کد خبر: 2541212
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۲

ضرورت پيشروی فرهنگی و اقتصادی در كنار ايستادگی سياسی

گروه سياسی: به گفته يكی از كانديداهای يازدهمين دوره رياست جمهوری، گفتمان امروز انقلاب اسلامی اين است كه ايستادگی سياسی را در كنار پيشروی فرهنگی و اقتصادی داشته باشيم و اگر در كنار ايستادگی سياسی، پيشروی فرهنگی و اقتصادی نداشته باشيم، نمی‌توانيم به نتيجه‌ای برسيم.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، محسن رضايی از نامزدهای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری كشورمان شب گذشته، 9 خردادماه با حضور در گفت وگوی ويژه خبری از شبكه دو سيما به پرسش های كارشناس برنامه پاسخ داد.
متن كامل اين گفت وگو به شرح ذيل است:
مجری برنامه گفتگوی ويژه خبری ، برنامه را اين گونه آغاز كرد: خيلی خوش آمديد جناب دكتر رضايی به برنامه گفتگوی ويژه خبری، آقای دكتر رضايی شما گفتيد كه دنبال پست و مقام نيستيد پس چه شد كه وارد كارزار رقابت های انتخابات رياست جمهوری شديد؟
رضايی: بسم الله الرحمن الرحيم، حسبنا الله و نعم الوكيل ، نعم المولی و نعم النصير، يا ابوالفضل، من اول يك گله بكنم از دوستان مان در صدا و سيما بالاخره يك اتفاقی افتاد و آقايان يك بخشی از صحبت های من را احساس كردند كه بر اساس آن قاعده و قانون ،مصلحت نيست چيز مهمی هم نبود و خب اين حالا سانسور شد از من هم سوال كردند گفتم كه من تابع قانونم چون اساس كار من اصلا تقويت قانون است و يكی از دليلی كه آمديم تو صحنه می خواهيم قانون شكنی را بگذاريم كنار، ولی ديگر درست نبود كه رئيس صدا و سيما در روزنامه ها بگويد اين به خاطر مساله امنيت ملی بود و بعد همان جمله را هم بگويد،من اتفاقا می خواهم يكی از دلايل آمدنم همين را بگويم ما چرا مردم را محرم نمی دانيم؟ چرا؟ مگر اين انقلاب به دست مردم موفق نشده؟ مگر ما جنگ را با مردم تمام نكرديم؟ مگر مهمترين مسائل و سرنوشت سياسی اين كشور را به مردم نمی گفتيم؟ من معتقدم يكی از دلايلی كه ما بايد دنبال كنيم و ان شاءالله حل كنيم رابطه دولت و مردم بايد بازسازی بشود بازتعريف بشود رابطه فعلی درست نيست و به ما آسيب های زيادی وارد می كند اما همه انگيزه من اين نيست انگيزه دوم من اين است كه در كشور ما يك پيشرفت های بسيار عظيمی صورت گرفته كه ايران تبديل به يك قدرت بسيار بزرگ در منطقه شده به طوری كه ديگران هم به ما تكيه می دهند از سوريه گرفته، لبنان گرفته، فلسطين گرفته، عراق گرفته، اما ما در گوشت مرغش می مانيم در كره می مانيم در روغن می مانيم، من اگر بخواهم يك مثالی بزنم من هميشه ملتها را به يك پرنده تشبيه می كنم اين دو تا بال دارد ديگر، بال سياست و امنيت كه ببينيد در جمهوری اسلامی چقدر بزرگ شده اما بال زندگی و اقتصاد چقدر كوچك مانده، اين عدم توازن را من می خواهم حل كنم، مساله سوم اين است كه ما به خوبی نمی توانيم در سياست خارجی مان از اهرم هايمان و امكانات مان و پتانسيل هايمان استفاده كنيم و مساله چهارم، تحريم های اقتصادی است پس چرا من آمدم؟ به خاطر احساس خطر و عقب ماندگی، من از سی انتخاباتی كه تاكنون در كشور برگزار شده فقط دو تا شركت كردم از همين جا می شود فهميد پس من هميشه اين طوری نبوده كه بخواهم بيايم وارد سياست بشوم و در سال هشتاد و هشت كه من وارد انتخابات شدم عرض كردم كه اگر كاری نكنيم ممكن است كشور به سمت پرتگاه برود، از كلمه پرتگاه می شد فهميد كه من دنبال رفع خطر هستم از آن موقع تا حالا تحريم های اقتصادی هم در حقيقت وارد شده و ما الان در حقيقت با تحريم های اقتصادی مواجه هستيم پس من برای اين مسائل آمدم چهار تا انگيزه دارم يكی رابطه دولت و مردم را می خواهم اصلاح كنم دوم اينكه اين عدم توازنی كه در اقتصاد و زندگی با امنيت و دفاع است اين توازن درست بشود يعنی زندگی مردم بهبود پيدا بكند و مساله سوم اينكه ما از اهرم ها و پتانسيل هايمان در روابط خارجی مان خوب استفاده كنيم ما استفاده خوبی نمی كنيم و مساله چهارم مساله تحريم های اقتصادی است حالا اگر بخواهم تشبيه بكنم اين مثل اين است كه جناب آقای عابدينی يك جمعيتی می خواسته برود به قله برسد پرچم را آن بالا بزند از بس تاخير كردند در مسير كه دشمنان ما و رقبای ما فهميدند آمدند يك كمين هم گذاشتند پس ما بايد اولا اين پرچم را ببريم بالا بزنيم دوم اينكه اين كمين و اين خطری كه سر راه ملت ايران پيش آمده اين را دفع بكنيم دو تا كار بسيار مهم داريم آن كار اول كه ما پرچم را ببريم آن بالا بزنيم عرض كردم يكی رابطه دولت و مردم را ما بايد اصلاح كنيم تا مردم همه بيايند در صحنه ،الان همه مردم ما در صحنه فعاليت های اقتصادی و اجتماعی، فرهنگی نيستند در صحنه سياست هستند اما در بقيه مسائل نيستند.
