اين رساله شريفی كه ديروز در استقبال از مقام شريف و منيع رهبری عظيمالشأن، حضرت آقا (آيت الله حسن زاده آملی) تقديم ايشان فرمودند و هديه فرمودند، به اسم ، انسان در عرف عرفان.
در اين رساله حدود 24 واقعه از وقايع مكاشفات نفسانی حضرت آقا (آيت الله حسن زاده آملی) در اينجا ذكر شده. كه ايشان میفرمودند كه من بنا داشتم كه اين رساله بعد از من چاپ بشود نه الان.
در يكی از وقايع اين رساله میفرمايد كه آيه مباركه «و اذا الوحوش حشرت» برای ايشان متمثل شده كه تمام ارواح انسانهای موجود و افرادی كه الان هستند، همه را به ايشان نشان بدهند كه اينها چی اند؟ اين ها كیاند؟ كه شما به عنوان ولی حق در بين اينها هستی بدانيد مردم كه هستند؟ چگونهاند؟
بايد اوليای او به عالم آگاهی داشته باشند، به اسرار وجودی عالم آگاه باشند ، منتهی كتومند، كه در تمام اين 24 واقعه شرح شده در رساله، تمام جاها نيمه كاره است، هيچ جا حرف به آخر نرسيده.
اسراری است در اين رساله، چهل و شش اصل در اين رساله آوردهاند. كه اصل چهل و پنجم آن در مورد عالم ذر. عالم ذر كه چه اسراری در اين جا به وقوع پيوسته، و اسرار ديگر و حقايق ديگری كه در اين جا آمده است.
حضرت استاد علامه (آيت الله حسن زاده آملی) روحی فداه، سرور من، من و شما، صد سال بعد هم ايشان را بشناسيم خيلی حرفه، هزار سال بعد هم بيايند ايشان را بشناسند خيلی حرفه، و چقدر بايد بگذرد كه تا چه كسانی بيايند و رشتهها طی كنند و چه و چه، و بعد ايشان را بشناسند نمیدانم، اينها چه زمانی واقع میشود؛ و آيا در زمان معاصر ما كسی هست كه به تمام حقيقت آقا (آيت الله حسن زاده آملی) پی برده باشد؟ نمیدانم. هست؟ نيست؟ ان شاء الله كه هست، به لطف خدا .
خوب اگر نبود آمدن ديروز حضرت مقام معظم رهبری اين رساله را چه وقت بايد ما زيارت میكرديم؟
چرا بايد يك رهبر بزرگوار كشور را كه تمام مردم با ايشان كار دارند، در حد يك كشور كار داره، در سرحد جهان كار داره، هر روز بايد روزنامهها را ببينه و ... حرف از يك مثلاً مسافرتها اينطور ی نيست كه حالا آدم يك رهبری را بياره در يك شهری ، حالا يك چهار تا پارچهای بزنيم كه حالا آنها هم طبق احترام ماديه، طبيعيه، ظاهريه. يك مهمان میخواهد بيايد شما حياط تان را جارو میكنيد و ... ، اين پذيرايی متعارف است، اين پذيرايی مهمان نيست. اين پذيرايی آن حقيقت مهمان نيست.
اما میخواهيم به اين مهمان يك هديهای بديم كه اين هديه جان مهمان را، اين هديه حقيقت مهمان را، اين هديه ذات مهمان را، با او ارتباط وجودی داشته باشد، حالا چكار كنيم؟F-1
خدايیاش درست است كه مقام معظم رهبری ديروز آمدند برای آمل، اما اين سفر، سفر يگانه ايشان است تا حال، حالا از اين به بعد نمیدانم، شايد برای ايشان همچنين سفری پيش بيايد يا نيايد، نمیدانم. ديگر از اين به بعد را بايد ببينيم چه پيش میآيد، اما تا حال ايشان به عنوان رئيس جمهور و رهبری به همه جا رفتهاند، به سراسر كشور تشريف فرما شدهاند و همه جا مردم به زيارت ايشان آمدهاند، ليكن هيچ مسافرتی مثل مسافرت ديروز ايشان نيست، چرا؟ برای اين كه اين رساله آمده، حالا رساله را الحمدلله همين ديروز داده شد كه ان شاء الله با يك كيفيت خوبی در تهران هر چه سريعتر چاپ بشود و به دست شما برسد. از ناحيه ايشان قول هم دادند كه يعنی آقايانی كه همراه مقام معظم رهبری بودند قول دادند كه عن قريب، به سرعت اين رساله در بيايد و در دسترس قرار بگيرد .
