به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در بين جمعيت شركتكننده در مراسم تشييع شهدا مردی با پيراهن سفيد و چفيهای مشكی كه شاخه گلی در دست داشت، پرسيد: خبرنگاری؟ گفتم: اگر خدا بخواهد. چطور؟ گفت: اين جمله را هم از طرف من در ياداشتهايت بياور: آخرين اميد يك توبهكننده عاجز، شهدا هستند. به خاطر مقام و آبروی آنها، از خداوند میخواهم كه هم در اين دنيا و هم در آخرت دستم را بگيرد.
طول مسير حركت شهدا به وسيله پرچمهای يا زهرا(س)، يا حسين(ع) و يا اباالفضل(ع) يا مهدی(عج) و كتيبههای مذهبی و پرچم ايران تزئين شده بود. همچنين بر روی تعدادی بنر كوچك نوشته بودند؛ مسير تشييع.
مقابل درب اصلی سازمان صدا و سيما نيروهای پليس و بسيج ايستاده بودند. كمی آن سوتر از آنها هم عدهای با پرچمهای بزرگ سياهی ايستاده بودند كه رويشان نامهای ائمه اطهار (ع) بود.
در ابتدای خيابان منتهی به سازمان ايستگاه صلواتیای قرار داشت كه عدهای با لباس نظامی در آنجا بودند. مقابل ايستگاه نيسان وانتی بود كه به وسيله گل، بیسيم و قمقه تزئين شده بود. بر روی آن تابوتی متفاوت با تابوت شهدا قرار داشت كه روی تابوت نوشته شده بود يا فاطمة الزهرا(س). اين تابوت نمادين حضرت زهرا(س) بود.
صدای زيارت عاشورا از داخل مسجد به گوش می رسيد. هوا نيمه ابری و گرم بود و زمينها هم خيس. سيدفضلالله محمدی معروف به سيد سقا در كنار مزار شهدا با كوزهاش مشغول آب دادن مردم بود.
بعد از اتمام زيارت عاشورا، عدهای با چفيه و سربند به سر همراه با مردم مقابل درب ورودی مسجد منتظر تابوت شهدا میشوند.
چند دقيقه بعد، مداح شعر معروف« كجائيد ای شهيدان خدائی ...» را میخواند و سپس تابوت شهدا آورده میشود. جمعيت سينهزنان و يا زهرا(س) گويان تابوتها را به سمت محل تدفين حركت میدهند. تعدادی از مردم تابوتها را گلباران میكنند.
در ميان دود اسپند مردی با كت شلوار آبیرنگی با پای برهنه در حركت بود.
مردم يا حسين(ع) و يا زهرا(س) گويان در حال تشييع جنازهها بودند و پرچمهای بزرگ در رنگهای سياه و قرمز به نام ائمه اطهار(ع) در اهتزاز بود.
در بين جمعيت خانواده جاويدالاثر شهيد مجيد افشاری و مادر شهيد بهروز صبوری ديده میشدند.
بر روی يكی از تابوت شهدا نوشته بود؛ يا زهرا(س)، شهيد گمنام، محرم ـ شرهانی، 23 ساله، تهران، دانشگاه علوم پزشكی بهشتی.
نماز ميت توسط حجتالاسلام والمسلمين صديقی، برگزار شد. پس از اقامه نماز، تابوتهای شهدا به سمت دانشكده داروسازی به حركت درآمد. قسمت ورودی دانشگاه نوشته شده بود: «ادخلواها بسلامٍ آمنين»ـ
مدفن شهدا به صورت شمسه بود كه اطراف آن بهوسيله داربست و گونی پوشيده شده بود. داخل شمسه يك محيط دايرهای بود كه داخل آن محيط قرار بود شهدا را دفن كنند.
ابوالقاسمی، حجتالاسلام صديقی، طرقت منفرد، وزير بهداشت و سردار رحيم صفوی از سخنرانان اين مراسم بودند. در ميان سخنرانیها اميد معنوی به شعرخوانی پرداخت.
مادر شهيد صبوری نيز بر روی سن حاضر شد و شهيدی را در بغل گرفت و سپس بر روی صندلی مینشيند. در خلال مراسم سردار صفوی از وی دعوت به سخن میكند و وی هم میپذيرد.
هوا كمی نيمه ابری شد. تابوتهای شهدا را همراه با دمامهزنی و مداحی از روی سن برمیدارند و به سمت محل تدفين میبرند. در همين حين چند كبوتر را هم به پرواز درمیآورند.
پس از قرار دادن شهدا در قبر، تلقين توسط يك روحانی جوان انجام میشود كه در ابتدا صدا كمی قطع و وصل میشد.
پس از اتمام مراسم، صدای اذان در فضای دانشكده طنينانداز شد و مردم هم آماده نماز شدند.
در حصار محل تدفين جوانی در داخل يك تابوت خالی شهيد مشغول نماز خواندن بود.