به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام محمود لطفيان سرگزی، كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم در جلسه تفسير آيات 1 تا 10 سوره آل عمران كه با حضور جمعی از اعضای طرح ياوران نماز، 14 ارديبهشتماه، در دارالقرآنالكريم ادارهكل تبليغات اسلامی استان قم برگزار شد، گفت: «بسماللَّه» مخصوص اسلام نيست و پيامبران ديگر نيز اين آيه را با همين عبارت به كار بردهاند.
وی افزود: اينكه بسماللَّه با حرف «باء» شروع شده كه به معناى استمداد و كمكخواهى است، نشانه آن است كه بدون خواست و اراده او هيچ كارى صورت نمیگيرد. استعانت از خداوند يعنى كمك گرفتن از تمام صفات او. او رحمان و رحيم است و چشم اميد ما به رحمت اوست، رحمتى گسترده و عمومى براى اين جهان و آن جهان. آرى! ديگران يا رحم ندارند و يا رحمشان محدود به افراد خاص و يا زمان و مكان خاصى است و هدفشان از رحم كردن بازگشت آن است. رحمتى گسترده و ابدى براى همه بدون قصد بازگشت مخصوص خداوند است، پس از چنين خداى رحمان و رحيمى استمداد كنيم و بگوييم «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم».
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم اظهار كرد: «الم» از حروف مقطعه است. شايد مشهورترين و بهترين نظر درباره حروف مقطعه همين باشد كه بگوييم رمزى است ميان خدا و پيامبرش. امام صادق(ع) فرمودند «الم در اول سوره آل عمران، رمز اين جمله اَنا اللّه المجيد است (تفسير نورالثقلين، ج1، ص 309)» يعنى منم خداى مجيد و يا اعلام اين موضوع باشد كه قرآن، كلام الهى نيز از همين حروف الفبا تأليف يافته؛ ولى با اين حال معجزه است. اگر شما هم میتوانيد از همين حروف، كتابى همچون قرآن بياوريد.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم بيان كرد: سوره آل عمران داراى 200 آيه است و آيات آن از يك نظام و هماهنگى خاصى برخوردارند. اين سوره در مدينه نازل شد و نزول آن زمانى بود كه نداى دعوت اسلام در جهان آن روز بلند و دشمنان حساس و گوش به زنگ شده بودند. چنان كه در تفسيرالميزان آمده است، عدهاى از مسيحيان منطقه نجران يمن، براى شنيدن سخنان پيامبر(ص) به مدينه آمدند كه بيش از 80 آيه اول اين سوره براى توضيح معارف اسلام به آنان يكجا نازل شد و با ماجراى مباهله به انجام رسيد.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم افزود: همچنين ماجراى جنگ احد و دعوت مسلمانان به صبر و پايدارى، در اين سوره مطرح شده است. نام اين سوره بر اساس آيات 33 و 35 آن بوده؛ كه ماجراى تولد مريم فرزند عِمران را بيان میكند. لذا مراد از آل عمران در اين سوره، حضرت مريم(س) و حضرت عيسی(ع) هستند، گرچه نام پدر حضرت موسى(ع) نيز، عمران بوده است.
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم اظهار كرد: خداوند در آيه دو سوره آل عمران میفرمايد «اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» خداست كه هيچ معبود به حقى جز او نيست و زنده پاينده است. «قَیّوم» به كسى گفته میشود كه خود به ديگرى تكيه نداشته باشد، ولى ديگران به او تكيه دارند و يا قوامبخش همه چيز است.
حجتالاسلام لطفيان با بيان اينكه خداوند در آفريدن، تدبير و تسلط كامل دارد، عنوان كرد: عوامل و اسباب مادى وسيله پيدايش میشوند، ولى مستقل نيستند و سبب بودنشان از خودشان نيست. موجودات ديگر علم، حيات و قدرت مستقلى ندارند. تنها او زندهاى است كه زندگى هر موجود زنده وابسته به اوست. در دعاى جوشن كبير میخوانيم «او قبل از هر زندهاى زنده و بعد از هر زندهاى زنده است، هيچ زندهاى شريك او نيست و به كسى نياز ندارد، جان همه زندهها و رزق آنها به دست اوست، او زندهاى است كه زنده بودن خود را از كسى ارث نبرده است».