حالا عزيزان اين سفر را، سفر مقام معظم رهبری به شهر آملتان را، اين سفر يك سفری كه حالا رئيس يك كشوری بخواد بياد به يك شهری يك سری بزنه اين نپنداريد. اين نيست. آن چه كه ديروز به وقوع پيوسته اين است كه آن جان پاك، آن ذات باطهارت آقای مقام عظيمالشأن رهبری، باعث شده كه اين رساله خودش را در بياره. اين پری رويی تاب مستوری نداشت.
اين را ديروز مقام معظم رهبری آمدند، اين را صيدش كردند، بايد ديروز مقام معظم رهبری را به عنوان يك شكارچی كه به شكار رساله انسان در عرف عرفان آمده است بايد به حساب بياريم.
خوب اين روش شريف آقا (آيت الله حسن زاده آملی) كه الان اين اصلاً در كشور يك بابی باز كرده، كه آقای مهمان كه برای شما میآيد، شما يك هديهای بدهيد كه مربوط به جان مهمان باشد.
اين سفر ديروز مقام معظم رهبری، سفر مملكتی میخواهيد اسمش را بگذاريد، بله هست، سفر برای سر زدن مردم يك شهر درسته، اما بنده اسم اين سفر را میگذارم سفر عقلانی، سفر ملكوتی، سفر باشد كه در اين سفر، هم آقای مسافر و هم ميهمان برای صاحبخانه چيزی را به هديه ببره، كه هديه مهمان چيه؟
خوب شيرين آقا (آيت الله حسن زاده آملی) حرف زده «با سلام و دعای خالصانه و ارائه ارادت بی پيرايه جاودانه»، كه اينها همه اصطلاحات را آقا روی حساب بكار بردند. فرمود : اگر يك ميكرون در آقای خامنهای غل و غش، ناخالصی، غل و غش و و (هر تعبيری میخواهيد)، يك ميكرون، يك ميليونوم، يك هزارم اينها در ايشان میديدم نمیآمدم، چه كار دارم؟ با ملك و ملكوته، فوق ملكوته! فرمود من با جبرئيل خدا كاری ندارم. با عزرائيل خدا كاری ندارم. اين است كه میفرمايد : ارادت بی پيرايه. بله! چون قلب صافی داری، چون جان پاكی داری.
دو سه سال قبل بود. منزل يكی از دوستان، عزيزان، مجلس روضهای بود به جهت شهادت حضرت جناب بی بی عليها سلام، كه آقا (آيت الله حسن زاده آملی) در اون مجلس تشريف فرما شدند، در بين راه، به يك مناسبتی، حرف از مقام معظم رهبری شد، ايشان (آيت الله حسن زاده آملی) اين جمله را میفرمودند : «آقا من كاری نه به جبرئيل دارم، نه به عزرائيل دارم، نه به ملك و ملكوت دارم، من گرفتار دل و شه جان دلبرم».
حرفشون اينه كه من نه مرد اين ور و نه مرد آن ور هستم. ان الدنيا (اين ور) حرام علی اهل الاخره (برآن وری ها) و الاخره (آن ور) حرام علی اهل الدنيا (برای اين وری ها، اين ور يعنی دنيا و آن ور يعنی آخرت) اما و كلاهما حرامان علی اهل الله. اين يك جمله حضرت آقا (آيت الله حسن زاده آملی) كه من نه مرد اين ور و نه مرد آن ور، من گرفتار دل و شه جان دلبر، اين متن حديث است، حديث شريف است. حديث میفرمايد : عدهای اهل اين ورند، دنيايیاند، اينها قيامت ندارند. عدهای اهل آن ورند، بهشتند، حورالعين میخواهند، اينها دنيا ندارند. اما اهل الله، نه اهل دنيايند، نه اهل آخرتند. من نه مرد اين ور، نه مرد آن ورم، من گرفتار دل و شه جان دلبر هستم.
