«أشرف بيومی»، تحليلگر برجسته مسائل سياسی و استاد دانشگاه مصری مقيم واشنگتن، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به پرسشهايی درباره دلايل سقوط حكومت تازه منتخب اخوانالمسلمين در مصر پاسخ داد.
وی در پاسخ به اين سؤال كه «سقوط حكومت اخوانالمسلمين مصر با اراده ميليونها مصری و با ابزار ارتش را چگونه ارزيابی میكند؟ و اين رويداد را كودتای نظامی میداند يا انقلاب مردمی؟» گفت: اينجا رسانهها و دولت آمريكا برای پاسخ به اين سؤال با چالش بسيار مهمی مواجه هستند و اكنون رسانههای آمريكايی برای يافتن پاسخی به اين پرسش تلاش میكنند، زيرا در صورتی كه برای كنگره آمريكا ثابت شود كه رويداد اخير كودتای نظامی بوده است، آمريكا تمام كمكهای مالی خود را از مصر پس میگيرد.
وی افزود: به نظر من اسم و عنوان مهم نيست و آنچه مهم به نظر میرسد، همان واقعيت خروج يك جريان عظيم مردمی يعنی بيش از 22 ميليون مصری عليه حكومت اخوانالمسلمين بود، مردمی كه پس از مشاهده ناكامی حكومت «محمد مرسی» در تحقق بخشيدن به خواستههای انقلاب 25 ژانويه خواستار انتخابات زودهنگام بودند.
به نظر من آنچه 30 ژوئن در مصر اتفاق افتاد نه تنها يك انقلاب تمام عيار مردمی بود، بلكه میتوان آن را انتفاضهای مردمی عليه سياستهای اخوانالمسلمين مصر دانست، سياستهايی كه در داخل به مبارزه با اقليتهای مذهبی و آزادیهای مدنی پرداخت و در خارج اسرائيل را دوست و برادر میدانست و به آمريكا وابستگی داشت.
بيومی تصريح كرد: البته پر واضح است كه يك سال برای ارزيابی ميزان تحقق اهداف كافی نيست اما يك سال برای ارائه و تبيين اهداف و نمايان ساختن جهتگيریهای دولت برای ساخت آينده كفايت میكرد، اما مردم مصر به اين نتيجه رسيدند كه اخوانالمسلمين كشور را به سمتی كه كاملاً با اهداف انقلاب متفاوت است، میبرند و به همين دليل با حضوری قویتر از انقلاب 25 ژانويه در 30 ژوئن حضور يافتند و حكومت مرسی را ساقط كردند اما در پاسخ به چرايی شكلگيری انتفاضه مردمی بايد به دلايل زير اشاره كرد.
به گفته كارشناس مصری نخستين دليل رويگردانی مردم مصر از اخوانالمسلمين پيروی بیقيد و شرط اين جنبش از آمريكا و سياستهای آن در منطقه بود و دومين دليل واضح، تأييد معاهده كمپ ديويد از سوی حكومت اخوانالمسلمين بود كه در راستای بهبود روابط با اين رژيم شكل گرفت و اين گرايش در نخستين نامه مرسی به شيمون پرز كه با «به برادر عزيز و با وفای من و با آرزوی رفاه و آرامش برای مردم اسرائيل...» آغاز میشد، واضح و نمايان بود.
سومين دليل خشم مردم عليه حكومت مرسی مطالبه يكی از چهرهای برجسته جنبش اخوانالمسلمين مصر «عصام العريان» برای بازگشت يهودیهای اسرائيلی مصریالأصل به اين كشور است كه با مخالفتهای مردمی مواجه شد.
چهارمين دليل، وساطت دولت مرسی بين جنبش «حماس» و رژيم صهيونيستی برای آتشبس بود كه در آن حكومت مصر نه تنها در كنار برادران فلسطينی خود نايستاد بلكه در مقام بیطرفی قرار گرفت و اين امر باعث شد تا حكومت آمريكا از آنها تشكر و تقدير به عمل آورد و در ستايش آنها فراوان بگويد كه اين امر باعث يأس و ناأميدی مردم مصر از رئيس جمهور منتخب شد.
اشرف بيومی تأكيد كرد: پنجمين دليل انقلاب عليه حكومت اخوانالمسلمين در مصر سپردن مديريت تمام ادارههای دولتی به اعضای جنبش اخوانالمسلمين بود به طوری كه اداره دولتی را نمیتوان يافت كه در دست اعضای اين جنبش نباشد.
