کد خبر: 2539966
تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۴

چاره‌جوئی با عفو و ناديده گرفتن كاستی‌ها؛ راهكار قرآن برای رفع اختلاف

گروه انديشه: راهكار راهگشای قرآن كريم برای رفع اختلاف طبيعی كه خانواده‌ها و به خصوص زن و شوهر ناگزير با آن مواجه می‌شوند، چاره‌جويی با عفو، گذشت، ناديده گرفتن عيوب و كوتاه آمدن، هنگام مواجهه با نواقص و كاستی‌هاست.

به گزارش خبرگزاری بين المللی قرآن(ايكنا) آيت‌الله‌العظمی مظاهری در ادامه جلسات اخلاق، به بحث از خانواده و سلامت اخلاقی و روانی اعضای خانواده پرداخت كه متن كامل سخنان معظم له به شرح ذيل است:
عمل به دستورات قرآن كريم، صبر و استقامت می‌خواهد، اما اين صبر و شكيبايی در خانواده، نتيجه بسيار شيرينی دارد و منجر به گرمی و ازدياد محبّت در خانواده و سلامت اخلاقی و روانی اعضای خانواده خواهد شد.
در ادامۀ مبحث موانع سقوط انسان،‌ از صبر و استقامت، به عنوان يكی از موانع مهم سقوط و انحراف انسان ياد شد. در اين رابطه به شرح سه قسم از صبر فردی، يعنی صبر در عبادت و صبر در معصيت و صبر در مصيبت پرداختيم. در اين جلسه به تشريح صبر خانوادگی و نقش آن در ممانعت از سقوط و گمراهی انسان می‌پردازيم.
قبل از ورود به اين بحث، لازم است بدانيم موضوع «اخلاق در خانه» يكی از موضوعات كليدی اخلاق است كه اهمیّت به آن، علاوه بر سلامت خانواده، منجر به سلامت اخلاقی اجتماع خواهد شد. اما با توجه به اينكه اين موضوع اساسی در جلسات درس اخلاق قم و اصفهان در سال‌های گذشته به طور مفصّل تبيين شد و بحمدالله حاصل آن سلسله دروس نيز در چند جلد كتاب، در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفت، اكنون پس از ذكر چند مقدمّۀ مختصر به ذكر خصوصیّات و آثار «صبر در خانواده» می‌پردازيم و از تشريح جزئيات موضوع «اخلاق در خانواده» صرف‌نظر می‌كنيم.
برای ورود به مبحث خانواده، اگر خانه را به يك كشور تشبيه كنيم، اشتباه نكرده‌ايم؛ زيرا ادارۀ خانه، در مقياسی كوچك‌تر، شبيه به اداره يك كشور است و از جهاتی اداره يك خانه كوچك، ظريف‌تر و دقيق‌تر از اداره يك كشور پهناور خواهد بود.
در واقع همان‌طور كه هر مملكتی برای اداره، نياز به يك حاكم يا رئيس دارد، خانه هم رئيس می‌خواهد. قرآن كريم، مرد را رئيس و قوام خانواده می‌داند و می‌فرمايد: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا»[1] يعنی رياست خانه بر عهده مرد است و تأمين حوائج و نياز‌های زندگی هم وظيفه اوست. از سوی ديگر، خانه با رياست تنها اداره نمی‌شود و نظير مملكت كه نياز به اداره داخلی دارد، خانه هم مدير و مدبّر می‌خواهد و مديريت داخلی خانه بر عهده زن است.
به عبارت رساتر، خانه با تركيب عقلانیّت مرد و عواطف زن اداره می‌شود؛ زيرا قوّه تعقّل و خردورزی مردان بر احساسات و عواطف آنان غلبه دارد و عواطف زنان نيز بر تعقّل آنان غالب است و خانه با تعقّل تنها يا عاطفه تنها اداره نخواهد شد. يعنی همان طور كه زنان معمولاً قادر به رياست كلّی خانه نيستند، مردان هم نمی‌توانند محيط داخلی خانه را مديريت و اداره كنند و از اين جهت زنان بر مردان برتری دارند.
