به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام احمد لطفيان سرگزی، امامجمعه نيكشهر در جلسه تفسير آيات 22 تا 30 سوره بقره كه با حضور جوانان و خانوادههايشان در نيكشهر برگزار شد، گفت: خداوند در آيه 22 سوره بقره میفرمايند «الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» همان خدایى كه زمين را براى شما فرشى گسترده و آسمان را بنایى افراشته قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوهها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود میدانيد. خداوند در اين آيه به نعمتهاى متعددى اشاره میكند كه هركدام از آنها سرچشمه چند نعمت ديگر است.
وی افزود: ياد نعمتهاى الهى از بهترين راههاى دعوت به عبادت است «اعْبُدُواْ رَبَّكُم...الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ»، از بهترين راههاى خداشناسى، استفاده كردن از نعمتهاى در دسترس است «جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء»، در نظام آفرينش، هماهنگى كامل به چشم میخورد (برهان نظم) «جَعَلَ، أَنزَلَ، أَخْرَجَ»، آفريدهها هركدام براى هدفى خلق شدهاند «رِزْقًا لَّكُمْ» باران براى رشد و ثمر دادن ميوهها «فَأَخْرَجَ بِه» و ميوهها براى روزى انسان «رِزْقًا لَّكُمْ»، زمين و باران وسيله هستند، رويش گياهان و ميوهها به دست خداست «فَأَخْرَجَ»، نظم و هماهنگى دستگاه آفرينش، نشانه توحيد است، پس شما هم يكتاپرست باشيد «فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا»، ريشه خداپرستى در فطرت و وجدان همه مردم است «وَأَنتُمْ تَعْلَمُون».
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر بيان كرد: در آيه 23 میخوانيم «وَإِن كُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»، و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست میگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. اين آيه، معجزه بودن قرآن را مطرح میكند. پيامبران، يك دعوت دارند كه هدايت به سوى خداست و با استدلال و موعظه و جدال نيكو انجام میدهند و يك ادعا دارند كه از سوى خدا براى هدايت مردم آمدهاند و براى آن معجزه میآورند. پس معجزه براى اثبات ادعاى پيامبر است، نه دعوت او.
حجتالاسلام لطفيان با بيان اينكه مخفى كردن معجزه به معناى ناديده نگرفتن نظام علت و معلول نيست، بلكه معجزه نيز علت دارد، ولى علت آن يا اراده الهى است يا عواملى كه خداوند علت بودن آن را براى مردم مخفى كرده است، اظهار كرد: خداوند در قرآن كريم، بارها مخالفان اسلام را دعوت به مبارزه كرده است، كه اگر شما اين كتاب را از سوى خدا نمیدانيد و ساخته و پرداخته دست بشر میدانيد، به جاى اين همه جنگ و مبارزه، كتابى مثل قرآن بياوريد تا صداى اسلام خاموش شود! خداوند براى اثبات حقانيت پيامبر و كتاب خود، از يك سو مخالفان را تحريك و از سوى ديگر به آنان تخفيف داده است. يك جا فرموده «فَأْتُوا بِكِتَابٍ» كتابى مثل قرآن بياوريد و در جاى ديگر فرموده است «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ» 10 سوره و در جاى ديگر میفرمايد «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ ال» يك سوره، به علاوه میگويد براى اين كار میتوانيد از تمام قدرتها، ياران و همفكران خود در سراسر جهان دعوت كنيد.
امامجمعه نيكشهر گفت: تقسيمبندى قرآن و نامگذارى هر بخش به نام سوره، در زمان پيامبر(ص) از جانب خداوند بوده است «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ»، قرآن در ستايش انبيا، يا بعد از كلمه «عَبْدِنَا» و يا قبل از كلمه «عَبْد» نام آنان را میبرد «عَبْدِنَا ايوب»، «ابراهيم...كُلٌّ مِنْ عِبَادِنَا» ولى درباره پيامبر اسلام تنها كلمه «عبد» بدون ذكر نام را به كار میبرد تا بگويد عبد مطلق، حضرت محمد(ص) است.
