به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين محمدتقی فعالی، استاد حوزه و دانشگاه در بخش اول يازدهمين نشست از سلسله نشستهای «سبك زندگی ايمانی» كه با محوريت موضوع «ضد ارزشها از منظر قرآن» به همت سازمان فعاليتهای قرآنی دانشگاهيان كشور، در محل سالن نشستهای اين سازمان برگزار شد، به تبيين استراتژی مؤمن برای رسيدن به غيب پرداخت و يكی از ويژگیهای مؤمن را داشتن اهداف بلندی به بلندای «الله» دانست كه برای رسيدن به اين اهداف ابزار عقل و قلب را با گامهای كوتاه به كار میگيرد.
وی در ادامه با اشاره به آيات ابتدايی سوره بقره به عنوان آيات ايمان گفت: سه آيه در اوصاف متقين مطرح شده است كه میفرمايد: «الَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ؛ والَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ». پس ايمان به غيب، ايمان به وحی و ايمان به معاد در آيات مطرح شده است، پس از مسائل مطرح در ايمان به غيب ايمان به خدا باقی میماند و از اين طريق به دست میآيد كه وقتی مطرح میشود ايمان به غيب يعنی مراد ايمان به الله است و وقتی گفته میشود «الَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» يعنی «الَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِاالله» كه در رأس عاليم غيب است.
وی غيب را نامحسوس و ناديدهها تعريف كرد و با متذكرشدن اين نكته كه قبل از واژه غيب كلمه «الَّذِينَ یُؤْمِنُون» در آيه مطرح شده است، گفت: ايمان يعنی چه؟ اگر بخواهيم ايمان را تشريح كنيم معادل 10 واحد درسی زمان نياز دارد اما به صورت كاملاً فشرده ايمان برابر با قبول است. پس ايمان به غيب به معنی ساده يعنی قبول خدا. يعنی قبول نديدهها از دو راه عقل، كشف و شهود و پذيرش حرف الهی و اين برای خداوند بسيار مهم است كه فردی نديده اما چون خدا میگويد باور میكند و خداوند اين را به عنوان مهمترين صفت پاكان در اين جهان بيان میكند.
حجتالاسلام فعالی تصريح كرد: خداوند میفرمايد اولين خصلت انسانهای خوب اين است كه عالمی را نديدهاند اما چون من گفتهام قبول كردهاند. به عنوان مثالی ساده اگر دوستی ادعا كند كه به شما اعتماد كامل دارد و شما از وی بخواهيد كه چيزی را بخورد، اگر قبل از خوردن بپرسد كه اين چيست، سؤالش اثبات میكند كه به شما اعتماد ندارد و بيشتر به حس خود معتمد است. روح ايمان به غيب اعتماد كامل به خداست كه در ادبيات قرانی نام اعتماد كامل به خدا «توكل» است؛ توكل يعنی اعتماد كامل به خدا. اگر كسی نديده خدا را قبول كرد خداوند میفرمايد به اين افراد كمك میكنم در طول حيات دنيوی ببينند انچه را كه نديده پذيرفتهاند و اين بحث ديدن در قسمتهای مختلف كتاب خدا آورده شده است؛ مثلاً در خصوص حضرت ابراهيم میفرمايد: «كَذَلِكَ نُرِی إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ واين گونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقينكنندگان باشد»(سوره انعام آيه 75). در خصوص حضرت يوسف نيز خداوند میفرمايد در ان پستوخانه يوسف میتوانست همت به سمت زليخا داشته باشد اگر برهان رب را نمیديد. كه در اينجا باز صحبت از ديدن با دل است.
وی در جمعبندی اين بخش از سخنان خود گفت: ايمان به غيب يعنی قبول كردن، باور داشتن، سرسپرده بودن به جهان والا و فوق ماده و عالم مجردات و پذيرفتن اينكه آن جهان است كه بر اين جهان مسلط است. تمام مقدرات اين عالم از عالم مجردات نازل میشود. يعنی هر رخدادی ريز و درشت در دنيا لحظه به لحظه برای من يا تو و هر انسانی از عالم بالا تقديرش نازل میشود. اگر سردرد شديدی گرفتيم اين يك تدبير آسمانی برای شما است، اگر فردا خبر مرگی به شما دادند اين يك تدبير آسمانی است و ... هر اتفاقی كه در اين جهان برای هر انسانی در هر لحظه درونی يا بيرونی رخ میدهد تدبيری است از آسمان (عالم غيب) در آن لحظه.
حجتالاسلام فعالی در ادامه بحث خود به آيات مربوط به كفار پرداخت و با اشاره به آيه ششم سوره بقره كه میفرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ؛ در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهى چه بيمشان ندهى بر ايشان يكسان است [آنها] نخواهند گرويد» گفت: برای كسانی كه كافر هستند انذار يا عدم انذار تفاوتی ندارد و مساوی است و در آيه بعد میفرمايد: «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ؛ خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوایى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است». «كفروا» جمع است و كَفَرَ به معنای سَتَرَ است يعنی پوشش و به تعبير قرآنی آن حجاب.
