«وَلتكن مِنكم اُمَّة یَدعون اِلَی الخَيرِ و يأمرون بِالمَعروفِ و یَنهَون عَنِ المُنكرِ و اُولئِكَ هُمُ المُفلِحون و بايد برخی از شما (مسلمانان)، مردم را به خير و صلاح دعوت كنند و آنان را به نيكوكاری امر و از بدی نهی كنند»(آل عمران/ آيه 104)
بارزترين معيار انسانيت در انديشه دينی ما، شناخت و ايفای مسئوليت است. در حقيقت بازگشت و بازدهی ساير حوزههای عملی، به اين اصل خواهد بود. اگر دو فريضه امر به معروف و نهی از منكر، از فقه و تعامل رفتا«وَلتكن مِنكم اُمَّة یَدعون اِلَی الخَيرِ و يأمرون بِالمَعروفِ و یَنهَون عَنِ المُنكرِ و اُولئِكَ هُمُ المُفلِحون و بايد برخی از شما (مسلمانان)، مردم را به خير و صلاح دعوت كنند و آنان را به نيكوكاری امر و از بدی نهی كنند».(آل عمران/ آيه 104)
بارزترين معيار انسانيت در انديشه دينی ما، شناخت و ايفای مسئوليت است. در حقيقت بازگشت و بازدهی ساير حوزههای عملی به اين اصل خواهد بود. اگر دو فريضه امر به معروف و نهی از منكر از فقه و تعامل رفتاری مسلمين حذف شود جز پيكری بیروح از وظايف، احكام و محافل باقی نمیماند. به قول مجتهد «خبير صاحب جواهر» آيات و اخبار در اين باب به گونهای است كه كمر ما را میشكند!
اشاره بلكه تصريح آيه فوق نيز حاكی از همين مطلب است. چنانكه افضليت مسلمانان به بركت احيای اين دو ركن در جامعه است، غفلت يا اهمال نسبت به اين آيات كمرشكن، علاوهبر ارائه مكتبی بدون خاصيت تفوق و تعالی موجب ارتكاب معاصی متعدد اخلاقی و اعتقادی در جامعه خواهد شد.
نزد اهل معنا افضل قربات بعد از فرائض اقامه عزاداری سيدمظلومان حضرت اباعبدالله(ع) است كه خاكساری و خدمتگزاری آستانش بر منصب ناسوت و ملكوت اشرف است. فلك غلامی حافظ كنون به طوع كند/ كه التجا به در دولت شما آورد؛ اما اگر اين چشمه زلال گلآلود شود، نه تنها شفابخش نيست بلكه ناقل امراضی است كه دست آخر آنچه باقی میماند دينی محرف و عقايدی پوچ و به دور از حقيقت است. اگر طالب عزت، فكرت و اعتلابخشی تشكيلات اباعبدالله(ع) هستيم، اگر به دنبال بازگشت به معارف اصيل و مصفای اهل بيت(ع) هستيم، بايد پيكره دين را از آفات و خرافات بزدائيم وگرنه دچار تخدير دينی و تبعيت كوركورانه از يك سلسله آداب سليقهای خواهيم شد. بر سر آنم كه گر ز دست برآيد/ دست به كاری زنم كه غصه سرآيد.
انگيزه تحرير اين نوشتار تنبه مجدد است نسبت به دسيسههای دشمنان تشيع كه با نشانه گرفتن محافل، مجريان و متوليان عزاداری در پی بیمحتوی كردن آن با ابزار و طرق مختلف هستند. در طول سالهای اخير معاندان قسمخورده تلاش مضاعف كردند تا پی و ريشه اعتقادات شيعی را بخشكانند. چاپ كتابی به نام «A plan to Divide and Desolate Theology» طرحی برای تفرقهافكنی و منزوی كردن دين، از جمله اقدامات آنان است. در اين كتاب براساس مصاحبه مندرج از «مايكل برانت»، معاون ارشد رئيس سابق سيا و عضو مهم بخش شيعهشناسی آن سازمان، اختصاص مبلغ 900 ميليون دلار (سال 2008) برای سازماندهی مبارزه با تشيع تنها بخشی از اين طرح است.
