به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، تحريم ربا يكی از مسايل مهم اسلامی است كه بازتاب گستردهای در آيات و روايات دارد. فقهای بزرگ در رابطه با تحريم ربا با يكديگر اختلاف دارند. بسياری از آنان تنها ادله سه گانه قرآن، حديث و اجماع را برای تحريم ربا برشمردهاند، ولی عدهای ديگر معتقدند كه تحريم ربا را بیشك با دليل عقلی نيز میتوان اثبات كرد.
در اين ارتباط، قرآن كريم حداقل در هفت آيه به وضوح تحريم ربا را اثبات میكند. اين آيات عبارتند از: الذين يأكلون الربوا لا يقومون إلا كما يقوم الذی يتخبطه الشيطان من المس ذلك بأنهم قالوا إنما البيع مثل الربوا و أحل الله البيع و حرم الربوا فمن جائه موعظة من ربه فانتهی فله ماسلف و أ مره إلی الله و من عاد فاولئك أصحاب النار هم فيها خالدون(بقره، آيه 275)؛ كسانی كه ربا میخورند(در ميان مردم و برای امر معيشت) به پای نمیخيزند مگر مانند به پای خاستن كسی كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده (و تعادل روانی و عقلیاش را مختل ساخته) است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالی كه خدا خريد و فروش را حلال، و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوی پروردگارش پندی به او رسد و (از كار زشت خود) باز ايستد، سودهايی كه (پيش از تحريم آن) به دست آورده مال خود اوست، و كارش (از جهت آثار گناه و كيفر) با خداست. و كسانی كه (به عمل زشت خود) بازگردند و (نهی خدا را احترام نكنند) پس آنان اهل آتشاند، و در آن جاودانه خواهند ماند.
اين آيه نخست به تشريح حال رباخواران در قيامت میپردازد كه هم چون ديوانگان كه نمیتوانند تعادل خود را حفظ كنند در عرصه محشر وارد میشوند. آنها گامی به جلو بر میدارند و زمين میخورند و برمیخيزند و باز هم گرفتار همان سرنوشت میشوند. در پايان آيه نيز، جاودانگی در آتش جهنم، عقاب رباخواری شمرده شده است. اين مجازات دردناك، يك دليل بر حرمت رباست. هم چنين در آيه تعبير «حرم الربوا» وجود دارد كه صريحا بر حرمت ربا دلالت میكند.
يمحق الله الربوا و يربی الصدقات والله لايحب كل كفار أثيم (بقره، آيه 276)؛ خدا ربا را نابود میكند، و صدقات را فزونی میدهد و خدا هيچ ناسپاس بزهكاری را دوست ندارد.
آغاز آيه شريفه مذمت و تهديدی برای رباخواران است. آخر آيه يعنی جمله «والله لايحب كل كفار أثيم» نيز، به وضوح دلالت بر حرمت ربا دارد؛ چرا كه در اين آيه هم نسبت «كفر» به رباخواران داده شده و هم نسبت « اثم؛گناه»، كه تأكيدی بر معنی كفر است.
يا أيها الذين ءامنوا اتقوالله و ذروا ما بقی من الربوا إن كنتم مؤمنين(بقره، آيه 278)؛ ای اهل ايما! از خدا پروا كنيد، و اگر مؤمن (واقعی) هستيد آن چه را از ربا(بر عهده مردم) باقی مانده رها كنيد.
در اين آيه شريفه، مسئله تحريم ربا به وضوح بيشتری مشاهده میشود. جمله «ذروا؛ رها كنيد» امر است و امر دلالت بر وجوب دارد؛ به خصوص اين كه اين امر با جمله « إن كنتم مؤمنين؛ اگر ايمان داريد» همراه شده است.
يا أيهاالذين امنوا لا تأكلوا الربوا أضعافا مضاعفة واتقوالله لعلكم تفلحون* واتقوالنار التی أعدت للكافرين؛ ای اهل ايمان! ربا را كه سودهای چند برابر است نخوريد، و از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد.* و از آتشی كه برای كافران آماده شده است بپرهيزيد.
در آيه نخست با تعبير «لا تأكلوا الربوا؛ ربا را نخوريد» به صراحت از رباخواری نهی شده است. انتهای آيه دوم نيز، آتش جهنم به عنوان عذاب فعل رباخواری معرفی شده است. علاوه بر اين به رباخواری اطلاق كفر شده است. تمام اين امور دلالت بر تحريم ربا دارد.
فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله و رسوله و إن تبتم فلكم رؤوس اموالكم لاتظلمون ولا تظلمون(بقره، آيه 279)؛ و اگر چنين نكرديد (و به رباخواری اصرار ورزيديد) به جنگی بزرگ از سوی خدا و رسولش (بر ضد خود) يقين كنيد و اگر توبه كرديد، اصل سرمايههای شما برای خود شماست (و سودهای گرفته شده را به مردم باز گردانيد) كه در اين صورت نه ستم میكنيد و نه مورد ستم قرار میگيريد.
در اين آيه نيز مسئله تحريم ربا به وضوح بيشتری قابل مشاهده است. در اين آيه با لحن فوقالعاده تهديدآميز، رباخواران را مورد تهديد قرار داده است. چنين تعبير تندی در هيچ يك از آيات قرآن درباره هيچ گناهی از گناهان وارد نشده است. اين امر نشان میدهد كه رباخواری از ديدگاه اسلام بسيار خطرناك و پرمفسده است.
فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات أحلت لهم و بصدهم عن سيبل الله كثيرا * و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أكلهم أموال النلس بالباطل و أعتدنا للكافرين منهم عذاب أليما(نساء ، آيات 161 و 160 )؛ پس به كيفر ستمی كه يهوديان (به آيات خدا و بر خود و ديگران) روا داشتند، و به سزای آن كه بسياری از مردم را از راه خدا باز داشتند، چيزهای پاكيزهای را كه بر آنان حلال شده بود (مانند صيد ماهی و خوردن چربی و شير و گوشت حيوانات) و (نيز به سبب) ربا گرفتنشان با آن كه از آن نهی شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع (پاكيزههای حلال شده را بر آنان حرام كرديم) و ما برای كافران عذابی دردناك آماده كردهايم.
اين آيات دلالت دارد بر اين كه رباخواری بر يهود نيز حرام بوده است و علیرغم تحريفاتی كه در تورات به عمل آمده، در دو جای تورات كنونی تحريف ربا به چشم می خورد. اين دو جا عبارت است از سِفر لاويان، فصل 25 و سِفر خروج، فصل 22.
حال ممكن است اين سؤال پيش آيد، درست است كه آيه با صراحت میگويد رباخواری بر يهود تحريم شده بود، ولی چگونه از اين آيه استفاده میشود كه بر مسلمانان نيز حرام است؟ در پاسخ به اين سؤال بايد بگوييم كه خداوند متعال اين حكم و مشابه آن را در قرآن با نظر موافق بيان كرده است. اگر اين حكم شامل حال مسلمانان نبود، بايد در اين آيه به آن اشارهای میشد. بنابراين ذكر اين نوع از احكام در قرآن بدون هيچ اشارهای به نفی آن، در واقع امضای آن برای مسلمانان است.
دليل دوم بر تحريم عمل زشت ربا، روايات بسيار زياد و گستردهی است كه در منابع مختلف وارد شده است. اين روايات به قدری زياد است كه شايد به سر حد تواتر برسد. در اين روايات تعابير سيار تكان دهندهی در مورد اين كار اقتصادی ظالمانه و غير انسانی وارد شده است كه درباره كمتر گناهی ديده میشود. در اين جا به پنج گروه از اين روايات كه هر كدام شامل احاديث متعددی است، اشاره میكنيم.
در دسته نخست از اين روايات، رباخواری با عمل زشت منافی عفت مقايسه شده و از آن بدتر شمرده شده است.
از جمله در حديثی از پيامبر(ص) به حضرت علی(ع) فرمودهاند: «يا علی درهم ربا أعظم عندالله من سبعين زَنِیَة؛ ای علی ! يك درهم ربا از نظر گناه و معصيت بدتر از هفتاد بار زنا است».
اين تعبير در روايات متعدد ديگر نيز با اعداد و ارقام مختلف وارد شده است. در بعضی از روايات معادل 33بار و در روايت ديگر معادل 30 بار و در بعضی معادل 20 بار در بعضی معادل يك بار عمل منافی عفت شمرده شده است. همه میدانند اسلام با اعمال منافی عفت برخورد میكند. حال بايد حساب كرد كه زيان و زشتی رباخواری چه قدر زياد است كه درباره آن چنين میگويد و اين از صريحترين دلايل تحريم ربا است.
در اين جا ممكن است دو سؤال پيش آيد؛ نخست اين كه چرا رباخواری با اعمال منافی عفت مقايسه شده و از آن بدتر شمرده شده است؟ سؤال ديگر اين كه؛ چرا اعداد در روايات مزبور تا اين حد متفاوت است؟
در پاسخ به سؤال نخست بايد بگوييم شايد دليل اين امر اين باشد كه رباخواری يكی از عوامل اصلی فقر و اختلاف طبقاتی است. همان گونه كه میدانيم يكی از عوامل فحشاء، فقر و فشار اقتصادی است كه سبب شكست جوانان در تشكيل خانواده و كشانيده شدن آنها به فساد است. اگر ريشه فقر خشكانيده شود، لااقل بخش مهمی از فحشاء و فساد اخلاقی از ميان خواهد رفت. آنها كه مقدمات فقر را در جامعه فراهم میسازند، در فساد و انحراف اخلاقی آن شريك هستند و عمل آنها با چندين برابر عمل منافی عفت برابری میكند.
در پاسخ به سؤال دوم نيز میتوان گفت كه رباها مختلف است. همه انواع ربا بد، ظالمانه و زشت است كه بعضی از بعضی ديگر بدتر و زشتتر است. اين تفاوت اعداد، مربوط به تفاوت انواع ربا است. مثلا ربای «اضعاف مضاعف»(اگر ربادهنده در موعد مقرر قدرت پرداخت بدهی خود را نداشته باشد و رباگيرنده سود را افزايش دهد، اين ربای «اضعاف مضاعف» ناميده میشود. اين ربا در جاهليت مرسوم بوده است) با ربای معمولی متفاوت است و قبح آنها يكسان نيست. ربا گرفتن از يك انسان بسيار ضعيف كه مثلا برای درمان فرزندش مختصری وام میگيرد با رباگرفتن از افرادی كه در چنين شرائط اضطراری قرار ندارند فرق میكند و اولی به مراتب زشتتر و ظالمانهتر است. تحميل رباهای ظالمانه بر يك ملت بزرگ كه تمام هستی آنها را به باد میدهد با رباگرفتن از يك فرد فرق میكند. بنابراين، همه انواع ربا زشت، ظالمانه و گناه است ولی بیشك اين انواع سلسله مراتبی دارد.
منابع: ربا و بانكداری اسلامی؛ آيتالله ناصر مكارم شيرازی و همكاران؛ صص28 – 9.
ـ ربا و تورم، احمد علی يوسفی، صص105 – 102