کد خبر: 2548212
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۶

«يادداشت‌های قرآنی» به قلم تبيان در فضای مجازی منتشر شد

تارنمای فرهنگی اطلاع‌رسانی تبيان وابسته به سازمان تبليغات اسلامی همزمان با اعياد مسعود شعبانيه، مجموعه «يادداشت‌های قرآنی» را در محيط مجازی منتشر كرد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) به نقل از روابط عمومی سازمان تبليغات اسلامی، شبكه تخصصی قرآن كريم در اين يادداشت قرآنی به بازخوانی متفاوتی از آيات قرآن كريم پرداخته است.
در اين مجموعه يادداشت‌هايی يا عناوين «حست را درباره اين كتاب نفيس بنويس! ،خلاق انتخاباتی از ديدگاه قرآن ،آيا می‌توان شيطان را ديد؟، شايد اين صفحات معجزه كند، بزرگ‌ترين بازار در انتظار حواس‌پرتی مشتريان، خوش‌الحانی كه كافر را مسلمان كرد» منتشر شده است.
در يكی از اين يادداشت‌ها آمده است: از هميشه‌ای كه يادم می‌آيد؛ صفحه اول بعضی از كتاب‌ها، خط پدرم به چشم می‌خورد كه اسم خودشان و تاريخ شروع خواندن كتاب را نوشته‌اند. معمولاً هم بعد از خواندن كتاب، حسشان را در مورد كتاب می‌نويسند. من هم از وقتی توانستم اسم خيابان‌ها را بخوانم و اسمم را درست بنويسم، هر كتاب و مجله‌ای كه مادرم برايم می‌خريدند، اسمم را درشت توی صفحه اولش می‌نوشتم. حالا هم عادت كرده‌ام به نوشتن اسمم و تاريخ زدن اول كتاب‌هايی كه می‌خرم يا هديه می‌گيرم.
بعد از خواندن تمام كتاب هم، اولش احساسم را از خواندن كتاب می‌نويسم. يادم هست يك بار از پدرم دليل كارشان را پرسيدم. گفتند كه اين كار را در مورد كتاب‌های شخصيشان می‌كنند. كتاب‌هايی كه مال خودِ خودشان باشد، كتابی كاملاً شخصی و خصوصی باشد... يك بار هم گفتند كه گاهی در مورد بعضی از كتاب‌ها احساس می‌كنند كه نويسنده، كتاب را فقط برای ايشان نوشته است و مخاطب اصلی نويسنده، شخص پدرم هستند.
بعضی كتاب‌ها را بارها می‌شود خواند... معمولاً كتاب‌های داستان اگر واقعی باشند، برای من آنقدر جذابند كه بارها شده، چند دور خوانده‌ام‌شان. كتاب‌هايی كه جايزه گرفته‌اند، يا نويسنده درست و حسابی و مطرحی دارند را هم معمولاً می‌خرم و می‌خوانم، يا امانت می‌گيرم و آنقدر مدت امانت را تمديد می‌كردم تا كتاب را چند باری بخوانم.
نوع چيدن كلمات كنار هم، برايم هميشه مهم بوده است كه نويسنده، آنقدر به مخاطبش احترام بگذارد و تلاش كند تا از بهترين كلمات برای رساندن مفهوم استفاده كند.
بعضی وقت‌ها، بعضی از كتاب‌ها را كه می‌خواندم، دلم می‌خواست كه نويسنده محبوبم، اشتياق مرا در خواندن كتابش می‌ديد. حواسش به من بود، وقت خواندن كتابش! بعضی كتاب‌ها، همه جا پيدا می‌شود. توی هر خانه‌ای... توی خانه هر مسلمانی و حتی غير مسلمانی.
captcha