وی ادامه داد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ» يعنی افرادی كه پوشش و زنگار دارند و در آيه بعد ادامه داده آنها دارای «غِشَاوَةٌ» يا پرده هستند و اين پرده و حجاب را خودشان برای خودشان انتخاب كردهاند. پس مهمترين خصيصه انسانهای پليد داشتن حجاب و غشاوه است و چون محجوب هستند انذار شوند يا نشوند متأثر نمیشوند.
حجتالاسلام فعالی در خصوص ويژگی متأثرنشدن، تشريح كرد: در آيات ديگر در خصوص افراد كافر گفته شده آنها دارای قساوت قلب هستند و قساوت قلب يعنی «فهی كالحجاره» (آيه 74 سوره بقره) و حجاره يعنی سنگ. قلب انسانهای بد قساوت دارد يعنی مانند سنگ است. مهمترين خصيصه سنگ اين است كه چيزی در آن رسوخ نمیكند و سرب(نفوذناپذير) است و آب در آن نفوذ نمیكند.
وی با اشاره به اينكه تمام دنيا دارای دو بعد خوب و بد، خوبیها و زشتیها است، اظهار كرد: از اين دو بخش عالم قلب كفار نسبت به خوبیها و حق نفوذناپذير است و وقتی حقيقت به دل آنها نازل میشود میفهمند حق است ولی قبول نمیكنند. در يك كلام قلب انسانهای كافر نسبت به حق قصی و نفوذناپذير است. به عنوان مثال در اين خصوص میتوان گفت: فرض كنيد بر سر ملكی با فردی دچار اختلاف میشويد و كار به شكايت و دادگاه میكشد؛ شما با صرف هزينههای مختلف و زمان طولانی تلاش میكنيد كه ملك را به دست آوريد چرا كه معتقد هستيد حق با شماست و پس از طی مدت طولانی زمان اعلام رأی میرسد و شما مطمئن هستيد كه رأی به نفع شما است، اگر قبل از اعلام رأی اتفاقی افتاد كه شما مطمئن شديد كه اشتباه كردهايد بر سر يك دوراهی سخت قرار میگيريد. اگر شما بر سر اين دوراهی بوديد چه میكرديد؟
حجتالاسلام فعالی ادامه داد: در اين شرايط به غير از عملكرد شما يك مسئله وجود دارد. آيا شما واقعيتی كه به آن رسيدهايد را میپذيريد يا خير. به ميزانی كه حقيقت را باور داريد مومن هستيد و به ميزانی كه باور نمیكنيد كافر هستيد. گفتيم كه قلب انسانهای كافر نفوذ ناپذير است يعنی میفهمند كه حق است اما زيربار آن نمیروند و پس میزنند چرا كه منافعشان را در نفی حق میدانند و اين در حالی است كه خداوند قول داده است كه هر كس حق را بفهمد و در دم حق را اظهار كند خداوند با تمام نيروهای كائناتش از وی حمايت میكند و بيان حق صدمهای به وی نمیزند. باور به اين مسئله يكی از مصاديق ايمان به غيب است. خداوند گفته است اگر فهميدی مسئلهای حق است قبول كن دفاع كردن از تو(ای بنده) با من.
وی پيشنهاد كرد برای يكبار هم كه شده خداوند را در چنين شرايطی امتحان كنيد و ببينيد چگونه از شما حمايت میكند و چگونه تمام چرخهای حيات را به سمت شما میچرخاند. ای كاش انسانها به اندازهای كه به حسهای خود (مثلاً بينايی و چشم) اعتماد دارند به خدای خود ايمان داشتند، در چنين شرايطی ديگر عنوان نمیكردند كه تا چيزی را نبينند باور نمیكنند.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: انسان مومن كسی است كه وقتی فهميد اشتباه میكند كتمان نكند، بگويد و البته بلند بگويد. استاد مطهری نقل كرده است كه علامه طباطبايی زمانی كه میخواستند صحبت كنند بسيار ملايم و آرام صحبت میكردند و در طول مدتی كه با ايشان بودند فقط سه بار مشاهده كردند كه علامه بلند صحبت كردند و آن سه بار هم زمانی بود كه ايشان اعلام میكردند كه اشتباه كردهاند؛ آن جمله معروف كه «حرف مرد دو تا است» نيز از ايشان است كه میفرمودند مرد وقتی میفهمد كه اشتباه كردهاست اشتباه خود را اعلام میكند.
وی تصريح كرد: تمام متفكران راستين و آزاد كسانی بودند كه وقتی فهميدند كه تفكرات قبلی آنها اشتباه بوده است با جرأت اعلام میكردند كه اشتباه كردهاند. متفكرانی مانند بوعلی، ملاصدرا و ... نيز چنين كردهاند. هر كس برای حفظ آبرو حقيقت را كتمان كند، آبرويش بيشتر میريزد.
حجتالاسلام فعالی كفار را نه يك گروه و دسته بلكه يك طرز فكر، روش و خصيصه عنوان كرد كه وقتی حقيقت مطرح میشود نسبت به آن مقاومت نشان میدهند اما بايد دانست كه يكی از نامهای الهی حق است و كسی كه حقيقت را قبول نمیكند، حق را قبول نمیكند و طبعاً كافر میشود. كسی كه مومن به خداوند حق است، حق را قبول میكند ولو اينكه به ضررش باشد.