کد خبر: 2555664
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۸

گزيده‌بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد افول قدرت آمريكا

گروه سياسی: امروز پرچم مبارزه با تروريسم در دست امريكاست؛ اين پرچم را گرفته است و مرتب به اين‏طرف و آن‏طرف مى‏تازد و خودش را به ميمنه و ميسره مى‏زند، كه ما مى‏خواهيم با تروريسم مبارزه كنيم؛ آن‏وقت ترور واضحِ با اعلام قبلىِ شخصيت‌هاى فلسطينى را كه سلّاخ‌ها و جنايت‏كارهاى صهيونيست انجام مى‏دهند، تأييد مى‏كنند؛ خجالت هم نمى‏كشند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای همزمان با سالروز جنايت امريكا و منهدم كردن هواپيمای مسافربری ايران در سال 1367 اقدام به انتشار گزيده‌بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد افول جبهه آمريكا كرده است كه متن آن به شرح ذيل است:
آمريكايی‌ها با سياست خارجى ضعيف‏ و عليل‌شان- كه در اين چندساله نشان دادند كه سياست خارجىِ دولت آمريكا بخصوص اين دولت كنونى آمريكا چقدر ضعيف‏ و عليل و ناتوان است- به اين نتيجه رسيده‏اند كه بلكه بتوانند- به خيال خودشان- مثلاً ضرب‏شستى نشان دهند. البته چيزى اظهار نمى‏كنند. قراين اين طور به نظر بعضى مى‏رساند. مثلاً مى‏گويند: در فلان انفجار، ايرانی‌ها دست داشتند؛ يا در فلان قضيه، ايرانی‌ها دخالت داشتند- از اين‏گونه حرف‌ها و بهانه‏گيرى‏هاى بى‏ارزش و بيهوده- براى اينكه شايد بتوانند لااقل يك زمينه‏سازىِ ذهنى درست كنند! (۱۳۷۵/۰۹/۲۴)
ما يك روز در حال جنگ بوديم. قبل از آن، اوقاتى بود كه حكومت ما از لحاظ امكانات، حكومتى بسيار ضعيف بود. آن روز نتوانستند با ما كارى انجام دهند. آن روز نتوانستند ضرر اساسى وارد كنند. امروز بحمدالله دولت ايران، دولتى عزيز و مقتدر است و در سطح جهانى به عنوان يك كشور مقتدر و عزيز شناخته شده است؛ رئيس كنفرانس اسلامى است. در بسيارى از كنفرانس‌هاى جهانى، به عنوان يك عضو محترم شناخته شده است؛ دولت‌ها برايش احترام قائلند، ملت‌ها برايش احترام قائلند. امروز ما از چه بترسيم؟ چرا بترسيم؟ چرا خيال كنيم كه اگر با همين وضعى كه در اين نوزده سال داشتيم، ادامه دهيم، چنين و چنان خواهد شد؟امريكا احتياج دارد. امريكا امروز آن قوّت و قدرت ده سال، پانزده سال قبل را هم ندارد. روزى بود كه حرف دولت امريكا در اروپا و جاهاى ديگر، با احترام تلقّى مى‏شد و با آن با احترام رفتار مى‏شد؛ امروز آن‏طور هم نيست. امروز آمريكايی‌ها از لحاظ ديپلماسى و سياست خارجى، در موضع ضعفند؛ در موضع قدرت نيستند. مى‏خواهند در حال ضعفشان، همان هيبت ابرقدرتى را عليه ما و در مقابل ملت ايران به كار ببرند! (۱۳۷۶/۱۰/۲۶)