وی ادامه داد: توحيد، سرلوحه كتب آسمانى است «اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ»، شرط معبود شدن، داشتن كمالات ذاتى است و تنها خداوند است كه قائم به ذات خويش و بینياز مطلق است «الْحَیُّ الْقَیُّومُ».
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم عنوان كرد: در آيه سه اين سوره میخوانيم «نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ» اين كتاب را در حالى كه مؤيد آنچه از كتابهاى آسمانى پيش از خود است به حق و به تدريج بر تو نازل كرد و تورات و انجيل را. كلمه «تورات» در زبان عبرى به معناى شريعت و قانون است. از آنجایى كه در تورات شرح وفات و دفن حضرت موسی(ع) مطرح شده؛ معلوم میشود كه اين مطالب بعد از حضرت موسى جمعآورى شده است.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم ادامه داد: كلمه «انجيل» ريشه يونانى دارد و به معناى بشارت است. انجيل نام كتاب مسيحيان است و قرآن هر كجا از آن نام برده، بهصورت مفرد بيان كرده است، ولى امروزه در ميان مسيحيان اناجيل متعدد وجود دارد كه همه پس از حضرت عيسى(ع) و بهدست ياران و پيروان او نوشته شدهاند. اين اناجيل كه به نام خود آنان معروف است، عبارتند از 1) انجيل مَتّى، 2) انجيل مرقس، 3) انجيل لوقا و 4) انجيل يوحنّا.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم گفت: آمدن كتب آسمانى، جلوهاى از قيوميت خداست «االْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ»، نزول قرآن بر پيامبر(ص) مربوط به شخصيت او و تكريم خداوند از اوست «نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتَاب»، قرآن از هرگونه باطلى مصونيت داشته و منطبق با حقيقت است «بِالْحَقِّ»، كتابهاى آسمانى انبيا، مؤيد يكديگرند «مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ»، تصديق كتب آسمانى پيشين، عاملى براى وحدت خداپرستان و يكى از شيوههاى دعوت ديگران است «مُصَدِّقًا»، تصديق قرآن نسبت به تورات و انجيل، حقى بزرگ بر اديان سابق است، وگرنه با خرافاتى كه وارد تورات و انجيل شده؛ آسمانى بودن آنها به كلى فراموش میشد «مُصَدِّقًا»، با آنكه مراحل تربيت الهى، ابزار و دستورالعملهاى آن در هر زمان و شرايط متفاوت بودهاند، ولى از آهنگ تكاملى و وحدت در هدف برخوردارند «مُصَدِّقًا».
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم با اشاره به آيه چهارم «مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآیَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ» پيش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد و فرقان (جداكننده حق از باطل) را نازل كرد كسانى كه به آيات خدا كفر ورزيدند بیترديد عذابى سخت خواهند داشت و خداوند شكستناپذير و صاحب انتقام است، اظهار كرد: يكى از نامهاى قرآن، فرقان است. فرقان، يعنى آنچه مايه افتراق، جدایى و فرق گذاشتن است، از آنجا كه راه تشخيص حق از باطل، در همه امور قرآن بوده؛ لذا به آن فرقان گفته شده است. عذاب شديد مخصوص آخرت نيست، چراكه خداوند در اين آيه نفرمودهاند كه عذاب كفار مربوط به آخرت است، زيرا گاهى سرگرمى و حرص بر اندوختن مال و غفلت از خداوند و معنويات خود عذاب است.