مساله دوم اين است كه ما بايد يك برنامه ارائه بكنيم كه حالا اين عدم توازن را چطور می خواهيم حل كنيم؟ من برنامه ای طراحی كردم كه فعلا فهرستش را در اين جلسه می گويم جزئياتش را می سپريم برای اينكه خود مردم عزيز ما می توانند هم به كتاب برنامه من مراجعه كنند و هم اينكه به سايت ويكی رضايی كه برنامه های من در آنجا گذاشته شده و الان از سی هزار صفحه هم عبور كرده و ما نخبگان و مردم را داريم مشاركت می دهيم كتاب زندگی ، اقتصاد و سياست، اين عنوان كتاب برنامه من است كه جزئياتش را می توانند مراجعه كنند اما در رابطه با بحث سياست خارجی هم طرح ها و ايده هايی داريم كه قاعدتا در صحبتها به آن خواهيم پرداخت.
مجری: جناب دكتر رضايی شما فرموديد كه می خواهيد در اقتصاد ايران، انقلاب بكنيد و سفره دولت و ملت را يكی كنيد چگونه چنين امری ممكن است؟
رضايی: خيلی از كار را ما جلو برديم آقای عابدينی، ما الان چشم انداز را نوشتيم سياست های اصل چهل و چهار را نوشتيم تمام اينها هم در كميسيونی كه خود من مسئولش بودم تهيه شده، يادم است روز اولی كه من خدمت رهبر انقلاب رسيدم در رابطه با سند چشم انداز، سال 1379 بود خدمت شان گفتم كه ما در تدوين سياست های كلی يك گره داريم و اينكه ما يك افق روشنی برای آينده كشور چون نداريم اين تنظيم اين سياست ها كه به سمت آن افق حركت كند با مشكل مواجه شده، ايشان تاملی كردند و فرمودند كه من مدتهاست روی اين دارم فكر می كنم اين يكی از همان گم شده های ماست و مجمع موظف است كه برود اين را حل كند كه نتيجه اش اين شد كه كميسيونی طراحی شد و اين چشم انداز آنجا تدوين شد، در مجمع به تصويب رسانديم بعد خدمت رهبر بزرگوار انقلاب ارائه شد ايشان اصلاحاتی كردند و با آن اصلاحات، چشم انداز ايران 1404 در حقيقت تصويب شد به دنبال آن، سياست های بسياری در زمينه فرهنگ، اقتصاد، مسائل اجتماعی، مسائل سياست خارجی تدوين شده پس ما نصفی از راه را رفتيم اما حالا اين آسمان بايد بارش داشته باشد ديگر، اين بايد ببارد، بارشش كم است من نمی گويم دولت ها به اين عمل نكردند اما بارش اين كم است، ما می خواهيم همين كار را بكنيم ما می خواهيم اين سند چشم اندازی كه می تواند محور يك انقلاب بزرگ اقتصادی بشود برنامه های اين انقلاب اقتصادی را آماده كرديم كه اجرايی كنيم مديريت كشور بايد درست بشود و نهاد دولت بايد اصلاح بشود كه برنامه اين را آماده كرديم در حقيقت در اين برنامه ای كه ما پياده خواهيم كرد دولت و مردم سر جای خودشان قرار می گيرند الان دولت آمده يك پايش روی صندلی خودش است يك پا هم گذاشته روی صندلی مردم، ما با احترام كامل پای دولت را برمی داريم روی صندلی خودش می گذاريم مردم هم روی صندلی خودشان اما روی يك ميز و يك سفره، همه غذا خواهيم خورد يعنی اقتصاد دولتی را از دست همه دولتی ها می گيريم از نيروی مسلح باشد وارد اقتصاد شده باشد اقتصاد را از آن می گيرم وزارتخانه ها باشند اقتصاد را از آنها می گيرم وظيفه دولت و نهادهای دولتی و وزارتخانه ها اين است كه نظارت كنند هدايت كنند حمايت بكنند به دولت چه كه در مسائلی كه مردم می توانند عمل كنند وارد می شود، اين يك انقلابی است ما جنگ را كه كار دولتهاست از طريق مردم عمل كرديم يعنی اگر مردم نمی آمدند در صحنه كه دولت ايران كه كاری نمی توانست بكند مردم آمدند وارد صحنه شدند اوضاع عوض شد و آن انقلاب بزرگ انجام شد من معتقدم با ورود مردم در صحنه اقتصاد و كنار كشيدن دولت و نظارت و هدايت و حمايت كردن دولت، اين انقلاب به وجود می آيد البته حالا شرح اين انقلاب مفصل است اولين كاری كه می كنيم بعد از مردمی كردن اقتصاد اين است كه اقتصاد تك محصولی ايران كه فقط زير يك ستون قرار گرفته اين را چند ستون،ما می رسانيم هر ساختمانی بايد يك ستون های مناسب با اين بدنه داشته باشد ديگر، ما به جای اينكه هفت تا هشت تا ستون زير ساختمان هفتاد و هفت طبقه اقتصاد ايران يعنی هفتاد و هفت ميليون ، يك ساختمان هفتاد و هفت طبقه به جای اينكه هفت تا هشت تا ستون داشته باشد يك ستون به نام نفت، حالا آمدند اين ستون را يك قلدری مثل آمريكا گرفته دارد تكان می دهد اين اسباب و اثاثيه می ريزد كف خيابان، الان ما اين وضع را پيدا كرديم پس چند محصوله كردن اقتصاد ايران باز جزو اين انقلاب اقتصادی است كه ما به دنبالش هستيم يعنی من اقتصاد ايران را از اقتصاد تك محصولی به چند محصول تبديل خواهم كرد كشاورزی هست صنعت هست آی تی هست توريسم هست تجارت هست هفت تا هشت تا ستون قوی به اندازه نفت، ما می گذاريم زير اين ساختمان و اين انقلاب اقتصادی به وجود می آيد.
