هوشنگ جاويد، پژوهشگر و مدرس موسيقی و فرهنگ بومی ايرانی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: يكی از ريشهدارترين هنرهای ايرانی در حوزه موسيقی كه در خدمت تبليغ مذهب اسلام بوده است هنر سحرخوانی و يا مناجاتخوانی سحر است كه در جاهای مختلف ايران نامی مخصوص به خود دارد و مثلاً از آن تعبير به شبخوانی و حتی گلدستهخوانی هم میشود.
وی گفت: منشأ اين هنر به پيش از اسلام بازمیگردد چنانكه در دربار ساسانيان از آواز سحر برای بيدارسازی درباريان و گماشتگان آن به منظور مهيا شدن برای كار روزانه استفاده شده است و لذا يكی از پرقدمتترين سنتهای موسيقايی بوده است كه مردم از آن برای نظمبخشی و رونق دادن به كارهای خود بهره میبردند.
جاويد ادامه داد: پس از اسلام اين سنت هنری از دربار به ميان مردم آمد و چون در ميان مردم بينش دينی رواج يافته بود، عامه مردم به ويژه در ايام ماه رمضان به آن دليل كه بايد سحر را برپاخاسته و چيزی خوردنی را مهيا میكردند تا به واسطه آن توان روزه گرفتن در روز آينده را داشته باشند، از اين سنت برای بيدار شدن به هنگام سحر استفاده میكردند.
وی گفت: سحرخوانی به اين واسطه به اسمهای ديگری همچون چاوش سحری و سحوری نيز مسمی گشت و از چنان اهميتی برخوردار شد كه به زودی به عنوان يك فرهنگ متعالی در هنر اسلامی بدل گشت و شاعران برای آن شعر میگفتند و قرنها پايدار ماند تا آنكه به طور مثال شاعری به نام نعمت ميرزازاده نام منظومه شاعرانه خود را سحوری گذاشت و اين يكی از مصاديقی است كه نشان میدهد برخلاف همه نظامها، نظام اسلام نظام بيداری و هوشياری دادن به امت خود است.
نويسنده كتاب «موسيقی رمضان» تصريح كرد: بعدها ادوات موسيقی كه پيش از اسلام برای تعيين وقت شروع كار نظاميان و مردم عادی در سحرگاه نواخته میشد به سحوری اسلامی راه يافت و مناجاتخوانی سحر با نقارهزنی همراه شد كه در مجموع آئين سحری را بنيان گذاشت كه در سه نوبت شعر و نقارهزنی در پی هم میآمد كه در هر نوبت به روزهدار هشدار میداد كه تا چه حد به اذان نزديك شده است و بايد چه كاری انجام دهد.
جاويد ادامه داد: اين سنت به آئين افطاری نيز رسوخ كرد كه با نواختن ساز كوبهای همچون طبل همراه بود كه هنوز هم در كردستان جريان دارد كه در سه نوبت نواخته میشود كه در طبل اول روزهدار دست از كار میكشد، در طبل دوم وارد خانه شده و در طبل سوم سر سفره افطار مینشيند.
وی با اشاره به اينكه ساز نواخته شده در هنگام سحر در منطقه گرگان يك شيپور نظامی بود و در منطقه زاگرس تنبور، دهل، سرنا و كرنا گفت: آئين موسيقايی ديگری كه به ويژه در نيمه رمضان از سوی كودكان و نوجوانان پيگيری میشد و در هر منطقه به نامی همچون هوربابايی، اللهرمضانی و... معروف بود و هم اكنون هم در مناطقی از استان اصفهان به قوت خويش باقی است به اين شكل كه بچهها به تبعيت از كرامت مولود نيمه رمضان يعنی حضرت امامحسن(ع) دوره افتاده و آئين آوازی و مولودی را ترتيب میدادند و به جمع كردن اعانه و كمك برای مردم مستمند میپرداختند و در مواردی هم به جای آواز به طور مثال سورهای از قرآن و معمولاً سوره مباركه ضحی را همآوايی میكردند.
وی در پايان گفت: متأسفانه به دلايلی همچون هجوم رسانهای و وسايل ارتباطی سنتهای كهن موسيقايی ماه رمضان كه تعداد آنها كم هم نيست رنگ باختهاند و بايد احيا شده و برای نسلهای گوناگون معرفی شوند كه اين پروسه هزينهبر است و نياز به عزم مسئولان دارد كه حداقل به شيوههای امروزين حداقل از طريق رسانه ملی و در محدوده ماه رمضان به آن پرداختی درخور داشته باشند.