يكی از گرايشهای فطری انسان، گرايش به لذت و خوشی و راحتی است كه با فرار از درد و رنج و ناراحتی، همراه است. معنای فطری بودن اين گرايش آن است كه ساختمان روح انسان طوری است كه نمیتواند از لذت و خوشی صرفنظر كند و يا اين كه طالب رنج و مشقت و سختی باشد.
به همين دليل است كه اين مقوله خود به خود جزو قلمرو اخلاق نيست، يعنی نمیتوان كسی را مذمت كرد كه چرا طالب لذت و خوشی است يا كسی را مدح كرد برای اينكه طالب لذت است يا از درد و رنج میگريزد، مسئله سعادت جدای از لذت نيست، حقيقت سعادت، بازگشتن به اين است كه انسان لذت دائمی و فراگير داشته باشد، خوشبختی و سعادت چيزی جز اين نيست كه انسان بتواند لذت دائمی و پايدار و همه جانبه ببرد، و اين كه لذت و سعادت را با هم ذكر میكنيم به خاطر همين است.
واژههای كليدی كه در اين موضوع قابل توجه است عبارت است از لذت، سعادت و خوشبختی فطرت، لذات دنيايی و لذات آخرتی، پايداری و حقيقت لذتها و سعادتها.
با بررسی آيات قرآن كريم در ارتباط با لذت و سعادت انسان برای ارائه ديدگاه قرآن درمیيابيم كه قرآن كريم نه تنها اين ميل طبيعی انسان را انكار نمیكند، بلكه يك سلسله از تعاليم خود را براساس آن مبتنی میكند، يعنی وقتی انسان را به پيروی از دستورهای خدا تشويق میكند وعده میدهد كه اگر اين راه را بپيماييد به لذت و سعادت میرسيد، و همين طور كسانی را كه از اين راه سرپيچی میكنند به دوری از لذات و ورود به عذاب و درد و بدبختی، تهديد میكند.
سراسر قرآن آكنده از بشارت به سعادت و لذت، و انذار از عذاب و شقاوت است. در همه مواردی كه تعبيرهای سعادت، فلاح، فوز، فرح و امثال آنها در آيات به كار رفته معنايش همين است كه چون طالب سعادت و فوز و كاميابی وخوشبختی است بايد به دستورهای دينی عمل كند تا به آن فوز مطلوب برسد.
علاوه بر بيانات كلی كه در اين زمينه هست و نيز انواع بشارتهايی(1) كه به نعمت اخروی و دنيوی داده شده يا انذارهايی(2) كه از عذابهای دنيوی واخروی شده، در بعضی از موارد تعبير (لذت) به كار برده شده است. در قرآن آمده است: «فيها ما تشتهيه الا نفس و تلذ الاعين»(3) و در جای ديگر قرآن آمده «وانهار من خمر لذه للشارين»(4) بهشتی كه ما به شما وعده میدهيم و پاداش كارهای خيرتان است، جايی است كه هرچه دلتان میخواهد در آنجا هست، هرچه اشتها داريد (اشتها و شهوت از يك ماده است) هرچه دوست داريد و هرچه ميل به آن داريد و هرچه چشمهايتان از آن لذت میبرد در آنجا هست.
پس، اين كه شما طالب لذت باشيد عيبی ندارد و چون شما فطرتاً طالب لذت هستيد خدا شما را به چيزی كه لذت فوقالعادهای دارد وعده میدهد. قرآن در مدح كسانی كه عبادت و شبزندهداری میكنند میفرمايد: «فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعين»(5) يك چشم روشنی برای ايشان پنهان شده كه ديگران اطلاع ندارند و هيچ كس نمیتواند بفهمد كه آن چه چيزی است.
تعبير سعادت هم در يك مورد هست، «اما الذين سعدوا ففی الجنه»(6) و در مقابلش هم «فامّا الذين شقوا ففی النار لهم فيها زفير و شهيق»(7) همين طور در اوصاف بهشت آمده است كه (در آنجا رنج و سختی نيست، «لايمسنا فيها نصب و لايمسنا فيها لغوب»)(8) آن هم بعد منفی قضيه است.
هر يك از اين گرايشها مزدوج هستند: يك جهت اثباتی دارند و يك جهت غيراثباتی، يك قطب مثبت دارند و يك قطب منفی، لذت طلبی در مقابلش فرار از رنج و الم و سختی است. شما كه طالب آن گونه زندگی هستيد كه خالی از رنج و مشقت باشد اين زندگی در آخرت برای مؤمنين فراهم میشود. همچنين تعبير حيات در آيه «ولنحيينّه حياه طيبه»(9) انسان را تشويق میكند كه ايمان و عمل صالح داشته باشيد تا خدای متعال حيات طيب و زندگی خوش و با لذتی به شما عطا فرمايد.
قرآن كريم مردم را به ايمان و عمل صالح دعوت میكند و به پاداش اخروی كه لازمهاش سعادت و لذت است بشارت میدهد. پس چنين نيست كه لذتطلبی فی حد نفسه يك امر نامطلوب باشد. پس مذمت لذتخواهی و لذتجويی برای چيست؟
مذمتهايی كه درباره پيروی از لذتها میشود از چند چيز نشأت میگيرد. در اين موضوع سه نكته قابل طرح است.
توجه انسان به لذتهای آنی و زودگذر، او را از لذتهای مطلوبتر و مهمتر غافل میكند. انسان وقتی لذتی را درك كرد علاقهمند میشود كه از آن استفاده كند و توجهش به طرف آن، جلب میشود و در نتيجه از لذائذ ارزندهتر كه هست و میتواند از آنها بهرهمند شود محروم میشود.
به عبارت ديگر، انسان نمیتواند در اين جهان از همه لذتها يك جا استفاده كند و از همه آنچه كه لذت دارد بهرهمند بشود، ناچار بايد انتخاب كند. در اين انتخاب است كه دچار اشتباه و لغزش میشود؛ گاهی لذتهای كم ارزش را ترجيح میدهند چون به آنها جلب شده و با آنها انس گرفتهاند و اين از اموری است كه منشأ ارزش منفی میشود.
انسان فكر میكند كه میتواند زندگی بدون سختی و زحمت داشته باشد. چون لذت دائمی میخواهد از هر چيزی كه موجب رنج و مشقت میشود فرار میكند، غافل از اينكه زندگی، توأم با رنج و زحمت است.
قرآن كريم روی اين مسأله تكيه میفرمايد كه زندگی انسان توأم با مشقت است، بايد بفهميم و بپذيريم كه زندگی بیرنج ميسر نمیشود ]لقد خلقنا الانسان فی كبد[(10)پس ناچار بايد بين لذتها كه همه آنها كمابيش توأم با رنجهايی هستند و مقدمات رنجآوری دارند، انتخاب كنيم و آن را كه اصلح و مطلوبتر است برگزينيم.
انسان از آغاز پيدايش، لذتهای خود را نمیشناسد و استعداد درك همه آنها را ندارد. در ابتدا لذت خوردن و آشاميدن را درك میكند، سپس لذت بازی را و آنگاه كه به سن بلوغ میرسد لذت جنسی را میفهمد.
اين طور نيست كه از آغاز پيدايش، همه لذتهايی كه برای انسان به طور كلی ميسر است، بشناسد. يك سلسله لذتهايی است كه به طور طبيعی برای انسان پيدا نمیشود. انسانهای متعارف و سالم در سنين خاصی خود به خود لذتهای مذكور را درك میكنند ولی يك سلسله لذتهايی است كه بايد خود انسان تلاش كند تا استعداد آنها را بيابد، مانند لذت انس با خدا و تقرب الیالله و تلاوت كلامالله و… اينها هم لذتهای انسان است كه خود به خود پيدا نمیشود اگر انسان تلاش نكند و استعداد درك اين لذتها را پيدا نكند و فقط به لذتهای طبيعی دل ببندد منشأ ارزش منفی میشود.
اگر انسان تلاش كرد و قوا و استعدادهايش را برای درك لذتهای متعالی به كار گرفت و آنها را پيدا كرد و فهميد كه چنين لذتهايی وجود دارد هرچند هنوز نچشيده باشد بايد به فكر اين باشد كه به آنها نايل بشود و در هنگام گزينش نبايد از آنها غفلت كند.
*پینوشتها:
1-بشارتهای قرآنی
2-انذارهای قرآنی.
3-سوره زخرف، آيه 71
4-سوره محمد (ص)، آيه 51
5-سوره سجده (32)، آيه 17.
6-سوره هود (11)، آيه 108.
7-سوره هود (11)، آيه 106.
8-سوره فاطر (35)، آيه 35.
9-سوره نحل (16) آيه 97.
10-سوره بلد (90) آيه 4.