فرزندان هر خانه نيز نظير مردم هر اجتماع، بايد فرمان‌بر و فرمان‌بردار پدر و مادر باشند و به قوانين خانه احترام بگذارند تا آن خانه و آن زندگی سالم و نمونه شود. به بيان ديگر، پدر، مادر و فرزندان يك خانواده سه ركن اساسی خانه هستند و فقدان هر كدام، موجب اختلال در نظام خانواده خواهد بود. مثلاً فقدان پدر موجب می‌شود كه مادر و فرزندان فاقد تكيه‌گاه لازم برای زندگی و بی‌پناه باشند. فقدان مادر نيز منجر به كمبود عاطفه، مهربانی و احساسات در خانه می‌شود كه حاصل آن سوء تدبير و سوء مديريت در خانه است. فقدان فرزند در خانه نيز، آن خانه را به خانه‌ای خشك و ناقص مبدّل می‌سازد.
در اينجا جا دارد به يادآوری يك دستور اخلاقی و سازنده اسلام عزيز بپردازيم كه می‌فرمايد:‌ هنگام فوت پدر يا مادر در يك خانواده، همه اقوام و آشنايان وظيفه دارند جای خالی او را پر كنند؛ مردان بايد نگذارند گرد يتيمی بر چهره فرزندان آن خانواده بنشيند و همان‌طور كه به فكر فرزندان خود هستند، به فكر آن‌ها باشند. زنان نيز، خود را مادر فرزندان يتيم و آنها را فرزندان خود بدانند و نگذارند طعم تلخ بی‌مادری را بچشند.
اهمیّت اين موضوع به قدری است كه قرآن كريم،‌ رها كننده يتيم را در كنار تكذيب‌كننده دين قرار می‌دهد و هر دو را نكوهش می‌كند: «أَ رَأَیْتَ الَّذی یُكَذِّبُ بِالدِّينِ ، فَذلِكَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتيمَ»[2] يعنی كسی كه به ايتام و نيازمندان رسيدگی نكند، مسلمان نيست.
آنچه بيان شد، تقسيم وظايف قانونی در نطام خانواده بود. اما بايد دانست كه همان‌طور كه در اداره يك كشور، قانون تنها كافی نيست و حضور، پشتيبانی و علاقه‌مندی مردم به عنوان اعضای كشور، ركن مهمّی برای پيشرفت و موفقیّت كشور محسوب می‌شود، خانه نيز علاوه بر قانون، سرسختانه محتاج مهر و محبت است و هيچ كس بدون محبّت، قادر به اداره مناسب و مطلوب زندگی نيست.
اساساً اجبار و اكراه و زورگويی در هيچ كاری نتيجه نمی‌دهد و اگر هم مثلاً اعضای يك كشور يا اعضای يك خانواده، از سر ترس يا در اثر تهديد يا برای كسب منافع، تسليم قانون محض و بدون عاطفه و محبّت شوند، تسليم آنان موقتی است و حتماً روزی نتيجه عكس می‌دهد. قرآن كريم بر مبنای همين حقيقت مهم، حتی دين‌داری اجباری و همراه با زور و اكراه را بی‌فايده دانسته و می‌فرمايد: «لا إِكْراهَ فِی الدِّينِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»[3]
منظور قرآن كريم از بيان اين آيه شريفه اين نيست كه هركس در انتخاب دين خود مختار است؛ زيرا دين مورد نظر خداوند برای دوران آخرالزّمان، طبق ادلّه عقلی و نقلی فراوان و آيات ديگر قرآن كريم، دين اسلام است. بنابراين قرآن كريم در اين آيه، به يك حقيقت مهم اشاره می‌فرمايد و آن اينكه: با اجبار و با زور و قلدری كسی مسلمان نمی‌شود و اگر هم بشود، دين او فايده ندارد. يعنی طبق آنچه در ادامه آيه آمده است، راه گسترش اسلام، تبليغ و شناساندن حقيقت اسلام به بشريت است تا آنها خود و با ميل و علاقۀ قلبی و باطنی به اسلام گرايش پيدا كنند. در واقع، اسلام عزيز برای دين‌داری آدميان نيز محبّت را عنصر و عامل اصلی و اساسی قلمداد می‌كند.
وقتی محبت و علاقه قلبی، در مهم‌ترين موضوع زندگی بشر كه همان انتخاب دين است، چنين جايگاه برجسته‌ای دارد، معلوم است كه اداره مطلوب يك كشور يا اداره مناسب زندگی بدون محبّت و بدون علاقه قلبی اعضای آن كشور يا خانواده، غير ممكن است.
بنا بر تصريح قرآن كريم، مهر و محبت و به تعبيری، موّدت و رحمت، لازمه زندگی است: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»[4]
بر اين اساس، زندگی با نشاط و توأم با آرامش و آسايش، در پرتو محبت، رأفت و مهربانی اعضای خانواده و به خصوص زن و شوهر نسبت به همديگر پديد می‌آيد.