وی عنوان كرد: بايد از فكر و دل افراد شكزدایى صورت گيرد بهويژه در مسائل اعتقادى «وَإِن كُنتُمْ فِی رَیْبٍ»، شرط دريافت وحى، بندگى خداست «نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا»، قرآن، كتاب استدلال و احتجاج است و راهى براى وسوسه و شك باقى نمیگذارد «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ»، انبيا بايد معجزه داشته باشند و قرآن معجزه رسول اكرم(ص) است «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ»، دين جاويد، معجزه جاويد میخواهد تا هر انسانى در هر زمان و مكانى اگر دچار ترديد و شك شد بتواند خود آزمايش كند «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ»، بر حقانيت قرآن به قدرى يقين داريم كه اگر مخالفان، يك سوره مثل قرآن نيز آوردند به جاى تمام قرآن میپذيريم «بِسُورَةٍ»، بهترين قاضى و داور، وجدان است، خداوند وجدان مخالفان را داور قرار داده است «وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم».
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر اذعان كرد: همچنين در آيه 24 اين سوره آمده است «فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» پس اگر اين كار را نكرديد و هرگز نمیتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد. در سوره انبياء میخوانيم «إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ» شما و آنچه غير از خدا پرستش میكنيد (بتهايتان)، هيزم دوزخيد. بنابراين ممكن است مراد از سنگ در اين آيه، همان بتها باشند كه مورد پرستش بودهاند، نه هر سنگى، تا آنان بدانند و به چشم خود ببينند كه كارى از بتها ساخته نبوده و نيست.
حجتالاسلام لطفيان در پاسخ به اين پرسش كه الفاظ اختراع بشر است، پس چگونه نمیتواند مثل قرآن را بياورد؟ بيان كرد: حروف الفبا از بشر است، ولى نحوه تركيب و بيان مفاهيم بلند آنها، برخاسته از علم و هنر است. قرآن كريم بر اساس علم و حكمت بیپايان الهى نزول يافته است ولى هر كتاب ديگرى از سوى هركس كه باشد، بر اساس علم محدود و محصور به جهل بشر تأليف يافته است پس هيچگاه بشر نمیتواند كتابى مثل قرآن بياورد.
وی ادامه داد: يقين به حقانيت راه و هدف، يكى از اصول رهبرى است «وَلَن تَفْعَلُواْ»، اكنون كه احساس عجز و ناتوانى كرديد، تسليم حق شويد «وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ»، انسان جمود و كافر، هم رديف سنگ است «النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»، خباثتهاى درونى انسان گناهكار در قيامت تجسم يافته و آتشگيرانه میشود «وَقُودُهَا النَّاسُ»، كفر و لجاجت، انسان شايسته خليفةالّلهى را به هيزم دوزخ تبديل میكند «وَقُودُهَا النَّاسُ»، رهایى از آتش دوزخ در گرو ايمان به قرآن و تصديق پيامبر اسلام(ص) است «فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ...اُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ».
امامجمعه نيكشهر اظهار كرد: خداوند در آيه 25 میفرمايند «وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» و كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته انجام دادهاند مژده ده كه ايشان را باغهایى خواهد بود كه از زير درختان آنها جویها روان است هر گاه ميوهاى از آن روزى ايشان شود میگويند اين همان است كه پيش از اين نيز روزى ما بوده و مانند آن نعمتها به ايشان داده شود و در آنجا همسرانى پاكيزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند. شايد مراد از «مُتَشَابِهًا» اين باشد كه بهشتيان در نگاه اول، ميوهها را مانند ميوههاى دنيوى میبينند و میگويند شبيه همان است كه در دنيا خورده بوديم، لكن بعد از خوردن میفهمند كه طعم و لذت تازهاى دارد و شايد مراد اين باشد كه ميوههایى به آنان داده میشود كه همه از نظر خوبى و زيبایى و خوشعطرى يكسانند و مانند ميوههاى دنيا درجه يك، دو و سه ندارد.