بنا نداريم اصل مصاحبه و حواشی آن را مطرح كنيم؛ اما از طرح رأسهای مصاحبه و تحقيقات به عمل آمده آن ناگريز هستيم. مراجع شيعه سرچشمه اصلی قدرت اين مذهب هستند كه هيچ وقت با حاكم غيراسلامی بيعت نكردهاند(نظير فتوای ميرزای شيرازی) تا جايی كه مثل قم اكنون پنجه در پنجه آمريكای ابرقدرت زورآزمايی میكند. در لبنان نهضت آيتالله موسیصدر، ارتشهای انگليس، فرانسه و اسرائيل را مجبور به فرار كرد.
امروز نير حزبالله لبنان بزرگترين مزاحم اسرائيل به شمار میرود. ما به اين نتيجه میرسيم كه رودر رويی مستقيم با شيعه زيانبار است. بايد به كارهای پشتپرده روی آورد و به جای اصل قديمی تفرقه بيانداز و حكومت كن، تفرقه بيانداز و نابود كن را پيش گرفت. در ميان شيعه مراسم عزاداری مرسوم است كه سخنرانان به بيان واقعه كربلا میپردازند و طبقه جوان سينهزنی میكنند. اين سخنرانان و مستمعان برای ما اهميت زيادی دارند، زيرا از همين عزاداریهاست كه جوش و خروش، آزادیخواهی و مبارزه با باطل به وجود میآيد. ما، دهها ميليون دلار برای در دست گرفتن سخنرانان و مستمعان اختصاص دادهايم.
ابتدا دنبال افرادی پولپرست و دارای عقايد سست و در عين حال، دارای شهرت و قدرت تأثيرگذاری میرويم تا در عزاداریها نفوذ كنيم. ما در اين افراد اهدافی را پيگيری میكنيم كه عبارتند از: به وجود آوردن و يا سرپرستی مداحانی كه به عقايد شيعه معرفت ندارند، شناسايی و كمك مالی به افرادی كه بتوانند با نوشتههای خود عقايد و مراكز علمی شيعه را هدف قرار دهند و بنيانهای تشيع را منهدم و آن را اختراع مراجع معرفی كنند همچنين اضافه و يا حفظ كردن رسومی كه با عقايد شيعه منافات دارد و عزاداریها به گونهای معرفی شوند كه عموم احساس كنند تشيع گروهی جاهل و توهم پرست است كه مزاحمت عزاداریها به وجود میآورد؛ برای تشريح اين برنامهها لازم است پول هنگفتی خرج شود و مداحان، به خوبی تشويق شوند.
تشيع كه يك مذهب دارای قوت منطقی است، تبديل به مذهب درويشی محض میشود و از درون پوك شده و در ذهن عوامالناس نفرت و در خود شيعه پراكندگی گسترش میيابد. آنگاه بايد توسط نيروهای جهادی به آنها تير خلاص زد. تحقيق و جمعآوری مطالب فراوانی عليه مرجعيت توسط نويسندگان پولپرست و بینام و پخش آن در ميان مداحان و عوام شيعه تا شيعيان دچار آشفتگی و چنددستگی شوند و مركزيت اقتدار شيعه(مرجعيت) به وسيلة خود شيعيان نابود شود.
رهبری سياسی ـ اجتماعی مرجع دينی و حادثه شهادت امام حسين(ع) نيز عناوين مورد هجمه در اين زمينه است. دومين نحوه مقابله عبارتند از، ايجاد تفرقه، شايعة كفر شيعه، قراردادن ساير مسلمانان در برابر شيعه، تقويت جهاد مسلحانه عليه تشيع، كمك مالی به نويسندگان مخرب عقايد شيعه، حفظ يا اضافه كردن رسوم منافی فقه شيعه، ترويج توهمپرستی و خرافهگرايی و سازماندهی مخالفان.