مجری: شما فرموديد كه بيست و چهار سال هست كه رنج كشيديد چون دوای درد اقتصاد ايران را می دانستيد ولی مجال كار پيدا نكرديد چرا مجال كار پيدا نكرديد و آيا اين طرح ها را به كسانی كه سكان اجرايی كشور داشتند داديد و اينها عملياتی نكردند؟
رضايی: بله سوال خوبی است يعنی دست گذاشتيد روی در حقيقت درد دل من من هميشه خودم را سرباز ملت ايران می دانم و هر جا خطر بوده خودم را در اختيار گذاشتم كسانی كه تاريخ زندگی من را بدانند از مقابله با رژيم شاه گرفته تا خنثی كردن كودتا تا شورش منافقين تا شورش هايی كه در مناطق ايران اتفاق افتاد و بعد كه آمدم فرمانده سپاه شدم و سرزمين های ايران اسلامی را به فضل پروردگار متعال و با كمك شهدای عزيز و قهرمان ملی اين كشور آزاد كرديم همه اينها در حقيقت مسئله اش اين بوده كه خطر را بايد ديد كجاست ما برويم آنجا اما از بعد از جنگ تا امروز من می توانستم كارهای بزرگی انجام بدهم ولی اختيار نداشتم لذا مشورت دادم برنامه دادم كمك كردم هيچ دولتی نيست كه من به آن كمك نكرده باشم به دولت آقای هاشمی به دولت آقای خاتمی به دولت آقای احمدی نژاد واقعاً من كمك كردم من می خواهم يك سندی نشان جنابعالی بدهم كه اين دغدغه من و علت آمدن من تو صحنه بيشتر روشن بشود اين دست خط مبارك شهيد حسن باقری است از تو تقويمش هم نوشته شده سيزده بهمن هزار و سيصد و شصت آيا دوربين ها زحمت می كشند اين سند را به ملت عزيز ايران نشان بدهند سيزده بهمن هزار و سيصد و شصت از دفترچه خاطرات شهيد حسن باقری است ايشان در اينجا می گويد كه برادر محسن آمد برای ما صحبت كرد و اين مطالب را گفت بنابراين اين صحبت های من در هزار و سيصد و شصت هست كه شهيد باقری نگارش كرده تو دفتر خودش هم بوده ايشان می گويد برادر محسن به ما گفت كه اين يك واقعيت است كه آمريكا در داخل هر كاری كه می توانست انجام بدهد انجام داده است مانند مجاهدين، كردستان ،بنی صدر، جنگ و در تمام اين موارد كه می خواسته ما را به سقوط بكشاند ناكام شده كاری نتوانسته پيش ببرد از اين به بعد دو تا اقدام از خارج عليه ما انجام می دهد يك منزوی كردن ايران در خارج در زمينه سياست خارجی دوم محاصره شديد اقتصادی آقای عابدينی ببينيد اين سند نگرانی های من هست من بيش از چند بيست و چند سال هست كه جنگ تمام شده همش دغدغه ام اين بوده كه اين كشور هرچه زودتر از آسيب پذيری اقتصاد خارج بشود كه ما را تحريم نكنند نكته ديگری كه اينجا می گويد اين است كه تلاش ديگر آمريكا اين هست كه اتحاد كشورهای عربی است با اين نكته كه ديگر اسراييل دشمن اعراب نيست بلكه ايران دشمن اعراب است و تعويض اسراييل با ايران شما خودتان را جای من بگذاريد من كه سرباز اين ملت هستم و با چشمم می ديدم كه چه توطئه هايی عليه كشورم هست و می توانستم كمك بكنم و احساس می كردم دستم بسته است هيچ راهی جز صبر و حوصله و هر مقدار می توانستم مشورت بدهم كمك بدهم به دوستانمان انجام می دادم ولی خوب فرق می كند با اينكه يك كسی خودش فرمان به دست داشته باشد من برای همين دليل اقتصاد خواندم چرا اصلاً من رفتم اقتصاد من رشته ام مهندسی مكانيك بوده از هيچ سهميه رزمندگان هم اصلاً استفاده نكردم من خودم سهميه رزمندگان را از دولت آقای هاشمی برای رزمندگان گرفتم اما هيچ استفاده نكردم از همان تحصيلات قبل از انقلابم استفاده كردم يعنی من مهندسی مكانيك دانشگاه علم و صنعت بودم جزو شاگردان اول هم بودم در كنكور آن سال كه بسيار هم كنكور سختی بوده نمرات من بالا بوده بعد از جنگ رفتم اقتصاد خواندم با اينكه هنوز من علاقه ام به مكانيك بود اما احساس می كردم اگر من بخواهم كمكی به ملت ايران بكنم بايد دانش اين كار را داشته باشم طبيعت من همين طوری بوده من در جنگ سه بار نزديك بود اسير بشوم چرا چون تا خودم شناسايی نمی كردم مطمئن نمی شدم به دوستان و فرماندهانم نمی گفتم بروند جلو زمانی من به آقای مهدی باكری حسين خرازی احمد كاظمی می گفتم برويد جلو كه اول خودم مطمئن می شدم هم از شناسايی ها هم از عمليات خوب من رفتم اقتصاد را خوندم دانش اقتصاد را گرفتم بعد از اينكه از سپاه آمدم بيرون رفتم در مجمع تشخيص مصلحت نظام من فقط رييس كميسيون اقتصاد كلان را به عهده گرفتم نرفتم امنيت چرا چون من خطر را اينجا می ديدم بنابراين اينكه من می گويم اين حالت من پيدا شده يك واقعيتی است ولی صبر كردم كه طبق قانون عمل كنم صبر كردم تا نظرات خودم را به مردم بگويم خوشحال هستم كه در سال هشتاد و هشت توانستم بيايم و ايده هايم را بگويم و هشدارهايی را دادم البته متاسفانه به هشدارهای من توجه نشد من آنجا از بيكاری صحبت كردم از گرانی صحبت كردم از شاخص فلاكت صحبت كردم و عرض كردم به جناب آقای احمدی نژاد كه اگر شما دوباره رييس جمهور شديد شما به من بگوييد بيكاری و گرانی را چه طور می خواهيد حل بكنيد پس علت اينكه من در اين مسير استمرار دادم به خاطر شرايط احتمالی بود كه پيش بينی می كردم كه ممكن است برای كشورم به وجود بياد.
مجری: جناب دكتر رضايی چقدر فكر می كنيد اين برنامه هايی كه طراحی كرديد با توجه به جميع شرايط امكان عملياتی شدن و اجرايی شدن داشته باشد؟
رضايی: خيلی زياد چون چند تا دليل من دارم كه عرض كنم برای جنابعالی يكی از آن اين هست كه اين حرف هايی كه من می زنم كاملاً كارشناسی شده است يعنی ساعت ها من در مجمع تشخيص مصلحت نظام كه اتاق فكرش كه دبيرخانه هست در اختيار من هست ساعت ها با كارشناسان كشور نشستيم صحبت كرديم چه كارشناسان دولت آقای خاتمی چه كارشناسان دولت آقای احمدی نژاد ساعت ها با اساتيد دانشگاهها ما نشستيم صحبت كرديم حتی با اساتيد دانشگاهها ما نشستيم صحبت كرديم حتی با اساتيدی ازحوزه علميه قم آن جنبه های اسلامی اش را نشستيم دقيقاً ما صحبت كرديم و كار كرديم بنابراين پشتوانه كارشناسی اين برنامه های من خيلی قوی است چون خودم هم اقتصاددان هستم كاملاً می فهمم كه چه اتفاقی افتاده يعنی چيزی كه من در دست دارم يك عده مشاور ننشستند به من بدهند من خودم تو متن طراحی و برنامه ريزی ها بودم البته ايده هايش اكثرش مال خودم هست اما خود برنامه ها محصول يك كار جمعی با كارشناسان در حقيقت كشور هست اين يك عامل يعنی يكی از دلايلی كه من مطمئن هستم و ابتدا با خودم هم نشستم در محضر پروردگار متعال گفتم كه خوب من كه می خواهم بروم رييس جمهور بشوم يكبار مرور كنم ببينم كه آيا من می توانم اين برنامه ها را عمل كنم اين يك دليلی كه من را قانع می كند مسئله دوم اين هست كه قدرت تعامل من قدرت تعامل و اقناع كردن دوستان ديگر ما در حوزه های حكومتی مثل مجلس مثل قوه قضاييه بالاست اولاً من هيچ نوع درگيری درست نكردم با جناح های سياسی سعی كردم يك كاری بكنم كه در عين حال كه انتقاداتی داشته باشم اما از ورود به درگيری ها پرهيز بكنم اين كار را خوب برای الان می خواهم الان ازآن استفاده می كنم يعنی يك دولت فراگيری انشاءالله درست می كنيم دولت فراگير كارآفرينی يا دولت فراگير از همه اقوام و همه پتانسيل ها و دو تا شرط هم بيشتر ندارد يكی اينكه كسانی كه در دولت ما می آيند اينكه رهبر انقلاب و نظام را قبول داشته باشند دوم اينكه آدم های با عرضه ای باشند ديگر برای من مهم نيست اين از كدام جناح است از كدام جناح نيست علتی هم كه در اين ائتلاف ها نرفتم چون نمی خواستم هيچ تعهدی به غير از ملت ايران به جای ديگری بدهم.
مسئله سوم اين است كه سابقه و تجربه عبور من از مشكلات و بحرانها پشتوانه كار من است من از هفده هجده سالگی كه به زندان افتادم تا الان كه حدود چهل سال بيشتر است كه من دارم فعاليت سياسی می كنم بحران های بسيار سنگينی را پشت سر گذاشتم البته همه اش عنايت پروردگار متعال و توسل به ائمه اطهار بوده موضوع ديگر سبك مديريتی كه من دارم من سبك مديريتی ام گلوله های برفی است يعنی آدم های ناشناخته ای را پيدا می كنم از بالای قله های مردم و قله های جمعيتی مردم مثل استان ها مثل اقوام ،اينها را سرازير می كنم در دامنه مردم ، اينها تبديل به توده های بزرگ برف می شوند كه وقتی می روند ته دره ، به فقر و بيكاری و گرانی كه می خورند اين را پودر می كنند از سر راه ملت ايران برمی دارند لذا آن روزی كه من فرمانده سپاه شدم هيچی نداشتم نه توپ داشتم نه تانك داشتم نه تيپ داشتم نه لشكر داشتم اين بچه هايی كه الان معروفند تو اين خيابانها اسامی شان هست اينها را كسی نمی شناخت حالا هركسی بلند شده می گويد ما رفيق حاج همتيم ما هم حرفی نداريم من تا حالا يك خاطره هم از جنگ مكتوب نكردم چون شرمنده ام در مقابل فرماندهان عزيز شهيدم ، من حالا بگويم كه در جنگ چه نقشی داشتم اما اينجا بايد به مردم ايران بگويم حالا وظيفه ام هست برای اينكه مردم ايران می خواهند تصميم بگيرند عرض می كنم خب اينها را ما پيدايشان كرديم كه كسی هم اينها را نمی شناخت به آنها ميدان داديم اينها را از آن بالای قله ها راه انداختيم آقا مهدی باكری از قله بلند سبلان و سهند يعنی آذربايجان غيور و غيرتمند كه آمد پايين هر مقدار كه می آمد پايين، گروه های زيادی از مردم دورش جمع می شد تبديل شد به يك لشكر سی و يك عاشورا ، آقامهدی باكری را كسی نمی شناخت اما الان افتخار ملت ايران است افتخار آذربايجان است من معتقدم در جامعه ما ده ها آقای مهدی باكری، حسين خرازی و اينها وجود دارند و ان شاءالله به فضل پروردگار متعال، من با اين سبك مديريت گلوله های برفی يا بهمنی كه دارم دوباره جوان های اين كشور را راه می اندازم و به كوری چشم دشمنان ملت ايران نشان خواهيم داد كه نه تنها ملت ايران در صحنه دفاع و سياست شكست ناپذير است در اقتصاد هم شكست ناپذير است ، مساله بعد فراهم كردن بسترها، من الان پنجاه درصد كار را رفتم جلو، چشم انداز آماده است سياست های اصل چهل و چهار آماده است برنامه های من درست در همين مسير چشم انداز طراحی شده موضوع ديگر كه ضمانت اجرا هست شجاعت و قاطعيت خود من است در اجرا و نظم و انضباط و نظارت بر كشور، لذا من همين سوالی كه جناب عالی الان می كنيد و مردم هم بعضا از من می كنند من نشستم با خدای متعال خلوت كردم ديدم كه اين توانايی ها در من هست خودم را هم كه آماده كردم ديگر بايد ان شاءالله بياييم در صحنه ، توكل كنيم به خدای متعال و با دست مردم و كمك مردم و مخصوصا آزاد كردن انرژی جوان های اين كشور اين مشكلات را حل و فصل كنيم و از سر راه ملت ايران برداريم.