حجتالاسلام لطفيان گفت: در قرآن كريم، معمولا ايمان و عمل صالح در كنار هم مطرح شده است، ولى ايمان بر عمل صالح مقدم قرار گرفته است. آرى، اگر اتاقى از درون نورانى شد، شعاع اين نور از روزنه و پنجرهها بيرون خواهد زد. ايمان، درون انسان را نورانى و قلب نورانى، تمام كارهاى انسان را نورانى میكند، بركات ايمان و عمل صالح بسيار است كه در آيات قرآن به آنها اشاره شده است.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر اذعان كرد: مژده و بشارت همراه با هشدار و اخطار (در آيه قبل) يكى از اصول تربيت است «فَاتَّقُواْ النَّارَ...وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ...»، ايمان قلبى بايد توأم با اعمال صالح باشد «آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ»، انجام همه كارهاى صالح و شايسته كارساز است نه بعضى از آنها «عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ»، كارهاى شايسته و صالح در صورتى ارزش دارد كه برخاسته از ايمان باشد نه تمايلات شخصى و جاذبههاى اجتماعى، اول «آمَنُواْ» بعد «آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ»، محروميتهایى كه مؤمن به جهت رعايت حرام و حلال در اين دنيا میبيند در آخرت جبران میشود «رُزِقُواْ»، ما در دنيا نگران از دست دادن نعمتها هستيم، اما در آخرت اين نگرانى نيست «وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»، آشنایى با سابقه نعمتها بر لذت كاميابى میافزايد «رُزِقْنَا مِن قَبْلُ»، همسران بهشتى نيز پاكيزهاند «أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ».
وی گفت: در آيه 26 سوره بقره آمده است «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَسْتَحْیِی أَن یَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَیَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَیَهْدِی بِهِ كَثِيرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ» خداى را از اينكه به پشهاى يا فروتر يا فراتر از آن مثل زند شرم نيايد پس كسانى كه ايمان آوردهاند میدانند كه آن مَثل از جانب پروردگارشان بجاست ولى كسانى كه به كفر گراييدهاند میگويند خدا از اين مَثل چه قصد داشته است، خدا بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را با آن راهنمایى میكند ولى جز نافرمانان را با آن گمراه نمیكند.
امامجمعه نيكشهر با اشاره به اينكه كلمه «بعوض» به معناى پشه و ريشه آن از «بعض» است كه به جهت كوچكى جثه به آن اطلاق شده است، عنوان كرد: مثالهاى قرآن براى همه مردم است و هر نوع مثلى نيز در آن آمده است «وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ» البته اين مثلها را نبايد ساده انگاشت، زيرا دانشمندان كُنه آن را درك میكنند «وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ»، در مثال زدن تذكر، تفهيم، تعليم، بيان و پردهبردارى از حقايق نهفته است و در كتابهاى آسمانىِ پيشين نيز همانند تورات و انجيل و در سخنان رسول اكرم(ص) و ائمه اهل بيت(ع) فراوان ديده میشود، در تورات نيز بخشى به نام «أمثال سليمان» وجود دارد.
حجتالاسلام لطفيان در پاسخ به اين پرسش كه چرا خداوند گروهى را با قرآن و مثالهاى آن گمراه میكند؟ خاطرنشان كرد: خداوند كسى را گمراه نمیكند، بلكه هر كس در برابر حقايق قرآن بايستد، خود گمراه میشود و به اين معنى میتوان گفت كه قرآن، سبب گمراهى او شد.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر اظهار كرد: گرچه در اين آيه، هدايت و گمراهى بهطور كلى به خداوند نسبت داده شده است، ولى آيات ديگر، مسئله را باز كرده و میفرمايد «یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ» خداوند كسانى را هدايت میكند كه به سوى او بروند، «یَهْدِی بِهِ اللَهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ» به دنبال كسب رضاى او باشند، «الَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» آنان كه در راه او جهاد كنند و برعكس، كسانى كه با اختيار خود در راه كج حركت كنند، خداوند آنان را به حال خود رها میكند. مراد از گمراه كردن خدا نيز همين معناست، چنان كه درباره كافران، ظالمان، فاسقان و مسرفان جمله «لاَ یَهْدِی» به كار رفته است.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر اذعان كرد: حيا و شرم در مواردى است كه كار شرعا، عقلا يا عرفا مذموم باشد، اما در بيان حقايق، شرم و خجالت پسنديده نيست «لاَ یَسْتَحْیِی»، حقايق والا و مهم را میتوان با زبان ساده و مثال بيان كرد «أَن یَضْرِبَ مَثَلًا»، مؤمن كلام خدا را باور دارد و مطيع آن است «یَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ»، مثالهاى قرآن وسيله تربيت و رشد است «فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ»، مثالهاى قرآن حق و در مقام بيان حقايق است «أَنَّهُ الْحَقُّ»، انسانِ حقيقتجو از هر نورى راه را میيابد، ولى شخص بهانهگير و اشكالتراش به هر چراغى خرده میگيرد «مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا»، كفر و لجاجت عامل بهانهگيرى است «مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا»، فسق موجب گمراهى و مانع شناخت حقايق است «وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ»، مثالهاى قرآن وسيله هدايت يا ضلالت است «یُضِلُّ بِهِ،یَهْدِی بِهِ»، خداوند پيمانشكن را فاسق و فاسق را گمراه میكند «وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ».
