کد خبر: 2530773
تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۰

نبش قبر حجربن عدی، غربت و مظلوميتش را دوباره نمايان كرد

گروه اجتماعی: مدير گروه دانشنامه صحابه پيامبر اعظم پژوهشكده باقرالعلوم(ع)، با اشاره به هتك حرمت مقبره حجر بن عدی اظهار داشت: بی شك اين عمل در هيچ دين و آيينی ستوده نيست، چه برسد به دين مبين اسلام. در حقيقت، نبش قبر حجربن عدی، غربت و مظلوميتش را دوباره نمايان كرد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، عبدالرضا عسگری گفت: سيری در كتب سيره و تاريخ كافی است تا زشتی عمل كسانی كه به قبر حجر بن عدی اهانت كردند، بيش از پيش نمود پيدا كرده و باطن آن ها را برای همگان روشن كند. مگر حجر صحابه رسول خدا نبود؟ كافی است در تاريخ صدر اسلام مروری كنيد تا مظلوميت ياران راستين پيامبر خدا بيشتر آشكار شود!!! اين عمل شنيع باعث شد تا بار ديگر حق جويان و حق طلبان صفحات زندگی نورانی حجر را دوباره ورقی بزنند و به غربت و مظلوميتش بگريند.
وی با ارائه توضيحاتی در مورد نسب اين صحابه گفت: ابوعبد الرحمن حجر بن عدى الأدبر معاوية بن كندة الكندى الكوفى معروف به حجر الخير است. و قبل از اسلام در قبيله كنده چشم به جهان گشود كه به همراه برادرش هانى بن عدى به محضر رسول خدا (ص) شرفياب و مسلمان شدند.
اين مدير پژوهشی با اشاره به كلمات سيره نويسان در مورد حجر گفت: ابن عبدالبر در «الاستيعاب» مى نويسد: حجر از فضلاء صحابه و با كمى سنش از بزرگان ايشان به شمار مى رود. ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق مى نويسد: حجر بن عدى از مردمان كوفه بود و به محضر پيامبر خدا (ص)رسيده است. حاكم نيشابوری نقل مى كند: حجر بن عدى جاهليت را ديده سپس همراه پيامبر اكرم (ص) شده و از آن حضرت حديث شنيده است. حجر در زمان رسول خدا در جنگ يرموك شركت داشت و در سفر حجى به همراه پيامبر (ص) بوده است.
عسكری با اشاره به اينكه او زاهدى پرهيزگار و عابدى مجاهد بود تصريح كرد: حكايت نماز هزار ركعتِ شبانه روزىِ وى ميان سيره نويسان و مورخان مشهور است. حجر مردى مستجاب الدعوة بود، چنانكه نقل مى شود در راه شام موقع وضو و نماز آب نداشت از نگهبانان آب خواست ولى آنها امتناع كردند، حجر دست به دعا برداشت ناگهان ابرى ظاهر شد كه از آن آب ريزش مى نمود. حاكم نيشابورى وى را با عنوان راهب اصحاب محمد (ص) آورده است. ابومعشر می گويد: حجر عابدى بود كه محدث نمى شد مگر اينكه وضو مى گرفت و پس از هر وضو نماز مى خواند و نيز آبى نمى ريخت مگر اينكه وضو مى ساخت و نماز مى خواند.
مدير گروه دانشنامه صحابه پيامبر(ص) توضيحاتی در مورد زندگی سياسی و اجتماعی حجر داد و گفت: در زمان خليفه دوم ايشان در جنگ قادسيه و نيز فتح مرج عذراء در منطقه دمشق حضور داشت و اين منطقه بوسيله او مسلمان شدند. ايشان از جمله افرادى بوده كه در تجهيز و دفن ابوذر اين صحابه بزرگ رسول خدا حضور داشته و در اعتراض هاى اهل كوفه نسبت به والى گماشته شده از سوى خليفه سوم ـ سعيد بن عاص ـ صورت مى گرفت حضور داشت.
وی در مورد همراهی حجر با اميرالمؤمنين(ع) خاطرنشان كرد: بی شك حجر از ياران با وفای اميرالمومنين علی (ع) است كه در جنگ جمل ، صفين و نهروان حضور داشته است. پس از شهادت امام علی (ع) حجر بن عدى از ياران مخلص امام حسن مجتبى (ع) است.