مجری: جناب دكتر رضايی شما طی اين چند روز بارها از نوعی يارانه های غيرتورمی صحبت كرديد مثل يارانه های سبز، يارانه درآمدی، يارانه ايجاد اشتغال، يارانه غيرتورمی و مسائلی از اين دست، اينها يعنی چه به صورت مشخص؟
رضايی: خب سوال خوبی مطرح كرديد اجازه بدهيد من يك بار فهرست برنامه هايم را بگويم كه اصلا چه كار می خواهيم بكنيم خيلی خب حالا اينها كه كليات بود حالا چه كار می خواهيم بكنيم در مساله دولت ، من رابطه جديدی بين دولت و مردم برقرار می كنم اولين بحث اين است كه من نگاه دولتمردان را به اداره كشور عوض می كنم فعلا نگاه مسلطی كه در دولتمردان و فعالان سياسی ما وجود دارد حتی آنهايی كه منتقد دولت هستند، ما بالاتر از اين بگويم آقای عابدينی حتی اپوزيسيونی كه بيرون از ايران است تو عصر گذشته انقلاب دارد فكر می كند يعنی نگاهش سياسی امنيتی است اين نگاه الان مانع اداره كشور است ما نياز به يك نگاه فرهنگی اقتصادی داريم و اولين كاری كه من می كنم اين است كه نگاه دولتمردانم را نسبت به اقوام نسبت به استان ها نسبت به دانشگاه ها از حالت سياسی امنيتی به فرهنگی اقتصادی تبديل می كنم دوم اينكه ساختار دولت را عوض می كنم يك دولت پادگانی، رضاشاه در تهران درست كرده تمام اختيارات را از مردم گرفته آورده اينجا، بعد تغيير رفتار، رفتار دولتمردان را من به هيچ وجه نمی پسندم از اينكه واقعا كسی كه می آيد در راس دولت قرار می گيرد بايد خودش مسئوليت بپذيرد مسئوليت پذيری را از بالای قوه مجريه تا پايين ، من عمل به آن خواهم كرد يعنی اينكه مسائل را به گردن اين و آن بيندازند يا پای شان را بكشانند كنار، نظام را بفرستند وسط، من اين كار را نخواهم كرد من هر حرفی می زنم خودم مسئوليتش را به عهده می گيرم و اگر هم نتوانم می آيم جلوی تلويزيون عذرخواهی می كنم و اگر لازم هم شد كنار می كشيم و يك دقيقه وقت ملت ايران را نخواهم گرفت تغيير كاركرد دولت را من عوض می كنم اين برنامه من در نوسازی دولت است اما در اقتصاد چه كار می كنم، اولين مساله، يارانه سبز و تحول در كشاورزی است كه هفت هشت ماه پيش ، من در اردبيل كه يك قطب كشاورزی ما است و ان شاءالله در آينده خواهد شد اين را من مطرح كردم ، دومين مساله مرحله دوم يارانه هاست دولت يك تعهدی داده مجلس هم قانونش را نوشته اين بن بستی كه به وجود آمده به هيچ وجه نمی پذيرم البته آن چهل و پنج هزار تومان را به همان شكل می دهيم ولی مرحله دوم كه شصت و پنج هزار تومان است و جمعش با چهل و پنج هزار تومان می شود صد و ده هزار تومان و هر ماه به هر نفر ايرانی می پردازيم اين شصت و پنج هزار تومان يك گردشی در توليد و سرمايه گذاری و اشتغال انجام می دهد و وقتی كه مردم اين پول ها را می برند تو بازار معادلش هم كالا آمده در بازار و لذا تورم زا نخواهد بود مسئله سوم آ‌زادسازی سهام عدالت است الان چهل و پنج ميليون نفر سهام عدالت دارند قيمت خوبی هم دارد حالا نمی خواهم يك عددی بگويم كه فردا بگويند اين چرا كم و زياد شد ولی سهام عدالت پول خوبی است ولی اينها عملاً در دست دولت است در محاصره دولت به بهانه اينكه مردم هنوز همه پول را نپرداختند من اين سهام را آزاد می كنم و چهل و پنج ميليون نفر كه ببرند در يك بورسی به نام بورس سهام عدالت اين را خريد و فروش كنند چهارم سربازی حرفه ای هست من طرحی را با كمك عده ای از دوستان نظامی ام تهيه كردم اين را ما در شورای امنيت ملی بحث می كنيم كه سربازی حرفه ای بيايد به جای سربازی اجباری البته ستاد كل نيروهای مسلح مسئول كلی امور نيروهای مسلح هست ما حتماً نظرات آنها را می گيريم و بعد هم اين نظر را خدمت رهبر انقلاب می دهيم برای تصويب و اگر ايشان مجوز دادند می شود در مجلس هم اين را تصويب كرد مسئله پنجم پنج ميليون كسب و كار خانگی من به وجود می آورم برنامه ای برای بانوان و طرح كوثر داريم كه مسئله حق عائله مندی را افزايش می دهيم حق بيمه و توانمندسازی بانوان من چون فهرست را فقط می