خود آمريكايی‌ها مكرّر گفته‏اند كه قراردادهاى صلح بين سازمان به اصطلاح آزادى‏بخش فلسطين و اسرائيل، نقش كاغذ است و هيچ واقعيت خارجى ندارد. به خاطر ضعف‏ ديپلماسى و ناتوانى امريكا در دنبال‏گيرى اين كار، آبروى امريكا در دنيا رفت. مسائل داخلى و خارجىِ متعدّد ديگرى هم هست. نشستند با يك كار فشرده در ظرف چند هفته كوتاه، توافقى را به امضاى كسى كه خود را نماينده مردم فلسطين مى‏داند، رساندند؛ انسانى حقير، انسانى خائن، انسانى به شدّت فرورفته در لجن‌زار خودپرستى و دنياپرستى كه اصلًا لايق نيست انسان او را عضوى از مقاومت فلسطين بداند؛ چه رسد به اينكه بخواهد رهبر آن مقاومت باشد! او در حقيقت مسئوليت تعقيب و دنبال‏گيرى كار مبارزات فلسطينى را بر عهده گرفت؛ يعنى مسئله گرفتارى بزرگ دولت صهيونيست را از قِبَل انقلابيون مسلمان فلسطينى، از دوش او برداشت و به دوش خودش گرفت! اين بار را كه او بايد حمل مى‏كرد، اين حمل كرد و كارِ دشمن آسان شد! براى انقلابيون فلسطين، مشكلات و دردسر آفريد و دخالت زشت و حضور مداخله‏جويانه تحكّم‏آميز امريكا را بيشتر كرد! (۱۳۷۷/۰۸/۰۸)
امروز حتّى قدرتى مثل قدرت امريكا كه البته از لحاظ اقتصادى، از لحاظ ثروت ملى، از لحاظ پيشرفت علمى و نظامى در سطح بالاست به شدّت آسيب‏پذير است و از درون تهديد مى‏شود. در تظاهرات امريكایى اين را نمى‏شود ديد؛ ما كه از بيرون نگاه مى‏كنيم، نمى‏توانيم اين را درست ببينيم؛ اما انديشمندان و فيلسوفان سياسى خودِ امريكا اين هشدار را مى‏دهند و در كتاب‌هاى متعدّد نوشته‏اند.امروز را در امريكا تشبيه مى‏كنند به دهه‏ ۶۰ امريكا از ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰؛ دهه‏ جنگ ويتنام و معتقدند دهه‏ ۱۹۶۰، دهه‏ تزلزل امريكا بود؛ دورانى كه جنگ ويتنام بود و دانشگاه‌هاى امريكا، خيابان‌هاى امريكا و محيط‌هاى مردمى آمريكا در يك چالش دائمى با دولت بود. جنگ تمام شد، آن آتش هم تا حدودى فرونشست؛ چون مظهرى نداشت.
امروز و در دهه اوّلِ هزاره سوّم، مى‏گويند شرايط براى آن‏ها، شرايط دهه ۶۰ است؛ منتها ويرانى از درون است ويرانى اخلاقى است، ويرانى ايمانى است نقطه تمركز ايمان براى مردم و جوا‌‌ن‌ها نيست. علم پيشرفت مى‏كند، آزمايشگاه‏ها كار مى‏كنند، ساخت‏وساز علمى و صنعتى و اتمى و غيره پيش مى‏رود؛ اما روز به روز هویّت ملى ضعيف‏تر مى‏شود. اين را آن‏ها مى‏گويند؛ اين آسيب‏پذيرىِ مهمى است. انتظار نيست كه ما اين را در ژست‌هاى رئيس‏جمهور امريكا مشاهده كنيم، يا در حرف‌هاى آنها اقرار به آن را بشنويم؛ اما واقعيتى است. اگر بخواهيم مظهر اين ضعف را در دنياى بيرونى مشاهده كنيم، ضعف نفوذ امريكا در دنيا يكى از مظاهر آن است. تحريم‌هاى امريكا در دنيا با عكس‏العمل شديد مواجه مى‏شود. تصميم‌هاى امريكا در زمينه مسائل جمعى، با امتناع دولت‌هاى ديگر در اروپا و غير اروپا مواجه مى‏شود. انتخاب‌هاى اقتصادى امريكا در مسائل جهانى، با چالش عظيم قدرت‌هاى مردمى و سياسى در دنيا مواجه مى‏شود.
نفوذ امريكا رو به افول‏ است. بعد از دوران جنگ سرد، بعد از افول‏ و انحلال شوروى، آن‏ها ادّعا كردند كه ما بايد رئيس امپراتورى بزرگ دنيا باشيم؛ اما دنيا حتّى به عنوان يك ابرقدرت نافذ الكلمه هم ديگر از آن‏ها حرف‏شنوى ندارد. شركت نفتىِ قرارداد بسته با مناطق توليد گاز ايران را ممنوع كردند از اينكه به كارش ادامه بدهد؛ بلافاصله يك شركت فرانسوى جاى آن را گرفت. قانون گذراندند، فرياد كردند و نوشتند؛ فايده‏اى نكرد. مسئله اين‏گونه است. نفوذ سياسى امريكا افول‏ كرده است؛ اين يكى از مظاهر عقب‏رفت قدرت امريكاست.
