کد خبر: 2539763
تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۰

مسئله هسته‌ای را با حفظ حقوق ملت ايران حل خواهيم كرد/ توسعه روابط خارجی در دستور كار

گروه سياسی: يكی از كانديدای يازدهيمن دوره رياست جمهوری در ارائه مهم ترين برنامه‌های خود در برنامه «دوريبن يك» اظهار كرد: مسئله هسته‌ای را با حفظ حقوق هسته‌ای حل خواهيم كرد و روابط خارجی را بدون اينكه از حقوق ايران ذره‌ای گذشت بكنيم، توسعه خواهيم داد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، علی‌اكبر ولايتی، كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری شب گذشته، 6 خردادماه با حضور در برنامه دوربين از شبكه يك سيما نظرات، ديدگاه‌ها و برنامه‌های خود را تبيين كرد.
متن كامل سخنان علی‌اكبر ولايتی به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
با عرض سلام خدمت ملت بزرگ ايران؛ بنده علی‌اكبر ولايتی، متولد چهارم تيرماه 1324 شمسی هستم. دوره دبستان را در قريه رستم‌آباد از قراء شميران گذراندم و دوره دبيرستان در مدرسه جم قلهك. بنده اهل شميران هستم و اجداد ما هم شميرانی بودند. بعد از پايان تحصيلات متوسطه در كنكور سراسری شركت كردم و رتبه چهل‌و‌نهم شدم و به همين دليل در هر دانشگاه يا دانشكده‌ای در حوزه علوم طبيعی می‌توانستم شركت كنم. بنده هم دانشكده پزشكی دانشگاه تهران را انتخاب كردم و بعد از گذشت هفت سال در سال 1350 پزشك عمومی شدم. با توجه به علاقه‌ای كه از قبل به طبابت اطفال داشتم و زمينه عاطفی را برای طبابت اطفال داشتم و لذا به طبابت اطفال بيشتر علاقه‌مندم و عامل ديگری كه بسيار تأثير گذار بود اين بود كه در خدمت استاد بزرگم مرحوم دكتر محمد غريب كه اخيراً سريال زندگی ايشان را به عنوان روزگار غريب از سيمای جمهوری اسلامی ايران ملاحظه فرموديد، بنده افتخار اين را داشتم كه سه سال تخصص را در خدمت ايشان باشم. ايشان هم استاد طب اطفال بود و هم استاد اخلاق بود. اميدوارم كه گوشه‌ای از آن ميراث اخلاقی آن بزرگ مرد را بنده داشته باشم و از خداوند می‌خواهم كه روح آن بزرگوار را با اوليای گرامش محشور بگرداند.
به دليل اينكه در حوزه تخصصی مراتبی را كسب كردم من را فرستادند به آمريكا؛ دانشگاه جانز هاپكينز در بالتيمور، برای گذراندن دوره فوق تخصصی عفونی اطفال در آنجا هم استاد بنده يكی از اساتيد مشهور عفونی اطفال آمريكا بود، به نام دكتر ديويد كاربش؛ از آنجا كه برگشتم به عنوان كادر علمی دانشكده پزشكی وارد خدمت شدم. از سال 53 تاكنون سابقه 39 ساله تدريس در دانشگاه را دارم. در حال حاضر استاد تمام و استاد ممتاز پايه سی دانشگاه علوم پزشكی شهيد بهشتی هستم. از دوره دبيرستان بنده فعاليت سياسی داشته‌ام و لذا پرونده بنده را كه در ساواك بعداً جناب حجت‌الاسلام والمسلمين آقای ری‌شهری به من لطف كردند، از هفده سالگی پرونده داشتم؛ يعنی از سال 1341 تا 1357 و در دانشكده پزشكی به همراه مرحوم شهيد دكتر لواسانی، شهيد دكتر لبافی‌نژاد، شهيد دكتر فياض‌بخش انجمن اسلامی دانشكده پزشكی دانشگاه تهران را بنيانگذاری كرديم. در گرماگرم انقلاب ما يك شبكه مخفی بيمارستانی تأسيس كرديم با مسئوليت بنده در شميران، كه كسانی كه در جريان انقلاب مجروح می‌شوند برای اينكه به دست ساواك نيفتند در اين بيمارستان‌ها مورد درمان قرار می‌گرفتند. در دوم آذر 1358 به عنوان معاون درمان وزارت بهداشت انتخاب شدم و در اولين دوره مجلس از سوی جامعه مبارز روحانيت به عنوان كانديدای نمايندگی تهران معرفی شدم و رأی آوردم و مدت يك سال و نيم در مجلس شورای اسلامی بودم تا اينكه در 25 آذر 1360 به عنوان وزير خارجه از سوی مقام معظم رهبری كه در آن زمان سمت رياست جمهوری داشتند، معرفی شدم به مجلس و مدت چهار دوره چهار ساله، يعنی شانزده سال در حقيقت سكان‌دار سياست خارجی يا وزارت خارجه بودم و بعد از اتمام مأموريتم در وزارت امور خارجه افتخار اين را داشتم كه به عنوان مشاور مقام معظم رهبری در حوزه بين‌الملل منصوب شدم و تاكنون اين افتخار را دارم كه در خدمت حضرت ايشان هستم.
در طول دوره شانزده ساله كه در وزارت خارجه بودم وزارت خارجه تقريباً از زير صفر رسيد به جايی كه اين توانمندی را داشت كه ديپلماسی جنگ و ديپلماسی مذاكرات صلح را اداره بكند. من كه به وزارت خارجه رفتم تعداد سفرای ما 9 نفر بود، ولی با توجه به انقلابی كه در ايران رخ داده بود، بايد به كلی اين سياست خارجی زير و رو می‌شد و شد؛ يعنی سياست خارجی قبل از ما طوری تنظيم شده بود كه مهم‌ترين اداره حكومتی، سفارت جمهوری اسلامی ايران در واشنگتن بود؛ زيرا سياست ايران را واشنگتن تعيين می‌كرد و خوب اين تحول در وزارت خارجه حضرت امام رضوان‌الله تعالی عليه در وصيت‌نامه‌شان از وزارتخانه‌های مختلف بياناتی دارند از جمله يك گلايه‌ای دارند از وزارت خارجه در طی كم‌تر از سه سال وزارت خارجه يكی از حدود هفت وزير يا سرپرست وزارتخانه عوض كرد؛ يعنی بطور متوسط تقريباً هر پنج ماه يك وزير يا سرپرست وزارتخانه داشت؛ بنده كه به وزارت‌ خارجه آمدم مدت شانزده سال در اين وزارتخانه بودم؛ حضرت امام فرمودند از ابتدا ما در وصيت‌نامه‌شان هست قريب به اين مضمون كه مشكل داشتند با سفارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها مشكلش حل نشده بود در طی وزارت‌های مختلف، و بعد اظهار رضايت كردند از مديريت بنده؛ تأكيد داشتند بر اين كه در وزارت خارجه بمانم و هر بار كه مجلس شورای اسلامی قرار بود كه رأی اعتماد بدهد به بنده از سوی حضرت ايشان و بعداً از سوی مقام معظم رهبری در طی اين چهار دوره تأكيد می‌شد بر اينكه فلان‌كس بايد در وزارت خارجه بماند؛ می‌خواهم عرض بكنم كه برای اينكه پلی بزنم بين آنچه كه در آن زمان بود و آنچه كه امروز ما با آن مواجه هستيم و دولتی را كه ان‌شاء‌الله می‌خواهيم تشكيل بدهيم، اگر شما مردم شريف ايران به بنده اعتماد بكنيد و رأی بدهيد، يك مثال‌هايی را بنده عرض می‌كنم از كاری كه در آن زمان در وزارت خارجه داشتيم كه معلوم بشود كاری كه امروز در رابطه با هسته‌ای و در رابطه با تحريم‌ها و در رابطه با روابط خارجی با كشورهای ديگر داريم، سخت‌تر از كاری كه ما در قضيه 598 و تثبيت قرارداد 1975 داشتيم، اين كار از آن كارها سخت‌تر نيست و لذا بنده در اين مورد آموخته هستم و می‌دانم كه چگونه بايد با قضيه هسته‌ای و توسعه روابط خارجی كار كرد.
