کد خبر: 2557059
تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۹

بازگشت به خويشتن خويش در نگاه داوری اردكانی/ پرسش‌‌گری؛ خدمت بزرگ او به فلسفه ايران

گروه انديشه: عماد افروغ وجود نوعی بازگشت به خويشتن خويش و ظرفيت‌های خودی در نگاه داوری را شايسته تقدير دانست و گفت: داوری با طرح سؤال‌های فراوان، جدی و چالش‌برانگيز خدمت بزرگی به فلسفه ايران كرده است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، عماد افروغ، با بيان اين‌كه نمی‌توان از جايگاه داوری در ساحت فلسفه ايران غافل شد، اظهار كرد: سخن گفتن درباره ‌داوری با آن صبغه متنوع و رمزآلود انديشه‌های وی آسان نيست؛ اما او متفكری است كه بخشی از واقعيت نگرش فلسفی ما را رقم می‌زند و از اين رو نمی‌توان داوری را ناديده گرفت.
وی افزود: در كشور ما گروهی كه به نوعی نگاه تاريخی و با مضمون غيرمدرنيته‌ای، اگر نگوييم ضدمدرنيته‌ای، گرايش دارند، به آرای داوری استناد می‌كنند و ای كاش جا بيفتد كه اين انديشه‌ها منتسب به اوست.
اين جامعه‌شناس تأكيد كرد: قسمتی از انديشه وی كه نگاهی كليت‌گرايانه به غرب دارد، مورد قبول من نيست؛ چرا كه از ديد من غرب و شرق يك كليت در هم تنيده نيست. انتقاد من به آرا منتسب به او است. اما صرف نظر از نگاه كل‌گرايانه به غرب، بر اين باورم كه حداقل بخشی از فيلسوفان جامعه ما، بايد خودشان را مرهون داوری بدانند.
به گفته وی، در نگاه داوری نوعی بازگشت به خويشتن خويش و ظرفيت‌های خودی هست كه اين موضوع جای تقدير دارد و البته اگر نقد وی متوجه بخشی از تفكر غرب كه كليت‌گرايانه است، باشد می‌توان با ايشان هم‌نوا شد.
افروغ بيان كرد: اگر داوری بر اين باور باشد كه شرق و غرب يك كليت در هم تنيده و منسجم است، با وی زاويه دارم. شايد نگاه وی به غرب از اين منظر باشد كه برخی می‌خواهند غرب را يك كليت در هم تنيده جلوه بدهند و نقدشان متوجه اين بخش از تفكر غرب باشد كه می‌كوشد خود را اين گونه بازتوليد كند و جلوه بدهد. من هم با اين نگاه موافقم.
وی نكته مبهم ديگر درباره داوری را گره خوردن انديشه‌های اين استاد فلسفه با افكار هايدگر دانست و عنوان كرد: اين كه اين نظر تا چه اندازه درست است بايد از خود وی سؤال كرد، اما من با نگاه تاريخی‌گرای هايدگر زاويه دارم و معتقدم وی سوژه‌گرايی را نقد می‌كند اما در مقام سوژه نشسته است.
اين استاد جامعه‌شناسی اظهار كرد: ای كاش جا بيفتد كه دكتر داوری، هايدگری نيست و بحث‌های تاريخی‌گرايانه يا زمان‌گرايانه افراطی، منتسب به او است. البته مواضعی از وی سراغ داشتيم كه اين انتساب‌ها را زير سؤال می‌برد و همين نشان می‌دهد كه او بی‌نقص هم نيست. وقتی كه صراحتاً اعلام می‌كنند، بين انديشه فلسفی و مواضع سياسی او بايد تفاوت قائل شد تا حدودی اين ذهنيت تقويت می‌شود.
افروغ ادامه داد: برخی با استناد به همين نظر، عضويت هايدگر در حزب نازيسم را تطهير می‌كنند، در حالی كه بايد بين نظر و عمل رابطه باشد و فيلسوف نبايد يك دلالت سياسی ناموجه و ناسازگار با انديشه سياسی خود بروز دهد. او می‌تواند ساكت باشد يا هجرت كند، اما نمی‌تواند به موضعی تن بدهد تا بعدها عده‌ای در مقام دفاع بگويند كه اين موضع سياسی ربطی به انديشه فلسفی او ندارد. مگر اين‌كه اين نظر به فيلسوف تحميل شده باشد كه در اين صورت جزء مواضع اختياری او تلقی نمی‌شود.
وی در ادامه با بيان اين‌كه نگاه من به عالم منظومه‌ای است و بر حسب اين نگاه، نمی‌توانم بين مواضع سياسی و انديشه‌های يك متفكر تفاوتی قائل شوم، عنوان كرد: يك فيلسوف به طور اختياری و ارادی به آرائش می‌رسد و به طور ارادی بايد اين مواضع در عمل او نمود داشته باشد، با اين تفاسير اين سوال مطرح می‌شود كه آيا هايدگر مجبور به عضويت در حزب و پذيرش رياست دانشگاه بود؟ قطعا كسی در اختياری بودن انتخاب او ترديدی ندارد و چون از روی اختيار بود، بنابراين نمی‌توانيم بگوييم كه اين موضع برخاسته از انديشه او نبوده است.
به گزارش ستاد خبری نكوداشت هشتاد سالگی فيلسوف فرهنگ، افروغ با تقدير از تلاش‌های دكتر داوری در تأليف آثار و طرح پرسش‌های بنيادين فلسفی خاطرنشان كرد: داوری با طرح سؤال‌های فراوان موجب شد تا ديگران در مقام پاسخ بيايند، هر چند اين پاسخ‌ها باب ميل ايشان نباشد؛ اما خدمت داوری، خدمتی بزرگ به فلسفه ايران بود، نقدهايی كه هم كه به افكار او شد نشان می‌دهد كه سؤال‌هايش آن‌قدر جدی بوده‌اند كه محل چالش قرار گيرند.
افروغ در پايان افزود: نبايد خدمت يك فيلسوف را از ابتدا تا انتها تماماً ايجابی ارزيابی كرد. اين ارزيابی می‌تواند سلبی هم باشد و اين نگرش قطعاً محركی برای فعاليت بيشتر می‌شود.
captcha