اين‏ها آسيب پذيرند. نمونه اخيرِ همين چند روزه آن، مسئله «كمپ‏ديويد ۲» است. ياسر عرفات و رئيس رژيم صهيونيستى را پانزده روز تمام بردند در «كمپ‏ديويد» نگه داشتند تا شايد بتوانند چيزى از آن در بياورند كه براى امريكا يك تحرّك سياسى، يك تجديد حيات سياسى و يك مظهر نفوذ سياسى باشد. نتوانستند؛ اعتراف كردند كه شكست خوردند. آمريكايی‌ها در قضيه «كمپ‏ديويد» شكست فضاحت‌بارى خوردند؛ هيچ طرف تسليم آن‏ها نشد. (۱۳۷۹/۰۵/۰۵)
امروز پرچم مبارزه با تروريسم در دست امريكاست؛ اين پرچم را گرفته است و مرتب به اين‏طرف و آن‏طرف مى‏تازد و خودش را به ميمنه و ميسره مى‏زند، كه ما مى‏خواهيم با تروريسم مبارزه كنيم؛ آن‏وقت ترور واضحِ با اعلام قبلىِ شخصيت‌هاى فلسطينى را كه سلّاخ‌ها و جنايت‏كارهاى صهيونيست انجام مى‏دهند، تأييد مى‏كنند؛ خجالت هم نمى‏كشند و شرم هم نمى‏كنند! خود همين دليل بر اين است كه اين‏ها رو به زوالند و نمى‏فهمند. براى يك نظام و يك رژيم سياسى، ضعف حقيقى و افول‏ قدرت وقتى شروع مى‏شود كه اين رژيم و اين نظام، استدلال سياسى و قانع‏كننده‏ى براى كار خود، و حقانيت سياسى خود را از دست بدهد. وقتى رژيمى حقانيت سياسى‏اش از دست رفت و استدلال او براى موجوديت و كارهاى خودش از دست او خارج شد، آن وقت قدرت معنوى خود را از دست داده است و سقوط او شروع شده است؛ و لو در ظاهر چيزى فهميده نشود و خود او نفهمد. اين‏ها اين‏قدر مست قدرت و شهوتند كه نمى‏فهمند ضعف استدلال و فقدان حقانيت سياسى آن‏ها در دنيا، با آن‏ها چه دارد مى‏كند. (۱۳۸۳/۰۲/۱۲)
طبيعت باطل اين است كه جولان مى‏كند. «للباطل جولة»؛ الآن امريكا در دنيا جولان مى‏كند. گاهى هم به رخ ما مى‏كشند كه ما هم در دروازه‏ى غربى شما هستيم، هم در دروازه‏ى شرقى شما- در عراق و افغانستان- راست هم مى‏گويند؛ اما آيا اين براى امريكا قدرت است يا ضعف؟ ما اعتقادمان اين است كه اين نشانه‏ى ضعف آن‏هاست و باعث فشار بر آن‏هاست. امروز امريكا در عراق دچار مشكلاتى است كه براى خارج شدن‏ از اين مشكلات فكر مى‏كند. امريكا به اختيار خود وارد عراق شد؛ اما امروز به اختيار خود برنامه‏ريزى نمى‏كند و تصميم نمى‏گيرد. امروز برنامه‏ريزى‏هاى امريكا در عراق عموماً جنبه‏ى انفعالى دارد؛ كارهایى است كه ناچارند انجام بدهند. بنده همان زمانى كه امريكایى‏ها يا حمله را شروع كرده بودند يا مى‏خواستند شروع كنند، در نماز جمعه گفتم شما به ميل خودتان وارد مى‏شويد، اما بدانيد كه به ميل خودتان نمى‏توانيد خارج شويد. تا امروز، هزينه‏هاى كمرشكنى بر امريكا تحميل شده است و بعد از اين هزينه‏هاى كمرشكن‏ترى بر آن‏ها تحميل خواهد شد؛ بمانند در عراق، برايشان هزينه دارد؛ خارج هم شوند، برايشان هزينه دارد؛ اين، نقطه‏ى ضعف‏ براى امريكاست كه در عراق حضور دارد، نه نقطه‏ى قوّت. امريكا علاوه بر هزينه‏هاى مادى- كه حدود دويست ميليارد، آن‏طور كه گفته مى‏شود، تا حالا داشته- در عراق، متحمل ضرر هم شده است؛ مخارج لشكركشى و تجهيزات و علاوه‏ى بر آن، تلفات انسانى. آن‏طور كه خود آن‏ها آمار مى‏دهند يا ما