کد خبر: 2515636
تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۷
جای خالی نمادهای قرآنی در فضای شهر/

متخصصان قرآن‌پژوه مفاهيم مورد نياز برای خلق نمادهای شهری را استخراج كنند

گروه هنر: مشاور علمی سازمان زيباسازی شهر تهران اظهار كرد: استخراج مبانی مفاهيم برای خلق نمادهای شهری بر عهده هنرمند نيست و كسی كه تخصص قرآن‌پژوهی دارد بايد راه اين عرصه را باز كند، بدينگونه نمادها متكی بر ارزش‌ها خواهند بود.

رضا شكوری، عضو هيئت علمی دانشگاه يزد و مشاور علمی پروژه ميدان امام حسين (ع) در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) در مورد نمادهای قرآنی در فضای شهری اظهار كرد: پرداختن به مقوله نمادسازی يكی از ويژگی‌های شهرهای جديد است. ما در شهرسازی جديد برای انتقال مفاهيم نيازمند نمادها هستيم تا به انتقال غير مستقيم مفاهيم بپردازيم.
وی افزود: مفاهيمی كه برای طراحی نمادها در نظر گرفته می‌شوند جزء ارزش‌های جامعه هستند، طبيعی است كه هر چه آن ارزش‌ها واقعی‌تر، غنی‌تر و از وجوه شعاری دورتر باشند در نهايت، نمادهای غنی‌تری نمايان خواهد شد و ارتباط بهتری با مخاطب برقرار می‌شود.
شكوری عنوان كرد: اصلی‌ترين ارزش‌های ما به عنوان يك كشور اسلامی در قرآن كريم نهفته است و تعريف پيوستگی نمادها در قرآن، نسبت به ساير منابع و حوزه‌هايی كه ارزش‌ها را تغذيه می‌كنند متفاوت است.
اين مدرس دانشگاه متذكر شد: به نظر می‌رسد برای طراحی يك نماد قرآنی در ابتدای كار بايد مبانی آن را به شكل غنی‌شده توسط قرآن‌پژو‌هان استخراج شود و اسرار قرآن و منبع وحی در حوزه معارف دينی مطرح شود. هنگامی اين مفاهيم، وجوه غنی شده خود را پيدا كرد بايد تلاش كنيم كه آنها را به كليدواژه‌هايی تبديل كنيم كه اين كليدواژه‌ها قابليت تبديل به يك اثر هنری را داشته باشند.
وی ادامه داد: بنابراين استخراج مبانی مفاهيم بر عهده هنرمند نيست و كسی كه تخصص قرآن‌پژوهی دارد بايد راه اين عرصه را باز كند، سپس هنرمند بايد آن مفاهيم را به جسم و اثر هنری تبديل كند و بعد از آن شهرساز و طراح شهری به تناسب اولويت در انتخاب نمادها، توصيه‌ها، راهنمايی‌ها و طرح‌های خود را ارائه دهد.
شكوری مطرح كرد: بدينگونه نمادهايی كه متكی بر ارزش‌های احصا شده هستند در بهترين نقطه در شهر قرار می‌گيرند تا هم شأن آن‌ها رعايت شود و هم اثرگذاری كافی را داشته باشد. اين مهم در دو صورت كلی اتفاق می‌افتد؛ اول اينكه می‌توان بر نقاطی از شهر تمركز داشت تا اين مفاهيم به صورت جمعی و حجم قابل ملاحظه‌ در قالب يك سناريو به مخاطب ارائه شود.
وی برای نمونه عنوان كرد: پارك‌های موضوعی تاسيس شده در شهر در راستای اين هدف هستند؛ مثلا در پارك نهج‌البلاغه به مفاهيم و ارزش‌های برگرفته از نهج‌البلاغه پرداخته شده است. نهج‌البلاغه در مكتب تشيع دومين منبع مكتوب است و در اين پارك به شكل موضوعی به آن پرداخته شده است. ما می‌توانيم در اين شكل پارك حديث يا پارك قرآن نيز داشته باشيم كه به شكل موضوعی و متمركز به آنها پرداخته شود.
اين مشاور علمی سازمان زيباسازی شهر تهران در ادامه گفت: در شكل ديگر ما می‌توانيم نمادها را كه هر يك موضوعی را عنوان می‌كنند در سطح شهر به صورت پراكنده داشته باشيم تا مخاطب مجال درك اين مفاهيم را داشته باشد. «مجال درك» از مواردی است كه بايد به آن توجه ويژه داشته باشيم. مثلا در اتوبانی كه با سرعت در حال عبور آن هستيم مجالی برای درك نماد شهری نداريم، مانند اين است كه در ميان هم‌همه حرف خوبی بزنيم و كسی حرف را نشنود. بايد مطمئن باشيم كه وقتی حرف خوبی می‌زنيم شنونده‌ای حضور دارد كه مجال درك سخن را نيز داراست.
