حسن دادشكر، نويسنده و كارگردان تئاتر كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: تاكنون هيچ محدوديت سنی برای كودكان و نوجوانان كه بتوان به وسيله آن به چنين نتيجهای رسيد كه به طور مثال فرزندان ما از چه سنی دوران كودك را پشت سر گذاشته و وارد دوران نوجوانی میشوند وجود ندارد.
وی گفت: براساس پارامترهای اعلام شده از سوی سازمان ملل متحد، سن تمايز دوران كودكی و نوجوانی بستگی تام به شرايط فرهنگی، بلوغ اجتماعی و رشد اقتصادی جوامع دارد و بر اين اساس جامعهای كه برنامهای مدون برای رشد فكری و تربيتی كودكان خود داشته باشد، به دليل حجم برنامهها و فشردگی آنها تا سقف 14 سال را همچنان به عنوان سنين كودكی بچهها به حساب میآورد.
دادشكر تصريح كرد: اين محدوده سنی در جامعه در حال توسعهای همچون ايران تا سقف 12 سالگی لحاظ شده است و در جوامع عقبافتاده از 10 سالگی، فرزندان به دليل ناگزيری از حضور در اجتماع و كار و درآمدزايی وارد سنين نوجوانی میشوند و بايد متناسب با جهانبينی آنها، به كار فرهنگی و توليد محصولات هنری پرداخت.
اين كارگردان تئاتر كودك و نوجوان در ادامه گفت: چنين تفكيكی به منظور مواجهه فرهنگی و هنری با اين قشر از جامعه به اين دليل است كه سن كودكی سن تخيل و فانتزی است اما به محض ورود به سن نوجوانی علاوه بر اينكه بايد به تخيل و فانتزی به عنوان چاشنی توليد يك محصول فرهنگی و هنری فكر كرد، كشف حقايق، بازگويی برخی واقعيتها در مورد زندگی مادی، پرداختن به برخی مفاهيم اعتقادی و ايمانی هسته اصلی چنين عرصهای بايد قرار گيرد.
وی تأكيد كرد: نوجوانی سن تظاهر به بزرگی و دانستن است و نوجوان عليرغم بضاعتهای كم تفكری و سستی پايههای اعتقادی به دليل قرار گرفتن در معرض تضادها و اختلافاتی كه در جامعه با آنها مواجه میشود و پيشتر آن را در خانواده خود تجربه نكرده است، خود را علامه دهر میداند و لذا بيشتر از اينكه به كودكی فكر كند، دوست دارد بزرگ باشد و يا ديگران به اين باور برسند كه او بزرگ شده است.
دادشكر ادامه داد: توليد تئاتر به عنوان يك محصول فرهنگی و هنری برای سن نوجوانی بايد با تكيه بر فانتزی، ايجاد فضای شاد و مفرح، آرام آرام مخاطب خود را به انديشه در مورد مظاهر طبيعی و الهی كه در پيرامون وی وجود دارند وادار كند كه البته در كشور ما نيز ضوابط پرداختی اصولی برای نمايشنامهنويسان و فعالان تئاتری در اين مورد مشخص است و كارشناسان علوم رفتار شناسی و روانشناسی كودك و نوجوان نسبت به رعايت آن تأكيد ويژهای دارند اما شايد كمی در زمينه ضمانت اجرايی آن با مشكل روبرو باشيم.
وی با اشاره به اينكه نفس تئاتر كودك، عرضه محصولی هنری با هدف آموزش و تعليم و تربيت است گفت: اين آموزش در نهاد تئاتر كودك وجود دارد و بايد به اين مسئله توجه داشت كه كودكان بيش از هر قشر ديگری به آموزش و كسب مهارتهای زندگی محتاجترند اما از همه اين مسائل مهمتر توجه به اين نكته است كه كودكان و حتی نوجوانان از نصيحتشنوی و ارائه مستقيم يك سری آموزههای زندگی و اجتماعی گريزانند و بايد در توليد تئاتر به عنوان يك زبان مؤثر فرهنگی از نقل مستقيم، شعاری و تحكمی آموزشها خودداری كرد.
داور جشنوارههای تئاتر كودك و نوجوان گفت: تجربه به ما ثابت كرده است كودكان در جاهايی براساس مضمونی كه در درام وجود دارد دوست دارند در سرنوشت داستان نمايش دخالت كنند؛ اين گونهای از تئاتر مشاركتی است كه البته برخی از فعالان تئاتر كودك و نوجوان در ايران به آن توجه داشتهاند و آثاری را نيز در طی اين سالها شاهد بوديم.
وی افزود: شيوه توليد تئاتر به شكل مشاركتی آن يكی از مؤثرترين شيوهها در پرداختن به موضوعات دينی و ارزشی برای كودكان است كه در آن به نتيجه رسيدن نمايش مهم نيست بلكه فرايندی كه نمايش طی میكند و كودكان در رقم زدن سرنوشت آن دخيل هستند و میتوانند با مجموعهای از مفاهيم اعتقادی آشنايی و انس گيرند اهميت دارد.
دادشكر در پايان گفت: به هر حال ايجاد شرايط مناسب برای توليد تئاتر كودك و نوجوان براساس تفكيك گروه سنی آنها نياز به فراهم آوردن مجموعهای از امكانات و تسهيلات است كه در درجه نخست مسئولان و مديران فرهنگی و هنری بايد به فكر تهيه كردن آن باشند و در مرحله بعد فعالان تئاتر كودك و نوجوان با اعتقاد به اهميت بالای آن، اين مسئله را مقولهای پيشپا افتاده و سطحی ارزيابی نكنند.