حدس مى‏زنيم، نسبت تلفات امريكایى‏ها در مقابل عراقى‏ها از نسبت تلفات آن‏ها در مقابل ويتنامى‏ها، در جنگ ويتنام، بيشتر است، يا درصدى بيشتر است. در جنگ ويتنام هر بيست ويتنامى كه كشته مى‏شد، در مقابلش يك امريكایى قرار داشت؛ اما در اينجا امريكایى‏ها خودشان مى‏گويند هزار نفر تا حالا كشته داشته‏اند و عراقيها هفده هزار؛ يعنى يك بر هفده. البته طبق محاسباتى كه انسان مى‏كند يا خبرهایى كه مى‏شنود، تلفات امريكایى‏ها بيش از هزار نفر است. اگر اين باشد، آن‏وقت نسبت خيلى بالاتر از اين مى‏رود. اين‏ها نتوانسته‏اند عراق را فروبدهند؛ در دهنشان گذاشتند؛ در گلويشان گير كرده است. هر كارى بكنند، به ضرر آن‏هاست. امروز امريكا در عراق دچار تناقض است؛ از يك طرف احتياج دارند كه در عراق امنيت برقرار شود؛ چون اگر بخواهند در عراق مقاصد خودشان را اجرا كنند، بدون امنيت كه نمى‏شود. اينكه هر روز يك لوله‏ى نفت را منفجر كنند و هر روز در جایى نيروهاى امريكایى را هدف قرار بدهند، آن‏ها نمى‏توانند كار كنند. از طرف ديگر، خودِ حضور نيروهاى نظامى امريكا عنصر ضد امنيتى است؛ خودش شورش‏آفرين است؛ اوضاع را مغشوش و خراب مى‏كند و مردم را عليه آن‏ها مى‏شوراند. اگر بخواهند براى اين دولتى كه سركار آمده است، امنيت را برقرار كنند، بايد يك ارتش قوى به وجود بياورند و از اين جهت، امريكا احتياج دارد كه دولت عراق ارتش قوى داشته باشد؛ اما از آن طرف، از وجود يك ارتش قوى در عراق هم امريكایى‏ها مى‏ترسند؛ چون مى‏دانند يك ارتش قوى در يك دولت اسلامى و عربى بالقوه تهديد براى اسرائيل است؛ اين تناقض است. تناقض ديگر اين است كه ادعا مى‏كنند ما آمديم دمكراسى برقرار بكنيم؛ اما قادر نيستند دمكراسى را برقرار كنند؛ براى خاطر اينكه با منافعشان در تضاد است؛ چون اگر امروز انتخاباتى در عراق برگزار شود، بيشترين كسانى كه رأى خواهند آورد، مخالف‏ترينِ انسانها با آمريكايند. دمكراسى يعنى اين؟! اين هم تناقض ديگرى است كه آن‏ها در آن گير كرده‏اند و راهى براى خلاص ندارند. (۱۳۸۳/۰۴/۱۶)
قدرت‏نمائى قدرتمندان ديرى نمى‏پايد. امريكا شكست خورد. در اين حركتى كه از چند سال پيش در اين منطقه راه انداختند، كه هدفش خاورميانه بود و به نظر ما هدف نهائى و غائى‏اش جمهورى اسلامى بود، نه خاورميانه را توانستند به دست بياورند، نه جمهورى اسلامى را توانستند تضعيف كنند؛ عراق هم كه وضعشان اين‏طورى است.آمريكائى‏ها دچار مشكلند. حالا فرافكنى و طلبكار شدن رسانه‏اى كه اهميتى ندارد. حالا ايران يا كشور ديگرى را متهم بكنند، كه مايه‏اى ندارد. اما در خود اين گزارشهايشان، ضعف‏ و فروماندگى و پاى در گلى كاملًا آشكار است. همين نمايندگان سياسى و نظامى امريكا در عراق كه رفتند به كنگره‏ى امريكا گزارش جنگ عراق را بدهند، چيزى كه توانستند به عنوان دستاورد ذكر بكنند، اين بود كه گفتند عراق به بازار تسليحاتى امريكا ملحق شد. خاك بر سرتان! يك كشور را گرفتند، اين‏طور مردم را لگدمال كردند، اين‏طور منافع ملت را از بين بردند، آن‏طور به ملت خودشان دروغ گفتند كه ما به اين نيت داريم مى‏رويم، اين كارها را مى‏خواهيم بكنيم، حالا نتيجه اين است كه تسليحات امريكا در عراق قابل فروش رفتن است! اين، نشان‏دهنده‏ى نهايت ضعف و عقب‏ماندگى است؛ نشان‏دهنده‏ى اين است كه حقيقتاً ناكامند. (۱۳۸۶/۰۶/۲۳)