در هفت سال از هشت سال دفاع مقدس بنده وزير خارجه بودم و دو سال مذاكرات سياسی مربوط به اجرای قطعنامه هم مسئوليتش به عهده بنده بود و در آن زمان اگر آنهايی كه سن‌شان اقتضاء می‌كند خاطرشان هست كه صدام حسين سه روز قبل از حمله به ايران جلوی خبرنگاران به صورت نمادين قرارداد 1975 را پاره كرد و گفت در آن زمانی كه عراق ضعيف بود و ايران قوی اين قرارداد به ما تحميل شد و كل اروند‌رود متعلق به عراق است و امروز كه عراق قوی است و ايران ضعيف، ما اين قرارداد را پاره می‌كنيم و جنگ را آغاز كرد. پس از پايان جنگ بنده از سوی حضرت امام رضوان‌الله تعالی عليه مشخصاً مأمور شدم برای اين كار و ايشان اعلام كردند كه مسئوليت مذاكرات با بنده است و بايد عرض بكنم كه در همان اوائل اختيار تام به بنده دادند، فرمودند كه من چند نوبت راجع به مسائل مرزی و بعضی از بندهای پروتكل 1913 و 1914 استانبول و همچنين قرارداد 1975 سؤال كردم كه در اين مورد بايد اين كارها انجام بشود. ايشان از طريق مرحوم حاج‌احمد آقا پيغام دادند كه فلانی اختيار مطلق دارد كه هر جوری كه مصلحت نيست عمل بكند و اين دعای حضرت امام رضوان‌الله تعالی عليه و حمايت ايشان موجب شد كه بنده در نزد ايشان و مقام معظم رهبری و ملت شريف ايران سرافكنده نباشم و بعد از 200 سال بنده يك اطلاع مختصری از تاريخ كشورمان دارم، بعد از 200 سال اين اولين بار بود كه جنگی به ايران تحميل می‌شد و قطعه‌ای از ايران جدا نمی‌شد؛ يعنی جنگ‌های اول و دوم ايران و روس كه منجر به معاهده گلستان و تركمانچای شد، 17 شهر از ايران جدا شد و در جنگ هرات، بر اساس معاهده پاريس هرات از ايران جدا شد و در قرارداد آخال خوارزم از ايران جدا شد و در قرارداد مك‌ماهون گلداسميت بخشی از بلوچستان از ايران جدا شد و در زمان رضاخان بدون اينكه جنگی اتفاق بيافتد بخشی از آرارات را رضاخان هديه كرد به آتاتورك، ولی در اين جنگ هشت ساله با هدايت بزرگ مردی مثل حضرت امام رضوان‌الله تعالی عليه و رياست جمهوری مقام معظم رهبری و نيابت فرماندهی كل قوا، آيت‌الله هاشمی رفسنجانی و مقاومت رزمندگان و ايثار ايثارگران و پشتيبانی همه ملت ايران در حوزه نظامی ما پيروز شديم و ما در حوزه مذاكرات مربوط به صلح طوری رفتار می‌كردند، مذاكره‌كنندگان گويی كه می‌خواهند آنچه كه در جنگ به دست نياوردند در مذاكرات صلح به دست بياورند و آن هم به دست آوردن كل اروندرود بود و مدت دو سال فشار بسيار سنگينی را ما تحمل كرديم، اما مقاومت كرديم و با اينكه مردم اسرای‌شان در بند عراق بودند و همه منتظر بودند كه هر چه زودتر اين اسرا آزاد بشوند، اما صبوری كردند و با صبر خودشان از ما حمايت كردند تا بالاخره موفق شديم كه 598 را اجرا بكنيم و اين اولين قراردادی بود كه بعد از شروع جنگ در آن بر آتش‌بس و عقب‌نشينی و آزادی اسراء و پيدا كردن آن متجاوز يعنی تعيين متجاوز كه بند ششم قطعنامه بود در آن مشخص شده بود و لذا ايران اين قطعنامه را بر خلاف قطعنامه‌های قبلی پذيرفت و اجرای اين يك ديپلماسی بسيار پيچيده داشت كه بخشی ظاهر بود، مثل كوه يخ بود، يك پنجمش روی آب و چهار پنجمش زير آب بود كه بعضی از كارهايی كه در پشت صحنه انجام می‌شد تا منجر شد به اينكه آقای پرز دكوئيار، دبير كل وقت سازمان ملل در شورای امنيت اعلام بكند كه صدام حسين متجاوز است، همه اعضای شورای امنيت او را تأييد كردند و عملاً ما پيروز شديم و اين نبود مگر به واسطه مقاومت مردم و كارهای بسيار پيچيده و ظريف و دقيقی كه در پشت صحنه در رابطه با 598 و قرارداد 1975 انجام می‌شد و عرض كردم بخشی از آنها گفتنی است بخشی از آنها گفتنی نيست.
به مردم عزيزمان اطمينان می‌دهم كه مسئله هسته‌ای را با حفظ حقوق هسته‌ای ان‌شاء‌الله حل خواهيم كرد و توسعه روابط خارجی را خواهيم داد بدون اينكه از حقوق ايران ذره‌ای گذشت بكنيم با اجرای يك ديپلماسی فعال با توجه به تجربه‌ای كه از گذشته داريم می‌توانيم اين مشكل را كه بخش مهمی از مشكلات داخلی ما، مشكلات اقتصادی ما، مشكلات معيشتی ما به آن مربوط می‌شود اين را حل بكنيم؛ بنده در آن زمان روابط بسيار نزديكی با تعدادی از سران معروف دنيا داشتم، مثلا با آقای دنگ ژيائوپينگ رهبر چين، با آقای گورباچف، دبير كل حزب كمونيست شوروی، با آقای ميتران، با آقای هلموت كهل. يك موقعی بنده با ميتران ملاقات داشتم؛ ايشان به من گفت كه تو هر وقت از اروپا رد می‌شوی بيا اينجا در كاخ اليزه به من سر بزن و به من بگو روابط ايران و فرانسه خوب پيش می‌رود يا نه كه اگر خوب پيش نرفت به من گزارش بده كه من مؤاخذه كنم كسانی را كه در اين زمينه كوتاهی می‌كنند و يا اينكه با خانم گاندی در رابطه با جلوگيری از ميزبانی غير متعهدها در اجلاس هشتم يك ديپلماسی بسيار فعالی صورت گرفت؛ علی‌رغم اينكه 51 كشور از 54 كشور عضو كميته سياسی موافق بودند در بغداد ميزبانی غير متعهدها انجام بشود، فقط سه كشور با ما همراه بودند و بنده با كاری كه در آن زمان انجام دادم در دهلی‌نو، خانم گاندی را قانع كردم به اينكه اگر اين كار را نكنند من اعلام می‌كنم كه ايران از غير متعهدها بيرون می‌رود و اين برای غير متعهدها موجب بی‌حيثيتی خواهد شد. اين ديپلماسی مؤثر واقع شد و آنها ميزبانی را به تعويق انداختند و بالاخره صدام حسين ميزبانی عدم تعهد را در حقيقت به گور برد.
