به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با وجود رشد و گسترش فرهنگ كتبی و بهرهگيری روحانيت از وسايل نوين و پيشرفته در امر تبليغ دين، هنوز فرهنگ شفاهی، سخنرانی، وعظ و خطابه و منبر، كاركرد ويژه و اصيل خود را از دست نداده و سخنرانان مذهبی و وعّاظ، همچون علمای بلاد به سبب ارتباط مستقيم خود با توده مردم، از جايگاه خاصی برخوردار هستند. وظيفه اهل منبر، تبليغ دين و نشر آموزههای اسلامی در ميان عموم مردم است كه به همين علت در سلسله مراتب روحانيت شيعه از ديگر روحانيونی كه بيرون از حيطه وعظ و خطابه فعاليت میكنند، متمايز شدهاند.
در تاريخ معاصر ايران، كار وعظ و خطابه با آغاز نهضت تنباكو و پس از آن انقلاب مشروطيت، به تدريج رنگ و لعاب سياسی گرفت و سخنورانی مانند سيدجمالالدين اسدآبادی بر فراز منبر، به نقد رفتار «حكام و كارگزاران امور دولتی» پرداختند و شـاه را نه «قبله عالم» كه «خادم و پرستار و پاسبان ملت اسلام» ناميدند و دائماً يادآوری میكردند: «ايران حركت كرده است، پرده از پيش چشم مردم برداشته شد، ديگر نمیخواهند ظلم به خودشان را ببينند».
صرفنظر از روزگار حكومت رضاخان و برخورد او با روحانيت، در سالهای پس از شهريور 1320، افزون بر برپايی منابر و رونق گرفتن كار سخنوران، پديده منبر سياسی نيز جانی تازه گرفت و اهميت آن روزافزون شد.
با آغاز نهضت اسلامی در پاييز 1341، نسلی از طُلاب علوم دينی وارد عرصه تبليغ شـدنـد كه در سالهای پرفـراز و نشيب پس از حـادثهی 15 خـرداد 1342 و بـه ويژه در سالهای 1355 و 1356، در آگاهی دادن به افكار عمومی، بيان حقايق و تحريك و شوراندن مردم بر ضدنظام سلطنتی، نقشی در خور توجه برعهده گرفتند و بر شتاب انقلاب افزودند.
از طرف ديگر از دهه 1330 به بعد، فضای روشنفكر حوزه در تلاش برای آشنايی با علوم جديد و دانشگاهی و ارتباط با تحولات جهانی برآمدند و شخصيتهايی نظير: استاد مطهری، دكتر بهشتی، آيتالله خامنهای، آيتالله هاشمیرفسنجانی، دكتر مفتح، آيتالله مكارمشيرازی و نظاير آنان فضای جديدی در حوزههای علميه و در ميان جوانان متدين و روشنفكر به وجود آوردند. از دهه 1340 به بعد در اين مسير بسياری از فضلا و دانشمندان حوزه علميه قم گام برداشتند كه اين نهضت علمی و روشنفكری با حركت انقلابی و مبارزاتی توأم شده بود. اين گروه نقش بسيار مؤثری در جذب جوانان كشور به دين و انقلاب داشتند.
حجتالاسلام حسن روحانی از جمله روحانيونی است كه در ايام طلبگی خود در قم، از آغاز غائله انجمنهای ايالتی و ولايتی تا پانزدهم خرداد 1342 و رويدادهای پس از آن، شاهد و ناظر وقايع بود و در دامان نهضت پرورش يافت و برآمد و از سخنرانانی شد كه به منبر سياسی اعتلا بخشيد و خود پخته شد. همچنين وی از فضلائی بود كه علاوه بر دروس حوزوی، از دانشگاههای داخل و خارج كشور هم بهره جست و اين ويژگی بر تأثيرگذاری سخنان و فعاليتهای سياسی وی افزوده بود. ممتاز بودن وی در حوزه و دانشگاه شاهدی بر هوش و استعداد و تلاش و جديت فوقالعاده وی است. همچنين وی از بنيانگذاران جامعه روحانيت مبارز تهران و عضو شورای مركزی آن از ابتدای تأسيس بوده و لذا جزء افراد مؤثر برای سازماندهی حركتهای مردمی در انقلاب اسلامی محسوب میشود.
تلاش سياسی وی در دوره دانشجويی در محيط دانشگاه تهران، فعاليت استثنائی وی در دوره خدمت وظيفه عمومی و فعاليت گسترده ايشان در دانشگاههای خارج از كشور در ماههای قبل از پيروزی انقلاب اسلامی نيز، جزء نكات برجسته زندگی سياسی وی است.