سياستهاى استكبار، سياستهاى آمريكا، سياستهاى شبكه‏ى صهيونيستى عالم كه آماج اولش براى دشمنى‏، به دلائل روشن، جمهورى اسلامى است، نمى‏توانند جمهورى اسلامى را از پا در بياورند. نه فقط نمى‏توانند از پا در بياورند، نمى‏توانند كند كنند. ما مى‏توانيم با سرعت حركت خودمان را پيش ببريم. البته منتظر توطئه‏ى دشمن هستيم. اين توطئه‏ها ادامه پيدا خواهد كرد، تا يك مقطعى؛ آن مقطع عبارت است از اقتدار همه‏جانبه‏ى كشور كه اين، كارِ شما دانشجوها، كارِ شما نسل جوان است. آن وقتى‏كه توانستيد كشور را به اقتدار علمى و به اقتدار اقتصادى برسانيد و آن وقتى‏كه توانستيد عزت علمى را براى كشور فراهم كنيد، آن روز البته توطئه‏ها كم خواهد شد؛ مأيوس‏ خواهند شد. تا وقتى به آن نقطه نرسيده‏ايم، منتظر توطئه‏ها بايد بود و آماده‏ى مقابله‏ى با اين توطئه‏ها بايد بود. و إن شاء اللَّه هرروزى كه بگذرد، شما قوى‏تر خواهيد بود، دشمن شما ضعيف‏تر خواهد شد و آن روزى كه پيروزى نهائى نصيب ملت بشود، إن شاء اللَّه روز دورى نخواهد بود. (۱۳۸۷/۰۹/۲۴)
ملائكة اللَّه به ما هم در دفاع هشت‏ساله‏مان كمك كردند؛ ما اين كمك را به چشم خودمان ديديم. حالا يك آدم غرق در ماديات باور نمى‏كند، خب نكند؛ ما اين كمك را ديديم. امروز هم ملائكة اللَّه دارند به ما كمك مى‏كنند؛ امروز هم به كمك الهى است كه ما ايستاديم. ما نيروى نظاميمان با آمريكا قابل مقايسه نيست؛ نيروى اقتصاديمان، امكانات مالى‏مان، امكانات تبليغاتيمان، گستره‏ى فعاليت سياسى‏مان با آمريكا قابل مقايسه نيست؛ اما در عين حال ما قوى‏تر از آمريكائيم. بااينكه او پول‏دارتر است، او مسلح‏تر است، او امكانات تبليغاتى‏اش بيشتر است، او امكانات مالى و سياسى‏اش بيشتر است؛ اما در عين حال او ضعيف‏تر است و ما قوى‏تريم. دليل قوى‏تر بودن ما اين است كه در همه‏ى اين ميدانهائى كه ما و امريكا باهم مواجهيم، او قدم‏به‏قدم عقب‏نشينى مى‏كند؛ ما عقب‏نشينى نمى‏كنيم؛ ما جلو مى‏رويم. اين، نشانه؛ اين به بركت اسلام است؛ اين به بركت كمك الهى و كمك ملائكة اللَّه است. ما به اين‏ها اعتقاد داريم، اين‏ها را باور داريم، اين‏ها را به چشم خودمان داريم مى‏بينيم. و إن شاء اللَّه آن روزى را كه قدس شريف، على‏رغم اين دغدغه‏هائى كه در مورد قدس بيان كردند- كه يك دغدغه‏هاى واقعى است- به دست مسلمانها بيفتد، شايد خيلى از شماها آن را ببينيد؛ ما باشيم يا نباشيم؛ به هر حال اين را يك روزى مردم فلسطين و مردم دنيا مشاهده خواهند كرد. (۱۳۸۸/۱۲/۰۸)
