کد خبر: 2551654
تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۷

مقام معظم رهبری بر اثبات مهدويت با زبان هنر تأكيد دارند

گروه سياسی: با جمعی از اعضای بنياد فرهنگی حضرت مهدی موعود عليه‌السّلام در سال ۱۳۸۰ خدمت حضرت آقا رسيده بوديم، ايشان به محض اين‌كه بعد از نماز نشستند و بعد از يك سلام و عليك كوتاه با آن جمع خصوصی، بلافاصله فرمودند: اثبات مهدويت كار سختی نيست، آن چيزی كه كار سخت و سنگين است، اين است كه شما اين آموزه را با زبان هنر بيان كنيد.

به گزارش خبرگزاری بين المللی قرآن(ايكنا) پايگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمين مسعود پورسيدآقايی، رئيس مؤسسه‌ آينده روشن (پژوهشكده‌ مهدويت) به بررسی نسبت انقلاب اسلامی و ظهور حضرت حجت عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف پرداخته است كه در ادامه می‌آيد:
* در گزاره‌های دينیِ مربوط به مهدويت، گوشه‌ی عزلت گرفتن و انتظار بدون فعاليت نهی شده و از زمينه‌سازی برای ظهور حضرت حجت عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف سخن به ميان آمده است. به نظر شما اين زمينه‌سازی در حوزه‌ی مباحث سياسی و تشكيل حكومت چگونه خواهد بود؟
در دو نگاه و در دو مرحله می‌توانيم اين فكر را تعقيب كنيم؛ يكی پيش از تشكيل حكومت دينی و يكی پس از آن. قبل از تشكيل حكومت دينی همان‌كاری مدّ نظر است كه امام راحل قدّس‌سرّه انجام دادند؛ يعنی تلاش برای تشكيل حكومت دينی. اعتقاد ما اين است كه اگر ايجاد حكومتی انجام نشود، نمی‌توانيم زمينه‌ساز باشيم. «آفتاب آمد دليل آفتاب». نگاه كنيد كه اگر حكومت دينی تشكيل نشده بود، امروزه ما چه چيزهايی می‌توانستيم از دين بگوييم؟ چقدر رسانه در اختيار ما بود؟ چه تريبون‌هايی در اختيار داشتيم؟ امروزه بايد يك رهبر دينی آن افق چشم‌انداز را برای ما تبيين كند و به عنوان نايب امام زمان زمينه‌ساز حكومت دينی امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف و آمدن آن باشد. اين مرحله‌ اول بود. در مرحله‌ دوم كه حكومت دينی تشكيل شده است، مجموعه‌ نظام بايد به عنوان دولت زمينه‌ساز عمل بكند.
* برای تحقق اين امر چه بايد كرد؟
به نظر می‌رسد كه اين بحث با الگوی اسلامی-ايرانی پيشرفت -كه رهبر انقلاب اسلامی مطرح كردند- پيوند می‌خورد. يعنی اگر دولت بخواهد زمينه‌ساز باشد، بايد قلّه‌ خود را جامعه‌ منتظر قرار دهد. بايد افق چشم‌انداز خود را رسيدن به جامعه‌ منتظِر قرار دهد. اين جامعه‌ منتظِر كه می‌گوييم، تفاوت می‌كند با جامعه‌ای كه پس از ظهور امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف تشكيل می‌شود. در واقع جامعه منتظِر سرآغاز و در مَدخل آن جامعه‌ آرمانی است. ما رسالت داريم كه جامعه‌ منتظِر را بسازيم و اين را جامعه و حكومت دينی بايد ايجاد كند. يعنی اگر جامعه‌ منتظِر ايجاد شود، إن‌شاءالله اراده‌ی الهی نيز تعلق می‌گيرد و امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف ظهور می‌كنند.
