به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، حسين صادقی و مرتضی عزتی، اساتيد اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس و علی شفيعی، كارشناس مسائل اقتصادی در مقالهای تحت عنوان «تخمين تابع انفاق در ايران» به طرح و بيان مسائلی پيرامون انفاق و مصاديق آن، عناصر تأثيرگذار در اين رفتار از جمله درآمد، ثروت و بررسی آماری اين متغيرها میپردازند.
بر اساس اين گزارش، يكی از نهادهای مهمی كه در اسلام مطرح شده و به طور ويژه يكی از ارمغانهای اديان الهی و اسلام محسوب میشود، نهاد انفاق است. انفاق میتواند بسياری از مسايل جامعه مانند فقر و نابسامانیهای درآمدی و مصرفی را اصلاح كند. اگر بتوانيم اين نهاد را در جامعه گسترش دهيم، میتوانيم بخشی از مشكلات جامعه را برطرف كنيم و برای گسترش آن بايد اين نهاد و رفتارها را شناسايی كنيم.
به باور مؤلفين، زكات، خمس، كفارات مالی، وقف، وصيت، بخشش و مانند اينها، همه مصاديق واجب يا مستحب انفاق هستند و مقصود دين از اين امور اين بوده كه اولا انسانها با انفاق خود را بسازند و به سمت خداگونه شدن، حركت كنند و از طرف ديگر طبقاتی كه نمیتوانند بدون كمك مالی از ناحيه ديگران حوايج زندگی خود را برآورند، مورد حمايت قرار بدهد تا سطح زندگی خود را بالا ببرند.
اين مقاله پس از مقدمهای كوتاه، پيشينه پژوهش درباره انفاق را مورد توجه قرار میدهد و بر اين باور است كه موضوع انفاق در ادبيات پژوهشی از دو منظر رفتار پرداختكنندگان و حقوق اسلامی قابل بررسی است، كه اين مقاله به مقوله اول يعنی رفتار پرداختكنندگان میپردازد. سپس با مروری بر مطالعات نظری انجامشده در زمينه پرداختكنندگان هزينهها و سرمايه مذهبی و نيز بررسیهای تجربی رفتار پرداختكنندگان هزينههای مذهبی، به تعريف برخی اصطلاحات آماری و سنجشهای آماری اين بررسیها میپردازد.
در ادامه عوامل مؤثر بر انفاق در ايران بررسی و تابع انفاق در ايران به صورت تجربی تخمين زده میشود. در اين بخش معرفی متغيرهای مدل كه بر انفاق تأثيرگذارند و تحليل نظری آنها مطرح میشود و با تقسيمبندی اين متغيرها به درآمد، ثروت، سن سرپرست خانوار و اثرگذاری سرمايه مذهبی بر انفاق، هر كدام به طور خلاصه تعريف شده، مورد نقد و بررسی و سنجش قرار میگيرد.
در بخش بعدی اين مقاله كه به برآورد الگو اختصاص دارد، متغيرها و شاخصها به صورت علمی از منظر آماری مورد سنجش قرار گرفته و مفاهيم آماری مانند برآورد الگو، نتايج آماری الگو، متغيرهای الگوهای برآوردی و برآورد الگوی اصلی مطرح میشود و در انتها نتايج به دست آمده مورد تفسير قرار میگيرد.
اين مطلب در پايان نتيجه میگيرد در نظام توزيع درآمد اسلامی با همجهت شدن انگيزههای فردی و اجتماعی از طريق دين، همچنين با توجه به اصل كفالت همگانی و با اختياری عمل كردن بخش اعظم انفاق، از طرفی باعث افزايش انگيزه به كار و تلاش و افزايش سطح توليد در جامعه میشود. بنابراين با پيادهسازی اصول نظام توزيع درآمد اسلام در جامعه میتوان باعث بهبود توزيع درآمد و كاهش فقر در جامعه شد. همچنين پيشنهاد میكند موضوع تأثير سرمايه مذهبی بر ديگر متغيرهای اقتصادی و نيز رفتار انفاقی مردم ايران، در آينده از سوی محققين مورد پژوهش و بررسی قرار بگيرد.
يادآور میشود، مقاله «تخمين تابع انفاق در ايران» به قلم حسين صادقی و مرتضی عزتی، اساتيد اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس و علی شفيعی كارشناس اقتصادی در دومين شماره از سال سيزدهم فصلنامه «پژوهشهای اقتصادی» به صاحبامتيازی پژوهشكده اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس، مدير مسئولی علی محمد احمدی و سردبيری يداله دادگر منتشر شده است.