خواهم بگم كه به وقت برسيم تفصيل اينها را تو سايت اشاره خواهم كرد كه مردم مراجعه بكنند مسئله بعد كنترل و هدايت نقدينگی كشور و استقلال بانك مركزی احيای صنايع تعديل شده از طريق در اختيار قرار دادن سرمايه در گردش هست صادرات غير نفتی را من جدی می گيرم بازارچه های مرزی رابه صورت گسترده باز می كنم مناطق اقتصادی مشتركی سر مرز با اين پانزده تا كشور همسايه درست خواهم كرد ارز آوری از طريق توريسم را جدی می گيرم نهم آماده كردن جوانان برای اداره كشور كه عرض كردم فرمانداری ها و استانداری ها را من اول به جوانانی كه فوق ليسانس و دكترا دارند ولی سنشان زير سی و پنج سال هست می دهم كه اينها را آماده بكنيم كه انشاءالله بعداً از دل اينها وزرای جوانی را من برای كابينه انتخاب خواهم كرد ايالت های اقتصادی را در ايران راه اندازی خواهم كرد بيمه همگانی را و پزشك خانواده را اصلاح می كنيم تحت عنوان طرح جامعه سالم مسئله بعد شهر آسمانی راكه محيط زيست ايران درياچه اروميه غبار در يازده استان جنوبی كشور خشك شدن زاينده رود و درياچه بختگان را تحت عنوان شهر آسمانی يك برنامه ای برای احيای محيط زيست و حفظ محيط زيست هست مسئله بعد برنامه شهرهای ايران هست تمام شهرهای ايران را من برايشان برنامه نوشتم كه در سايت وی كی رضايی با سی هزار صفحه الان هست می توانند مراجعه كنند و آخرين برنامه من هديه ازدواج با بيست و سه ميليون تومان پولی كه برای تهيه جهيزيه منتهی اين پول را ما به كارخانجات می دهيم كه اين كارخانجاتی كه الان نيمه تعطيل هستند اينها جان بگيرند ولی معادلش اينها تجهيزات و جهيزيه را به خانواده ها می دهند كه حداقل چهار ميليون زوج را از اين طريق می شود عمل كرد يعنی من با يك تير دو تا نشان می زنم هم يك بخشی از صنايع تعطيل شده را من احيا می كنم از آن طرف جهيزيه را هم ما به زوج های جوان در حقيقت خواهيم داد البته اين چهارده تا مهمترين برنامه هايی است كه من نشستم بحث كردم اما حالا به سوال شما برگرديم ما منابع يارانه ها را از كجا می آوريم اولين مسئله ای كه انشاءالله من تو اين كشور حل خواهم كرد اين است كه بعد از صد سال اقتصاد ايران را از حالت پول خرج كن يعنی دولت های پول خرج كن و دولت های مصرف كننده ثروت می آورم روی ريل توليد ثروت و پول درآور اگر پول و ثروتی نباشد كه نمی شود خرج كرد چرا دولت ها در اين صد سال اخير مرتب فراز و نشيب دارند چون يك پولی از زير زمين درمی آيد به نام نفت حالا اگر قيمتش رفت بالا وضع ما خوب می شود اگر قيمتش آمد پايين وضع ما بد می شود خب اين خوب نيست اين يعنی دولت های در حقيقت مصرف كننده ثروت خرج كننده پول نه ما اصلاً دولت را ثروتمند می كنيم يعنی تمام خانواده ها را تمام شهرها را توليد راه می اندازيم خود اين يك منابع عظيمی به دست می آورد منتهی ممكن است يك مقدار طول بكشد ما يك ميليون بشكه نفت اضافی من الان دارم تو چاهها هست چون نمی گذارند بفروشيم اين يك ميليون بشكه نفت را انشاءالله تبديل به فرآورده هايی می كنيم از طريق پالايشگاه و پالايشگاههای موبايل بيست هزار بشكه ای سی هزار بشكه ای كه به طور گسترده هم در كشور و در استان ها مخصوصاً استان های مرزی مستقر می كنم و فرآورده های بسيار زيادی را ما توليد می كنيم و به بيرون می فرستيم حساب كردم صد و پنجاه ميليارد دلار فقط از طريق تبديل كردن اين يك ميليون بشكه نفت به فرآورده هايی كه به كشورهای اطراف می دهيم حالا ببينيم آمريكا می تواند بيايد اين در حقيقت صيادهای ما را و دريانوردهای ما را يا مردم عزيزی كه تو اين استان های مرزی از كوه های تيز و تند هم بالا می روند از آن طرف وارد می شوند می توانند جلوی صادرات عظيم ايران را بگيرند و ما را محاصره اقتصادی كنند غير از اينها خود فرآورده ها را هم كه ما قيمت فرآورده ها را متعادل می كنيم ديگه يعنی يك مقدار هم از آنجا ما به دست بياريم لذا من هيچ نگران منابع طرح هايی كه دادم در رابطه با يارانه ها نيستم.
