داوود كيانيان، نويسنده و پژوهشگر تئاتر كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: من از نخستين كسانی بودم كه بحث تفكيك تئاتر كودك از نوجوان را مطرح كردم به دليل اينكه اعتقاد دارم حساسيتهای موجود در مورد اين گروه سنی به سبب طرح موضوعات گوناگون آنقدر بالاست كه حتی میتوان تنها قائل به مقطع سنی كودك و نوجوان نبود و پيش از اين مقطع در مورد خردسالان و گروه سنی پيشدبستانی نيز تئاتر تخصصی داشت.
وی گفت: همانگونه كه نوع تغذيه كودكان و نوجوانان متناسب با رشد جسمی آنها متفاوت است، خوراكی كه به عنوان خوراك فرهنگی و ذهنی نيز به آنها داده میشود نيز بايد متناسب با سن و شرايط رشد فكری آنها باشد و يكی از مظاهر و مصاديق توليد و عرضه خوراك فرهنگی، هنرهای نمايشی و تئاتری است كه برای اين مقطع از عمر هر انسانی در نظر گرفته میشود.
نويسنده نمايشنامه «سلام بر حسين(ع)» ادامه داد: به طور مثال برای نوجوانان بيش از هر چيز ديگری مسئله بلوغ به شكل كلی آن چه در بعد اعتقادی، چه اجتماعی و حتی سياسی مطرح است در حاليكه اين موضوع برای كودك امری ناشناخته است و دغدغه او محسوب نمیشود و لذا بايد نوع كار فرهنگی و ادبياتی كه برای ايجاد تعامل با آنها در نظر گرفته میشود نيز با يكديگر متفاوت باشد.
كيانيان با تأكيد بر مخاطبشناسی تئاتر برای كودك و نوجوان گفت: بايد در توليد هر اثر نمايشی برای كودكان و نوجوانان به اين موضوع توجه كرد كه خردسالان و كودكان دارای دنيايی خيالی و حسی هستند و تخيل و عواطف در ادراك آنها بيش از هر چيز ديگری كارآيی دارد و لذا بايد به ويژه در طرح موضوعات دينی و ارزشی از منظر منطق و استفهام وارد نشد و به برخی از جنبههای ظاهری و وجوه بيرونی اين مفاهيم به منظور آشنايی مختصر خردسالان و كودكان پرداخت.
نويسنده كتاب «تئاتر كودكان و نوجوانان» افزود: اين مسئله از شروع دوران نوجوانی كه معمولاً سنين حول و حوش 12 سالگی را شامل میشود شكل و صورت ديگری پيدا میكند چرا كه اين مقطع سنی به سن عقلی و منطقی موسوم است و به نوعی براساس نظريه روانشناسان استدلال انتزاعی آنها شكل گرفته و به تكامل می رسد و می توان وارد بحث جدی تری با آنها راجع به مفهوم و ماهيت دين شد.
اين كارشناس تئاتر كودك و نوجوان تصريح كرد: متأسفانه پيش از انقلاب وقتی صحبت از تئاتر كودك و نوجوان به ميان میآمد، تئاتری كه بيشتر برای مخاطب نوجوانان توليد میشد را نيز برای كودكان مؤثر میدانستند چرا كه اساساً تئاتری ويژه كودكان توليد نمیشد اما نكته جالب اينكه پس از انقلاب اسلامی نيز ما اين اشتباه را به شكل ديگری مرتكب شديم و اين بار تئاتری را كه برای كودكان توليد میكرديم را نيز برای مخاطب نوجوان عرضه كرديم و دليل آن اين است كه هيچگاه نتوانستيم به شكل تخصصی و كارشناسی به شناخت مؤثری در مورد خواستهها و مطالبات كودك و نوجوان برسيم.
كيانيان در ادامه گفت: البته با ديدی منصفانه بايد اعتراف كرد كه عرصه شعر، ادبيات كودك و نوجوان به اين مهم توجه خوبی داشته است و آثار ادبی ويژه اين گروه سنی با تفكيكی كاملاً كارشناسی شده در حال توليد هستند اما اين فرهنگسازی را در زمينه ادبيات نمايشی و به تبع آن حوزه نمايش كودك و نوجوان شاهد نيستيم در حالی كه اگر به جامعهای پيشرفته میانديشيم بايد تمام حوزههای فرهنگی و هنری كودك و نوجوان به عنوان سنين پايه جامعه را نيز تخصصی پيگيری كنيم.
نويسنده نمايشنامههای «داد و بيداد» و «راز درخت مقدس» در پايان هنر را ابزاری واسطه برای بيان منعطف و تلطيف شده برخی حقايق به مخاطب برشمرد و گفت: با اين تعريف مستقيمگويی در هنر يك ضد ارزش محسوب میشود و به ويژه برای كودكان و نوجوانان در پرداختن به عرصههای هنری از جمله تئاتر بايد به اين نكته توجه داشت كه آموزش به عنوان يكی از كاركردهای اين هنر بايد با زبانی غيرمستقيم و در لفافه بيان شود و برای بيان مفاهيم دينی و اخلاقی بايد همراه با سرگرمی و تفريح باشد.