حسن روحانی در سال 1327، در سُرخه، از بخشهای مركزی شهرستان سمنان، چشم به جهان گشود. پس از اتمام دوره دبستان به خواست پدر و تمايل خود، به تحصيل مقدمات علوم دينی در حوزه علميه سمنان روی آورد. در عين حال به سبب تربيت خانوادگی و اثرپذيری از خلق و خوی استادانش به تهجّد، سحرخيزی و انجام مستحبات و نوافل، مقيد بود. در اين دوران، او مجذوب اساتيد خود، به ويژه حجتالاسلام نجات و علامه حائری سمنانی بود و از طريق او با امام خمينی(ره) كه در آن هنگام از مدرِّسان والامرتبه حوزه علميه قم بود، آشنا شد و آرزوی ديدار حاجآقا روحالله در دلش شكوفا شد.
وی در تابستان 1340 عازم قم شد و از خوش اقبالی، وارد مدرسهای شد كه از همان سال با مديريت بهشتی و همكاری تنی چند از فضلای حوزه، برنامه درسی نوينی در آن به اجرا درآمده بود و طلاب مدرسه افزون بر دروس حوزوی، ادبيات زبان فارسی و انگليسی و رياضيات و تاريخ اسلام را نيز به عنوان مواد درسی بايد میگذراندند و با استفاده از شيوههای جديد آموزش، مراحل مختلف دروس حوزوی را طی میكردند.
حسن روحانی در سالهای اقامت در قم، علاوه بر فقه و اصول و ديگر دانشهای حوزوی، دروس دبيرستانی را نيز با تلاش شخصی خود فرا گرفت و در شهريور 1347، موفق به دريافت ديپلم متوسطه شد و سال بعد به دانشگاه راه يافت.
روحانی كه در كنار تبليغات به ادامه تحصيل در يكی از دانشگاههای انگلستان پرداخته بود، ديگر نتوانست در آن شرايط به فعاليت تحصيلی خود ادامه دهد و با پيوستن به امام خمينی در پاريس، بهصورت تمام وقت، به خدمت انقلاب درآمد و به سخنرانی در شهرهای مختلف اروپا پرداخت. بدين منظور او با سفر به شهرهای مختلف اروپا، برای دانشجويان ايرانی، از انقلاب و چگونگی حكومت اسلامی سخن گفت. آشنايی وی با محيط علمی و دانشگاهی اروپا و فرهنگ غرب، با ابعاد مثبت و منفی آن، موضوعی تأثيرگذار در جامعيت و نحوه انديشه و نظر او در مسائل جهانی و همچنين در تدبير و مديريت وی در سالهای بعد از پيروزی انقلاب شد.
با اوجگيری انقلاب و خروج شاه از ايران، حجتالاسلام روحانی نيز در بهمن 1357، به ايران بازگشت و يكسره به خدمت نظام اسلامی درآمد و مأموريت يافت ارتش فروپاشيده را سر و سامان داده و احيا كند. ضمن آنكه برای تبليغ به شهرهای مختلف هم سفر میكرد و با گروههای معارض انقلاب چون چپیها و سازمان مجاهدين (منافقين) به بحث و مناظره میپرداخت.
حجتالاسلام روحانی، نماينده مردم در دورههای اول تا پنجم مجلس شورای اسلامی بود. از سال 1364 ـ 1366، رياست قرارگاه مركزی خاتمالانبياء(ص) را برعهده گرفت و از همان سال (1364) تا پايان جنگ، مسئوليت فرماندهی ستاد كل پدافند هوايی كشور را نيز عهدهدار بود. روحانی از سال 1368 كه «شورای عالی امنيت ملی» كشور تشكيل شد، به عنوان نماينده رهبر انقلاب وارد شورا شد و هم اكنون نماينده ولیفقيه در شورای عالی امنيت ملی و نيز رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام است.
وی از سال 1370 تاكنون عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس كميسيون سياسی ـ امنيتی ـ دفاعی آن مجمع بوده و همچنين در دوره سوم مجلس خبرگان رهبری، نماينده مردم استان سمنان و در دوره جديد، نماينده مردم استان تهران در اين مجلس و عضو هيئت رئيسه است. حجتالاسلام روحانی به دليل تحصيل در رشته حقوق و دريافت دانشنامه دكترای اين رشته، عمدتاً با نگاه حقوقی به مسائل مینگرد. همين نگرش باعث شده كه نظرات او درباره مسائل و موضوعاتی مانند تسخير سفارت آمريكا و حضور در عرصه جهانی، با ديدگاه برخی صاحبنظران سياسی كشور تفاوتهای اندك، اما دقيقی داشته باشد.
گفتنی است اين كتاب در تيرماه 1388 در تيراژ 2000 نسخه و به قيمت 85.000 ريال روانه بازار نشر شده است.