كمبود محبّت در خانه، چه بين زن و شوهر و چه بين آن‌ها و فرزندان، منجر به فروپاشی نظام خانواده می‌شود و خانوادۀ بی‌محبّت و عاری از رأفت و مهربانی، افراد ناسالم و پرخاشگر و افرادی كه دچار بيماری روحی و روانی هستند تحويل جامعه می‌دهد كه قادر به پيشرفت و تعالی روحی و معنوی و حتی پيشرفت مادی نخواهند بود.
قرآن كريم با بيان نحوۀ موعظه لقمان حكيم به فرزندش، به بندگان می‌آموزد كه هيچ كس با اجبار، اكراه، تهديد و ارعاب، تابع قانون نمی‌شود و تأثير و نفوذ توصيه و نصيحت چه در خانه و چه در اجتماع، نيازمند عطوفت و مهربانی است: «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ يا بُنَیَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ»[5]
هنگامی كه لقمان حكيم قصد توصيه فرزند خود به پرهيز از شرك را داشت، با پرخاش و تندی و قلدری، او را نصيحت نكرد؛ بلكه با جملاتی نظير فرزندم، عزيزم و جانم، محبّت او را به خود جلب كرد و پس از آن، توصيه خود را با اقامه دليل و با استدلال بيان كرد و به او گفت: «فرزندم! مشرك نباش؛ زيرا شرك ظلم بزرگی است.»
بنابراين، اگر محبّت در خانه و بين افراد خانواده، حكم‌فرما باشد، خانه و خانواده، سالم و رو به پيشرفت مادی و معنوی هستند، وگرنه افراد آن خانه عقده‌ای و مضرّ برای خود و اجتماع خواهند شد. اين موضوع، علاوه بر تصريح قرآن كريم، به تجربه و در عرف اجتماع نيز اثبات شده است؛ يعنی خانواده پرخاش‌گر، تندخو و عاری از مهر و محبت، معمولاً فرزندانی ناراحت و زورگو و خودرأی دارند و نه تنها نشاط و شادمانی در چنين خانه‌ای راه ندارد، بلكه تاريكی و ظلمت در آن خانه حكم‌فرماست و افراد آن مبتلا به مرگ تدريجی هستند.
بنابراين رياست مرد و مديريت زن در خانه، مرهون مهر و محبّت حاكم بين آنهاست و تربيت فرزندان صالح و شايسته نيز وابسته به همان مهر، محبّت و عطوفت و مهربانی خواهد بود.
در ادامه آيت‌الله مظاهری با ذكر روايتی افزود: روزی يك زن زرنگ به محضر رسول خدا«ص» رسيد و عرض كرد: من پيغامی از سوی همه زنان عالم و حتی زنان نسل‌های بعدی برای شما دارم و آن اين است كه چرا اسلام بين زن و مرد تبعيض قائل شده است؟
پيامبر اكرم«ص» با تعجّب فرمودند: تبعيضی بين زن و مرد نيست. آن زن تعدای از كارهايی كه مختص مردان است را نام برد و گفت: مثلاً زنان نمی‌توانند به عباداتشان برسند يا در جهاد مشاركت كنند. پيامبر اكرم«ص» به او فرمودند: به همۀ زنان اعلام كن و بگو: «إنَّ حُسن تَبَعّل إحْداكُنّ لِزَوجِهَا وَ طَلَبِهَا مَرضاتِه وَ‌اتباعِهَا مُوافَقَتِه‌ یَعدِلُ ذلِكَ كُلّهُ»[6]
طبق فرمايش آن نبی گرامی، هر زنی كه خوب شوهرداری، خانه‌داری، و بچّه‌داری كند، خانه او خط مقّدم جبهه می‌شود و ثواب جهاد دارد. خانمی كه با انجام وظايف و با مهر و محبّت، شوهرش را از دست خود راضی و خشنود نگاه دارد، ثواب كسی كه در خط مقدّم جبهه و در راه خدا جنگيده است را دارد. همچنين مردی كه برای رفاه و آسايش همسر و فرزندان كار كند و با تلاش خود حوائج زندگی را برطرف ‌سازد، در كلام رسول خدا«ص» ثواب مجاهد در راه خدا را دارد: «الْكَادُّ عَلَى‏ عِیَالِهِ‏ كَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِيلِ اللَّه‏»[7]
مردی كه برای گذران زندگی خانواده تلاش می‌كند و پس از كار روزانه با خوش‌رويی و تبسّم وارد خانه شود و دل همسر خود را به‌دست آورد و محيط خانه را با مهر و محبّت خود، با نشاط و گرم كند، ثواب مجاهدت در راه خدا را دارد. در مقابل، مردان يا زنان تندخو، خشن و ترش‌رو يا فرزندان بداخلاق و كج‌خلق كه حرف پدر و و مادر را نمی‌شنود و آن‌ها را آزار می‌دهد، بسيار گناهكار هستند و در دنيا و آخرت، عاقبت سخت و پر مشقّتی دارند.
