به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، جلسه بررسی اهداف، اقدامات، سياستها و ابزارهای شياطين در آخرالزمان، روز گذشته 16 تيرماه، در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات برگزار شد. در اين جلسه محمود مطهرینيا، مدير سابق گروه مهدويت و پژوهشگر به عنوان كارشناس حضور داشت.
وی در ابتدای جلسه اظهار كرد: بحث شيطان يكی از مفصلترين بحثهاست كه در اديان ابراهيمی به آن پرداخته شده است. در قرآن نيز به طور ويژه هفت بار از شيطان به عنوان دشمن آشكار نام برده شده است. با توجه به اين اهميت در جهان غرب به ويژه در سينما شاهديم كه در چند دهه اخير شيطان به عنوان يكی از موضوعات اصلی هميشه مورد توجه فيلمسازان قرار گرفته است.
اين كارشناس ادامه داد: پرداختن به شيطان در هاليوود از اواسط دهه 60 ميلادی با فيلم «بچه رز ماری» شكلی جدی به خود گرفت؛ اثری كه در آن شيطان در صدد بود به واسطه آميزش با انسان صاحب دجال شود. در ادامه راه هم فيلمهايی چون «طالع نحس» به موضوع تولد دجال پرداختند.
اين پژوهشگر متذكر شد: البته نگاه به شيطان در سينمای غرب تنها متكی بر انديشههای كاتوليك نيست، بلكه در آن آثار میتوانيم فيلمهايی با گرايشهای پروتستان و ديگر تفكرات مذهبی مشاهده كنيم. به هر حال گرايش به سمت تصويرسازی شيطان به حدی شده كه امروز كارهای بسياری هرساله در سينما توليد میشوند كه موضوع اصلیشان شيطان است.
مطهرینيا با بيان اينكه سينما و تلويزيون ايران هم به سمت تصويرسازی شيطان متمايل شده، توضيح داد: از اواسط دهه هشتاد تلويزيون ايران هم با ساخت سريالی چون «اغما» به سمت تصويرسازی شيطان روی آورد كه در ادامه به آثار مشابه بسياری تعميم پيدا كرد.
وی متذكر شد: اما آنچه مهم است نگاه به شيطان در اين آثار است كه در بيشتر مواقع متكی بر دادههای و معلومات اسلامی نيست، زيرا تصويری كه از شيطان در اين آثار خلق میشود، جدا از آن چيزی است كه در اسلام به روی آن تأكيد شده است، برای مثال به قدرت شيطان در اين كارها اشاره میكنم كه قادر است حتی كسی را بكشد يا در يك زمان در جاهای مختلف باشد؛ تصوری كه اشتباه است.
اين پژوهشگر دليل به وجود آمدن وضعيت موجود را چنين توضيح داد: در كارهايی كه به شيطان میپردازند، عموما پشتوانه علمی ناظر بر هنر كم است، چون فاصله بين منابع دينی و هنرمندان زياد شده است. اين ضعف در شرايطی است كه در تفكرات اسلامی منابع علمی بسياری وجود دارد كه در آنها از ابتدای شكلگيری شيطان تا نحوه نابوديش ترسيم شده است.
وی در بخش ديگری از سخنان خود درباره قدرت شيطان گفت: شيطان از ديدگاه اسلامی دارای قدرت است؛ قدرتی كه در اندازههای يك جن است، اما اين قدرت هيچگاه سبب نمیشود كه قدرت اختيار انسان از بين رود. بدين معناكه شيطان تنها میتواند وسوسه كند و به جبر نمیتواند انسان را به سمتی خاص سوق دهد.
مطهرینيا در پايان خاطرنشان كرد: من پزوهشی درباره شيطان و جايگاه آن در سينمای غرب در 11 فصل انجام دادهام كه در هر فصل آن به تحليل محتوای شيطان پرداخته شده است. در ضمن 10 فيلم مشهور غرب را كه در آن به شيطان پرداخته شده را مورد توجه قرار دادهام.