به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، امير خوراكيان، رئيس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در تعيين اولويتهای رويكردی و عملياتی دولت آينده در حوزه فرهنگ اظهار كرد: يكی از مهمترين نكاتی كه دولت بعدی بايد به آن توجه كند، تحليل واقعی وضعيت فرهنگی كشور است. اين يك مسئله بسيار مهم است كه درباره آن اتفاق نظری در كشور وجود ندارد. اختلاف نظرهای بسياری را در اين حوزه شاهديم و زمانی كه اختلاف نظر در قضاوت درباره فرهنگ عمومی و بهطور كلی مسائل فرهنگی وجود داشته باشد، طبعا در برنامهريزی نيز با اختلاف نظر مواجه خواهيم بود.
وی با تأكيد بر ضرورت به اجماع رسيدن در حداقلها اظهار كرد: بالاخره اشكالاتی در حوزههای فرهنگ عمومی، آموزش عالی، نظام تعليم و تربيت در مدارس و آموزش و پرورش، كودك و نوجوان، دختران، جوانان و نوجوانان وجود دارد و سرفصلهای ما در حوزه فرهنگ، از قبيل همين مسائل است. به همين دليل رسيدن به اجماع واقعبينانه در اين حوزه، واجبترين كار برای دولت بعدی است. پس از آن نيز بايد با مراجع اصلی نظام در اين حوزه هماهنگی وجود داشته باشد تا همه برای رفع اين اشكالات حركت كنيم و آن را در اولويت قرار دهيم.
خوراكيان استفاده از نيروهايی كه باورهای عميق خود نسبت به معارف دينی و اصول فرهنگی نظام و انقلاب را به اثبات رسانده باشند را شرط مهم ديگری برشمرد و گفت: افرادی كه در طول هشت سال جنگ تحميلی، از كشور دفاع كردند، بسيار خوب توانستند اين باور عميق را به اثبات برسانند؛ زيرا برای همين باورشان بود كه به جبههها رفتند نه برای خاك، و اين باور بايد درك و تأييد شود. اين درك بسيار حائز اهميت است، زيرا اگر باور به ارزشها، اصول و مبانی دينی وجود نداشته باشد، كارها شكلی میشوند و در اين صورت، كسانی میتوانند با زيركی، اين فرم را به دست گيرند و در محتوا، مطابق نظر و ميل خود عمل كنند.
وی سومين نكتهای كه دولت آينده پس از ارزيابی واقعبينانه وضع موجود و پس از اطمينان از باور دينی نيروی انسانی كه انرژی و انگيزه كار و موتور حركت است بايد در حوزه فرهنگ به آن بپردازد را تدوين يك برنامه اصلاحی در حوزههای مختلف دانست و گفت: شاخصهها در حوزههای مختلف متفاوت هستند، برای مثال در حوزه آموزش و پرورش، يك يا دو شاخص در حوزه معلمان قابل توجه است و چند شاخص نيز در حوزه دانشآموزی كه بايد به تفكيك و بر اساس مقاطع سنی، دستهبندی شود.
خوراكيان مديريت كلان فرهنگی كشور را يك چالش ديگر ارزيابی و عنوان كرد: بايد يك مركز رصد و مديريت كلان فرهنگی در كشور وجود داشته باشد تا بتواند سهم دستگاههای مختلف را در اين برنامه كلان فرهنگی مشخص و تحقق آن را پيگيری كند. در حال حاضر مديريت كلان فرهنگی كشور دچار نارسايیهای جدی است و ساماندهی اين امر بايد با فكری مقتدرانه در دستور كار دولت بعدی قرار گيرد و دستگاهها موظف باشند در ذيل يك دستورالعمل جامع، دقيق و كلی عمل كنند.
وی به دستاوردهای شهرداری تهران طی چند سال گذشته در حوزه فرهنگی اشاره و عنوان كرد: شهرداری جهتگيری خود را به گونهای تنظيم كرده كه برای مخاطب ارزش قائل شده و انسان را محوريت فعاليتهايش قرار داده است و به نظر من اين مهمترين مسئله است. شهرداری انديشيده است كه اگر بخواهد شهر را اداره كند، نمیتواند به فكر، نگرش و هنجارها و ناهنجارهای شهروندان بیتوجه باشد. به نظر من شكل گرفتن چنين نگاهی، يك پيروزی بزرگ است.
خوراكيان ادامه داد: شهرداری تهران پيش از ارائه خدمات، مصرفكنندگان اين خدمات را در نظر میگيرد، زيرا نمیتوان خدمات را بدون در نظر گرفتن نگاه، فرهنگ و نگرش اين مصرفكنندگان ارائه كرد. اين شاخص، ملاك شهرداری در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و حتی عمرانی است كه خود بيانگر يك نگاه فرهنگی است و به نظر من امری است كه در دورههای پيشين تا اين حد مورد توجه نبوده است، ولی در اين دوره مديريت شهری آنچنان رشد كرده كه به مشاركت شهروندان در اداره شهر منتج شده و اين مشاركت در شوراياریها و سرای محلات تا حد بالايی محقق شده است. به نظر من اين نخستين عرصهای است كه امتياز بالايی را نصيب شهرداری تهران میكند.
وی با تأكيد بر اينكه كسی كه كشور را اداره میكند، در درجه اول بايد بداند كه میخواهد كشور را برای عموم مردم اداره كند، نه برای طيف سياسی خود يا منفعت شخصی يا هر چيز ديگر، تصريح كرد: ما هم نمیتوانيم در شهرداری ديدگاههای سياسی را جدا كنيم اما خدمترسانی برای مردم را وجهه همت قرار داديم، در دولت نيز بايد به همين صورت، خدماترسانی برای عموم مردم باشد. اين يكی از اشكالات موجود است و در آينده به رفع آن نياز داريم.
وی با بيان اينكه توسعه فضاهای فرهنگی در هيچ دورهای از مديريت شهری، با اين دوره قابل مقايسه نيست، گفت: برای مثال حدود 250 كتابخانه در اين دوره تأسيس شده و موزههای متعددی در اين دوره راهاندازی شده است. همچنين فضاهای عمومی كه میتوان آنها را فرهنگی اجتماعی تلقی كرد، چراكه اگر يك بوستان مهيا شود و مردم بتوانند به سلامت از آن استفاده كنند، در واقع يك فضای فرهنگی اجتماعی ايجاد شده كه به كم شدن ناهنجاریهای اجتماعی و به سلامت جامعه كمك میكند. از نظر توسعه فضاهای فرهنگی، فضاهای ورزشی و فضاهای اجتماعی، مديريت شهری امروز با دوران گذشته قابل مقايسه نيست. اين شاخصه دوم، با يك مديريت جهادی پيش رفته و دقيقا همان چيزی است كه در حوزه فرهنگ به آن نياز است يعنی به عبارت بهتر در عرصه فرهنگ نيز نيازمند مديريت جهادی هستيم.
رئيس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شاخص سوم مديريت شهری كنونی را نزديكتر شدن روح و محتوای فعاليتهای فرهنگی شهرداری به مبانی و معارف دينی دانست و عنون كرد: اتفاقات فرهنگی دوره پيشين مديريت شهری و محتوا و روح اين اتفاقات قابل بررسی است. اگر بخواهم بهعنوان يك طلبه و از جايگاه طلبگی و تحصيلی كه در حوزه داشتهام قضاوت كنم، تاكيد میكنم كه جهتگيری كلی مسائل فرهنگی شهرداری به سمت معارف دينی است و به رشد فرهنگی دينی كشور و فضای عمومی كشور كمك كرده است.