مجری: جايگاه عدالت و پيشرفت كه واقعاً دو دغدغه اصلی ايرانيان بوده در برنامه های اقتصادی شما كجاست؟
رضايی: اولين دغدغه ما اين است كه ما همش می گيم عدالت و پيشرفت ولی تو حرف مانده من عملی می كنم اين را اولين طرح عملياتی من مسئله ايالت های اقتصادی است اخيراً حالا ما يك حرفی زديم يك دستی تكان داديم حالا يك سايتی آمد می خواست به من توهين كند آمد توهين كرد به عشاير و اقوام ايرانی و يك سايت ديگر هم آمد دفاع كرد از اقوام ايرانی آمدند آن سايتی كه از اقوام ايرانی دفاع كردند اين را نمی دانم كی اين كار را كرده اين را فيلتر كرده آن كسی كه به عشاير ايرانی به اقوام ايرانی توهين كرده او را باز گذاشتند خوب چرا اين كار را می كنند اصلاً سرمايه اصلی ما همين استان های ما هستند همين اقوام ما هستند ما تبعيض را واقعاً بايد برداريم يعنی شما هرچی از تهران می رويد به سمت پيرامون فاصله ها زيادتر می شود يكی از مهمترين شعارهای رهبر بزرگوار انقلاب در دوره مسئله اصلاحات فرمود كه اصلاحات واقعی اين است كه ما بياييم با فساد و تبعيض و اينها مقابله بكنيم اين اصلاً خواسته انقلاب است از دولت ها من اگر تازه به اين خواسته عمل بكنم تازه رسيديم به اينكه يكی از رهنمودهای رهبر انقلاب را ما عملياتی كرديم من به طور عملياتی طرح هايی دارم كه اين تبعيضات را ان شاءالله برمی دارم تبعيض الان هست پارتی بازی هست رشوه هست تو جامعه ما و اين اجازه نمی دهد كه آن اقتصاد شفاف و آن عدالت واقعی شكل بگيرد ما بايد اينها را برداريم تا مسير عدالت حل بشود اما در مسئله پيشرفت خوب در مسئله پيشرفت ما طرح می خواهيم منتهی مشكلی كه ما داريم اين است كه ما نگاهمان را بايستی به سياست داخلی و خارجی درست كنيم يعنی چی يعنی ما بايد با يك دست در حقيقت ايستادگی سياسی را پيگيری كنيم با يك دست پيشروی اقتصادی و فرهنگی من تعجب می كنم چرا بعضی از دوستان ما گفتمان انقلاب را فقط در ايستادگی می بينم كی گفته گفتمان انقلاب فقط در ايستادگی است بله دهه اول انقلاب اين بود ما كه نمی خواهيم تو دهه اول انقلاب بمانيم گفتمان امروز انقلاب به نظر من اين هست كه ما ايستادگی سياسی را در كنار پيشروی فرهنگی و اقتصادی داشته باشيم ما اگر در كنار ايستادگی سياسی پيشروی فرهنگی اقتصادی نداشته باشيم نمی توانيم به نتيجه ای برسيم به همين دليل هست كه نمی توانيم از اين همه كمكی كه به سوريه به لبنان به فلسطين و به عراق می كنيم نمی توانيم استفاده كنيم ما الان مبادلاتمان با عراق چقدر است ما الان چقدر داريم از تجارت با لبنان و تركيه و فلسطين استفاده می كنيم تركيه بيشتر از ما دارد استفاده می كند هزينه اش را ما می پردازيم سودش را تركيه بايد ببرد نخير من چنين اعتقادی ندارم از يك طرف ما بايد ايستادگی سياسی روی ميراث انقلاب ارزش های انقلاب محكم ما بايد روی ارزش هايمان بايستيم اما نبايد گفتمان انقلاب را محدود به صرف ايستادگی بدانيم بلكه گفتمان انقلاب شامل پيشروی فرهنگی و اقتصادی هم هست من هيچ يك ريالی را به هيچ كسی نمی دهم مگر اينكه حداقل يك ريال بياورم چرا چون اين تقويت انقلاب است اصلاً تقويت نظام است يك جمهوری اسلامی پيشرفته و ثروتمند هست كه می تواند حامی جهان اسلام باشد می تواند حامی ملت خودش باشد وگرنه يك جمهوری اسلامی كه حرفی برای گفتن در اقتصاد بين الملل ندارد جز نفت نمی تواند چيزی را مبادله كند خوب ما بازارهای خودمان را هم از دست می دهيم الان چينی ها آمدند بازارهای ما را گرفتند مثل مغول هايی كه آن موقع حمله می كردند حالا آمدند بازار ما را دارند می گيرند پس ما بايد ايستادگی سياسی را در كنار پيشروی فرهنگی و اقتصادی داشته باشيم البته من آن انحراف ديگر را هم قبول ندارم عده ای می گويند ما برای اينكه پيشروی فرهنگی اقتصادی داشته باشيم دست از ارزش های انقلاب بكشيم مگر ميشه ما اين همه راه آمديم بايد به سوی آينده برويم نه می توانيم بمانيم اينجا و گفتمان انقلاب را ايستايی تعريف كنيم نه می توانيم برگرديم ما بايد به سمت جلو بريم و اين با اين كار صورت خواهد گرفت.