اون كه با يك سجدهای عوالم طی میكند و عوالم و عوالم و عوالم، اون كه ديگه حالا ما جمع بشويم بگوييم آقا آقا و ... برای ايشان چه ارزشی داره؟
اين را كه فرمود : (آيت الله حسن زاده آملی) من يك ميكرون اگر در اين شخص خدای نا كرده، غل و غشی ناخالصی چيزی میديدم نمیآمدم. بله اين جوری است. پس حالا كه میآيم و اين كتاب را كه بايد بعد از حيات خودم چاپ كنم نه الان، اين را دارم تقديم ايشان میكنم، الحمدلله رب العالمين، معلوم است كه جان خيلی خوب است، و چه شيرين در اين جا فرمودند : آقای مهمان بايد برای صاحبخانه هديه ببره، چه اين كه صاحبخانه هم بايد به مهمان پذيرايی كنه. اين مهمان كه برای اين آمل كه صاحبخانه بود، مهماندار بود، چه آورده؟ حضور باهر النور آورده، حضور باهر النور. يك حضوری كه اين حضور يك نوری را به درخشش در آورده، كدام نور را؟ رساله انسان در عرف عرفان را دارد درخشش میدهد.
اين زحمتی كه آقای خامنهای كشيدند ديروز، اين خدمتی كه ديروز مهمان شما به شما و به كل كشور و به كل جهان كردند چه بود؟ اين بود كه يك رسالهای را كه پری رويی بود و تاب مستوری نداشت، آمدند ديروز از مستوری در آوردند. اين حضور باعث شده كه اين نور انسان در عرف عرفان درخشان بشود، اين در بيايد، اين آفتاب طلوع كند، اين خدمتی بود كه ايشان كرد. برای اينكه اين رساله پنهان شده بود.
مگر آقا (آيت الله حسن زاده آملی) كم كتاب داشتند مگر آقا كم رسالهها داشتند؟ چطور شد اين رساله را بايد به ايشان تقديم بكنند؟
چه عجيب كه داشتند اين مقدمه را كه برای رهبری مرقوم میفرمودند، توفيقی شد و خدمت ايشان تشرف پيدا كرديم ، گفتند : استخاره زديم به قرآن كه ببينيم اين رساله را بدهيم به آقا يا نه؟ سوره لقمان آمد : «بسم الله الرحمن الرحيم - الم - تلك آيات الكتاب الحكيم - هدی و رحمة للمحسنين ».
آخر نه اين كه جناب لقمان به حكمت شهرت دارند، اين آياتی كه (بنده دارم به تناسب اينها) در اين رساله شريف انسان در عرف عرفان كه يك كتاب حكيم الهی است، كه آقا (آيت الله حسن زاده آملی) از اين رساله تعبير بردند به «اثر نمونه دوران»، كه در اين دوران شما بخواهيد يك كتابی را به عنوان نمونه انتخاب بفرماييد، اين رسالهhasanzade1
اين كتاب، اين آيات كتاب حكيم میخواهد برای چه كسی تجلی كند؟ هدی و رحمه لل آقای محسنين. اين آقای بزرگواری كه محسن است، پاك است، جان پاكی دارد، «هدی و رحمة للمحسنين».
حالا اين مهمان كيست؟ الحمدلله رب العالمين، اين مهمان يگانه دوران است. آن جا فرمود : «اين رساله ما، در اين دوران، يك اثر نمونه دوران است». اين رساله نمونه دوران را به چه كسی داريم تقديم میكنيم؟ به يگانه دوران تقديم میكنيم.
آن وقت بنده برداشتم اين است كه، چون اين رساله با اين مهمان، با هم ديگر، يك مناسبتی بين شان وجود داشت، آقا فرمودند كه : «به پيشگاه مبارك آن ولی به حق»، خيلی هم حرف است، آن ولی به حق كه مصداق بارز رساله است. اين رساله كه عنوانش چيست؟ انسان در عرف عرفان.