حجتالاسلام لطفيان بيان كرد: هدايت مردم، يك سنت هميشگى الهى بوده است «مِن قَبْلُ»، مخاطب كتب آسمانى، عموم مردم هستند، نه قبيله و نژاد خاص «لِّلنَّاسِ»، قرآن، وسيله شناخت حق از باطل است «وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ»، هر كجا ميان سليقهها، افكار و عقايد به هر نحو دچار تحير شديم، حرف آخر از آن قرآن است «الْفُرْقَانَ»، بعد از نزول آن همه كتاب و اسباب هدايت، جزاى شخص لجوج عذاب شديد است «عَذَابٌ شَدِيدٌ»، عذاب الهى، پس از اتمام حجت بر مردم است «هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآیَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ»، اين آيه مايه دلگرمى و تسليت خاطر پيامبر(ص) و مؤمنان است كه خداوند به حساب كفار سرسخت میرسد «عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ»، سرچشمه كيفر و انتقام او عملكرد ماست، وگرنه او عزيزى است كه هيچ كمبودى ندارد «عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ».
وی عنوان كرد: خداوند در آيه پنجم سوره میفرمايد «إِنَّ اللّهَ لاَ یَخْفَىَ عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء» در حقيقت هيچ چيز نه در زمين و نه در آسمان بر خدا پوشيده نمیماند. با توجه به اينكه در چند آيه قبل، سخن از قيوم بودن خداوند بود، در اين آيه آشكار بودن همه چيز براى او مطرح شده؛ كه جلوهاى از قيوميت اوست. خداوند بر همه چيز آگاه است، با توجه به آيه قبل، استفاده میشود كه كفر و معصيت هيچ كس بر خدا پوشيده نيست «كَفَرُواْ... لاَ یَخْفَىَ عَلَیْهِ شَیْءٌ»، تعدد افراد، تعدد اعمال، تعدد مكانها و زمانها، هيچ كدام مسئلهاى را بر خداوند پنهان نمیكند «فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء».
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم اذعان كرد: در آيه ششم میخوانيم «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ فِی الأَرْحَامِ كَیْفَ یَشَاءُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» اوست كسى كه شما را آنگونه كه میخواهد در رحمها صورتگرى میكند هيچ معبودى جز آن تواناى حكيم نيست. شكلگيرى جنين در رحم، نشانه ديگرى از قيوم بودن خداوند است كه در آيات قبل خوانديم. موضوع شكلگيرى انسان در رحم مادر كه در ميان دو آيه نزول كتاب آمده است، شايد رمز اين باشد كه خدایى كه در رحم مادر به شما سر و سامان میدهد، با تشريع قوانين الهى و ارسال كتب آسمانى، به رشد آينده و ابدى شما نيز سامان میبخشد. تأثير هر يك از عوامل وراثتى، بهداشتى، غذایى و يا روانى در شكلگيرى صورت و جسم افراد نيز از سنتهاى الهى و در مدار قدرت، تدبير و حكمت اوست.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم با بيان اينكه منشأ تكوين و تشريع يكى است، افزود: آن كه براى هدايت شما كتاب فرستاده؛ همان است كه شما را آفريده است «هُدًى لِّلنَّاسِ...یُصَوِّرُكُمْ»، شكلگيرى انسان در رحم مادر، تنها بهدست اوست «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ»، قدرتنمایى او محدود به مكان و زمان خاصى نيست «یُصَوِّرُكُمْ فِی الأَرْحَامِ»، تفكر در آفرينش خود، عامل ايمان به خداوند است «یُصَوِّرُكُمْ...لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ»، گرچه خداوند به هر كارى قادر است «كَیْفَ یَشَاءُ» ولى كارى بر خلاف حكمت نمىكند «هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»، صورتهاى گوناگون افراد بشر، نشانه قدرت و حكمت اوست «یُصَوِّرُكُمْ...الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ».
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم ادامه داد: خداوند در آيه هفتم سوره آلعمران میفرمايد «هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ» اوست كسى كه اين كتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد پارهاى از آن آيات محكم (صريح و روشن) است آنها اساس كتابند و (پارهاى) ديگر متشابهاتند (كه تأويلپذيرند) اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنهجویى و طلب تأويل آن (به دلخواه خود) از متشابه آن پيروى میكنند با آنكه تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش كسى نمیداند (آنان كه) میگويند ما بدان ايمان آورديم همه چه محكم و چه متشابه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمیشود.