مشكلی كه الان ما داريم در درجه اول معيشت مردم و در اقتصاد مردم است؛ بعد همچنين در رابطه با ارتباطات خارجی و اين هر دو به هم متصل است؛ يعنی مسئله روابط خارجی، رابطه با كشورهای ديگر دنيا و موضوع اقتصاد داخلی اينها ارتباط تنگاتنگ با هم دارند. ما ميلياردها دلار پول داريم در كشورهای خارجی در چين، در هند، در ژاپن، در كره جنوبی، يك ديپلماسی فعال می‌خواهد كه اين پول‌ها را برگرداند. موقعی كه اين پول‌ها بيايد ديگر ما دليلی برای كاهش ارزش پول به اين حدی كه امروز شاهدش هستيم نخواهيم بود؛ ضمن اينكه در توسعه روابط با ديگر كشورها حالا فرض كنيد كه يك مشكلاتی با آمريكا داريم؛ ولی با ديگر كشورها كه چنين مشكلاتی نداريم؛ چرا بايد رابطه ما با ديگر كشورها اين طور قفل بشود. يك زمانی بود وزرای خارجه اروپا صف می‌بستند برای اينكه به ديدن ما بيايند. يك موقعی تروئيكا يعنی هر سه وزير خارجه اروپا با هم به تهران آمدند و اين روابط را می‌شود احياء كرد، اگر عنايت داشته باشيد در رابطه با بيداری اسلامی با استفاده از رهنمودهای مقام معظم رهبری شش نوبت اجلاس بيداری اسلامی را در ايران برگزار كرديم. از حدود 80 كشور در صنف جوانان، بانوان و علماء آخرينش بود كه در طی هفته‌های اخير صورت گرفت. بزرگانی از علمای جهان اسلام و جوانان و بانوان و شعراء و اساتيد دانشگاه به ايران آمدند و نشان دادند كه به ايران و به رهبری ايران اعتماد دارند. بيانات مقام معظم رهبری در اين اجلاس‌های بيداری اسلامی بسيار تعيين‌كننده بود و نقش ايران را و نفوذش را در كشورهای اسلامی يك بار ديگر به دشمنان در نزد دوست و دشمن آشكار كرد. تقريباً بالای 90 درصد اينها دعوت ما را اجابت كردند و با رأی اجماعی اينها بنده به عنوان دبير كل بيداری اسلامی انتخاب شدم و آخرين جلسه‌ای كه علمای جهان اسلام داشتند، بنده را مأمور كردند كه يك اتحاديه علمای اسلام با مركزيت ايران را در تهران تشكيل بدهيم. اينكه دعوت ما را اجابت می‌كنند و قبول می‌كنند كه به ايران بيايند و در ايران نقطه‌نظرهای خودشان را بيان می‌كنند و همان چيزی كه مقام معظم رهبری در نماز جمعه چهاردهم بهمن 1389 فرمودندكه اين موج، موج بيداری اسلامی است، علی‌رغم همه توطئه‌هايی كه ديگران كردند و خواستند آن را بهار عربی يا انقلاب رنگين بنامند، همه به اين ديد مقام معظم رهبری با ديده احترام نگاه كردند و آن را پذيرفتند و بيداری اسلامی موضوع اصلی جهان اسلام امروز شده است. اين به بركت كار ارزشمندی است كه در جمهوری اسلامی صورت گرفته.
اما در مورد مسائل داخلی كشور، موضوع معيشت مسئله اساسی امروز مردم ماست؛ يعنی امروز مردم از گرانی رنج می‌برند؛ گرانی افسار گسيخته و تورم افسار گسيخته و بيكاری با درجات بالا، اينها علتش مشخص است و علاج دارد. همان‌طوری كه عرض كردم يك بخش آن مربوط می‌شود به روابط خارجی كه بايد روابط خارجی را بازسازی كرد و اين كار را ما می‌توانيم انجام بدهيم ان‌شاء‌الله به ياری خدا و با پشتيبانی شما ملت و در داخل كشور ارزان‌تر شدن قيمت‌ها و يا به عبارت ديگر با تنظيم بازار و كنترل بازار. قابل قبول نيست كه مردم هر روز شاهد اين باشند كه يك درصد قابل ملاحظه‌ای از قيمت‌ها افزايش پيدا می‌كند و عملاً كنترلی صورت نگيرد، موضوع تورم ارتباط نزديك دارد با نقدينگی. چرا بايد نقدينگی ما از مبلغ حدود 90 هزار ميليارد تومان در سال 1385 به حدود 500 هزار ميليارد تومان در اين سال برسد؟ اين به معنای اين است كه مقدار زيادی پول در جامعه پخش شده و به آن اندازه كالا توليد نمی‌شود. علاج مشكلات اقتصادی ما در دو چيز است؛ يكی تقويت توليد و ديگری واگذار كردن امر توليد به مردم. همان‌طور كه در تفسير اصل 44 قانون اساسی مقام معظم رهبری تأييد فرمودند، ابلاغ كردند، قانون آن توسط مجلس تصويب شد، بايد اين قانون را اجرا بكنيم، حتماً بايد اين اجرا كردن تعديل اقتصادی همراه هدفمندی يارانه‌ها باشد؛ آن‌طوری كه مجلس تصويب كرده هدفمندی يارانه‌ها كاملاً قابل قبول است، ولی به شرط اينكه عيناً قانون اجرا بشود. 30 درصد اين بايد صرف صنايع می‌شد، بايد 10 درصدش خرج سلامت می‌شد، 10 درصدش خرج كشاورزی و ساير امور می‌شد و اين كار نشد و فقط آن بخشی كه سهم مردم بود داده شد كه آن بايد پرداخت بشود، ولی در كنارش حتماً بايد به صنايع كمك بشود؛ اينكه بنده عرض كردم كه برای علاج كوتاه‌مدت مسائل حاد اقتصادی كشور بنده يك فرصت صد روزه می‌خواهم و در اين فرصت صد روزه می‌شود مسائل حاد را علاج كرد، به عنوان يك طبيب به اين بيمار اقتصادی يا بيماری اقتصادی نگاه می‌كنم؛ طبيب موقعی كه به بيمار نگاه می‌كند اول يك بررسی بالينی می‌كند، آزمايش می‌كند تا به علت مرض پی ببرد؛ ولی مدتی طول می‌كشد. اگر يك مريضی آمد با طب بالا و تشنج و بدی حال عمومی، ما ضمن اينكه به دنبال علت می‌گرديم اول اين علائم شديد را برطرف می‌كنيم، يعنی طب بالا را به هر وسيله‌ای شده پايين می‌آوريم. اين گرانی، تورم روزافزون اين بايد كنترل بشود. اينكه ما بتوانيم پول خودمان را آزاد بكنيم از قيد خزانه‌های خارجی. ايران پول دارد اما در خارج از كشور است و ما با يك ديپلماسی فعال می‌توانيم برگردانيم و عملاً ارزش پول ملی را نگذاريم اينقدر كاهش پيدا بكند؛ اگر مردم به ما اعتماد بكنند، يعنی اعتماد بين دولت و مردم افزايش پيدا بكند، هر روز بانك مركزی يك بخشنامه صادر نكند كه آن كسانی كه كار اقتصادی می‌كنند، تكليف خودشان را با مسائل اقتصادی ندانند و بايد يك ثباتی در كار اقتصادی وجود داشته باشد و لذا شعار ما در اين دولت جديد كه ان‌شاء‌الله تشكيل خواهيم داد اين است كه اخلاق‌محور بايد باشد اين دولت و ثبات در مديريت، اخلاق‌محوری خواسته مردم است؛ مردم از اينكه می‌بينند بعضی از مسئولين با يكديگر در ستيز هستند و به جای حل مشكلات مردم با يكديگر ستيز می‌كنند، مردم ناراحت هستند. مردم ما يك مردم با فرهنگ چند هزار ساله كه در بستر اسلام اين‌طور غنی‌سازی شده و شده فرهنگ ايران اسلامی، نمی‌پسندند اين ستيزه‌جويی‌ها را و مردم انتخاب كردند مسئولين را برای اينكه به درد آنها برسند مشكلات‌شان را حل بكنند و لذا اخلاق‌محوری يكی از شعارهای ماست و ديگری ثبات در مديريت.