وی بيان كرد: در آيه 27 اين سوره میخوانيم «الَّذِينَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» همانانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن میشكنند و آنچه را خداوند به پيوستنش امر فرموده میگسلند و در زمين به فساد میپردازند آنانند كه زيانكارانند. پيمانهاى الهى كه در اين آيه مطرح شده متعدد است، خداوند از انبيا پيمان گرفته تا آيات الهى را به مردم بگويند و از اهل كتاب تعهد گرفته تا كتمان حقايق نكنند و به بشارتهاى تورات و انجيل كه درباره پيامبر اكرم(ص) آمده است.
امامجمعه نيكشهر با اشاره به اينكه در اسلام وفاى به عهد واجب است، حتى نسبت به كفار، افزود: همچنين عهدشكن، منافق معرفى شده است هر چند كه اهل نماز باشد. رسول خدا(ص) فرمودند «لا دِينَ لِمَنْ لا عَهْدَ لَهُ» آن كس كه پايبند تعهدات خود نيست از دين بهرهاى ندارد. خداوند در اين آيه فرمان داده؛ تا با گروههایى پيوند و رابطه داشته باشيم «أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ» در روايات آن گروهها چنين معرفى شدهاند «رهبران آسمانى، دانشمندان، خويشاوندان، مؤمنان، همسايگان و اساتيد» و هر كس رابطه خود را با اين افراد قطع كند، خود خسارت میبيند، زيرا جلوی رشد و تكاملى را كه در سايه اين ارتباطات میتوانسته داشته باشد گرفته است.
حجتالاسلام لطفيان اذعان كرد: پيمانشكنى، شيوه فاسقان است «الْفَاسِقِينَ، الَّذِينَ یَنقُضُونَ»، به پيمان فاسقان، اعتماد نكنيد، كسى كه پيمان خداوند را نقض میكند به عهد و پيمان ديگران وفادار نخواهد بود «یَنقُضُون، یَقْطَعُون»، انسان در برابر خداوند مسئول است، زيرا با عقل و فطرت خود با او عهد و ميثاق بسته كه به احكام دين عمل كند «عَهْدَ اللَّهِ»، اسلام با انزوا مخالف است «أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ»، عهدشكن به تدريج مفسد میشود «یَنقُضُونَ، یُفْسِدُونَ»، عهدشكن به خود ضربه میزند نه خداوند «أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ».
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر با بيان اينكه بهترين راه خداشناسى، فكر در آفرينش خود و جهان است، گفت: خداوند در آيه 28 سوره بقره میفرمايد «كَیْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاكُمْ ثُمَّ یُمِيتُكُمْ ثُمَّ یُحْیِيكُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» چگونه خدا را منكريد با آنكه مردگانى بوديد و شما را زنده كرد باز شما را مىميراند و باز زنده میكند و آنگاه به سوى او بازگردانده میشويد. سؤال از عقل و فطرت، يكى از شيوههاى تبليغ و ارشاد است «كَیْفَ تَكْفُرُونَ...»، تفكر در تحولات مرگ و حيات بهترين دليل بر اثبات وجود خداوند است «كُنتُمْ أَمْوَاتًا» خودشناسى مقدمه خداشناسى است، در بينش الهى هدف از حيات و مرگ، تكامل و بازگشت به منبع كمال است «ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ».
