کد خبر: 2556567
تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۹۲ - ۰۱:۴۵

فساد مختص سردمداران نيست!/ اهل نفاق افرادی هستند اهل موهومات

گروه اجتماعی: استاد حوزه و دانشگاه در نشست سبك زندگی ايمانی تصريح كرد: نبايد فكر كنيم كه فساد ايجاد كردن، چيز عجيبی است و فقط از سوی سردمداران، رهبران جامعه و افراد بزرگ رخ می‌دهد؛ هر كس عمل بدی انجام دهد و اين عملش در ديگران تأثير بگذارد اسم اين كار می‌شود افساد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، استاد حوزه و دانشگاه، در ادامه سيزدهمين نشست از سلسله نشست‌های سبك زندگی ايمانی، در تحليل سبك‌شناسانه از آيات ابتدايی سوره بقره، ضمن برشمردن بيماری‌های قلبی كه در قرآن مطرح شده است، به تشريح ويژگی‌های افراد منافق پرداخت و عنوان كرد: در آيه 11 سوره بقره خداوند می‌فرمايد: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛ و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى‏‌گويند ما خود اصلاح‌گريم».
حجت‌الاسلام فعالی تشريح كرد: خداوند به اهل نفاق می‌گويد كه فساد نكنيد و از اين بخش از آيه به دست می‌آيد كه يكی از شاخص‌های نفاق فساد است. چه كسی منافق است؟ كسی كه فساد كند. عكس اين مطلب نيز صادق است هر كس به هر اندازه فساد كند، منافق است و فساد و نفاق لازم و ملزوم يكديگر هستند، پس بين فساد و نفاق رابطه ضروری برقرار است.
وی مثالی ملموس از فساد منافقان را بيان كرد و گفت: اگر شما گناه و خلافی انجام داديد و همسر و فرزند شما حتی اگر كوچك است (با تأكيد بر اينكه بچه‌ها همه چيز را می‌فهمند) از عمل شما تأثير گرفت و متأثر شد، اسم اين كار «افساد» است. يعنی فساد ايجاد كردن و نبايد فكر كنيم كه فساد ايجاد كردن، چيز عجيبی است و فقط از سوی سردمداران، رهبران جامعه و افراد بزرگ رخ می‌دهد خير هر كس عمل بدی انجام دهد و اين عملش در ديگران تأثير بگذارد اسم اين كار می‌شود «افساد» و نسبت آن فسادانگيزی است.
فعالی با اشاره به اينكه در تلاش است تك تك آيات قرآن را به صورت ملموس و عينی وارد زندگی مخاطبان اين مطلب كند، گفت: تك تك فرازهای قرآن با تك تك انسان‌ها در لحظه به لحظه زندگی آنها ارتباط دارد و بر همين اساس است كه می‌گوييم قرآن نسخه عمل است.
وی واكنش منافقان در هنگامی كه به آنها گفته می‌شود فساد نكنيد را تكذيب عنوان و اظهار كرد: وقتی به آنها گفته می‌شود فساد نكنيد، آنها می‌گويند فساد!!!! ما و فساد!!!! و حال اينكه سخن را خدايی گفته كه كاملاً آگاه به تمام قلب و روح آنها است. يعنی عكس‌العمل آنها اين است كه می‌گويند اصلاً فساد به ما ربطی ندارد و مسئله اين است كه اصلاح‌گران در جهان فقط ما هستيم!
فعالی انحصار طلبی و تماميت خواهی منافقان را دو نكته‌ای عنوان كرد كه از بخش «إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» می‌توان دريافت و به عنوان مثال گفت: اگر درب‌های آسمان باز شود و هزارن خير و نيكی بر شما نازل شود، چه حسی داريد؟ خدايا همه آنها مال من. در اين حس دو چيز وجود دارد، اول تماميت خواهی، دوم انحصار طلبی و اگر درب‌های آسمان باز و هزار بلا نازل شود چه حسی داريد؟ خدايا همه مال ديگران.
خاصيت همه ما انسان‌ها اين است كه در مواجهه با خوبی‌ها شادی‌ها و ... تماميت خواه و انحصار طلب هستيم و در مقابل بروز بلايا، شدايد و مشكلات هم تماميت‌خواه و انحصار طلب هستيم ولی خوبی‌ها را فقط برای خود و بدی‌ها را فقط برای ديگران می‌خواهيم و اين ويژگی از ويژگی‌های بارز نفاق است.
وی به نكته باريكی در اين آيه اشاره كرد و گفت: در اين آيه خداوند نمی‌فرمايد وقتی من به آنها می‌گويم فساد نكنيد، بلكه می‌گويد وقتی به آنها «گفته می‌شود» فساد نكنيد. چرا؟ در حالی كه خداوند خود به منافقان می‌گويد فساد نكنيد، اين آيه را از زبان خود بيان نكرده است؟ چون خداوند خود را از دسترس نفاق دور می‌كند و می‌فرمايد منافقان لايق نيستند كه من با آنها حرف بزنم.
حجت‌الاسلام فعالی پاسخ خداوند در مقابل ادعای مصلح بودن منافقان را اينگونه عنوان كرد كه خداوند در آيه بعدی يعنی آيه 12 سوره بقره («أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ یَشْعُرُونَ؛ بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى‏‌فهمند») با سه تأكيد «الا»، «انهم» و «هم» تأكيد می‌كند كه انحصار طلبانه و تماميت خواهانه مفسد اين افراد هستند و هر كجا در جهان فسادی رخ می‌دهد، همين منافقان مسئول هستند.
وی افزود: در آيه 9 و چندين آيه بعدی و در جای جای قرآن مطرح شده است كه «لاَّ یَشْعُرُونَ؛ آنها نمی‌فهمند» و اين تكرارها نشان می‌دهد يكی از مؤلفه‌های اهل نفاق «بی‌شعوری» است. يعنی آنها از ادراك‌های ظريف و عميق بی‌بهر‌ه هستند و وقتی به اين افراد گفته می‌شود در فلان جا كاری انجام شد كه نتيجه بدی داشت، مدعی می‌شوند كه به ما ربطی ندارد، مقصر فرد ديگری است، ولی اگر گفته شود در يك جای عالم اتفاق خوبی رخ داده و نتيجه مثبتی داشته است، می‌گويند يقيناً در اثر اقدامات ما بوده است.
اين استاد دانشگاه اين سؤال را مطرح كرد كه وقتی افراد منافق می‌گويند: «إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛ ما خود اصلاحگريم» آيا معتقد به اين مسئله هستند يا می‌دانند كه دروغ می‌گويند؟ و پاسخ داد: منافقان به اين سخن خود اعتقاد دارند ولی اعتقادشان درست نيست. يعنی اهل نفاق چنان در تخيلات خود غرق شده‌اند و چنان در موهومات خود دست‌ و پا می‌زنند، كه كذب برای آنها به حقيقت مسلم تبديل و حقيقت مسلم برای آنها به كذب مطلق بدل شده است يعنی جايگاه درست و نادرست برای آنها جابه‌جا می‌شود.
وی ادامه داد: اهل نفاق افرادی هستند به شدت اهل موهومات و ساخته و پرداخته‌های ذهنی. يعنی دروغی به خود می‌گويند، آن را باور می‌كنند و تا آخر عمر نيز اين دروغ به آنها همراه است. بسياری از ما به خود دروغ می‌گوييم، دروغ خود را نيز باور می‌كنيم، و با اين دروغ هم سال‌ها زندگی می‌كنيم. مثلاً به خود می‌گوييم آدم پاكی هستيم، اين را هم باور می‌كنيم 70 سال هم با اين باور زندگی می‌كنيم، و چون باور داريم پاك هستيم، تلاشی برای بهتر شدن نمی‌كنيم، چون باور داريم عيبی نداريم و بعد از 70 سال همان جای اول خود هستيم.
اين استاد حوزه با تأكيد بر اينكه فقط افرادی كه باور دارند عيب و نقصی در وجودشان است، تلاش می‌كنند بهتر شوند، منافقان را افرادی مغرور عنوان و اظهار كرد: به چنين افرادی گفته می‌شود متكبر و مغرور به تعبير ديگر لازمه نفاق غرور است و شخص متكبر و مغرور دچار تخيلات است و فكر می‌كنند كه هيچ عيبی ندارد و مهم‌ترين نقص وی آن است كه فكر می‌كند هيچ نقصی ندارد. چون چنين اعتقادی دارد تلاشی برای تكامل و بهتر شدن نمی‌كند. انسان‌های مغرور در فرايند زندگی عليه خود تلاش می‌كنند و يا اساساً تلاشی نمی‌كنند. لذا اولين پله تحرك و پويای پذيرش داشتن نقص و اشتباه است و اينكه مسئوليت تمام لغزش‌ها و خطاهای خود را بپذيريم.
captcha