اساس مشكل در دنياى اسلام، آمريكاست. حضور مستكبرين و مستعمرين در دنياى اسلام، هميشه بيشترين و بزرگترين ضربه را به هويت اسلامى و مردمى ملتها زده. از شرق دنياى اسلام بگيريد، از اندونزى و مالزى و هند، تا برسيد به آفريقا؛ همه جا حضور مستعمران بوده است كه ملتها را ضعيف كرده، خون آنها را گرفته، اراده‌هايشان را تضعيف كرده. امروز آن مستكبر و مستعمر، آمريكاست؛ بقيه در حاشيه‌اند. حضور آمريكا بزرگترين مشكل است. گفت: «وجودك ذنب لايقاس بها ذنب». از همه‌ى بدبختى‌هاى دنياى اسلام بزرگتر، امروز حضور آمريكاست؛ اين را بايد علاج كرد. بايد آمريكا را از عرصه دور كرد، او را تضعيف كرد. خوشبختانه ضعيف هم شده‌اند. آمريكاى امروز، آمريكاى بيست سال قبل و سى سال قبل نيست. آمريكا امروز بشدت ضعيف شده است. اين را بايد نگه داشت. نبايد نااميد بود. (۱۳۸۹/۱۲/۰۱)
غرب و آمريكا و صهيونيزم، امروز از هميشه ضعيف‌ترند. گرفتاريهاى اقتصادى، ناكامى‌هاى‌ پى‌درپى‌ در افغانستان و عراق، اعتراضهاى عميق مردمى در آمريكا و ديگر كشورهاى غربى - كه دامنه‌ى آن روزبه‌روز گسترده‌تر شده است - مبارزات و جانفشانى‌هاى مردم فلسطين و لبنان، قيامهاى دليرانه‌ى مردم در يمن و بحرين و برخى ديگر از كشورهاى زير نفوذ آمريكا، همه و همه حامل بشارتهاى بزرگى براى امت اسلامى و بويژه كشورهاى انقلابى جديد است. مردان و زنان مؤمن در سراسر جهان اسلام و بويژه در مصر و تونس و ليبى، از اين فرصت براى تشكيل قدرت بين‌الملل اسلامى، بيشترين بهره را ببرند. خواص و پيشروان نهضتها به خداى بزرگ توكل و به وعده‌ى نصرت او اعتماد كنند و صفحه‌ى تازه‌گشوده‌ى تاريخ امت اسلامى را با افتخارات ماندگار خود، كه مايه‌ى رضاى‌ الهى و زمينه‌ساز نصرت اوست، مزين سازند. (۱۳۹۰/۰۸/۱۴)

نمونه‌ى ديگر از پيشرفت ملت ايران اين است كه ما ملت ايران، امروز از لحاظ قدرت سياسى، از لحاظ قدرت تأثيرگذارى بر تحولات دنيا و حضور در فعل و انفعالات منطقه‌ى خودمان، بلكه ديگر مناطق جهان، از اول انقلاب بمراتب قوى‌تريم. اين مسئله، نمونه‌هائى دارد، شواهدى دارد؛ اين را دشمنان ما ميگويند. يكى از رؤساى رژيم جعلى صهيونيستى، كه دشمن شماره‌ى يك ملت ايران و انقلاب ايران است، اعتراف ميكند و ميگويد - اينها عين عبارت اوست - امروز يك نيروى قدرتمندى وجود دارد كه در خلاف جهت هدفهاى ما پيش ميرود و ايران رهبرى اين قدرت را به دست گرفته است. اين سياستمدارِ درمانده و حيرت‌زده اعتراف ميكند و ميگويد امروز پشت مرزهاى ما خمينى خيمه زده است! يك سياستمدارِ كهنه‌كارِ شناخته‌شده‌ى آمريكائى هم كه ما با وضع او كاملاً آشنا هستيم، در يك جلسه‌اى مقايسه ميكند آمريكاى ۲۰۰۱ ميلادى را با آمريكاى ۲۰۱۱، ميگويد - كه اين حرفها همه مال همين دو سه ماه اخير است - كدام ديوانه‌اى وضعيت آمريكاى ابرقدرتِ اول هزاره را به شرائط رقتبار آمريكا در سال ۲۰۱۱ - سال گذشته‌ى ميلادى - تبديل كرده است؟ بعد ميگويد: اين تحولاتى كه اتفاق افتاده و به اين وضع منتهى شده است، دامن‌زننده‌ى به اين تغيير، ايران است. معناى اين جملات اين است كه امروز ملت ايران توانسته است با حضور خود، با استقامت خود، با عزت خود، با صلابت خود، بر روى حوادث مهم جهان و حوادث مهم منطقه، اين تأثيرات ژرف را باقى بگذارد. اين هم يك شاخص از شاخصهاى پيشرفت، كه عرض كردم عينى و جلوى چشم ماست. (۱۳۹۱/۰۳/۱۴)
captcha