وقتی در چهارم خرداد سال 1366 از سوی دولت جمهوری اسلامی ايران، دزفول به عنوان شهر نمونه مقاومت و ايثار معرفی شد؛ صنعت آب و برق نيز در كنار مردم بر همت تاريخیاش لبخند زد.
هنوز سه روز از آغاز تهاجم همه جانبه رژيم بعثی عراق به ايران اسلامی نگذشته بود كه ستاد هماهنگی و كمكرسانی انجمن اسلامی كاركنان ناحبه شمال سازمان آب و برق خوزستان با هدف بسيج امكانات انسانی و فنی زير نظر فرمانداری دزفول تشكيل شد.
جنگی نابرابر و غافلگيرانه آغاز شده بود و در اين شرايط سخت، كاركنان ناحيه شمال سازمان آب و برق خوزستان در اولين اقدام در راستای تقويت توان لجستيكی رزمندگان اسلام، 63 دستگاه خودروی سبك ادارات مختلف را به همراه راننده در اختيار فرماندهان قرار دادند.
اين خودروها در پيشبرد دفاع مقدس در اختيار افسر رابط فرمانده عمليات زمينی و پايگاه چهارم شكاری دزفول، واحد موشك انداز تاو، اعزام نيرو به خطوط مقدم جبهه، حمل مهمات و تداركات، ديدهبانهای توپخانه 155 و ... قرار گرفت.
كمبود و نارسايیهای اوليه در ابتدای جنگ چيزی نيست كه بر كسی پوشيده باشد؛ در اين راستا اعزام ماشين آلات سنگين از قبيل لودر، تانكر، بلدوزر، بيل مكانيكی، بالا بر و كمپرسی همراه با رانندگان مربوطه در دستور كار قرار گرفت و بخشی از نياز جبههها به ماشين آلات سنگين به ويژه در سنگرسازی و ايجاد خاكريز از طريق شبكه آبياری دز تأمين شد.
اين در حالی بود كه به دليل كمبود شديد قطعات يدكی خودروها و ماشينآلات واحدهای عملياتی ارتش و سپاه، امكانات اداره تجهيزات مكانيكی شبكه آبياری دز در اختيار رزمندگان قرار گرفت. خودروهائيكه بر اثر تركش گلولههای دشمن آسيب میديد؛ پرسنل «مكانيك كار» تا پايان دوران دفاع مقدش از هيچ كوششی برای تعمير و راهاندازی آنها دريغ نورزيدند.
شهيد «محمد بهبود» آن پير زنده دل شاغل در بخش تعميرات ماشين آلات گواهی بر اين مدعاست؛ دلگرمی او به جوانان بسيجی، زبانزد همكارانش است؛ وی در سال 61 بهمراه جمعی از خانواده مظلومش در موشكباران شهر به شهادت رسيد و يا شهيد يداله ميرشكار كه با تلاش بیوقفه خود، كار تهيه غذای رزمندگان را بر عهده داشت. وی نيز با تركش توپ نيروهای دشمن بعثی به شهادن رسيد.
در روزهای سخت موشكبارانها و بمباران مناطق مسكونی دزفول، ماشين آلات سنگين شبكه آبياری دز به صورت شبانهروزی در بيرون آوردن مردم از زيرآوار نقشی بياد ماندنی ايفا كردند. خانوادههای شهيد داده موشكباران شبهای غربت و مظلوميت دزفول، نيك میدانند كه در تاريكی آن ساعات پر التهاب، چگونه قلبهای مهربان رانندگان، اندكی التيام دهنده جگر سوخته شان بود و تاريخ ديد وقتی پيكر نوزادی مظلوم از زير خروار ها خاك، زنده بيرون میآمد؛ آنان چگونه بر دستان پينه بسته راننده بوسه زدند.
وقتی نيروهای رزمنده در اولين دفاع هجومی خود در منطقه كرخه به قلب دشمن شبيخون زدند؛ امكانات مهمانسرای شبكه آبياری دز در اختيار رزمندگان عزيز مجروح قرار گرفت و با حدود 70 تخت اين مهمانسرا، بيمارستان موقت صحرايی به كار مداوای مجروحان اختصاص يافت و بخشی از نياز پزشكی رزمندگان مجروح حل شد.
آنچه گفته شد نقش كاركنان شبكه آبياری دز در تأمين برخی از نيازهای مناطق جنگی بود؛ اما سوی ديگر ماجرا، نقش كاركنان اين شبكه در سرپا نگه داشتن اقتصاد كشاورزی منطقه و آبياری به موقع مزارع كشاورزی بود كه تاكنون كمتر در مورد آن مطلبی گفته شده است. بررسی ابعاد جغرافيايی شبكه آبياری دز نشان میدهد كه تقريباً تمام كانالهای آبياری اين شبكه در ماههای اوليه جنگ در تيررس گلولههای توپ و خمپاره دشمن قرار داشت؛ جاده آسفالته انديمشك اهواز كاملاً در تيررس بود و منطقه غرب دز و رودخانه كرخه كاملاً نزديك به خطوط مقدم جبهه قرار داشت.
كاركنان توزيع آب در مناطقی، بعضاً سينهخيز كار تغييرات دريچههای آبياری را انجام میدادند؛ اين امر به ويژه برای انتقال آب دز به كرخه از طريق كانال ارتباطی آن، بارها انجام میشد تا از مانع طبيعی آب برای جلوگيری از پيشرفت بيشتر دشمن استفاده شد.
بارها به دليل اصابت گلولههای توپ، خمپاره و بمباران هوايی، كانالها و تأسيسات شبكه آسيب میديد كه با تلاش واحدهای تعميراتی در كمترين زمان ممكن ترميم میشد. بیشك آنچه آمد فقط بخشی از تلاش كاركنان شبكه آبياری در دوران مقدس بود و بازگويی همه آنچه كه بر اين تلاشگران عرصه خدمت و عزت گذشت؛ در حوصله اين مجال كوتاه نيست.
كوتاه سخن آنكه اگر امروز بر آنيم تا از حماسه باشكوه مقاومت حيرتانگيز شهری به بزرگی صبوریاش تجليل كنيم؛ بیشك بخش مهمی از اين افتخار از آنِ 21 شهيد صنعت آب و برق دزفول و ايثارگران گمنامی است كه با مهارت و تجربه خود، نياز جبههها را حل ساخته و در كنار مردم و فرزندان رزمندهشان، روز مقاومت و پايداری دزفول را بر شصت و ششمين برگ تقويم هر سال به يادگار نشاندند.
*به قلم مسعود پرموز، از فعالان فرهنگی مسجد امام حسن عسكری(ع) شهرستان دزفول