حجتالاسلام و المسلمين سيدعلیاكبر حسينی، رئيس گروه تفسير ترتيبی مركز فرهنگ و معارف قرآن، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، با برشمردن شاخصههای اصلی فرد واجد صلاحيت برای تصدی پست رياست جمهوری به تبيين اين شاخصهها پرداخت و ضمن اشاره به دينمحوری و ارزشگرائی اسلامی به عنوان اولين شاخصه اظهار كرد: كانديدای واجد صلاحيت كانديدايی است كه دغدغه اصلی و محور روابط شخصی و اجتماعی او و ملاك همه داد و ستدهايش، دين و ارزشهای دينی باشد.
حسينی در مورد ديگر ويژگیهای لازم برای تصدی پست رياست جمهوری بيان كرد: كرامت انسانی و عزت نفس ديگر ويژگی لازم است. قانونمداری و قانونگرايی نيز از جمله شاخصهای مهم و اساسی است. فردی كه در مقام رياست جمهوری قرار میگيرد نبايد قانون را فقط برای مطامع خود بخواهد و بايستی در جائی كه قانون با خود او رو در رو میشود و در تعارض با قانون است، تن به قانون داده و تمكين كند و در واقع حقمحوری و انصاف را اصل حاكم بر خود قرار دهد.
وی افزود: صداقت و راستی، وفاداری، عهدمداری و امانتداری حداقل ويژگیهای لازم برای فردی است كه میخواهد چنين سطحی از تكليف و قدرت را به دست بگيرد. وی بايد احساس تعلق و مسئوليت جمعی داشته و راهبرد و استراتژی او وفاق و اعتماد اجتماعی باشد و مشاركت حداكثری را مبنا و استراتژی خود قرار دهد. فردی كه در جايگاه رياست جمهوری قرار میگيرد بايد در مقابل نقدها پاسخگو و انعطافپذير باشد و برای توجيه ناكارآمدی خود به دروغ و كذب متوسل نشود و تكيه نكند.
حسينی از پاكدستی و پرهيزكاری مالی به عنوان يكی ديگر از شاخصهای تشخيص كانديدای اصلح نام برد و گفت: گاه میبينيم كه يك دولت با وجود مشكلات عديدهاش در تدبير و در مديريت و ...، به دليل همين شاخص پاكدستی، به قدری محترم و محبوب قرار میگيرد كه ممكن است نسبت به بعضی از مشكلات آن اغماض شود. بنابراين تقوای اقتصادی و مالی بسيار مهم است.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: علاوه بر اينها حفظ منافع ملی و مصالح اسلامی، احترام متقابل ديپلماتيك نسبت به جهان و رشد و تعالی فرهنگ مناسب سياسی و اجتماعی از ديگر مؤلفهها و شاخصههای قابل توجه است كه به همراه بقيه شاخصها میتوانند ملاكهايی كاملاً روشن و ملموس برای گزينش كانديدای اصلح در انتخابات رياست جمهوری باشند.
حسينی با بيان اين كه علاوه بر ويژگیهای ذكر شده، مشاركت حداكثری میتواند به عنوان راهبرد رسيدن به وفاق اجتماعی و تسهيلكننده دستيابی به اهداف باشد، اظهار كرد: گاهی میبينيد كه بعضی از نامزدها و جريانهای سياسی، زمانی از مشاركت عمومی صحبت میكنند كه عملاً، يا با پيشبينی يا با مطالعات پيمايشی، ديدهاند كه تيم آنها از موقعيت اجتماعی خوبی برخوردار است و دقيقاً همين افراد وقتی كه موقعيت اجتماعی و عمومی خود را از دست میدهند مردم را به بیفرهنگی و بیفكری و ناتوانی و نابالغی متهم میكنند و ما مكرراً در فضای سياسی شاهد اين داستان بودهايم كه در دورهای كه مردم به يك عده رأی دادهاند، آن گروه گفتهاند كه مردم ما بالغ شدهاند و وقتی كه مردم درباره آنها تجديد نظر كرده و حداقل در يك دوره از تكرار انتخاب آنها صرف نظر كرده و به راه ديگری رفتهاند، اين جريانها مردم را متهم كردهاند كه هنوز جامعه ما بالغ نشده است.