وی با اشاره به انحصارطلبی اخوانالمسلمين خاطرنشان كرد: انتخاب برخی از چهرههای منفی برای رياست ادارهها و سازمانهای دولتی از ديگر دلايل خشم مردم بود كه از ميان آنها میتوان به انتصاب فردی كه در دهه 1970 ميلادی با حمله به گردشگران خارجی بيش از 60 تن از آنها را كشت، به عنوان استاندار شهر «الأقصر»، أمری كه تعجب همگان را بر انگيخت.
به گفته وی هشتمين دليل انحصارطلبی اخوانالمسلمين و كنار گذاشتن همه افراد شايستهای كه به لحاظ سياسی هممشرب آنها نبودند و نهمين دليل، تصويب قانون اساسی جديد مصر بود.
بيومی گفت: قانون اساسی مصر علیرغم مخالفت مسيحيان مصر و بسياری از جريانهای سياسی مصر به رفراندوم گذاشته شد و به همين دليل مردم در اين رفراندوم مشاركت نكردند ولی در نهايت با مشاركت تنها 20 درصد از واجدان شرايط تاييد و به اجرا گذاشته شد.
كارشناس و استاد دانشگاه مصری ساكن واشنگتن آمريكا در ادامه افزود: دهمين دليل رويگردانی مصریها از اخوانالمسلمين كشتار تعدادی از شيعيان مصر در يك ماه اخير بود، كه در پی تحريك تعدادی از سلفیها در نشستی با حضور مرسی اتفاق افتاد.
وی با اشاره به دليل يازدهم تصريح كرد: دشمنی بیدليل مرسی عليه سوريه و پيوستن به جريان منادی سقوط بشار اسد بسياری را بر آن داشت كه او را چهرهای خونخواه قلمداد كنند كه به دنبال كشاندن مصر به جنگ و بحران است.
بيومی تأكيد كرد: برای سقوط مرسی و حكومت اخوان المسلمين مصر نمیتوان دليل واحدی در نظر گرفت و بايد همه دلايل را در كنار هم ديد و در واقع اقدامات اخوانالمسلمين در يك سال دوران حكومتشان دليل اين سقوط بود.
وی در ادامه اظهار داشت: از ديگر دلايل نفرت مردم مصر از اخوانالمسلمين در يك سال اخير میتوان به رفتار و تعامل عمومی اخوان و گروهكهای اسلامگرای تندرو با مردم و با مخالفان سياسی، تعدی به كليساهای مسيحی و توهين به برادران قبطی و ديگر دلايل مشابه اشاره كرد.
بيومی تصريح كرد: تعامل و رفتار اخوانالمسلمين منعكس كننده پايههای فكری آنان بود كه از جمله آنها میتوان به عدم اعتقاد آنان به دموكراسی و دولت مدنی اشاره كرد كه باعث شد تا دولت آنها يك دولت محافظهكار باشد.
وی افزود: اخوانالمسلمين در آراء و نظريات خود از زمان شكلگيری به دست «حسن البناء» تاكنون بر عدم اعتقاد خود به دولت ملی تأكيد داشتهاند همچنان كه بر ضرورت ارتباط با رژيم صهيونيستی تأكيد دارند.
بيومی با اشاره به بعد اقتصادی حكومت اخوانالمسلمين تصريح كرد: حكومت مرسی همانند حكومت «مبارك» به كمكهای مالی آمريكا چشم دوخته بود و فاقد هرگونه برنامه اقتصادی پيشرفته بود و نظريههای اقتصادی آنان حتی در سطح سرمايهداری سنتی هم نبود.
همچنين از ديگر دلايل عكسالعمل مردمی در برابر اخوان میتوان به دشمنی آنان با انديشه ناسيوناليسم عربی كه در مصر ريشهدار است، به كارگيری خشونت بهعنوان وسيلهای برای تحقق بخشيدن به اهداف و غيره همه اينها باعث شد تا عليه دولت اخوان دست به انقلاب گسترده بزنند.
وی درباره كودتای نظامی خواندن انقلاب مصر از سوی بعضی از تحليلگران گفت: به نظر مردم مصر كودتای حقيقی كودتای مرسی در دوران رياست جمهوريش بر قانون اساسی و انحصارطلبی قدرت از سوی وی بود كه عامل اساسی انقلاب مردمی و دخالت گسترده مليونها مصری بود.