وی ادامه داد: برای درك نمادها بايد نقاطی از شهر را مكان‌يابی كنيم كه مخاطب را سيراب كند، البته مفاهيم و ارزش‌ها هم طبقه‌بندی دارند، برخی ارزش‌ها زيربنايی‌ترند، زمان‌پذير نيستند و مخاطب همه زمان‌ها هستند.
شكوری بيان كرد: البته برخی از ارزش‌ها در مقاطعی از تاريخ پررنگ‌تر و در مقاطعی ديگر كمرنگ‌تر هستند، ارزش‌هايی داريم كه مدت‌ها جزء هنجارهای جامعه بوده‌اند و در ميان آنها ارزش‌هايی هستند كه در بازه‌ای از زمان جزء هنجارهای جامعه به حساب نمی‌آيند. تلاش ما اين بوده كه اگر ارزشی از حوزه هنجارهای ما خارج شده در قالب دانش‌افزايی، آن ارزش‌ها را از طريق ساخت نمادها در شهر چنان اشاعه دهيم كه دوباره تبديل به هنجار شود و از نمادها برای آموزش غير مستقيم استفاده كنيم.
وی عنوان كرد: نمادها حامل اين ارزش‌ها هستند و می‌توانند وجه آموزش غير مستقيم را داشته باشند زيرا امروز زمان آن نيست كه در شكل مستقيم و فارغ از هر گونه فراهم آوردن زمينه مفهومی را به مخاطب منتقل كنيم؛ اساسا شايد يكی از رسالت‌های هنر همين باشد كه در قالب غير مستقيم و زيبا اثرگذاری مناسب بر فطرت انسان داشته باشد،
اين مدرس و عضو هيئت علمی دانشگاه يزد اظهار كرد: نمادها می‌توانند ارزش‌ها و كيفيات را به انسان‌ها منتقل كنند تا افراد بدون اينكه احساس كنند كسی آنها را نصيحت می‌كند بهره‌مند شود. اين موضوعی است كه در پرداختن به نمادها جزء موارد قابل توجه و بضاعت‌های سيستم در آموزش به شكل غير مستقيم در شهرداری تهران است.
وی اضافه كرد: تاثيرگذاری نمادها وابسته به متغيرهای بسيار زيادی است كه بسياری از آنها خارج از حوزه خالقان اين آثار است البته هر چه مطالعات انجام شده در قبل از شكل‌‌گيری و خلق اين آثار عميق‌تر، جامع‌تر و واقع‌بينانه‌تر باشد حتما آنچه كه موجب خلق اثر می‌شود متكی به دانش و اثرگذاری آن بيشتر خواهد بود.
شكوری گفت: بنابراين به نظر می‌رسد بايد كسانی در حوزه علوم اجتماعی حضور داشته باشند كه نبض جامعه را در دست داشته و وضعيت آن را ارزيابی كنند و نتايج و دريافت‌های خود را به خالقان اثر هنری منتقل كنند. مثلاپس از اينكه كسی در حوزه قرآن‌پژوهی مفاهيمی را استخراج و مبانی نظری آن را تهيه كرد، برای عرضه آن مفاهيم در سطح شهر بايد يك جامعه‌شناس به كارشناسی آن مفاهيم بپردازد و بگويد كه اين مفاهيم در چه شكل و با چه كيفيت و كميتی از طريق هنر به جامعه تزريق شود.
وی اضافه كرد: ممكن است در يك جمعه نياز به آن باشد كه كليه مفاهيم به طور غير مستقيم منتقل شود در حالی كه در شهر ديگر و جامعه ديگر به اعتقاد جامعه‌شناس و روانشناس اجتماعی مفاهيم می‌توانند به صورت مستقيم‌تر منتقل شوند.
اين پژوهشگر عرصه معماری عنوان كرد: بنابراين در اين چرخه ميان كسی كه مبانی نظری را برای ما بازتعريف می‌كند و كسی كه آن مبانی را به اثر هنری مجسم تبديل می‌كند بايد كسی وجود داشته باشد كه بر احوال جامعه مسلط باشد تا كمبود‌ها را شناسايی و مطرح كند كه اگر اين واسطه وجود نداشته نباشد ما نمی‌توانيم بگوييم كه اثر هنری‌ای كه ارائه شده تا چه ميزان در جامعه اثرگذار است.
وی بيان كرد: اگر بخواهيم آثار ارائه شده در سطح شهر اثرگذار باشد بايد يك مسير علمی را در پيش بگيريم و اين مسير علمی حتما بخش‌ها و تخصص‌های مختلف را در برمی‌گيرد و هنرمند ما بايد به اين موضع قائل باشد كه به جامعه‌شناسان متصل شود زيرا آنان می‌دانند جامعه ‌هم‌اكنون در چه وضعيتی به سر می‌برد و روی به كدامين سو دارد.
شكوری در پايان خاطرنشان كرد: هنرمند بايد خود را با داده‌های جامعه‌شناسان تطبيق دهند و نياز جامعه را از آنان دريافت كنند، همچنين بپذيرند كه انتقال مفاهيم ارزشی در دنيای امروز راهكارهايی دارد كه شناسايی آنها متخصص خودش را می‌طلبد. جامعه‌شناسان نيز بايد باور داشته باشند كه آموزه‌های اجتماعی صرف جامعه را كفايت نمی‌كند.
captcha