ابزار و عوامل اين مسئله نيز شامل بهكارگيری افراد كمسواد و بیسواد برای تكميل ستون پنجم، تطميع مداحانی كه معرفت به عقايد شيعه ندارند، سخنرانان سست اعتقاد مشهور و متنفذ و نويسندگان بینام و پولپرست.
اين پروژه موجب شكاف بين مرجعيت و جامعه، مخدوش شدن وجهه تشيع، روی گرداندن مبلغان و سخنرانان از اشاعه روحيه آزادیخواهی و جهاد با كفر و باطل، تبديل مذهب قوی شيعه به مذهبی بیتحرك، درويشی و پوك، ايجاد نفرت در ذهن عوام از رفتارهای مذهبيون، از دست دادن مركزيت اقتدار تشيع (مرجعيت) و تصور و نشر عقايد خرافی از دين.
به شهادت تاريخ حركتهای نوظهور و كژراههای مدرن هيچ زمان از مساعدت فكری و مالی قدرتهای مستكبر بر ضد معنويت و دين بیبهره نبودهاند. اگر به دقت در تركيب جديد كسانی كه اجزای دين را از محيط اطراف گرفتهاند(افكار التقاطی) بنگريم اولاً در نهايت ردپای سازمانهای جاسوسی آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستی را خواهيم ديد، ثانياً خواسته يا ناخواسته جامعه محب را در نظر مسلمانان و ديگران، آدمهای خرافی و بیمنطق معرفی میكند.
از يك سو قرآن عزيز، كراراً نسبت به خطر حركتهای تخريبی مخفيانه و خائنانه يهود و وابستگان آن هشدار میدهد «لاتزال تطلع علی خائنه منهم؛ دائم بر خيانتكاری و نادرستی آن قوم (يهود) مطلع میشوی»(سوره مائده/ آيه 13) و از سوی ديگر ضعف يا فقدان اخلاق مسئوليت ما (فرار از پذيرش باورها)، عامل رواج انديشههای خرافی و زمينگير شدن ارزشهای دينی شده است. گر مسلمانی همين است كه حافظ دارد/ وای اگر از پس امروز بود فردايی. با توجه به تأثير خاص مجالس دينی و ضرورت بازنگری در دستگاه تبليغ، لازم است مرزداران عقيده برای مقابله با حيلههای نوظهور و هزينههای گزاف اتاقهای فكر سلطه، مجلس عزا را منشأ معرفتافزايی، تحكيم ايمان و روح تدين و گسترش غيرت دينی قرار دهند تا از استحاله تدريجی و تغيير انديشه اسلامی كه نتيجه آن ولنگاری دينی و رفتاری است، جلوگيری شود.
اگر نفوذ و تهاجم خزنده دشمن به فرهنگ و سنن دينی با قدرت، شجاعت و صراحت تبيين و دفع نشود، به مرور جريانهای عرفانی كاذب و شريعت گريز فاقد صلاحيت و صداقت با كارهای غيرمعقول و رويههای ناصواب، موجب ضايع شدن مجالس خواهند شد. آن وقت است كه آسيبديدگان فكری، اجتماعی و اعتقادی مجذوب فرقهها شده و بازار عوامزدگی داغ میشود، تا آنجا كه كشتهشدگان به دست خودی بيش از كشتهشدگان دشمن خواهد شد! استاد شهيد مطهری میفرمايد «اسلام هرگز از ناحيه كفر مطلق و صريح خطری نخواهد داشت؛ اما آنجا كه كفر لباس اسلام به تن میكند، خطرناك میشود. كفار نااميدند كه از خارج حوزه اسلام بتوانند حمله كنند «فلا تخشوهم (از كفار نترسيد)».
اينجا دو جمله مطرح است، اول يك واقعيت تاريخی است «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ»، قرآن هميشه از خطر كفار بيم میدهد؛ اما اينجا بعد از نصب علی(ع) میفرمايد «ديگر نگرانی نداشته باشيد از آنها».
اما جمله دوم عجيب است «واخشون (از من بترسيد)» يعنی از ناحيه خدا و دوست و صاحب دين بترسيد، كما اينكه عدهای زيرك متمرد بعد از وفات نبی اكرم(ص) عامه مسلمين را اغفال كردند. پس هر چشم زخمی كه به شما میرسد از داخل است، هر آسيبی به جامعه دينی میرسد از داخل است، بيرون به كمك افراد داخل میآيند. افرادی كه شعاع ديدشان كوتاه است و آينده را درك نمیكنند، از داخل، اخلاق و معنويات شما را عوض میكنند.
جايگاه ويژه مبلغان و مداحان در فرهنگ مذهبی ما بر كسی پوشيده نيست. رسول خدا(ص) فرمودند «يا علی اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند، بهتر است برای تو از آنچه كه خورشيد بر آن تابيده است» همچنين روضهخوان كه با واقعهخوانی و مراثی خود جوشش و رويش ايجاد میكند. عمل مبلغ فیالمثل، كاشت نهال است و عمل مداح آبياری آن و هر دو مكمل هم هستند. وقتی آيتالله ميرزای شيرازی، عمان سامانی(شاعر و عارف) را شناخت محل نشستن خود را به او داد و فرمود «ديدم كه قصيده وداعيه تو، شور و غلغلهای در بين آسمانيان به پا كرده! پس به جان از خواهر استقبال كرد/ تا رخش بوسد الف را دال كرد/ زن مگو مردآفرين روزگار/ زن مگو بنتالجلال اخت الوقار.
اما همين منصب وعظ و مدح، بعضاً دچار انحرافات و آسيبهايی میشود كه جز نمايش چهرهای غيرعقلانی از شيعيان و شادی معاندان اين رسانه مقدس و اثرگذار رهآوردی ندارد. همچنان كه سايت صهيونيستی «بالاترين» با تمجيد يكی از مداحان كه عزاداری را به سبك رپ اجرا كرده بود، خوشحالی خود را اظهار كرد.
شهيد مطهری میفرمايد «هيچ قانونی كه نتيجه بدهد غيرمسلمان بر مسلمان برتری دارد وجود ندارد»؛ اما هيچ دينی هم در دنيا به اندازه اسلام از نظر دستگاه تبليغات و مبلغينش ضعيف نيست. ارائه مطالب تكراری يا غيرضروری كه باعث تضييع وقت و بدبينی مستمع میشود، عدم مطالعه و آمادگی، تظاهر، تملق و خودستايی(در ميخانه ببستند خدايا مپسند/ كه در خانه تزوير و ريا بگشايند)، آشنا نبودن به نيازهای روز، ظاهری ناآراسته؛ حتی ممكن است مراتب نبودن را نشانه زهد هم تلقی كنند، اطاله كلام؛ به گونهای ملالآور، غيرعامل بودن گوينده و بی مبالانی و تناقض در رفتار و گفتار كه مايه دلزدگی است از جمله معضلات تبليغ است. نكتهای دارم ز دانشمند مجلس بازپرس/ توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر میكنند.
از ديگر معضلات تبليغ متوقع بودن(انتظار سلام و احترام)، استناد به مطالب غيرمستند، شبههانگيز و خفيف(طرح هر مطلب بدون احراز يقين و تطبيق با واقعيت و به صرف درج در فلان منبع، يا نقل از فلان كس و پير غلام، روا نيست) هم اينك منابعی موجود است كه علیرغم شأن والای مؤلف از متن قريب به صحت و اقناع كننده برخوردار نيست. اگر مضر هم نباشد حداقل نفعی ندارد، بيان عباراتی جهت خوشايند متوليان و حاضران(پناه بر خدا از دلالی شخصيتها! خصوصاً اگر صاحب منصب سياسی يا اقتصادی باشد)، تحقير مستمعان، ارائه چهره غيرواقعی از شخصيتهای دينی(گاهی خطيب يا شاعر، برخاسته از ذهنيت و برخی پيشفرضها، خدای نخواسته در دام افراط و تفريط قرار میگيرد). اينكه به خاطر سابقه كوتاه بيماری و مصائب شكننده در كربلا، زينالعابدينی در ذهن يا شعر تصور شود كه دائماً دستمال مصيبت به سر بسته و رنگ از رخ پريده و منزوی از همه شبانهروز به سجاده نشسته است و يا عباس با ابروان كمان و بازوان ستبر و يل امالبنين ....، بدون توجه به همه فضائل معنوی، اخلاقی و انسانی آن بزرگواران معرفی شود، قطعاً مسير تعديل نيست.
