بر اساس دستور قرآنی «وأمر بالعرف» (سوره اعراف آيه 199) و ساير آيات و احاديثی كه در اين زمينه وارد شده است، تأكيدی بر اين است كه ما نه تنها موظف به اصلاح اعمال خود نسبت به طبيعت هستيم بلكه حق نداريم نسبت به آنچه ديگران درباره طبيعت مرتكب میشوند، بیتفاوت و بیاعتنا باشيم. چرا كه طبيعت مادر حيات، سرچشمه و گهواره زندگی و بستر تكامل است. ستم و فساد و طغيان و سركشی بعضی، نه تنها سلامت طبيعت بلكه حيات انسانهای ديگر را هم تهديد میكند.
اگر انسان به قدرت ايمان و علم مجهز نباشد و از طرف ديگر نظارت ساير انسانهای مسئول بر وی ضعيف و سست شود، به آسانی به سوی فساد منحرف میشود كه اينگونه فسادها میتواند عرصه محيط زيست و بستر حياتی انسان را با بحران و معضلات عديدهای مواجه سازد.
از اين رو دعوت مردم به رفتارهای هنجار زيست محيطی در قالب «امر به معروف» و بازداشتن آنها از رفتارهای ناهنجار زيست محيطی در قالب «نهی از منكر» دارای ماهيتی كاملاً زيست محيطی بوده و در حقيقت، ضامن اجرای ساير وظايف فردی و اجتماعی در قبال محيط زيست است و در حكم روح و جان آنها محسوب میشود.
وقتی كه محيط زيست در اثر عملكرد عدهای دچار بحران شود، اين مسئله تنها دامن انسانهای بدكار و متخلف را نميگيرد؛ بلكه همه انسانها بايد بهای ندانمكاری آنها را بپردازند.
اين درست مانند آن است كه عدهای از مسافران يك كشتی، اقدام به انجام اعمالی كنند كه سوراخ شدن قسمتی از بدنه كشتی را در پی داشته باشد. بدون ترديد، عواقب غمانگيز اينگونه عملكردها، تنها دامن عاملين چنين عملی را نخواهد گرفت، بلكه همه مسافران كشتی بايد تاوان اين ندانمكاریها را بپردازند.
خداوند در قرآن میفرمايد: «از فتنهای بپرهيزيد كه تنها دامن ستمكاران شما را نمیگيرد؛ بلكه همه را فرا خواهد گرفت.» (سوره انفال آيه 25)
اين آيه اخطاری است كه خداوند به همه جوامع اسلامی میكند و مفهوم آن اين است كه افراد جامعه نه تنها موظفند وظايف خود را انجام دهند، بلكه موظفند ديگران را هم به انجام وظيفه وادارند. زيرا اختلاف و پراكندگی و ناهماهنگی در مسائل اجتماعی، موجب شكست برنامهها خواهد شد و دود آن به چشم همه میرود.
در سوره هود میخوانيم كه «خداوند هرگز قوم و ملت و شهر و دياری را به خاطر ظلم و ستمش نابود نمیكند، اگر آنها در راه اصلاح گام بردارند.» (سوره هود آيه 117)
چه اينكه در هر جامعهای معمولاً ظلم و فسادی وجود دارد؛ اما مهم اين است كه مردم احساس كنند ظلم و فساد وجود دارد و در طريق اصلاح آن باشند و با چنين احساس و گام برداشتن در راه اصلاح، خداوند به آنها مهلت میدهد و قانون آفرينش برای آنها حق حيات قائل است. اما همين كه اين احساس از ميان رفت و جامعه بيتفاوت شد و فساد و ظلم به سرعت همه جا را گرفت، آنگاه است كه ديگر در سنت آفرينش، حق حياتی برای آنها وجود ندارد.
دقت در مجموع آيات و روايات روشن میسازد كه «امر به معروف و نهی از منكر» دارای دو بعد است؛ يك بعد آن فردی بوده و مربوط به وظيفه هر شخص مؤمن در قبال ديگر افراد جامعه است و بعد ديگر جنبه حكومتی دارد و مربوط به مقابله با اخلالگران نظم و امنيت عمومی است.
لازم به ذكر است كه در انجام فريضه امر به معروف و نهی از منكر برای دعوت مردم به رفتارهای هنجار زيست محيطی و نهی آنها از رفتارهای ناهنجار زيست محيطی، دلسوزی و حسننيت و پاكی هدف را نبايد فراموش كرد و جز در موارد ضرورت، بايد از راههای مسالمتآميز وارد شد و هرگز نبايد انجام اين وظيفه را مساوی با خشونت و توهين و تحقير نسبت ديگران گرفت؛ به عبارت ديگر، حتی دعوت مردم به اعمال صالح نيز بايد به نيكی انجام شود. همچنان كه پيامبر اكرم(ص) فرموده است: «هر كه به نيكی وادار كند، همين وادار كردنش نيز بايستی به نيكی باشد.»
*************************************************************************
منبع: برگرفته از كتاب اصول تربيت زيست محيطی در اسلام، صادق اصغری لفمجانی