يكی از اصحاب خاص پيامبر اكرم«ص» از دنيا رفت پيامبر گرامی در تشييع و در كفن و دفن او شركت كردند و فرمودند: ملائكه الهی نيز برای تشييع او به زمين نازل شدند. هنگامی كه پيامبر‌اكرم«ص» با دست مبارك خود، لحد او را بستند و خاك روی او ريختند، فرمودند: قبر چنان فشاری به او داد كه استخوان‌های سينه‌اش در هم شكست و زير منگنه الهی له شد. افراد حاضر گفتند: يا رسول‌الله او آدم خوبی بود، اهل جبهه و جهاد و مقیّد به ظواهر شرع بود و از لحاظ اعتقادی هم با ايمان بود! پيامبر اكرم«ص» فرمود: بله، او اهل بهشت است، اما در اثر تندخويی در خانه ناچار است فشار قبر را تحمّل كند.[8]
فشار قبر در اثر تندخويی و سردی در خانه، مختص مرد نيست؛ بلكه زن هم اگر در خانه كج‌خلق باشد و محيط خانه را با نق‌زدن و توقّعات بی‌جا سرد كند و آرامش اهل خانه را با ديدن نواقص و كاستی‌ها و نديدن فضائل و نعمت‌ها، به ناراحتی و ناآرامی مبدّل سازد، بايد منتظر فشار قبر باشد.
زن و شوهر موفق، كسانی هستند كه علاوه بر روابط زوجیّت، دو رفيق دلسوز و با محبّت برای همديگر می‌باشند. علاوه بر آن، آن‌ها بايد با فرزندان خود هم رفيق باشند و رابطه عاطفی و همراه با دلسوزی و مهربانی داشته باشند.
رفتار پدر و مادر با فرزندان بايد به قدری صميمی باشد كه اگر آن‌ها مشكلی داشتند، قبل از هر كس ديگری، آن مشكل را با پدر و مادر خود در ميان بگذارد و با آن‌ها درد و دل كنند. اين نحوه رفتار و اين ميزان رفاقت و دلسوزی، علاوه بر اينكه موجب سلامت محيط خانواده می‌شود و معضلات و گرفتاری‌های اهل خانه را بر طرف می‌سازد، ثواب و ارزش معنوی فراوانی هم دارد.
امام باقر«ع» فرمودند: خانمی كه خانه را گرم كند و مردی كه به همسر و فرزندان خود خدمت نمايد، ثواب هفت حج و عمره در نامه عمل او نوشته می‌شود.
عزيمت به خانه خدا و به جا آوردن عمره مفرده و طواف بيت‌الله الحرام، آرزوی همه مسلمانان است و می‌توان گفت: كسی نيست كه مشتاق چنين عبادتی نباشد، امّا امام باقر«س» می‌فرمايند: همه می‌توانند با ايجاد محبّت و صميمیّت در خانه، مكّه را به خانه خود بياورند و نه تنها يك عمره، بلكه هفت حج و عمره به جا آورند.
اين ثواب‌ها استحقاقی نيست، بلكه تفضّلی است و به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام خمينی«قدّس‌سرّه»، اهل بيت«س» با وضع چنين ثواب‌های شگفت‌انگيزی، دانه می‌ريزند تا كبوتر جمع كنند؛ يعنی مثلاً برای اينكه خانه مسلمان گرم و با محبّت و سرشار از عطوفت باشد، چنين ثوابی برای آن وضع شده است.
همان‌طور كه بيان شد، محبّت بين اعضای خانواده، آن خانواده را سالم و پا بر جا نگاه می‌دارد. امّا بايد دانست كه محبّت نيز وابسته به توافق اخلاقی بين اعضای خانواده است و تا وقتی زن و شوهر نسبت به همديگر و فرزندان و نيز فرزندان نسبت به پدر و مادر، تفاهم و توافق اخلاقی نداشته باشند و يكرنگی و يكپارچگی بين آن‌ها حاكم نباشد، نمی‌توانند به يكديگر اظهار محبّت و مودّت كنند.
