ناصر باكيده، مدير امور جشنواره بنياد سينمايی فارابی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) درباره جايگاه نامگذاریهای سالانه مقام معظم رهبری در سينما اظهار كرد: شعارهايی كه مقام معظم رهبری هر سال مطرح میكنند به نوعی مرتبط با هم هستند كه بايد متناوب مد نظر قرار گيرند. امسال نيز با توجه به وضعيتی كه در جامعه حاكم شده، نيازمند حماسهای هستيم تا از پس مشكلات به خوبی برآييم. اين حماسه نيز سياست و اقتصاد را در بر میگيرد كه دو ركن از بخشهای اصلی كشور هستند كه تمامی بخشها را تحت تاثير خود قرار میدهند.
مديرعامل سابق انجمن سينمای جوانان ايران افزود: در اين ميان سينما و تلويزيون به دليل كاركردی كه دارند میتوانند در اين زمينه به خوبی ايفای نقش كنند؛ بدين معنا كه با آثار نمايشی و غيرنمايشی به خلق آثار حماسی در جامعه كمك كنند. برای مثال میتوان به انتخاباتی كه در پيش است اشاره كرد كه جهان چشم به آن دوخته است. سينما و تلويزيون با تبليغات مناسب میتوانند به برگزاری بهتر اين رويداد كه میتواند حماسه باشد، كمك كنند.
وی ادامه داد: من در توضيح بيشتر گفته خود نقل قولی از علامه جعفری میكنم كه در آن جايگاه هنرمندان را در جامعه تعريف كرد؛ وی معتقد بود كه هنرمند با حضور خود در جامعه عامل جوشش مردم است كه میتواند آنان را به سمت دلخواه سوق دهد. نمونه بارز اين ادعا را میشود در حضور چشمگير هنرمندان در كانديداتوری شورای شهر مشاهده كرد كه سبب شده شور و شوقی مناسب در اين انتخابات پيش بيايد. اينگونه حضورهاست كه قادر است حماسه سياسی را معنا كند.
اين سينماگر در بخش ديگری از سخنان خود، حماسه اقتصادی را هم در سينما چنين معنا كرد: منظور از حماسه اقتصادی اين نيست كه ما فيلمهای كم هزينه بسازيم، بلكه مفهوم آن اين است كه فيلمهايی كار كنيم كه به واسطه آن بتوانيم برای هر صنعت كشورمان درآمدزايی كنيم. برای مثال با اكران شايسته فيلمهای خوب ايرانی در خارج از كشور به درآمدزايی فيلمهای ايرانی كمك كنيم.
باكيده در پايان خاطرنشان كرد: برخیها متصورند شعارهای سال مضامين مجزا از هم هستند، بدين معناكه مفاهيمی چون «اصلاح الگوی مصرف» يا «توليد ملی، حمايت از كار و سرمايه ايرانی» را تنها در بخشی خاص معنا میكنند، در حالی كه كار فاخر درباره شعارهای سال گذشته هم به نوعی پرداختن به شعار سال است؛ منظور اين است شعاری كه مقام معظم رهبری چهار يا پنج سال پيش مطرح فرمودهاند هم نبايد فراموش شود و همچنان بايد بدان پرداخته شود.