به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ماهنامه آموزشی، تحليلی و اطلاعرسانی نوآموز رشد برای دانشآموزان پايههای دوم و سوم دبستان در دوره بيست و نهم منتشر شد.
عناوين اين شماره عبارتند از: داستان (نيمكچل غرغرو / سين هفتمی)، شعر سفره هفت سين، خانواده چیبيز؟، روزهايی كه اسبها تاكسی بودند، من يك رود بزرگ هستم، برادر، سيری كه غم داشت، يك چيزی كم داشت، لطيفه، سرگرمی، سكه بازيگوش، تصادف، چوب بستنی.
در داستان «خانواده چیبيز؟» كه قسمت آخر آن در اين شماره آمده است میخوانيم: «بيزبيز پشهها چشمشان به يك درخت توت سياه افتاد. كله گنده گفت: «افراد توت خوردن میبيزيم!» به طرف شاخهای پر توت رفتند. چشمشان افتاد. به سه تا پشه كه خرطومهايشان را توی يك توت فرو كرده بودند و فورت و فورت مك میزدند. پشهها تا بيزبيزها را ديدند خشكشان زد ....»
همچنين در بخش ماجراهای آسمانی در داستان كوتاهی با عنوان «من يك رود بزرگ هستم» به قلم مجيد ملامحمدی میخوانيم: «اسم من نيل است. من يك رود بزرگ هستم. میخواهم برايتان ماجرای حضرت موسی(ع) را تعريف كنم. او پيامبر بزرگ خدا بود. میخواست همه مردمان زمانش را به خداپرستی دعوت كند. پادشاه زمان او فرعون بود. فرعون میگفت: «من خدا هستم و همه بايد من را بپرستند.» حضرت موسی(ع) و يارانش با او مبارزه كردند. فرعون بسياری از آنها را به زندان انداخت يا از بين برد. تا اينكه بعد از سالها تحمل سختی، خداوند به حضرت موسی(ع) و يارانش فرمود تا از آن سرزمين كوچ كنند. فرعون و سربازانش هم پشت سر آنها راه افتادند، تا آنها را نابود كنند. مردان خدا به من رسيدند. راهی جز عبور از من برای نجات از دست دشمنان نبود. خداوند به حضرت موسی(ع) دستور داد تا عصايش را به من بزند! من هم به دستور خدا كنار رفتم و راهی برای عبور آنها باز كردم ...»
بخش ديگری از اين ماهنامه به معرفی كتاب میپردازد كه در اين شماره آمده است: «اگر به شعر علاقهمندی كتاب زير را هم بخوان! «دوربين خدا». اين كتاب شعر را اسماعيل اللهدادی سروده و كانون پرورش فكری آن را در سال 1391 به چاپ رسانده است.»