* ويژگی‌های جامعه‌ منتظِر كدام است؟
جامعه‌ منتظِر جامعه‌ای است كه در آن همه‌ شرايط برای ظهور حضرت مهياست. يعنی چه؟ يعنی إن‌شاءالله اگر حضرت بيايند، امر ايشان و خواسته‌ ايشان زمين نمی‌ماند. مثل جريان امام حسين عليه‌السّلام نيست كه پشت حضرت را خالی كنند و حضرت به شهادت برسند. مثل دوره‌ی أميرالمؤمنين عليه‌السّلام نيست كه بگويند حركت كنيد و در جواب ايشان بگويند كه امروز سرد است، امروز گرم است و ... و نهايتاً هم خود اميرالمؤمنين عليه‌السّلام را به شهادت برسانند.
* در واقع جامعه‌ منتظِر كه اشاره كرديد، آماده‌ی امر ظهور است.
بله. يعنی امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف اگر بيايند، امر ايشان مُطاع است. يعنی مردم به ايشان معرفت دارند. به او عشق می‌ورزند. هم تبعيت دارند و هم تسليم هستند. تسليم با تبعيت تفاوت دارد. گاهی ممكن است شما مُطاع باشی، ولی قلب شما رضايت كامل نداشته باشد. تسليم اما اين‌گونه نيست؛ امام هر حكمی بفرمايد -حتی اگر نسبت به خودت باشد- تو در قلبت هم تسليم هستی.
ما مكلّفيم اين كار را به سرانجام برسانيم و چنين جامعه‌ای را فراهم آوريم. اگر آن جامعه را اين‌گونه تعريف كرديم، طبيعتاً شاخص نظامی دارد، شاخص فرهنگی، سياسی، تربيتی، اخلاقی و اجتماعی و ... نيز دارد. مثلاً در شاخص‌های فرهنگی، مردم جامعه‌ی منتظِر بايد نسبت به حضرت معرفت داشته باشند. آن‌گاه آهنگ حركت ما و سمت و سوی ما را اين نگاه راهبردی تعيين می‌كند كه بايد از وضع موجود به وضع مطلوب برسيم. مدام خود را رصد می‌كنيم و تمام فرصت‌ها و تهديد‌ها و شراط جهانی و منطقه‌ای را تبيين و فهرست می‌كنيم تا دقيقاً مشخص ‌كنيم كه به كجا می‌خواهيم برويم.
* بر اين اساس، در صورت تلاش برای رسيدن به نقطه‌ی مطلوب، حتی اگر به نقطه‌ی مطلوب نرسيده باشيم، باز در مسير زمينه‌سازی هستيم.
بله. ما مدام در اين مسير هستيم. يعنی تا حضرت ظهور نكنند، اساس انتظار همين است. ما به غير از حاكميت امام معصوم عليه‌السّلام قانع نيستيم و اين اساسِ تفكر امامت شيعه است. می‌گويد امام معصوم عليه‌السّلام بايد حاكم باشد و اگر شخص ديگری هم بخواهد در دوره‌ی غيبت حاكم باشد، بايد امام معصوم عليه‌السّلام اذن داده باشد.
درست است كه حاكميت ولیّ ‌فقيه است، اما ما به كمتر از امام معصوم عليه‌السّلام قانع نيستيم و به تعبير امام راحل قدّس‌سرّه: «جنگ جنگ تا رفع فتنه از كل عالم». اصلاً شيعه نمی‌تواند بگويد من منطقه‌ای فكر می‌كنم و فقط به فكر خودم هستم، می‌خواهد همه‌ی جهان پر از عدل باشد و همه‌ی جهان گلستان شود. اين اساس و مبنا است. بر فرض هم كه ما در يك منطقه يا در يك كشورِ محدود به بهترين‌ها دست پيدا كنيم، اما به تعبير امام راحل قدّس‌سرّه اين بايد منطقه‌ای شود و بعد كل كشورهای اسلامی و بعد هم كل دنيا. يعنی ما تا آمدن امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف هيچ‌وقت از پا نمی‌نشينيم و اين اساس تفكر ماست. يا همان سيری كه خود حضرت آقا فرمودند كه ما چطور از نهضت و انقلاب اسلامی به نظام دينی و بعد به دولت اسلامی و بعد به مرحله‌ی تمدن‌سازی می‌رسيم.