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم ادامه داد: هر كس همه آيات را نمیفهمد «وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ»، قلبهاى منحرف، منشأ فساد و فتنه است «فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ»، فتنه، تنها آشوب نظامى و فيزيكى نيست، تفسير به رأى و تحريف فرهنگ و معانى آيات، نيز فتنه است «ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ»، گاهى حق دستاويز باطل میشود «ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ»، هدف نهایى و مقصد اعلاى آيات الهى را تنها خدا و راسخان در علم میدانند «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، نام راسخان در علم در كنار نام مقدس خداوند آمده و مقامشان بعد از مقام الهى است «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، علم، درجاتى دارد كه بالاترين آن آشنا شدن به تأويل و رسيدن به هدف نهایى است «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، عالمان واقعى بیتكبرند «وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ»، گرايش به باطل مانع از رسوخ علم است «الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» و در برابر «فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ» قرار داده شده است، هر چه را نمیفهميم انكار نكنيم «كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا»، نزول آيات محكم و متشابه در مسير تربيت است «كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا».
وی بيان كرد: در آيه هشتم اين سوره آمده است «رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ» میگويند پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى. به علم و دانش خود مغرور نشويم، از خداوند هدايت بخواهيم «رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا...»، نشانه علم واقعى و رسوخ در علم، توجه به خدا و استمداد از اوست «إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ...رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا»، محور هدايت و گمراهى، قلب و افكار انسانى است «رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا»، در خط قرار گرفتن خيلى مهم نيست، از خط خارج نشدن بسيار اهميت دارد «بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا...»، هديه و هبه دائمى و بیمنت، مخصوص اوست «إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ».
حجتالاسلام لطفيان با اشاره به آيه 9 سوره آل عمران «رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لاَّ رَیْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِيعَادَ» پروردگارا به يقين تو در روزى كه هيچ ترديدى در آن نيست گردآورنده (جمله) مردمانى قطعا خداوند در وعده خود خلاف نمیكند، بيان كرد: كسى كه به قيامت ايمان دارد «لِیَوْمٍ لاَّ رَیْبَ فِيهِ» نگران بد عاقبت شدن خود میشود و از خداوند استمداد میكند، منشأ خُلف وعده، غفلت، عجز، ترس، جهل و يا پشيمانى است كه هيچ كدام از اينها در ذات مقدس الهى راه ندارد «لاَ یُخْلِفُ الْمِيعَادَ»، راسخان در علم به آينده و قيامت چشم دوختهاند «إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ...»، توجه به حالات روحى در دنيا «لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا» و پاسخگویى به اعمال در آخرت، نشانه دانشمندان واقعى است «لِیَوْمٍ لاَّ رَیْبَ فِيهِ»، روز قيامت، هم روز جمع است كه مردم يكجا براى حسابرسى جمع میشوند «جَامِعُ النَّاسِ» و هم روز فصل است كه بعد از محاكمه، هر يك جداگانه به جايگاه خود میروند «انّ يوم الفصل كان ميقاتاً»، راسخان در علم به قيامت يقين دارند «لاَّ رَیْبَ فِيهِ» چون به وفاى خداوند يقين دارند «لاَ یُخْلِفُ الْمِيعَادَ».
وی اظهار كرد: خداوند در آيه 10 اين سوره میفرمايند «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَیْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ» در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند اموال و اولادشان چيزى از عذاب خدا را از آنان دور نخواهد كرد و آنان خود هيزم دوزخند. «وَقود» به معناى ماده سوختنى است. وسيله آتشزایى دوزخ دو چيز است 1) سنگها و 2) انسانها، «وقودها الناس و الحجارة» خصلتها، افكار و اعمال، هويت انسان را دگرگون میكند و انسان به سوخت آتش تبديل و خود عامل سوختن خود میشود. غير او هيچ كس، نه در دنيا و نه در آخرت، نيازهاى واقعى انسان را تأمين نمیكند و انسان در هر حال به او نيازمند است. به مال و فرزند مغرور نشويد، دلبستگى به غير خدا هر چه باشد، محكوم است «لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم»، كفر، انسان را از مدار انسانيت خارج و در حد اشياى مادى و طبيعى پايين میآورد «أُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ».