ناصر حامدی، شاعر و مدرس ادبيات دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، از انتشار كتاب شعر «درخت سوخته در باران» خبر داد و اظهار كرد: درخت سوخته در باران، گزارش منظومی از دعای ابوحمزه ثمالی است كه فكر اوليه سرودن آن از ديدار با مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در من ايجاد شد.
وی ادامه داد: در اين ديدار، معظمله بر لزوم توجه به اين آثار ارزشمند هم از نظر سبقه دينی و هم به دليل ارزش ادبی بالای آنها تاكيد فرمودند و از تلاش نيمهتمام يكی از دوستان خود برای منظوم كردن همين دعا خبر دادند.
اين مدرس ادبيات افزود: میدانيد كه اين دعا، بسيار شاعرانه است و ما میتوانيم در لحظه لحظه آن، عشق و عرفان را ببينيم و من تلاش كردم تنها يك برداشتی از آن را ارائه بدهم كه در نهايت تبديل به همين كتاب شد كه از دو بخش نثر ادبی و شعر تشكيل شده است.
حامدی با بيان اينكه پيش از آغاز سرودن شعر برای اين دعا، شرحهايی كه بر آن نوشت شده بود را مطالعه كرده است، اظهار كرد: پس از آن بود كه برداشت نهايی خودم را در قالب شعر ريختم.
وی با گلايه از اينكه در يكی از خبرگزاریها به جای مؤلف از كلمه «به كوشش» استفاده شده است، خود را مؤلف اين كتاب معرفی كرد و ادامه داد: اين كتاب با مقدمه سيدمهدی شجاعی روانه بازار شده است كه شايد از متن آن خواندنیتر باشد و اولين عرضه خود را در بيست و ششمين نمايشگاه كتاب تجربه میكند.
شايان ذكر است در بخشی از مقدمه كتاب به قلم سيدمهدی شجاعی میخوانيم: «اين كتاب يعنی «درخت سوخته در باران» چند خصيصه يا ويژگی دارد كه با هم و در كنار هم بودنشان باعث شيرين و دلنشين شدن كتاب میشود. اول آنكه بنيان كتاب بر اساس مناجاتی از حضرت امام زينالعابدين(ع) شكل گرفته كه راوی آن ابوحمزه ثمالی است. اين مناجات ـ مثل همه دعاهای ديگر حضرت سجّاد ـ مصداقی بارز و روشن از معجزه و كرامت است.
شخصيتی با آن عظمت كه سيد و سالار ساجدان است و فخر و زينت عبادتگران، در زمزمهها و مناجاتهايش با خدا، چنان سخنان بگويد كه طی قرون متمادی، انسانهای مختلف با همه تفاوتهای ذاتی و عَرَضیشان و با همه تنوع و دگرگونی در بينشها و نگرشها فرهنگها و درجات و مراتبشان، در قبال آن به احساسی مشترك دست پيدا كنند و آن را زبان حال خود در پيشگاه خالق و معبودشان بيابند.
اصلیترين و مهمترين هنر كتاب و مؤلف آن، پيوند و ارتباط با اين بحر بیكران و خزانه لايزال است. بزرگترين هنر مؤلف، دريافت اين راز است كه هر كس با آسمان پيوند بخورد، زمين نمیخورد و هر كه عهدش را با بحر بيكران ببندد هرگز پايان نمیپذيرد و ... هر كه از خزائن پايانناپذير اهل بيت عصمت رهتوشه بگيرد، در نمیماند.
نكته دوم اينكه هنر ديگر مؤلف در اين اثر، برگزيدن عنوان گزارش است و فاصله گرفتن از جايگاه و ادّعا و ملزومات ترجمه. مخاطب با ديدن عنوان گزارش بر جلد كتاب، به روشنی درمیيابد كه نبايد توقّع مواجهه با يك ترجمه كامل و دقيق از دعای ابوحمزه ثمالی را داشته باشد و نويسنده هم به اين ترتيب، اين حق را برای خود پديد میآورد يا محفوظ میشمارد كه دست خود را باز بگذارد و حس و حال و دريافت و برداشت خود را در انتقال مفاهيم به مخاطب دخالت دهد.»