وی با اشاره به وجود تبيينی كاملاً عقلانی برای مردمسالاری دينی، گفت: طبيعی است كه اگر به هر دليلی اكثريت مردم با يك جريانی همراه باشند، آن جريان در رسيدن به اهداف خود توفيق بيشتری پيدا میكند و آن كجا كه متصديان امر همواره مشغول توجيه و توضيح داستان برای يك جريان مخالف و معترض و متعرض باشند و آن كجا كه اين گروه، بدون مناقشه و بدون اعتراض، با آن نظام همسوئی داشته باشد. بنابراين وفاق اجتماعی يك راهبرد است.
رئيس گروه تفسير ترتيبی مركز فرهنگ و معارف قرآن خاطرنشان كرد: بديهی است براساس منطق دين نمی توان از هر وسيلهای برای رسيدن به مشاركت حداكثری و رسيدن به قدرت سود جست و به شيوه ماكياوليستی عمل كرد. بعضیها اساساً رويكرد مشاركت حداكثری را مبنای خود قرار نمی دهند، به دليل اين كه معتقدند اگر مشاركت حداكثری باشد، تعداد مخالفين آنها بيشتر میشود و به اين دليل كه مورد نقد و انتقاد قرار نگيرند و مخالفان آنها در صحنه حضور پيدا نكنند، به گونهای عمل میكنند كه فضا را با شعارهای خود را مهيا نمايند تا مشاركت حداكثری شكل نگيرد. راهبرد متناسب و منطبق با عقلانيت دينی اين است كه شأن و منزلت يك ملت انقلابی مؤمن را در نظر بگيريم و حقيقتاً برای همه آنها سهمی واقعی در مديريت جامعه داشته باشيم. منصفانه نيست كه سهم آنان را زمانی بپذيريم و تحسين كنيم كه مشاركت آنها به نفع ما و حزب ما باشد.
حسينی عنوان كرد: اگر فردی اصول و شاخصهايی را كه برای يك رئيس جمهور مطلوب و اسلامی بيان شد، دارا باشد و اذهان اين حقايق را عاری از ابهام در مورد او بپذيرند، بیشك مشاركت حداكثری نيز شكل خواهد گرفت.
وی در بخش ديگری از اين گفتوگو با تأكيد بر لزوم حفظ استقلال و اقتدار ملی از سوی رئيس جمهور و در رويكرد و برنامههای او، خاطرنشان كرد: بايد در نظر گرفت كه به دليل دگرگون شدن و تغييرات پرشتاب در فضاهای ديپلماتيك، بسياری از مفاهيم دچار پيچيدگی و ابهام شده است. برای مثال زمانی به شكلی كاملاً مشخص كشورهای استعمارگر با درياپيماهای غولآسا به آفريقا میرفتند و مردم را به صورت برده در كشتیها میريختند و با منتقل كردن آنها به كشورهای خود، مانند حيوان يا بدتر از حيوان از آنها كار میكشيدند، اما امروز به آن شكل و گستردگی شاهد چنين چيزی نيستيم ولی اين را دور ندانيد كه چنين واقعيتی امروز نيز، اما با شكل و پرستيژی كاملاً متفاوت، وجود دارد.
حسينی با اشاره به اينكه بعضی اساساً بحث مبارزه با ديكتاتوری و استبداد و تلاش برای عزت و استقلال را شعارهای كهنه و منسوخشده میدانند كه در دنيای امروز بی معنا است، گفت: ديكتاتوری و استبداد آميخته با سرشت انسانها است و همواره انسان ها در معرض اين خطر هستند و امروزه تنها شكل عوض كرده و ما شاهد بردگی مدرن هستيم. آنچه را كه درگذشته نظامهای سلطه با تكيه بر نيروهای نظام دنبال میكردند، به قول ژان پل سارتر روشنفكران و غربزدگان در كشورهای ضعيف بدون كمترين هزينه برای غربيان تأمين میكنند و بیهيچ جيره و مواجبی با افتخار زمينههای بردگی و وابستگی كشورهای خود را برای غربیها فراهم میكنند.
وی با بيان اينكه بعضیها اين زبان را يك زبان سياسی منسوخ شده میدانند، افزود: برخی جريانهای سياسی مباحثی چون عزت و استقلال و آزادی را بهانههايی میدانند كه نظام حاكم برای تداوم قدرت خود عنوان كرده است. نبايد ترديد كرد كه استقلال و اقتدار ملی ارزشمندترين متاع يك ملت است كه اگر مورد غفلت قرار گيرد، از دست خواهد رفت.