راه همين است. وقتی ما الگو شويم، امثال نهضت بيداری اسلامی نيز شكل می‌گيرد. الآن بيداری اسلامی شكل گرفته و بدون ترديد هم زمينه‌ساز آن خود جمهوری اسلامی و حركت امام راحل قدّس‌سرّه بوده است. اصلاً جای ترديد نيست؛ ولی بايد بتوانيم به آن‌ها الگو هم بدهيم. لذا در اين مرحله بايد كار كنيم.
* به نكته‌ی خوبی اشاره كرديد. موضوع تمدن اسلامی چند جا در بيانات رهبر انقلاب آمده است؛ از جمله اين‌كه در اجلاس «علما و بيداری اسلامی» ايشان گفتند اگر اين حركت بيداری اسلامی منحرف نشود، به تمدن نوين اسلامی خواهد انجاميد. قبلاً هم همان مراحل چندگانه‌ی از نهضت تا تمدن اسلامی را اشاره كرده بودند. از نظر شما ارتباط بين تمدن‌سازی اسلامی و ظهور حضرت حجت عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف در چيست؟
ما در زمينه‌سازی همين كار را می‌كنيم. يعنی از كشور الگو و كشور معيار سخن می‌گوييم تا آن را به جهانيان معرفی و عرضه كنيم. فطرت حق‌طلب انسان‌ها و حكومت‌هايی كه دنبال حاكميت دينی هستند، آن را می‌بينند و الگو می‌گيرند. يك نمونه‌ی خيلی نزديك آن، همين انتخابات اخير بود كه به تعبير حضرت آقا يك «حماسه» بود. ملت‌ها وقتی ببينند كه مردم‌سالاری دينی اين‌گونه در برابر ليبراليزم و ... جلوه می‌كند، خود‌به‌خود اين می‌شود الگو. الآن يكی از علل درگيری جهان غرب با ما همين موضوع است. برای چه اين‌قدر به ما فشار می‌آورند؟ چون غرب به ما می‌گويد كه شما داريد الگو می‌شويد؛ شما در اين جا يك الگوی دينی مطرح كرده‌ايد كه بازی‌ها را به هم ريخته ‌است.
در همين انتخابات، مدام درباره‌ی حضور مردم و گزينه‌ای كه از صندوق‌های رأی بيرون می‌آيد، تبليغات منفی كردند، اما مردم آمدند و بسيار زيبا شركت كردند و اعلام هم كردند و هيچ دعوا و درگيری هم نشد. اين هم يك مدل‌سازی است. نگاه بيشتر توده‌های مردم در دنيا به مشاهدات است. آنها ديدند كه مردم‌سالاری دينی چگونه در ايران به نمايش گذاشته شد. حتی در فتنه‌ی ۸۸، تدبير رهبری را ديدند. اين‌ها الگوسازی و حركت به سوی تمدن اسلامی است كه ارتباط مستقيم با زمينه‌سازی ظهور حضرت دارد.
* به ارتباط بين الگوشدن و زمينه‌سازی ظهور اشاره كرديد. توجه به آموزه‌ی مهدويت تا چه اندازه در تبيين شاخص‌های يك كشور الگو نقش دارد؟
وقتی رهبر انقلاب می‌گويند «الگوی اسلامی-ايرانی پيشرفت»، اين الگو فقط جامعه‌ی منتظر است. بی‌جهت بعضی از نخبه‌های ما به اين طرف و آن طرف می‌زنند؛ «آموزه‌ی مهدويت» قوی‌تر از يك انرژی فوق هسته‌ای در دست شيعه است كه ما متأسفانه از آن كمتر استفاده كرده‌ايم. انگار كه يك پايگاه انرژی هسته‌ای داشته باشيم و فقط مثلاً دو تا لامپ از آن روشن كرده باشيم و به همان هم قانع باشيم. در حالی كه تأثيرات آن فوق تصور ماست. خود ما وقتی وارد اين آموزه شديم و قرار شد راجع به بحث مهدويت كار كنيم، اصلاً فكر نمی‌كرديم اين موضوع چقدر گسترده است. منابع ما در اين زمينه بسيار غنی است، چند هزار حديث مهدوی داريم و اين موضوع مهم‌ترين آموزه‌ی كلامی و مبحث بسيار مهم تاريخی و سياسی ماست كه ولايت فقيه هم پرتوی از آن است. اصلاً شأن ولیّ‌فقيه زمينه‌سازی برای ظهور امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف است؛ يعنی دست‌يابی به آن جامعه‌ی منتظِر، تا آقا بيايد. اصلاً ما ولی‌ّ فقيه را زمينه‌ساز برای ظهور امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف می‌دانيم.
اين انرژی فوق هسته‌ای را قبل از انقلاب، انجمن حجتيه برای مبارزه با بهائيت مصرف می‌كرد كه اگر اين تنها بخشی از برنامه بود، خوب بود، اما از آن ظرفيت بزرگ استفاده نشد. بعد از انقلاب عده‌ای آمدند و تفكر ملاقات‌گرايی را رواج دادند. كجا در ادلّه داريم كه راه‌بيفتيد و من را ببينيد؟! به ما گفتند «اللهمّ اجعلنی مِن أعوانِه و أنصارِه و ...» به جای اين‌كه دنبال تكاليف خود راه‌بيفتيم، دنبال مسائل ديگر هستيم و می‌گوييم: آقا می‌خواهيم ببينيمت.
به نظر من يكی از مهم‌ترين كاركردها اين است كه ما می‌توانيم الگوی اسلامی-ايرانی پيشرفت را پس از تشكيل حكومت دينی فقط از اين آموزه بگيريم. اين طرف و آن طرف نبايد بزنيم. كلی‌گويی مشكلی را حل نمی‌كند. بايد شاخص‌های جامعه‌ی منتظِر را در سه بُعد معرفتی، عاطفی و رفتاری يا بينش و گرايش و كنش كه می‌تواند سه بُعد انسان و سه بُعد جامعه باشد، مدّ نظر قرار بدهيم و به همين سمت حركت كنيم. امام راحل قدّس‌سرّه تعبيری دارند كه بنده معتقدم اين را بايد برجسته كنيم. در صحيفه‌ی امام، جلد ۲۱، صفحه‌ی ۳۲۷ گفته‌اند: «مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب محدود به ايران نيست.» ببنيد امام چه می‌گويند: «انقلاب مردمی ايران، نقطه‌ی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام و پرچمداری حضرت حجت عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف هست كه خداوند بر همه‌ی مسلمانان و جهانيان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.» و بعد می‌گويند: «مسائل اقتصادی و مادّی اگر لحظه‌ای مسئولين را از وظيفه‌ای كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطری بزرگ و خيانتی سهمگين را به دنبال دارد.» اين جمله هم بايد خيلی پررنگ و برجسته شود كه: «بايد دولت جمهوری اسلامی تمام سعی و توان خود را در اداره‌ی هرچه بهتر مردم بنمايد، ولی اين بدان معنا نيست كه آن‌ها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانی اسلام است، منصرف كند.» ما بايد آن قله را در نظر بگيريم و بعد طبق شرايط و امكانات تصميم بگيريم، اما قله را فراموش نكنيم.
* توجه به اين نكته و اهتمام به اين قلّه چه تأثيراتی بر جامعه خواهد داشت؟
اين سؤال را با يك روايت از كتاب شريف كافی پاسخ می‌دهم. در اين روايت -جلد ۶ كافی، صفحه‌ی ۵۳۵- اشاره می‌كند كه اگر محوريت را امام عليه‌السّلام بدانيم، چه تبعاتی دارد و چه اتفاقی می‌افتد. روايت از حضرت موسی‌بن‌جعفر عليه‌السّلام است، می‌فرمايند: «مَن ارتبَطَ دابَّةً مُتوقعاً بِه أمرَنا و يغيظَ به عَدُوَّنا و هُوَ منسوبٌ إلينا أدَرَّ اللهُ رزقَهُ و شرَحَ صدرَه و بلّغَهُ أمَلَهُ و كانَ عَوناً عَلی حَوائِجِهِ؛ هركس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگين سازد و او به ما منسوب باشد، خداوند روزيش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواسته‌هايش ياريش كند.» شما مطمئن باشيد كه اگر جامعه‌ای اين‌گونه شود، رزق فردی و اجتماعی و رزق مادّی و معنوی آن توسعه می‌يابد و بسياری از مشكلاتش حل می‌شود. ظرفيت جامعه بالا می‌رود و مردم شرح صدر پيدا می‌كنند.