مجری: جناب دكتر رضايی ، شما الان تقريبا يك گريزی هم به سياست خارجی زديد، پرونده های مهمی پيش روی دولت آينده هست اگر دولت شما شكل بگيرد در قبال موضوعاتی مثل پرونده هسته ای يا فعاليت های صلح آميز جمهوری اسلامی در حوزه هسته ای، بحث مربوط به آمريكا، بحث همگرايی منطقه ای كه مطرح كرديد ، اينها طرح و ديدگاه دولت شما چه خواهد بود؟
رضايی: من معتقدم كه ما به خوبی از اهرم هايمان در روابط خارجی استفاده نكرديم من اين كار را می كنم، ايران آنچنان موقعيت بزرگی در منطقه دارد كه بعضی وقتها اگر يك لبخندی بزند ميلياردها دلار می تواند در بياورد با يك لبخند، اما ما نمی توانيم استفاده كنيم، ما اصلا مشكلی نداريم اگر درست از پتانسيل ها، اهرم ها، امكانات، موقعيت ژئوپلتيك مان واقعا استفاده كنيم ما اصلا مشكلی نداريم ، من اين كار را خواهم كرد منتهی استراتژی تعريف كردم به نام قيچی، يعنی ما می خواهيم با اين قيچی ان شاءالله اين بن بست را ببريم و عبور كنيم اين قيچی چه است حالا؟ اين قيچی دو تا لبه دارد يك لبه اش ديپلماسی قوی يك تيم بسيار قدرتمند و ارزشی از قوی ترين ديپلمات های ايران را من تشكيل می دهم و خودم هم باهاشان كار می كنم كه چه كار بكنند البته من دستم را به هيچ وجه تا قبل از ميز مذاكره برای هيچ كس باز نمی كنم لذا بعضی از دانشجوها كه می روم در دانشگاه می گويند حالا يكی اش را بگوييد ، خب من يكی اش را نمی خواهم بگويم برای اينكه اگر آن يكی اش را بگويم سر ميز مذاكره ، اينها می دانند من چه ترفندی می خواهم به كار بگيرم، يكی ديپلمات های قوی كشور را بسيج می كنم و آن هم نه يك نفر دو نفر سه نفر، يك تيم بسيار قوی كه اگر يك گروه چهار پنج نفره می رود جلو حداقل هفتاد هشتاد نفر از پشت، اينها را پشتيبانی بكنند، مساله دوم، كارآمدی اقتصادی است ان شاءالله ما همان ماه های اول و سال اول به آمريكايی ها نشان خواهيم داد كه ديگر تحريم ها در حال بی اثر شدن است آنها بايد بفهمند كه تحريم ها در حال بی اثر شدن است در غير اين صورت، كوچكترين امتيازی به ما نمی دهند شما قوی ترين ديپلماسی را هم داشته باشيد ولی آنها اميد داشته باشند كه مثلا يك ماه ديگر و ماه ديگر يك سال ديگر تحريم ها اثر خودش را روی ملت ايران می گذارد خب كوتاه نمی آيند ما بايد از يك طرف، آنها را نااميد كنيم ولی از يك طرف هم ديالوگ جدی داشته باشيم البته من يك طرحی هم برای بحث آمريكا دارم كه يك بخشش را رهبر بزرگوار انقلاب موافقت كردند و فرمودند ، يك مقدارش را رهبر بزرگوار انقلاب اجازه دادند كه ما در كنار بحث های هسته ای با پنج به علاوه يك می توانيم با آمريكايی ها روی مساله هسته ای هم مذاكره كنيم البته ايشان فرمودند من خوشبين نيستم ولی با حفظ آن خطوط قرمز می شود مذاكره كرد، من دو تا مساله ديگر را بعد از ايشان اجازه خواهم گرفت يكی بحث با آمريكا روی محيط زيست مخصوصا اين منطقه ای كه بين عراق و سوريه و اردن هست كه اين غبار از آنجا بلند می شود شناسايی ما كرديم چهار ميليارد دلار هم هزينه اش است كه بتوانيم با يك همكاری بين المللی اين غباری كه يازده استان جنوبی ما را واقعا تحت فشار قرار می دهد حل بكنيم و مساله سوم هم مواد مخدر، بنابراين من يك فهرست سه مساله ای كه يكی مساله هسته ای ايران است يكی مساله محيط زيست است يكی مساله مواد مخدر است من اين را خدمت رهبر بزرگوار انقلاب بعد طرح می كنم در آن چارچوبی كه ايشان راهنمايی خواهد كرد اگر آن دو تای بعدی هم ايشان مجوز بدهد ما يك ديالوگی را با آنها شروع می كنيم اما اين به معنای اين نيست كه ما از چالش هايی كه با آمريكا داريم كوتاه بياييم نه، من روی مساله اسرائيل جدی هستم بله آمريكايی ها طرح ما را قبول كنند ما می گوييم همه فلسطينی ها برگردند در سرزمين فلسطين، انتخابات بشود رفراندوم بشود قانون اساسی نوشته بشود آمريكايی ها اگر اين را بپذيرند ممكن است ما روی مساله فلسطين با آنها صحبت كنيم يا دخالت در امور كشورهای ديگر، خب آمريكايی ها بايد دست بردارند از اين كار، يا مساله خلع سلاح هسته ای، خب من يكی از سياست های جدی ام اين است كه خلع سلاح هسته ای را در روابط بين الملل دنبال كنم بنابراين اين سه تا مساله كه من می گويم فرق دارد با اينكه ما به يك توافق كامل برسيم اما حسنش اين است كه يك نقطه آغاز همراه با احتياط و همراه با حفظ ارزش ها و منافع ملی را ما می توانيم در حقيقت شروع كنيم و مساله را از اين حالت بيرون بياوريم.
مجری: دولت آقای محسن رضايی در قبال قانون گرايی چه نوع كاركردی را در پيش خواهد گرفت؟
رضايی: من به شدت قانون گرايی را تقويت می كنم هم در بعد مشاركت، هم در بعد اعتراض، من اصلا قبول ندارم كه ما از مردم بخواهيم در راهپيمايی ها باشند در انتخابات باشند اما اعتراض كردن و انتقاد كردن نداشته باشند شما خودتان می دانيد من در سال هشتاد و هشت نرفتم كف خيابانها، چرا؟ چون معتقد بودم اعتراضات بايد از طريق شورای نگهبان عمل بشود همين الان هم تشكر می كنم از كسانی كه صلاحيت شان به هر دليلی مورد تاييد شورای نگهبان قرار نگرفت تمكين كردند من معتقدم ما بايد اعتراض قانونی البته نقد قانونی را در كشور عمل كنيم اگر اين بشود كه نقد باشد اعتراض باشد ولی قانونی، مشاركت باشد ولی قانونی، اين بهتر می شود كه ما قانون را در كشور ان شاءالله پياده كنيم و بنای قانون گذاری و قانون مداری و قانون محوری را محكم بكنيم.
captcha