد.»
چاپ جديد اين كتاب در آينده نزديك با شمارگان سه هزار نسخه و با قيمت پنج هزار و پانصد تومان به بازار عرضه میشود.