ما در چند سال گذشته شاهد يك ‌سری بداخلاقی‌ها و بعضی افراط و تفريط‌‌ها بوديم. الآن اما می‌بينيم كه پس از انتخابات دوره‌ی اخير همه‌ی كانديداها با هم رفيق هستند و به ديدار رئيس‌جمهور جديد و منتخب رفته‌اند. با اين‌كه رقيب بودند، رفتند و تبريك گفتند. دشمن خيلی مترصّد بود كه از اين اين نمد برای خودش كلاهی ببرد كه موفق نشد. اصلاً اين آستانه‌ی تحمل مردم را نشان می‌دهد، چون دعوت رهبر را لبيك گفتند. در روايت می‌فرمايد: «بلّغَهُ أَمَلَهُ»، يعنی به آرزو و آرمان‌شان می‌رساندشان. مردم ايران چه آرزويی دارند؟ فرج حضرت است؟ دست‌يابی به قدرت اول منطقه است؟ جهان اسلام است؟ هر آرزويی كه دارند -شخصی، اجتماعی، سربلندی، عزت، افتخار به اين مرز و بوم و به اين ملت شيعه‌ی مسلمان- «بلّغَهُ أمَلَهُ» خداوند شما را به آرمانتان می‌رساند. خداوند حوائج شما را برطرف می‌كند و به برطرف‌شدن حوائج و نيازهای شما كمك می‌كند. اگر جامعه‌ای اسلامی و شيعی باشد، خدا مشكلات آن را حل می‌كند.
* شما به واسطه‌ی فعاليت در عرصه‌ی مهدويت، ديدارهايی با رهبر معظم انقلاب داشته‌ايد، اگر نكته‌‌ای در اين باره داريد، بفرماييد.
با جمعی از اعضای بنياد فرهنگی حضرت مهدی موعود عليه‌السّلام در سال ۱۳۸۰ و از طريق حاج‌آقای قرائتی -كه خدا حفظشان كند- خدمت حضرت آقا رسيده بوديم. ابتدا بنا بود ايشان چند دقيقه‌ای را تذكراتی بدهند و ما از صحبت‌های ايشان استفاده كنيم، ولی به محض اين‌كه بعد از نماز نشستند و بعد از يك سلام و عليك كوتاه با آن جمع خصوصی، بلافاصله فرمودند: اثبات مهدويت كار سختی نيست. آن چيزی كه كار سخت و سنگين است، اين است كه شما اين آموزه را با زبان هنر بيان كنيد. چقدر سخن بلندی است. بالأخره نظرشان اين بود كه در اين زمينه بياييد و از زبان هنر استفاده كنيد. بالأخره مستند است، فيلم است، رمان است، داستان است، آن هم نه اين‌كه به طور مستقيم نام امام عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّريف بيايد، چون خاصيت هنر اين است كه به صورت غير مستقيم عمل كند. يك كتابی بنويسيد، ولی وقتی داستان آن را كسی خواند، عشق آقا در دل او ايجاد شود و خوشش بيايد.
همين روشی كه مثلاً ماركسيست‌ها قبل از انقلاب داشتند؛ هيچ اشاره‌ی مستقيمی عليه دين نمی‌كردند، اما داستانی می‌نوشتند كه يكی از شخصيت‌های اصلی آن مثلاً يك حاجی‌بازاری خائن بود. اين كسی كه مثلاً در اين داستان حاجی‌بازاری بود و مدام تسبيح دستش بود و در صف اول نماز و اهل مسجد بود، خيانت می‌كرد. ظاهراً نمی‌گفتند كه دين بد است، ولی داستان را طوری پيش می‌بردند كه مخاطب از هرچه متدیّن بدش بيايد. بنابراين و بر اساس تأكيد رهبر معظم انقلاب اسلامی، ما بايد از ظرفيت‌های ادبی و هنری برای ترويج آموزه‌ی مهدويت بهره بگيريم و اين حقيقت و واقعيت بزرگ را با ابزار هنر به همه‌ی تشنگان عدالت عالَم‌گير مهدوی عرضه كنيم.
captcha