کد خبر: 2541595
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۱

شورای نگهبان؛ شورايی برای صيانت از حاكميت مردم

گروه سياسی: در نظام مقدس جمهوری اسلامی كه قرار شد، حاكمیّت به دست خود مردم باشد لازم به نظر رسيد كه شورايی برای صيانت از حاكميت توسط خود مردم و از معتمدين و متدينين مردم پديد آيد كه در نهايت اين مركز صيانت تحت عنوان شورای نگهبان پديد آمد، تا هر كس با هر نقشه و طرح و توطئه‌ای نتواند به كرسی حاكميت تكيه بزند.

در مورد انتخابات، از ديدگاه‌های مختلف مباحث متعددی وجود دارد و اجازه بدهيد بحث را از شورای نگهبان شروع كنيم.
بعد از جنگ جهانی اول و دوم كه سرزمين‌های اسلامی تجزيه شدند و فرماندهان انگليسی و فرانسوی در فلسطين و سوريه و عراق و مصر مستقيماً دست‌اندر كار حكومت شدند، بزودی دولت‌های استعماری به اين نتيجه رسيدند كه حكومت‌ها را به دست افراد محلی اداره كنند، بنابراين استعمارگران به ساخت و پرداخت‌ چهره‌های دروغين پرداختند و با ترفندهای گوناگون عوامل خود را تحت عنوان قهرمان ملّی، مردان وطن‌پرست و حتی ضد بيگانگان و منجی ملّت به مردم تحميل كردند و مدت‌ها مردم را فريفتند بی‌آنكه مردم متوجه مهره‌های مزدور استعمارگران بشوند برای نمونه، آتاتورك را بنام پدر ملّت ترك و قهرمان ملّی و رجُل ضد سياست‌های انگلستان و مصلح و نابغه كبير به ملّت عثمانی تحميل نمودند و شريف حسين و ملك فيصل و ملك حسن و ملك فاروق را به عنوان روشنفكران بزرگ و منجيان عرب به ميدان آوردند و سرزمين‌های عربی به نام استقلال استان‌ها و حكومت‌های ملّی تقسيم كردند.
در واقع همه اين رهبر‌ان به دلخواه بيگانگان و توسط كارشنان لندن و پاريس و مسكو و واشنگتن تعيين می‌شوند و رهبران اين دولت‌ها در دامان بيگانگان و تحت تربيت آنان پرورش می‌يافتند و در همه امور برای حفظ موقعيت خود منافع ملّت و مردم و ديانت و منابع و معادن را تقديم بيگانگان می‌كردند و به خيالی راحت بنام خدمتگزاران ملك و ملّت به مردم حكومت می‌كردند و شورای نگهبان اين ممالك در لندن و پاريس و مسكو و واشنگتن ‌بود، چنانكه محمدرضا در يك جلسه سرّی توسط چرچيل و روز‌ولت و استالين به اين مملكت تحميل شد و از هيچ مقام و منصب و وزير و وكيلی صدای اعتراض به گوش نرسيد.
و پس از ايجاد يك قحطی مصنوعی كه به مردم تحميل كردند، همزمان با آمدن محمدرضا مقداری گندم و دارو وارد مملكت كردند و تا آن‌را به حساب محمد رضا شاه گذاردند و از يك مزدور بی‌تجربه يك شخصيت مهربان و غمخوار ملّت ساختند.
در نظام مقدس جمهوری اسلامی كه قرار شد، حاكمیّت به دست خود مردم باشد لازم به نظر رسيد كه شورائی برای صيانت از حاكميت توسط خود مردم و از معتمدين و متدينين مردم پديد آيد كه در نهايت اين مركز صيانت تحت عنوان شورای نگهبان پديد آمد، تا هر كس با هر نقشه و طرح و توطئه‌ای نتواند به كرسی حاكميت تكيه بزند، لا جرم مردم در برابر اين پديده مبارك و مقدس به چند گروه تقسيم شدند:
1- آن افرادی كه برای اين نظام خون داده بودند و جهاد كرده بودند و چشمداشتی به پاداشی جزء بقاء اين نظام نداشتند كه اينان شورای نگهبان را پذيرفتند و به حكم آن رضايت دادند و سلّموا تسليماً.
2- جماعتی كه فقط به زندگانی روزمّره خود می‌انديشيدند و كاری با حكومت و حاكميت نداشتند كه اينان نيز جماعت بی تفاوت‌ها و جماعت بيرنگ‌ها بودند كه در نهايت مخالفتی با شورای نگهبان نيز نداشتند مگر آنكه افرادی آنان را سوق به جهاتی دهند.
3- جماعتی كه از حكومت اسلامی و حاكميت دينی و انقلابی اسلامی ناراضی بودند و خواهان بازگشت همان بی بند و باری زمان رژيم بودن كه اينان شورای نگهبان را مزاحم بازگشت مهره‌های دلخواه می‌ديدند و به‌ناچار شورای نگهبان را مانعی و سدی در برابر خواسته‌های زودگذر خود می‌دانستند و اينان به‌ناچار منادی سياست‌های بيگانگان بوده و هستند.
4- گروه ديگری نيز در اين ميان بودند كه يك روزگاری به كرسی حاكمیّت سوار بودند و به هر حال يا از كاروان حاكميت عقب افتادند و يا كنار زده شدند و يا نوبت به آنان نرسيد كه اينان مورد توجه مومنان و حزب اللهی‌ها و متدينين نبودند و اگر بودند از نظر ما افتادند و اما در انديشه و در طمع رياست و حاكميت و ميدان‌داری بودند و اينان برای جلب نظر آن طيف‌های ديگر غير از حزب اللهی‌ها، ناچار به برخی ژست‌های روشنفكرمابانه و بازگشت از اصول اوليه و همراهی با قشرهای مخالف روی آوردند و با اشاراتی به مخالفان فهماندند كه اينان همراه ايشان هستند، اينان از يك طرف نام امام را يدك می‌كشيدند تا در نظام جای بگيرند و از يك طرف ندای همكاری با مخالفان سر می‌دادند، تا قشرهای مخالف و ناراضی را به سوی خود فراخوانند و جمعيت و گروه و مساجد فراری به راه بياندازند، در تفريق بين مومنان و فراخوان معاندان و همراهی بيگانگان و غافل از دست خدا و حرمت خون شهيدان، اينان اگر چه می‌توانستند با ترفندهائی جماعتی را بفريبند و افسادات خود را بمانند آتاتورك اصلاحات بخوانند و لكن شگردهای آنان از ديده خبرگان و صاحب‌نظران شورای نگهبان مخفی نبود و شورای نگهبان در هر حال به اوضاع و احوال آنان اطلاع داشت و اين بود كه اين جماعت در طمع رسيدن به آرزوهای خام خود لاجرم ننگ مخالفت با شورای نگهبان را پذيرفتند و سوگند و عهد و پيمان خود را با امام و با نظام و با قانون اساسی در هم شكستند«وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ».
قرآن را در طمع آرزوهای ناروا و نابجای خود پشت گوش انداختند
گوئی اصلا اطلاعی از شورای نگهبان و سفارش‌های امام و قوانين و قواعد نظام ندارند
«فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِيلَ لَهُمْ». پس ستمگران و واقفان و بغی‌كنندگان كلام امام را تغيير دادند و راه خود را از راه امام و نظام جدا كردند و غضب خدا و رسول را به رضايت دشمنان و بيگانگان برای خود انتخاب كردند،وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ و مطرود شدند به جهت نقض پيمان كه كردند.
حجت‌الاسلام سيد ابوالفتح دعوتی
captcha