اينكه يك كسی سليقه سياسيش با من يكی نباشد اصول‌گراست؛ يعنی اصول‌گرايی هم يك دامنه وسيعی دارد. هر كس نظام را و قانون اساسی را و ولايت فقيه را قبول دارد، اين اصولگراست. ممكن است سليقه سياسيش با من يكی نباشد، اما مدير خوبی باشد؛ برای چه بايد ما اين را كنار بگذاريم و كسی را بياوريم كه «بله قربان»گو باشد. اگر دنبال اين باشيم كه بله قربان گوها را بياوريم، عملاً توجهی به تخصص آنها نمی‌كنيم. ما عرض كرديم كه دولت ما يك دولت متمم است، متمم در حقيقت فرع ملت است و اين متمم هم در حقيقت چهار «ميم» دارد، يك «ت» كه هر كدام حرف اول يك كلمه‌ای است كه اين كلمه نشان‌دهنده سياست آينده ماست. در درجه اول هر كسی كه همكار ما می‌شود اين بايد آدم متدينی باشد؛ اگر كسی متدين بود و خدا‌ترس بود، اين ديگر به فساد كشيده نمی‌شود، رشوه نمی‌گيرد و به بيت‌المال دست‌درازی نمی‌كند. بايد تجربه داشته باشد؛ اين «ت» مربوط به تجربه است؛ آدم‌های بی‌تجربه نيايند كه سياه‌مشق بنويسند. حالا كه اول انقلاب نيست، حالا سی‌و‌چند سال از انقلاب گذشته. بايد افراد باتجربه را بياوريم و تخصص داشته باشند در آن رشته‌ای كه به كار گرفته می‌شود و ديگر اينكه معتدل باشد.
يكی از مشكلات‌ ما افراط‌گرايی است؛ مردم ما كارهای افراطی را نمی‌پسندند، سياست‌های افراطی را نمی‌پسندند؛ همان‌طوری كه مقام معظم رهبری فرمودند جاذبه بايد به حداكثر باشد و دافعه بايد به حداقل باشد؛ بالاخره آن «ميم» آخر مشورت‌پذيری است. يك نفر كه عقل كل نيست، هيئت دولت هم عقل كل نيست، بلكه همه چيز را همگان دانند بايد اگر متخصصينی در رشته‌های مختلف هستند با آنها مشورت بكنند و مشورت‌پذير باشند.
از اين دولت متمم اگر بخواهيم هدف‌هايمان را در چند كلمه خلاصه بكنيم اين است كه بازسازی اقتصاد داخلی؛ همان‌طوری كه عرض كردم تقطيع زمانی، يعنی آنهايی كه فوری است در كوتاه‌مدت و بقيه در ميان‌مدت و بلندمدت و ديگری ترميم روابط خارجی يا بازسازی روابط خارجی؛ روابط خارجی ما تقريباً به حالت ركود درآمده و بخش مهمی از مشكلات ما مربوط به آن است؛ اگر ما بتوانيم اعتماد مردم را جلب بكنيم، يعنی دولت جديد كه روی كار می‌آيد به مردم اين اعتماد را بدهد كه تصميماتی كه دولت اتخاذ می‌كند بخشنامه‌هايی كه صادر می‌كند اين تصميمات و بخشنامه‌های صادرشده حساب‌شده است، هر روز تغيير نمی‌كند، هر روز شاهد يك بخشنامه جديد از طرف يك دستگاه مسئول نيستيم.
دولت بايد قانون‌گرا باشد و برای اينكه ما نشان بدهيم كه قانون‌گرا خواهيم بود، اگر از سوی مردم مورد اعتماد قرار بگيريم و بنده انتخاب بشوم و دولت مورد نظر را تشكيل بدهم، حتماً همكاری نزديك و تنگاتنگ با مجلس خواهيم داشت؛ همين حالا بعضی از دوستانی كه در ستاد افتخار همكاری‌شان را داريم از كسانی هستند كه در مجلس كار می‌كنند؛ يعنی نماينده مجلس هستند يا يك مقام مهمی در مجلس شورای اسلامی دارند. در آينده هم ما انتخاب وزرايمان، تدوين برنامه‌هايمان، كار بودجه‌مان و هر تصميمی كه در هر حوزه مهمی می‌خواهيم بگيريم حتماً بايد در همكاری نزديك و تنگاتنگ بين قوای ثلاثه باشد، به خصوص بين قوه مجريه و قوه مقننه كه البته قوه قضائيه هم ناظر بر اجرای قانون است و اين همكاری بين قوای ثلاثه از كارهای اساسی است كه بايد در كشور صورت بگيرد كه ان‌شاء‌الله در دولت ما صورت خواهد گرفت.