مسلم است كه توافق اخلاقی و تفاهم كامل و صددرصد بين هيچ دو نفری، حتی زن و شوهر يا پدر و مادر و فرزندان، ممكن نيست.‌ در تاريخ بشریّت، تنها اميرالمؤمنين«ع» و حضرت زهرا«س» توافق و هماهنگی صددرصد داشته‌اند و آن هم به اين سبب است كه آن دو بزرگوار نور واحد بوده‌اند، وگرنه چنين تفاهم و توافقی برای سايرين غيرممكن است؛ پس چه بايد كرد؟
اگر اعضای يك خانواده هفتاد درصد توافق اخلاقی داشته باشند، آن خانواده نمونه است، امّا همان خانواده نمونه هم، سی درصد اختلاف دارد كه ممكن است منجر به تشديد اختلاف و فروپاشی خانواده شود. قرآن كريم راهكار رفع اختلاف طبيعی كه خانواده‌ها و به خصوص زن و شوهر، ناگزير از آن هستند را چنين بيان می‌فرمايد: «وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ»[9]
راهكار راهگشای قرآن كريم، چاره جويی با عفو، گذشت، نديده گرفتن عيوب و كوتاه آمدن، هنگام مواجهه با نواقص و كاستی‌هاست. در واقع، قرآن كريم، با دستور سازنده خود، سی درصد اختلافِ باقی‌مانده بين زن و شوهر را می‌پوشاند و اثری از آن باقی نمی‌گذارد.
البته بايد توجه داشت كه گذشت، ايثار و فداكاری، بايد دوطرفه باشد و در اختلافات، به خصوص اختلافات خانوادگی، هر كدام از طرفين كه ديگری را نبخشد، با غضب خداوند مواجه خواهد شد. حتی اگر طرف مقابل صد در صد مقصّر و خطا و اشتباه او محرز باشد، ديگری وظيفه دارد با گذشت، ايثار و فداكاری قضيه را حل كند و چنانچه طرفين به اين دستور قرآنی عمل كنند، هيچ‌گاه اختلاف و نزاع رخ نخواهد داد. مثلاً اگر فرزند كسی بسيار ظالم است و موجب آزار و اذيت پدر و مادر می‌شود، چنانچه نتوانند وی را ببخشند و او را عاق كنند، آن فرزند به واسطه عاق و نارضايتی پدر و مادر عذاب می‌شود، ولی آن پدر و مادر هم به سبب عاق فرزند، از غضب الهی در امان نخواهند بود.
نكته‌ای كه اكنون مورد بحث است، اينكه عفو، گذشت، بخشش و نديده گرفتن بدی‌های طرف مقابل، به طرز عجيبی محتاج صبر و شكيبايی است؛ يعنی تا وقتی زن يا شوهر در خانواده در برابر ناملايمات خانوادگی و در رويارويی با عيوب و اشكالات ساير اعضای خانواده، صبور و شكيبا نباشد، نمی‌تواند به دستور سازنده قرآن كريم عمل كند و در نتيجه از حاكمیّت توافق اخلاقی در زندگی خود محروم می‌گردد كه حاصل آن كمبود مهر و محبّت و صميمیّت در خانواده است.
بر اساس دستور قرآن كريم، هرگاه زن و شوهر خطا، اشتباه يا بدی از همديگر ديدند، در وهله اول بايد همديگر را ببخشند، ولی قرآن كريم اين بخشش و گذشت را كافی نمی‌داند و توصيه می‌فرمايد كه اساساً بايد اشتباه يا بدی يكديگر را ناديده بگيرند، به روی همديگر نياورند و علاوه بر اينكه به دل نمی‌گيرند، طوری رفتار كنند كه گويی اتّفاقی نيفتاده است.
رتبه بالاتر عفو و گذشت كه قرآن كريم در آیۀ ديگری بيان می‌فرمايد، اين است كه اگر يكی از اعضای خانواده رفتار ناشايستی داشت، ساير اعضاء نه تنها او را ببخشند و خطای او را ناديده بگيرند، بلكه به او نيكی كنند: «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ»[10]
انصافاً عمل به اين دستورات قرآن كريم، صبر و استقامت می‌خواهد، اما اين صبر و شكيبايی در خانواده، نتيجه بسيار شيرينی دارد و منجر به گرمی و ازدياد محبّت در خانواده و سلامت اخلاقی و روانی اعضای خانواده خواهد شد.