وی عنوان كرد: همچنين در آيه 29 اين سوره آمده است «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِيمٌ» اوست آن كسى كه آنچه در زمين است همه را براى شما آفريد سپس به آفرينش آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار كرد و او به هر چيزى داناست. كفر به خداوند بخشنده توانا و برطرفكننده نيازها، شگفتانگيز است «كَیْفَ تَكْفُرُونَ...هُوَ الَّذِی...»، هستى براى بشر آفريده شده است «خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِيعًا»، نظام هستى هدفدار است و در آفرينش جهان، تدبير و طرح حكيمانه مطرح بوده است «خَلَقَ لَكُم»، هيچ آفريدهاى در طبيعت بيهوده نيست هر چند ما راه استفاده از آن را ندانيم «خَلَقَ لَكُم»، اصل آن است كه همه چيز براى انسان مباح است، مگر دليل مخصوصى آن را رد كند «خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِيعًا»، دنيا براى انسان است نه انسان براى دنيا «خَلَقَ لَكُم».
امامجمعه نيكشهر افزود: انسان میتواند از نظر علمى به جایى برسد كه از تمام مواهب طبيعى بهرهگيرى كند و اسرار هستى را كشف و آنرا تسخير كند «لَكُم»، بهرهگيرى از مواهب زمين براى همه است «خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ»، آسمانهاى هفتگانه جهان داراى اعتدال و بدون كمترين اعوجاج و ناهماهنگى است «فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»، آفرينش آسمان و زمين همه بر اساس علم الهى است «خَلَقَ لَكُم...عَلِيمٌ».
حجتالاسلام لطفيان عنوان كرد: در آيه 30 اين سوره خداوند میفرمايد «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن یُفْسِدُ فِيهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت فرشتگان گفتند آيا در آن كسى را میگمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو، تو را تنزيه میكنيم و به تقديست میپردازيم فرمود من چيزى میدانم كه شما نمیدانيد. در آيه قبل خوانديم كه خداوند، همه مواهب زمين را براى انسان آفريده است، در اين آيه و آيات بعد، مسأله خلافت انسان در زمين مطرح میشود كه نگرانى فرشتگان از فسادهاى بشر و توضيح و توجيه خداوند و سجده آنان در برابر نخستين انسان را به دنبال دارد.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيكشهر ادامه داد: فرشتگان يا از طريق اخبار الهى و يا مشاهده انسانهاى قبل از حضرت آدم(ع) در عوالم ديگر يا در همين عالم و يا به خاطر پيشبينى صحيحى كه از انسان خاكى و مادى داشتند، خونريزى و فساد انسان را پيشبينى میكردند. گرچه همه انسانها استعداد خليفه خدا شدن را دارند، اما همه خليفه خدا نيستند زيرا برخى از آنها با رفتار خود به اندازهاى سقوط میكنند كه از حيوان هم پستتر میشوند.
وی اظهار كرد: خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم كرد، سپس او را آفريد «خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِيعًا...وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ»، آفرينش ملائكه، قبل از آدم بوده است زيرا خداوند آفريدن انسان را با آنان در ميان گذاشت، انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهى تنها به دست خداست «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِيفَةً»، انسان جانشين دائمى خداوند در زمين است «جَاعِلٌ»، انسان میتواند اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفةاللهى باشد «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِيفَةً»، ملائكه، فساد و خونريزى را كار دائمى انسان میدانستند «یُفْسِدُ فِيهَا وَیَسْفِكُ».
حجتالاسلام لطفيان اذعان كرد: حاكم و خليفه الهى بايد عادل باشد نه فاسد و فاسق، خليفه نبايد «يفسد فى الارض» باشد، طرح لياقت خود اگر بر اساس حسادت نباشد مانعى ندارد «وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ»، عبادت و تسبيح در فضاى آرام تنها ملاك و معيار لياقت نيست «وَنَحْنُ نُسَبِّحُ»، مطيع و تسليم بودن با سؤال كردن براى رفع ابهام منافاتى ندارد «أَتَجْعَلُ فِيهَا»، خداوند فساد و خونريزى انسان را مردود ندانست، لكن مصلحت مهمتر و شايستگى و برترى انسان را طرح كرد «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ»، توقع نداشته باشيد همه مردم بیدليل، سخن يا كار شما را بپذيرند زيرا فرشتگان نيز از خدا سؤال میكنند «قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا»، علوم و اطلاعات فرشتگان محدود است «مَا لاَ تَعْلَمُونَ».