اگر سوال بكنيم آقا، الان در اين ايران ما، در اين جهان ما بخواهيم يك چند نفری را پيدا كنيم كه عرفان به اين افراد، میگويد انسان، بخواهيم برای ما، بفرماييد مصداق آن كيست؟ میفرمايند : رهبری معظم انقلاب، ايشان به عنوان مصداق اين رساله است. آن هم مصداق بارز رساله است، بارز يعنی آشكار.
اين هم آقا تعمد دارند روی كلمه بارز، خودشون (آيت الله حسن زاده آملی) فرمودند كه آقا، اين هشت سال ايشان رييس جمهور بودند، الان هم هشت نه سال رهبر هستند، الحمدلله رب العالمين يك كلمه حرف اگه كسی دارد، ايشان يك جايی دست خيانتی، يك مثلاً اختلاسی، يك چيزی برای خودش، برای زن و بچهاش، برای دودمانش، مثلاً دستی به كار برده است، نه. كه عرض كردم، فرمود اگر يك ميكرون در ايشان غل و غش میديدم نمیآمدم. الحمدلله جان پاك است. الهی شكر.
حالا شما نفرماييد كه بله آقا، اين كه ديگر نياز نيست حرف زدن اين جوری كه، برای اين كه اين همه مردم شعار میدهند، خيلی خوب، بله، اما الان بنده و شما از مقام معظم رهبری، از ايمان ايشان، از آن خلوت ايشان، از آن تقوای ايشان، از آن باطن ايشان، از سّر ايشان، چه اطلاعی داريم؟ همين اندازه كه ما يك ظواهری میبينيم. الحمدلله رب العالمين
اما كسی را كه ملك و ملكوت را بگويد من كاری ندارم، كه من فقط با خدای خودم كار دارم، ايشان بخواهند حرف بزنند، تعريف كنند، تمجيد كنند ايشان، اين حرف چيز ديگری است، اين يك لذت ديگری دارد، اين يك حساب ديگری دارد.
اين هديه ای كه دارم به تو میدهم با كمال ابتهاج و انبساط دارم میدهم، مبتهجم، اصلاً چقدر الان دارم كيف میكنم كه الحمدلله يك كتابی را دارم به يك كسی میدهم كه لياقت دارد، شأنيت دارد.
لطف بفرماييد آقا (علامه حسن زاده آملی) را در ديدگاههای سياسی و گروهی وارد نكنيد كه چطور شده آقا الان انقلابی شده ؟ اين طوری حرف نزنيد سرور من . آن موقعی انقلابی شده بودند كه در سال 42 كه طلبه جوانی بودند و مشرف شده بودند به قم ، و رفتند به فيضيه و مسجد اعظم ، در سخنرانی امام خمينی (ره) شركت كردند و بعد از سخنرانی امام، طلبه ها را گرفتند و زدند . آن موقع حضرت آقا (علامه حسن زاده آملی) باتون می خوره و بيهوش ميشه و بين شهدا می افتد . و نزديك بود كه ايشان را به عنوان شهدا مسجد اعظم ببرند و دفن كنند كه يك بنده خدايی ديد كه ايشان يك جنب و جوشی ميخوره و ايشان را نجات می دهند .
تقديم نامه علامه حسن زاده آملی به مقام معظم رهبری كه در ابتدای كتاب انسان در عرف عرفان آمده است
ph-10443
بسم الله الرحمن الرحيم
الم تلك آيات الكتاب الحكيم هدی و رحمه للمحسنين
با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پيرايه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظيم الشان كشور بزرگ جمهوری اسلامی ايران حضرت آيت الله معظم،جناب خامنهای كبير (متع الله الاسلام و المسلمين بطول بقائه الشريف)، اين اثر نمونه دوران را اعنی، رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجليل و تكريم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن يگانه دوران در دارالاسلام و الايمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار اين بلدطيب و خطه شهرستان آمل بلكه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پيشگاه مبارك آن ولی به حق كه مصداق بارز رساله است با كمال ابتهاج و انبساط تقديم میدارم و عزت و شوكت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقيقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.
يارب دعای خسته دلان مستجاب كن.
20/3/1377 حسن حسن زاده آملی