حجتالاسلام و المسلمين سيدعلیاكبر حسينی، مدير گروه تفسير ترتيبی قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به اهميت و تأثير قصههای قرآنی بر رفتار و انديشه كودكان گفت: اگر روشهای تربيتی را فهرست كنيم، تربيت از رهگذر قصه، نمايشنامه و فيلم، روشی مؤثر و سازنده است و میتوان در تقسيم سطح زبانی مخاطبان ادعا كرد كه قصه وسيله انتقال پيام از يك انديشه به سطوح متوسط جامعه و به ويژه كودكان و نوجوانان است.
وی با بيان اينكه مدخلهای واژگانی گروه كودك و نوجوان اين اندازه گسترده نشده است كه از طريق مفاهيم انتزاعی مفهوم را انتقال دهد، افزود: با توجه به اينكه منطق پويايی يك مكتب تربيتی اقتضاء میكند كه از قصه و قصهگويی استفاده كند، از اين رو بايد با بهرهگيری از اين روش و در نظر گرفتن تفاوتهای مخاطبان و توجه به سطوح دانش و زبانی آنها، قصهها به صورت معقول روايت شوند.
حجتالاسلام حسينی با اشاره به استفاده قرآن از اين مفهوم و روش هدايتی، اظهار كرد: اگر تورقی بر قرآن و از همين زاويه آن را واكاوی كنيم، غالباً اصول و قواعد در برخی از آيات بيان شده كه سهم انديشمندانی است كه میتوانند بدون استناد و تكيه بر تمثيل، استعاره، تشبيه و قصه، به حقيقت برسند.
وی ادامه داد: يك متكلم و مفسر میتواند مفاهيمی را كه در قرآن مستقيم و بیواسطه القاء شده است به خوبی دريافت كند و متناسب با آن حوزه از آيات و سورههای قرآن، برای تنزل مفهوم سنگين كلامی و الهی برای مخاطبان، از زبان قصه مدد بگيرد.
حجتالاسلام حسينی با اشاره به آسيب فرهنگی مورد تهديد در قصههای قرآنی بيان كرد: آيات در اين زمينه بسيار زياد است و آنچه كه نبايد مورد غفلت واقع شود اين است كه وقتی از قصه صحبت میشود، ناخواسته يك آسيب فرهنگی، تاريخی و اجتماعی با اين مفهوم قرين میشود كه قصه، مطلب غيرجدی و سرگرمكننده است؛ از اين رو بايد بين داستان و غيرعلمی بودن مطلب توازن برقرار باشد.
وی در ادامه به روش قرآن در انتقال پيام اشاره و تصريح كرد: خداوند در سوره فرقان درباره نزول تدريجی قرآن به عنوان بهترين شكل ممكن برای تثبيت معارف قرآنی اشاره كرده و به شبهاتی كه در اين باره وجود دارد پاسخ محكمی میدهد.
حجتالاسلام حسينی با اشاره به آيه «وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ» در سوره مباركه هود، بيان كرد: همين ويژگی بازگويی داستان زندگی پيامبران، برای كليت قرآن آمده است؛ از اين رو قصههای قرآنی بهترين گزينه برای عميقترين آثار تربيتی و نه سرگرمی است.
وی ادامه داد: آسيب فراگير كه بين قصه و سستی مطلب وجود دارد اين است كه در برخی موارد قصه و سادگی مطالب موضوعی جدی تلقی نمیشود؛ از اين رو نبايد تصور كرد كه سادگی و سهولت مطلب نشان از غيرجدی بودن آن داشته و هر موضوعی هر چه پيچيدهتر باشد علمیتر تلقی میشود.
وی با بيان اينكه در قصههای قرآنی بايد عبرتها بيان شوند، گفت: روح حاكم بر قرآن عدالت، توحيد، مواسات، دوستی و انس با جامعه دينی و انسانی است و از اين موارد مهمتر مشخصههای قرآن و قصههای قرآنی، توحيدمداری و توحيدمحوری و تلقی انسانها از جايگاه خداوند در منظومه هستی است كه بايد برای گروه كودك و نوجوان برجسته شود.
حجتالاسلام حسينی در پاسخ به اينكه ارزيابی شما از قصههای قرآنی نوشته شده چيست و كودكان و نوجوانان چه اندازه با اين قصهها مانوس هستند، اظهار كرد: قصه را زمانی قصه قرآنی میدانيم كه به مبانی توحيدی عينيت ببخشد و در اين راستا شخصيتپردازی، تصويرسازی، تصويرگری و فن بيان آن نيز با دقت انجام شده و روح توحيدی در آن ساری و جاری باشد.
وی با انتقاد از برخی قصههای قرآنی گفت: در بيشتر قصههايی كه نوشته میشود، شخصيتپردازی و نه شخصيتپروری مطرح بوده است و آنچه در قصهها به آن پرداخته میشود موضوع فقر و غنا است و میتوان گفت اين موضوع عمده خميرمايه قصهها است و فضايی كه با احساسات گره خورده، فضايی است كه برگرفته از فضای امانيستی و انسانمدارانه است.
حجتالاسلام حسينی تصريح كرد: در قصهها، خبری از شخصيت و هويت توحيدی افراد نيست و مفاهيمی وجود دارد كه با ادبيات رايج متفاوت بوده و ما نمیتوانيم آن را قصه قرآنی بدانيم؛ چرا كه از مفاهيم قرآنی و توحيدی خالی است.
وی با اشاره به چگونگی تبيين قصهها در كتاب آسمانی قرآن كريم گفت: قصههای قرآنی به صورت برشهای گسسته است. به عنوان مثال مطالعه داستان حضرت يوسف(ع) و مقايسه آن با آنچه در قرآن است نشان میدهد كه اين داستان در قرآن به صورت گسسته است و مطالبی نيز وجود دارد كه از روايات، تخليات نويسنده و منابع تاريخی گرفته شده و پيوستگی كه ما از اين داستان قرآن انتظار داريم در قرآن وجود ندارد.
وی ادامه داد: اگر بخشهايی از اين داستان در قرآن نيست به نظر میآيد كه ابتر است، اما بايد گفت كه خداوند از اين نگفتهها و عدم پيوستگی داستان هدف دارد و اين جور نيست كه خداوند بیاطلاع بوده و درباره اينكه بازگو نشده است میتوان گفت كه پيامهای تربيتی ناگفتههای خداوند كمتر از گفتههای آن نيست.
مدير گروه تفسير ترتيبی قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم بيان كرد: اين موارد نبايد مورد غفلت واقع شود و ناگفتهها بايد مورد توجه قصهپرداز قرار گيرد؛ چرا كه اوج زيبايیهای قرآن در كشف اين ناگفتههاست و قرآنی بودن قصه با توجه به اين مختصات است كه متجلی میشود و میتوانيم نورانيت قرآن و آثار ژرف آن را مورد توجه قرار دهيم و كسانی میتوانند در اين زمينه اقدام كنند كه مطالعات قرآنی جدی داشته باشند و قرآنباوری تمام وجودشان را فراگرفته باشد.