من اين را عرض بكنم كه ما امكانات زيادی داريم؛ مقام معظم رهبری فرمودند كه اقتصاد مقاومتی و اقتصاد بدون نفت می‌شود اين كار را كرد؛ بنده با يك مثال موضوع را خدمت‌تان عرض بكنم و آن مثال اين است كه ما يك جاده ابريشم جديد درست بكنيم. ما بياييم از ويژگی‌های ايران به عنوان يك جغرافيای سياسی منحصر به فرد استفاده بكنيم؛ كشوری كه 15 همسايه دارد از ويژگی‌های ترانزيتی خودمان استفاده بكنيم. اخيراً وزير خارجه هند در ايران بود؛ آقای سلمان خورشيد با من يك ملاقاتی داشت و او مطالبه می‌كرد و می‌گفت كه چرا شما اين خط شمال و جنوب كه از بمبئی شروع می‌شود تا بندر عباس و تا پترزبورگ می‌رود، اين را احياء نمی‌كنيد؟ خوب ببينيد هند به ما بدهكار است و يكی از راه‌های صرف پولی كه از هند طلبكاريم اين است كه پروژه‌های موجود را از قبيل ارتباط بين بندرعباس و دريای خزر و از آنجا پترزبورگ در روسيه و اين موجب می‌شود كه كشورهايی كه در آسيای جنوبی هستند يا در آسيای جنوب شرقی هستند چهل درصد در زمان‌شان صرفه‌جويی بشود و سی درصد در هزينه‌شان. اين كار اگر صورت بگيرد يك خاصيت ترانزيتی ايران است كه برای ما سودآور است. شما ببينيد كه در حال حاضر ما حدود 120 هزار بشكه نفت از قزاقستان می‌گيريم و معادل آن را در خليج فارس تحويل مشتری‌های آنها می‌دهيم؛ ما تا 500 هزار بشكه و بيشتر محل داريم كه اين كار ترانزيتی را انجام بدهيم؛ هيچ هزينه‌ای برای ما ندارد، نفتی كه از شما تحويل می‌گيريم در پالايشگاه‌هايمان تصفيه می‌كنيم و نفت خودمان را در جنوب تحويل می‌دهيم و به ازای هر بشكه مقدار قابل ملاحظه‌ای پول دريافت می‌كنيم. اگر يك لوپ، يعنی يك دايره‌ای از لوله گاز در اطراف ايران بكشيم، آنهايی كه گاز دارند، مثل افغانستان و نمی‌توانند آن را صادر بكنند، می‌توانند به اين خط لوله وصل بشوند؛ آنهايی كه گاز نياز دارند، مثل ارمنستان و تركيه و عراق می‌توانند از گاز استفاده بكنند. می‌توان اين وضعيت ترانزيتی را در نيروی الكتريسيته اقدام كرد، يعنی برق آبی كه تاجيكستان توليد می‌كند، می‌شود از آنجا گرفت و به عراق داد كه به برق احتياج دارد. اين ويژگی ايران به عنوان ويژگی ترانزيتی طوری است كه اگر درست عمل بشود معادل قيمت پولی كه از نفت در می‌آوريم می‌توانيم از اين ويژگی ترانزيتی پول در بياوريم.
در آخر بايد عرض بكنم كه ملت شريف ايران اگر به بنده اعتماد بفرماييد و به من رأی بدهيد مطمئن باشيد كه اين مسائلی كه پيش آمده با ظرفيت‌ها و توانی كه در اين ملت است و توانی كه انقلاب اسلامی ايران دارد و امكانات خدادادی كه خداوند در اين سرزمين قرار داده، در اين سرزمين خدايی و اين مهم‌ترين سرمايه اسلامی در جهان اسلام كه كشور ايران واقعاً بيشترين خدمات را به اسلام و فرهنگ اسلامی كرده و همين حالا هم پرچمدار بيداری اسلامی در دنياست، با اين توانمندی‌های عظيمی كه داريم خيلی زود می‌شود اين مشكلات را حل كرد و من قول می‌دهم كه می‌توانيم ان‌شاء‌الله اين مشكلات را به ياری خداوند متعادل و همت شما مردم حل بكنيم و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
captcha