اشرف بيومی در پاسخ به پرسشی درباره اينكه «اگر اخوانالمسلمين عزل مرسی را نپذيرند و برای بازگرداندن وی تلاش كنند، آينده مصر چگونه خواهد بود؟» گفت: توانايی و زمينه مردمی اخوانالمسلمين مبالغهآميز است و اين همان چيزی است كه با مراجعه به آمارهای انتخابات و رفراندومها برای همه نمايان میشود.
وی تصريح كرد: اسلامگراها يعنی اخوانالمسلمين و سلفیها در مصر بيش از 20 درصد نيستند و در اوج اقتدار شايد اين نسبت به 25 درصد هم برسد و اين مقدار با مراجعه به آمارهای حاصله از انتخاباتهای اخير به دست میآيد.
بيومی در ادامه استناد كرد: مؤسسه نظرسنجی مشهور «الزغبی» در مصر طی يك نظرسنجی دقيق اين نسبت مردمی را برای اسلامگراهای مصر اعلام كرد و افزود: البته آنجا كه میگوييم اسلامگراها تنها منظور اخوانالمسلمين و سلفیهای مصر نيستند، زيرا همه مردم مصر به نوعی اسلامگرا هستند زيرا همه مسلمانند و اخوانیها تنها داعيهداران اسلام در مصر نيستند.
وی در شرح و توضيح رفتار اخوانالمسلمين مصر و پايين آمدن ميزان محبوبيت مردمی آنها در اين كشور طی يك سال گذشته گفت: «خيرت الشاطر» كه يكی از رهبران اخوانالمسلمين مصر به شمار میآيد، اوايل انقلاب اعلام كرد كه اخوانالمسلمين با كانديداهای زيادی وارد انتخابات نخواهد شد اما اين سخن را نقض كرد و پس از آن اعلام كرد كه اخوانالمسلمين در انتخابات رياست جمهوری ورود نخواهند يافت و باز هم به اين وعده خود عمل نكردند.
وی اين عدم پايبندی را از دلايل رويگردانی مردم مصر از جنبش اخوانالمسلمين در يك سال اخير قلمداد كرد.
اشرف بيومی در پاسخ به سؤالی درباره آينده اخوانالمسلمين تصريح كرد: اخوانالمسلمين اكنون در برابر يك دوراهی قرار دارد و مجبور است تا يك راه را برای خود انتخاب كند زيرا راه سومی وجود ندارد.
وی گفت: راه نخست آن است كه اخوانالمسلمين وضع موجود را بپذيرد و خود را برای انتخابات آينده آماده سازد و از طرفی از ملت مصر به خاطر تمام اشتباهاتی كه در يك سال گذشته مرتكب شدند و آقای مرسی پيش از بركناری به برخی از آنها اعتراف كرد، عذرخواهی كند تا شايد در مصر آينده جايگاهی داشته باشند.
بيومی افزود: راه دوم، اعلام جهاد عليه دولت و ملت مصر و بهكارگيری خشونت برای تحقق اهدافشان است كه در چنين حالتی اخوانالمسلمين بدون شك با شكست سختی مواجه خواهد شد زيرا دستگاههای امنيتی كه در دوران مبارك شاهد افزايش چشمگيری بودند همچنان قدرتمند و پا برجا است، همچنين تاريخ بهكارگيری خشونت اخوانالمسلمين در مصر نشان میدهد كه سرنوشت آنان شكست خواهد بود.
گفتنی است، اشرف بيومی، 78 ساله، چهره دانشگاهی دارای مدرك دكتری در رشته شيمیفيزيك است و از دوران كودكی از طريق پدر با جنبش اخوانالمسلمين مصر آشنا شده بود، پدرش عضو جنبش اخوانالمسلمين از بدو تأسيس در زمان حسن البنا بود.
به گفته وی، مخالفتش با اخوان به خاطر اين نيست كه آنان اخوانالمسلمين هستند بلكه از نظر وی آنان در طول تاريخ خود همواره بر خلاف عنوان خود يعنی برادری و اسلامی رفتار كردهاند و اخلاق، رأفت، حكمت و رفتار اسلامی و همچنين تمامی مبانی اساسی دين مبين اسلام در حوزه اخلاق را كنار گذاشتهاند كه رفتار اخير آنها با شيعيان و با قبطیهای مسيحی دليلی بر اين مدعی است.