كينه‌توزی و به دل گرفتن و به‌خصوص به رخ‌كشيدن رفتار‌های ناپسند اعضای خانواده بسيار مذموم است و در تعاليم اسلامی نكوهش شده است. در روايات می‌خوانيم كه انسان كينه‌توز، به صورت شتر محشور می‌شود و معلوم است كه تجسّم عمل كينه‌توزی، اين است كه افراد كينه‌توز به شكل شتر وارد محشر شوند.
قرآن كريم می‌فرمايد: علاوه بر پرهيز از كينه‌توزی و به رخ كشيدن كردار ناپسند ديگران، بايد به آن‌ها نيكی كنيد، يعنی مثلاً اگر پدر و مادر از پسر يا دختر خود رفتار زشتی مشاهده كردند، بايد با بزرگواری از او بگذرند و با احسان و نيكويی به او، وی را شرمنده كنند تا دست از رفتار زشت خود بردارد، اما دلگيرشدن و كينه‌توزی پدر و مادر نسبت به فرزند يا بالعكس، عاقبت سخت و شكننده‌ای در قيامت دارد.
همچنين اگر بين زن و شوهر در خانه نزاعی در گرفت و در اثر آن مرد از خانه بيرون رفت، حتماً بايد موقع بازگشت، هديه‌ای برای همسرش تهیّه كند و ناراحتی قبلی را از دل او خارج سازد. زن نيز وظيفه دارد با رفتار نيكوی خود نسبت به شوهر و با زينت خود و خانه، مهیّای شوهر داری شود و هنگام بازگشت شوهر به خانه، به استقبال او برود و هديه‌ای به او تقديم كند.
اين رفتار نيكو، از صبر و استقامت دوطرفه و دوجانبه ناشی می‌شود، ولی بايد دانست كه چنين خانه‌ای نورانی است و پروردگار عالم علاوه بر آنكه از آن خانه و اعضای آن راضی است، فرزندان صالح و شايسته به آن زن و مرد عطا می‌فرمايد و در قيامت هم آنان را از حساب و كتاب و مؤاخذۀ عقاب برزخ و جهنّم، معاف می‌فرمايد؛ زيرا در آیۀ ديگری می‌فرمايد: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُواأَلاتُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَاللَّهُ لَكُمْ»[11]
يعنی همديگر را ببخشيد و گناه همديگر را نديده بگيريد تا خداوند نيز غفران و رحمت خود را شامل حال شما كند و از حساب و كتاب قيامت و از عذاب جهنّم در امان باشيد.
قرآن كريم، رسم زندگی را برای بشریّت به خوبی ترسيم فرموده است، امّا متأسفانه بسياری از افراد از دستورات روح‌بخش خداوند متعال در قرآن كريم فاصله گرفته‌اند و رسم و شيوۀ زندگی غربی را برگزيده‌اند كه حاصلی جز رواج بی‌عفّتی در زنان و بی‌غيرتی در مردان ندارد. اين شيوه زندگی به نظام خانواده ضربات مهلكی وارد می‌سازد و زندگی را دشوار و بی‌معنا می‌كند.
خانواده سالم و نمونه، از منظر قرآن كريم، خانواده‌ای است كه افراد آن از سكونت و آرامش كافی برخوردار باشند و در كنار همديگر با خوش‌بختی و همراه با مهر و محبّت زندگی كنند: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»[12]
آنچه بايد به آن توجه شود اين است كه سلامت خانواده، مرهون صبر، استقامت، ايثار، گذشت و فداكاری است و بر خلاف تصوّر غالب در اجتماع، خانواده، با ثروت، رياست و جاه و مقام مرد و يا با حضور بی‌نتيجه و اجباری زن در اجتماع، به سلامت مطلوب دست نمی‌يابد، بلكه خانواده سالم خانواده‌ای است كه رسم زندگی اسلامی را برگزيند و از دستورات روح‌بخش قرآن كريم متابعت و از سيره عملی اهل‌بيت«س» پيروی نمايد.

===================
پی‌نوشت‌ها:

1. نساء / 34
2. ماعون / 2-1
3. بقره / 256
4. روم / 21
5. لقمان / 13
6. الدر المنثور فی تفسير المأثور، ج ‏2، ص 153
7. الكافی، ج 5، ص 88
8. امالی الصدوق، ص 358
9. تغابن / 14
10. 22 رعد
11. نور / 22
12. روم / 21
captcha