حجتالاسلام و المسلمين علیمحمد يزدی، عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، ضمن اشاره به در دست انتشار بودن كتابش با عنوان «سيره پيامبر(ص) در برابر مخالفان از زبان قرآن؛ برنامهها، كنشها، واكنشها» به معرفی اين اثر پرداخت.
يزدی با بيان اين كه قرآن در اسوهپردازی، به دو شيوه عمل كرده است، اظهار كرد: يكی از اين شيوهها اين است كه قرآن چهرههای محبوب را به طور خاص و به اسم معرفی كرده و مردم را به برگزيدن روش آنان فراخوانده است تا سرنوشت خود را بر اساس آن رقم زنند؛ ديگر اين كه به بيان جلوههايی از رفتار و منش گروهی پرداخته و آنان را با عناوينی عام، از قبيل توابان، صالحان، متطهران، متقيان، صالحان، صابران و محسنان، شناسانده تا عبرتگيران، خود را در قالب مشاهدهگر رفتار آنان، جای داده و به آنان به چشم الگوهای زنده بنگرند.
وی با اشاره به اين مطلب كه در ميان اسوههای قرآنی، دو تن از پيامبران، به عنوان «أسوه حسنه» معرفی شده و مردم به اقتدای به آنان دعوت شدهاند، بيان كرد: پيامبر اسلام(ص) و ابراهيم خليل(ع)، هر دو الگوهايی شايسته و زيبا برای امت اسلامی بوده و همراهان ابراهيم(ع) نيز مانند او قلمداد شده و «أسوه حسنه» معرفی شدهاند و ترسيم چهره دقيق و در عين حال محبوب و دوست داشتنی اسوهها، به نحوی كه الگويی كاربردی نيز باشد، میتواند امكان همانندسازی امت اسلامی را با آنان به تدريج فراهم كند و بديهی است كه در اين امر سهم رفتار رسول گرامی اسلام(ص) در ارائه معيارهای عينی و كامل اسوه شايسته درسآموزتر و عبرتآموزتر است.
يزدی در مورد اسناد و روايات مرتبط با زندگی و سيره پيامبر(ص) گفت: از پس از ظهور اسلام تاكنون نويسندگان فراوانی از مسلمانان تا كافران و مسيحيان، در صدد تأليف كتابهايی برآمدند كه در آن سيره پيامبر(ص) را از زاويههای مربوط به اهدافشان بررسی كنند، اما برای شناخت زندگانی پيامبر(ص) قویترين سند موجود را میتوان در قرآن و روايات معتبر معصومين(ع) خلاصه كرد و از ميان اين دو سند بزرگ، قرآن به عنوان سندی كه تمام مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند از مقام ويژهای برخوردار است.
وی با بيان اينكه قرآن را میتوان از سه زاويه منبع تحقيق در سيره پيامبر(ص) قرار داد، اظهار كرد: يكی از منظر آياتی كه خود به بيان سيره پرداخته است، ديگر از طريق آياتی كه مسلمانان را به حركتی فراخوانده كه در تلازم با همراهی پيامبر(ص) و گاه رهبری آن حضرت بوده است و ديگر از راه آياتی كه پيامبر(ص) را مأمور ابلاغ نكته يا فرمانی به مسلمانان كرده كه گرچه نقلهای تاريخی سخن از عمل آن حضرت به آن آيات به ميان نياورده باشد، اما علم به عصمت آن حضرت، برای اطمينان به صدور آن اعمال و اجرای فرمان خداوند كافی است و بسياری از زوايای زندگی حضرت را میتوان از آن آيات به دست آورد؛ نظير اين كه در قرآن میفرمايد «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ؛ بگو اين است راه من كه از روی بصيرت مردم را به خدای يكتا فرا میخوانم»(يوسف/108).
عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بيان اينكه كتاب «سيره پيامبر(ص) در برابر مخالفان از زبان قرآن» سعی كرده از اين راه گامی كوتاه در شناخت رفتار آن حضرت از لابلای آيات قرآن بردارد، عنوان كرد: خواننده اين اثر با مطالعه آن به نكتههايی پی میبرد كه از آن جمله اين است كه پيامبر اعظم(ص) با توكل بر خداوند و تسبيح و حمد او، روح خود را نيرو بخشيده، به زرق و برق زندگی ديگران طمع نمیورزيد، در ابلاغ آيات قرآن، استوار و ثابت قدم مانده، از باز گذاردن درهای تحقيق در دين به روی ديگران نمیهراسيد. شيوههای گوناگون دعوت را به كار گرفته و دلسوزانه زبان به هدايت ديگران میگشود و در مناظره با كافران، از برهانی نبودن ادعاهای آنان پرده برداشته، از هياهوی تكذيبگران هراسی به دل راه نمیداد و همواره زيباترين سخنان را در تبيين حقيقت برمیگزيد.
يزدی ادامه داد: آن حضرت زمانی كه ارشاد را سودمند نمیديد، بیاعتنايی و اعراض را نشانه قطع اميد خود از هدايت آنان قرار میداد و از فرصتهايی كه خداوند به دشمنان خود میداد، دلگير نمیشد، زيرا اين فرصتها را فريبنده و به زيان آنان میديد. كافران بهانهجو را به حال خود رها كرده، با نيكی به آنان، خود را از آسيبهایشان، محفوظ میساخت. همچنين ايشان در گامی ديگر با هشدار به عذابهای دنيوی و اخروی، تهديدهای خداوند را به گوش كافران رسانده و آنان را از افسارگسيختگی بيم میداد. روابط خود را با كافران معاند قطع كرده، حتی برای نزديكان خويش نيز در صورت گرفتاری به شرك و كفر، دعا و استغفار نمیكرد. همنشينی با كافران را كنار گذارده و از افكار و كردار آنان برائت میجست و در برابر دشمن از خود سرسختی و صلابت نشان داده، به هيچگونه پست و مقامی برای آنان رضايت نمیداد و رعب و وحشت در دل كافران میافكند.
وی اضافه كرد: پيامبر(ص) از نبرد با كافران تا حد امكان پرهيز داشت؛ ولی با اميد به ياری خدا و بیباك از مرگ، با ستمگرانی كه آغازگر جنگ بوده و به آوارهسازی مسلمانان و اشغال سرزمين آنان دست زدهاند، میجنگيد.
اين محقق و پژوهشگر با اشاره به درسهايی كه از اين نكات و از زندگی پيامبر اعظم(ص) میتوان دريافت، بيان كرد: مسلمانان بايد با توكل بر خداوند و تسبيح و حمد او، روح خود را نيرو بخشيده، به زرق و برق زندگی ديگران طمع نورزند، در ابلاغ آيات قرآن، استوار و ثابت قدم مانده، از بازگذاردن درهای تحقيق در دين به روی ديگران نهراسند. شيوههای گوناگون دعوت را به كار گيرند و دلسوزانه زبان به هدايت ديگران گشايند. در مناظره با كافران، از برهانی نبودن ادعاهای آنان پرده بردارند، از هياهوی تكذيبگران نهراسند و همواره زيباترين سخنان را در تبيين حقيقت برگزينند. آنگاه كه ارشاد سودمند نيفتند، بیاعتنايی و اعراض را نشانه قطع اميد خود از هدايت آنان قرار داده و از فرصتهايی كه خداوند به دشمنان خود میدهد، دلگير نباشند، زيرا اين فرصتها، فريبنده و به زيان آنان است. كافران بهانهجو را به حال خود رها كرده، با نيكی به آنان، خود را از آسيبهایشان، محفوظ سازند.
يزدی ادامه داد: همچنين مؤمنان بايد با هشدار به عذابهای دنيوی و اخروی، تهديدهای خداوند را به گوش كافران رسانده و آنان را از افسارگسيختگی بيم دهند. روابط خود را با كافران معاند قطع كرده، حتی برای نزديكان مشرك خويش دعا و استغفار نكنند. در برابر دشمن از خود سرسختی و صلابت نشان دهند، به هيچ گونه پست و مقامی برای آنان رضايت نداده و رعب و وحشت در دل كافران ايجاد كنند و از نبرد با كافران تا حد امكان بپرهيزند؛ ولی با اميد به ياری خدا و بیباك از مرگ، با ستمگرانی كه آغازگر جنگ بوده و به آوارهسازی مسلمانان و اشغال سرزمين آنان دست زدهاند، بجنگند.