حجتالاسلام مهدی چراغی مدرس حوزه علميه الرسول تكاب، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن شعبه آذربايجانغربی، گفت: هتك حرمت به صحابی پيامبر(ص) و جريانهای تكفيری ارزشهای اسلامی و حقانيت دين مبين اسلام را خدشهدار نكرده و مسلمانان در برابر اين بیحرمتی سكوت نخواهند كرد.
وی افزود: وهابيت از پيروان محمدبن عبدالوهاب كه خصوصيت بارز آنها غلو و افراطگری در تكفير است و نمونهای از اين غلوها را میتوان در كتاب الدرالسنيه از عبدالرحمن بن محمد بن قاسم يافت از جمله كفر تمام شهرها، تكفير فخر رازی، تكفير اهل مكه است و میگويد شرك كفار قريش بسيار كمتر از شرك مردم امروز است.
وی در ادامه اظهار كرد: جدا از خودپسندی بانی فرقه وهابيت و با فرض اينكه كسی از افكار و عقايد او آگاهی نداشته باشد در ناصواب بودن او همين بس كه اعمالی كه از او و پيروانش در دنيا ظاهر میشود با عقل و منطق هيچ انسان آزادانديشی سازگاری ندارد.
اين مقام مسئول در تشريح باطل بودن عقايد وهابيت گفت: برای رد اين عقايد كافي است انسان صاحب فطرت باشد چون فطرت ذاتی انسان همیشه جویایی حق و حقیقت است و افکار و عقاید باطل بدون استنادهای عقلی و منطقی قابل درک نیستند.
وی تصريح كرد: همه وهابیها به حجرالاسود احترام میگذارند و قبر آن را میبوسند و زماني كه از آنها پرسيده میشود اين نيز قطعه سنگی بيش نيست و سرنوشت ما در دست آن نيست با اشاره به سند روايی از كتاب صحيح بخاری جلد2 صفحه 159 پاسخ میدهند كه پيامبر(ص) نيز آن را بوسيده و ما نيز از پيامبر(ص) پيروی میكنيم و در پاسخ به اينكه اين كار آنها شرك نيست؟ سكوت میكنند و پاسخی ندارند.
اين مدرس با بيان اينكه وهابيت زيارت قبر را شرك میدانند اما غافل از اينند كه هيچ آدم عاقلی آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب بودنش نمیبوسند و اين كار نه تنها شرك نبوده بلكه حركت نماد دينی برای اظهار علاقه و محبت به صاحب آن قبر است.
وی در ادامه خاطر نشان كرد: وهابيت برای نشان دادن خود و جلوهگری به فكر نبش قبر افتاده در حاليكه نبش قبر حرام بوده و سبب ازبين بردن وحدت مسلمين میشود و از سوی آمريكا و اسرائيل پشتيبانی میشوند.
مدرس حوزه علميه الرسول تكاب، با اشاره به اينكه بيشترين حد وقاحت وهابيت زمانی ظاهر شد كه قبر حجربن عدی را نبش كردند و ديدند كه جسد مطهرش پس از 1400 سال سالم مانده گويی تازه داخل قبر قرار داده شده است، افزود: سالم ماندن اجساد در اسلام اتفاق تازهای نيست و نمونههای فراوانی از آن وجود دارد از جمله جسد مطهر شيخ صدوق، حربن يزيد رياحی و قطب راونددی را میتوان نام برد.