سعيد مستغاثی، منتقد سينما و تهيهكننده تلويزيون در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قران (ايكنا)، درباره عملكرد معاونت سينمايی در دولت دهم اظهار كرد: معاونت سينمايی در اين دوره كاری فراتر از معاونتهای قبل انجام نداده است؛ معاونتی كه با ادعاهای فراوان و اصولگرايانه شروع به كار كرد و درصدد بود كه ريلگذاری جديدی در سينما انجام دهد، اما متاسفانه هيچ نشانی از تحقق آن شعارها مشاهده نكرديم، البته اگر آنها اينگونه ادعاها و شعارهای دهان پر كن مطرح نمیكردند چندان ايرادی به آنها وارد نبود، اما آنها در تمام سخنان گذشتهشان از رشد و اعتلای سينمای ايران دم میزدند.
وی افزود: بايد تأكيد كرد كه حتی سينمای ما نسبت به دورههای پيشين افت چشمگيری داشته است. گواه اين ادعا هم آثار بسياری است كه در اين دوره توليد شده و در آنها به انحای مختلف به فرهنگ، اعتقادات و انقلاب اسلامی توهين شده است. دليل به وجود آمدن اين وضعيت نامطلوب هم متعدد است، اما يكی از مهمترين آنها اين است كه در اين معاونت تصميمات غيرتخصصی بسيار گرفته شده و به روی انجام آنها هم پافشاری زيادی صورت گرفته است. نمونه بارز اين دسته تصميمها فيلم سينمايی «لاله» است كه ساخت آن هيچگونه توجيه معنوی، مادی و ملی ندارد.
وی تاكيد كرد: افول سينمای ايران، پس از جنگ آغاز شد، البته در سالهايی اين افول كم بوده و در سالهای زياد، اما در اين دوره بيش از هر دورهای، سينمای ايران افول كرده است، البته باز هم میگويم كه اين ضعفها را میشود به انحای مختلف توجيه كرد، ولی ادعاها قبل از ورود مسئولان معاونت سينمايی به اندازهای زياد بود كه به هيچ وجه انتظار چنين سقوطی در اذهان نمیرفت.
وی در پاسخ به اين سؤال كه منظور از ريلگذاری جديد كه قرار بود در سينمای كشور توسط معاونت اين دوره انجام شود، چه بود؟ گفت: آن زمان هم كه اين شعارها مطرح میشد به طور مشخص معلوم نبود كه منظور از ريلگذاری چيست، ولی همين اندازه بايد گفت كه استانداردسازی سينما و شكلگيری سينمای متناسب با انقلاب اسلامی يكی از جمله مهمترين شعارهای آنها بود. در اين ميان ممكن است مسئولان معاونت در كلام با شعارهای بادكنكی چون راهاندازی سازمان سينمای بخواهند كارنامه خود را موفق جلوه دهند، اما مسلما تنها خواهند توانست خود را قانع كنند.
اين منتقد سينما در بخش ديگری از سخنان خود تاكيد كرد: اين دستگاه عريض و طويلی كه در معاونت سينمايی موجود است در حاليست كه اين سازمان كارنامه منفی داشته ولی در برخی پژوهشكدههای كوچك، طرحهايی خلق میشود كه آنها قادر به انجام آن نبودند. در اين ميان معدود كارهايی كه هم در اين معاونت ساخته شده كارهايی نبوده كه معاونت اين دوره سازنده آنها باشد، زيرا همانند «راه آبی ابريشم» در دوره قبل ساخته شده يا همانند «قلادههای طلا» پس از شروع كار اجبارا با آن همراه شدند.
مستغاثی متذكر شد: فيلم هايی چون «استراد»، «عقاب صحرا» و «برلين منفی 8 هفت» آثاری هستند كه محصول معاونت اين دوره است. كارهايی كه يكی (استرداد) از خاندان پهلوی تمجيد میكند و در ديگری (برلين منفی هفت) به غربیها باج داده میشود. از همه بدتر فيلمی چون «عقاب صحرا» كه به واقع از آن میشود به عنوان كاری توهينآميز نسبت به تاريخ اسلام برد. در اين ميان فيلمی چون «محمد (ص)» را كه مجيد مجيدی در حال ساخت آن است را نبايد به حساب معاونت سينمايی گذاشت چون حامی اين كار، بخش ديگری است.
مستغاثی اعلام كرد: انتقادات من تنها به اين مصاحبهها خلاصه نمیشود، بلكه در مناظرهای كه با جواد شمقدری داشتم به صورت منطقی مطرح كردم و گفتم كه جشنوارهای كه جايزهاش را به فيلم ضد ارزشی «جرم» دهد، تكليفش مشخص است. در سالهای بعد نيز جشنواره فجر محملی شده برای آثاری كه در آنها خيانت موضوع اصلی كارها بود. با اين شرايط وخيم، معتقدم كه مسئولان معاونت بايد بابت عملكردشان استغفار كنند و از آنها تسط نهادی ذيصلاح بازخواست صورت گيرد.
وی در پاسخ به سؤال پايانی مبنی بر اينكه معاونت سينمايی در دوره بعد بايد چه سياستهايی را پيش گيرد تا در دام آسيبهای اين دوره گرفتار نيايد؟ خاطرنشان كرد: تمام سياستهای هنری بايد در جهت ارزشهای دينی و انقلابی باشد. اين وضعيت نيز تنها منوط به فرهنگ و هنر نيست و به ديگر بخشهای جامعه نيز مربوط است. در كلامی ديگر اگر هدف و مبنی ارزشهای دينی و انقلاب باشد اميد میرود كه هنر بتواند رشد مورد نظر خود را پيدا كند، والا باز هم بايد در انتظار پسرفت بيشتر در هنر باشيم.