به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقل از روزنامه «Guardian»، در اين مقاله آمده است: يكی از رايجترين پاسخهايی كه از 66 درصد شهروندان آمريكايی در مورد رسوايی شنود و جمعآوری اطلاعات شخصی شهروندان از سوی آژانس امنيت ملی اين كشور میشنويد، اين است كه «من كه چيزی برای پنهان كردن ندارم، چرا بايد بترسم؟»
در ادامه اين مقاله میآيد: اما اگر شما چيزی برای پنهان كردن نداريد ولی به هر حال به عنوان مظنون هدف فعاليتهای اطلاعاتی قرار بگيريد، چطور؟
اگر به اين دليل مظنون باشيد كه نام شما احمد، انور يا عبدالرحمن و يا فاطمه، رانيه و شيما است، چطور؟ اگر تماسهای تلفنی به عزيزانتان در پاكستان، يمن، عراق، سوريه، لبنان، ايران يا فلسطين با اهداف خاصی از سوی آژانس امنيت ملی در حال رديابی باشد، چطور؟ اگر در اين تماسهای تلفنی به زبانی غير از انگليسی مثلاً عربی، اردو يا فارسی صحبت كنيد، نه به خاطر كدگذاری و رمز بلكه به اين دليل كه زبان مادريتان هست و به اين خاطر شنود شويد، چطور؟
به عبارت ديگر، اگر شما يكی از 1.9 ميليون عرب آمريكايی يا يكی از 2.8 ميليون مسلمان آمريكايی باشيد، چطور؟
در ادامه اين مقاله آمده است: باراك اوباما، رئيسجمهور آمريكا با حمايت از شبكه جاسوسی آژانس امنيت ملی آمريكا، اعلام كرد كه اين مسئله امری لازم برای جلوگيری از حملات تروريستی است. اما دولت اوباما تروريست و تروريسم را چگونه تعريف میكند؟
در پاكستان، يمن، سومالی يا هر جای ديگری كه از سوی دولت آمريكا به عنوان «منطقه حمله» علامتگذاری میشود، هر فرد نظامی (همه زنان و مردان بين 16 تا 40 سال در اين كشورها از نظر آمريكا) از سوی هواپيماهای بدون سرنشين هدف حمله قرار میگيرند.
اگر كسی بر اثر حمله اين هواپيماهای آمريكايی كشته شود مرگ او به نام يك نيروی نظامی آن كشور و نه يك شهروند و غيرنظامی ثبت خواهد شد. اين بازی با كلمات و ثبت كشتار غيرنظاميان به عنوان تروريستهای نظامی، تصور جنگ عليه ترور در اذهان مردم را تغذيه میكند. تعدادی از همين «نظاميان» حتی سالهای متمادی است كه در كشورهای غربی سكونت و در آنجا خانواده دارند. مانند «عبدالرحمن العولقی» پسر شانزده ساله انور العولقی كه شهروند دنور آمريكا بود در حمله پهپاد سيا در يمن كشته شد.
البته جاسوسی به بهانه مقابله با تروريسم برای جوامع اسلامی آمريكا مسئله جديدی نيست. از زمان حادثه يازدهم سپتامبر اين مسئله آغاز شد. مساجد، محل كار و سازمانها و نهادهای مسلمانان به هدفهايی برای جاسوسی تبديل شدند.
با اين حال با وجود سالها جاسوسی هنوز پليس آمريكا نتوانسته پرده از آنچه آنان نقشههای تروريستی میخوانند، بردارد و اين مسئله فقط منجر به افسردگی و تشويش جوامع اسلامی اين كشور شده است.