استفاده از الفاظ و نكات ناپسند، بيان كردن سخن حق تعالی و استشهاد قرآنی، هم موضوعيت دارد هم وجاهت مانند «كمثلالحمار» و «كمثلالكلب»؛ اما به كارگيری كلمات غيراخلاقی و حكايات خلاف شأن مجلسيان، از وزانت وعظ و واعظ خواهد كاست. به قول آيتالله جوادیآملی «قرآن دبستان نيست، ادبستان است، يك نكته خلاف ادب و نزاكت در آن نمیبينيد. حتی آنجا كه سخن از تخليه است، از غائط استفاده میشود و اين كلمه يعنی زمينی پست و فرورفته كه غالباً برای قضای حاجت استفاده میشد».
ورود به عرصههای غيرتخصصی، «دّع القّولّ فيما لا تّعرِفُ؛ در موضوعی كه شناخت نداری، وارد مشو» اينكه دانش خطيب گستردهتر از قلمرو بحث او باشد البته فضيلت است، ولی خبر دادن از «ما لّم تُحِط بِه عِلما» (نشناختهها) هم قبيح است و هم ملامت اهل خبره را به دنبال خواهد داشت. عزيزی در شب شهادت حضرت زهرا(س) از آناتومی بدن سخن میگفت!، رفتار نامناسب شئونات اسلامی و اخلاقی، از سيگار كشيدن در مجلس تا مكالمه تلفنی بر منبرو...، مقايسه كمی و كيفی مجلس واعظ با ساير مجالس، صوت خشن توأم با فرياد، عدم ارتباط با مستمعان، روابط خشك و يكسويه خالی از معارفه و دوستی و كتمان حقيقت، قاعده «الحقُ مُر؛سخن و عمل حق، تلخ است» البته ممكن است همه جا ظهور نداشته باشد؛ اما روح تبليغ از جنس تبيين و افشای حقايق است و لو كه در مقطعی به كام كسی شيرين نيايد و يا با عرف مذهبيون در تضاد باشد.
بخل و جُبن در تبليغ «فّاصدّع بما تُومّرُ؛ آنچه را مأمور شدهای با صدای بلند برسان» حريت و ايمان گوينده به او امر میكند كه بدون واهمه و كمفروشی در صدد بيداری مردم باشد. دلسرد كردن مردم، يأس از گناهان كبيره است. البته انذار، شأن اصلی پيامبر گرامی اسلام(ص) است «اِنّما اّنتّ مُنذِرُ؛ تو، تنها بيم دهندهای»؛ اما طبع عمومی مردم با اميدواری و رحمت سازگارتر است. اول شيره را بخوران بعد سركه را. ناآشنايی به تاريخ اسلام و متون فقهی، تحميل سليقه و عقيده شخصی، احتمال بدهيم كه نظر ما حق نباشد، مثلاً عدهای خود را در زمان حال حبس میكنند، تحليل و نظريات بديع و منطقی ديگران را قبول ندارند و سعی بر تحميل ديدگاه خود دارند. عدم تعظيم شعائر در پارهای موارد حواشی، مقدمات و فروعات چنان موضوعيت پيدا میكنند كه آن چيزی كه تبليغ و تعظيم نمیشود، آيات، سنن و آداب دينی است.
************************************************************************
پینوشت:
اين نوشتار چكيدهای از كلاسهای آسيبشناسی تبليغ و مداحی حجتالاسلام محسن آتشكار كه اين كلاسها در پايگاههای قرآنی بشرای وحی برگزار شده و توسط گروه پژوهش اين مؤسسه جمعآوری شده است.