عسكری ادامه داد: حجر هر دو كارگزار معاويه يعنی مغيره بن شعبه در سال 41 و زياد بن ابيه در سال 51 هجرى را نصيحت می كرد و مدام از مقام والای اميرالمومنين علی دفاع می كرد تا اينكه در همين سال حجر به دست زياد دستگير و با سخت ترين حالت و در غل و زنجير پيش معاويه فرستاد. معاويه دستور داد تا گردنش را بزنند. حجر به مامورين همراه خود گفت: رهايم كنيد و اجازه دهيد تا دو ركعت نماز بگذارم. آنها پذيرفتند ولى گفتند نمازت را طولانى نكن. حجر گفت: اگر گمان نمى كرديد كه من از ترس مرگ نماز را طولانى می كنم، دوست داشتم كه طولانى ترين نماز عمرم را ادا و نواقصى كه در نمازهاى گذشته داشته ام با اين دو ركعت جبران كنم.
اين پژوهشگر تاريخی تاكيد كرد: حجر به همراهانش گفت: اين غل و زنجير را از من برنداريد و مرا غسل ندهيد و خونم را نشوييد، چرا كه من مى خواهم در روز قيامت بر پل صراط و با اين حال معاويه را ملاقات كنم. به نقلی سپس دست به دعا برداشت و گفت: خدايا از تو عليه امت كمك مى جوييم كه اهل كوفه عليه ما گواهى دادند واهل شام ما را مى كشند. گر چه مرا مى كشيد ولى بدانيد اول سوارى بودم كه در اين سرزمين خدا را تهليل گفتم و اول كسى هستم كه سگان اينجا به رويم پريدند سپس حجر را با پنج نفر كشتند و در مرج عذراء به خاك سپردند. و اين واقعه در ماه شعبان المعظم سال 51 هجرى اتفاق افتاد و سر مباركش از بدن جدا شد.
عسگری با اشاره به اثرات شهادت حجر خاطرنشان كرد: در همان زمان كشته شدن حجر در ميان مسلمانان ايجاد ناراحتى عجيبى كرد و نه تنها دوستان و شيعيان امام على (ع) ناراحت شدند بلكه همان هایى كه با آن حضرت مخالف بودند از كشته شدن حجر اظهار تنفر و بيزارى كردند؛ در همان سالى كه حجر كشته شد معاويه در حج ، امام حسين (ع) را ملاقات كرد و گفت: مى دانى با حجر و و دوستان پدرت چه كردم؟ امام (ع) فرمود: چه كردى؟ گفت: آنان را كشتيم، غسل داده، نماز خوانديم و دفن نموديم. امام (ع)فرمود: ايشان را خصم خود گردانيدى، ولى معاويه اگر من كسى از ياران تو را بكشم نه غسل مى دهم و نه نماز برايش مى خوانم و نه كفنش مى كنم و نه دفنش مى كنم (يعنى آنها كافرند و تو اينها را مسلمان دانستى و كشتى).
وی ادامه داد: معاويه نيز از كشتن حجر پشيمان شد و سخت خود را ملامت مى كرد؛ حتى در موقع جان دادن مكرر مى گفت: «يومى منك يا حجر يوم طويل»؛ روز محاكمه من و تو روز طولانى و سختى خواهد بود.
عسكری تصريح كرد: از ابوالاسود دئلى نقل مى شود كه پس از كشته شدن حجر، در مراسم حج سال 51 هجرى معاويه بر عايشه وارد شد، عايشه پرسيد: اهل عذراء، حجر و يارانش را كشتى؟ معاويه گفت: ام المؤمنين صلاح امت را در كشتن ايشان ديدم، و اگر مى ماندند امت پيامبر فاسد مى شدند! عايشه گفت: از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود، در عذراء جماعتى از امت من كشته مى شوند كه خداوند و آسمانيان به نفع آنان خشمگين می‌شوند. حال نبش قبر اين صحابه بزرگوار چه بر روز آسمانيان آورده است چه برسد به زمينيان !!!
وی در پايان خاطرنشان كرد: علاقمندان جهت اطلاعات بيشتر می توانند به جلد دوم دائرةالمعارف صحابه پيامبر اعظم (ص) مراجعه كنند.
captcha