به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ميرمسعود حسينيان،كارشناس مسائل سياسی و معاون سابق دفترحفاظت منافع ايران در مصر، امروز، اول مردادماه، در نشست «ديپلماسی وحدت و بيداری اسلامی» كه در نمايشگاه بينالمللی قرآنكريم برگزار شد، با تبيين واژه ديپلماسی عنوان كرد: ديپلماسی از كلمه يونانی «ديپلما» به معنی «طومار» میآيد. بايد متذكر شوم كه تا قرن هفدهم ميلادی ارتباطات بين دولتها زياد نبود و در صورت لزوم نيز فرستادهای از طرف يك كشور به كشور ديگر میرفت و پس از انجام امور به سرزمين خود بازمیگشت بنابراين تا پايان اين قرن ديپلماسی رسمی معنايی نداشت.
وی افزود: اواخر قرن هفدهم بود كه برای نخستينبار نمايندگان دائمی كشورهای مختلف ارتباطات خود را آغاز كردند و پس از آن كنوانسيون ژنو شكل گرفت و روابط ميان دولتها بسيار رسمیتر شد. در حقيقت اين همان ديپلماسی رسمی است؛ ولی در اين بين ديپلماسی مهمتری به نام ديپلماسی عمومی هم وجود دارد كه بر پايه تاثيرگذاری افكار عمومی شكل میگيرد و در بسياری از مواقع ديپلماسی رسمی كشورها را تحت تاثير قرار میدهد.
حسينيان اضافه كرد: گروههای مختلف جامعه در ديپلماسی عمومی نقش ايفا میكنند ولی مهمترين ابزار اين نوع از ديپلماسی، رسانه است. در حقيقت، اين ديپلماسی مسائل را از حالت درونكشوری خارج و به مسئلهای بينالمللی تبديل میكند. برای مثال، اتفاقاتی كه در كشورهای مختلف جهان روی میدهد حالتی بينالمللی به خود میگيرد كه از طريق رسانهها ثانيهبه ثانيه منعكس میشود.
اين كارشناس مسائل خاورميانه با تاكيد بر اينكه ديپلماسی عمومی به ويژه رسانهها به عنوان ابزار اصلی، در فضاسازی نقش زيادی دارند، بيان كرد: يكی از مهمترين كاركردهای ديپلماسی عمومی را طی روزهای اخير در تغيير تصميم آمريكا و انگليس برای ارسال سلاحهای سنگين به سوريه ديديم. اين دو كشور تحت فشار افكار عمومی مجبور شدند از تصميم قبلی خود عقبنشينی كنند.
حسينيان ادامه داد: علاوه بر رسانهها، هيئتهای دوستی پارلمانی، كرسیهای زبان در دانشگاهها، ارتباط بين انديشمندان و اساتيد دانشگاهها نيز از ابزارهای مهم ديپلماسی عمومی به شمار میروند. اين ابزارها در كنار ديپلماسی رسمی میتوانند به حل منازعات ميان كشورها كمك كنند. حال بايد در كنار اين نوع از ديپلماسیها به ديپلماسی وحدت اشاره كنيم كه توسط مقام معظم رهبری مطرح شده است.
وی تصريح كرد: بيش از شصت سال است كه فلسطين با رژيم صهيونيستی در حال مبارزه و جنگ است و ملت مظلوم فلسطين سعی دارند از طريق جنگ و مبارزات خيابانی، به بخشی از مطالباتشان دست پيدا كنند. در حقيقت تا پيش از اين چنين تفكری وجود داشت كه میتوان با اسرائيل جنگيد ولی بعد از انقلاب اسلامی ايران بود كه تفكر «امكان نابودی رژيم اسرائيل» در اذهان عمومی نقش بست.
حسينيان با اشاره به اينكه اعراب، ارتش اسرائيل را شكستناپذير میدانستند، عنوان كرد: اعراب حتی به دليل حمايت آمريكا از افرادی چون حسنی مبارك، اينگونه فكر میكردند كه امكان بركناری چنين اشخاصی وجود ندارد ولی با وقوع انقلاب اسلامی ايران اين معادلات تغيير يافت؛ چراكه رژيم شاه به عنوان شريك اصلی آمريكا و حافظ منافع استكبار، به واسطه انقلاب اسلامی ايران سرنگون شد و اين نخستين تلنگر برای غرب بود.
وی اضافه كرد: گام بعدی، ايجاد تفكر مقاومت در جنوب لبنان و تشكيل حزبالله دومين گام در بيداری اسلامی و تلنگری ديگر بر غرب بود. حزبالله توانست ارتشی را كه اعراب آنرا شكستناپذير میخواندند، از لبنان بيرون كند و همين حركت بود كه فلسطينيان را به پيروزی اميدوارتر كرد. همه اين مسائل دست در دست هم دادند و منطقهای را كه همچون انبار باروت بود، منفجر كردند. خودسوزی جوان تونسی نيز اولين نشانه اين انفجار به شمار میرود.
حسينيان با اشاره به اينكه اين تلنگرها باعث نگرانی استكبار شد، تاكيد كرد: اين حوادث نشانههايی ناخوشايند برای غرب به شمار میرفت؛ چراكه با بيداری امت اسلامی، منافع غرب در خاورميانه به خطر افتاد و آنها تصميم گرفتند تا راهی برای مقابله با ترويج فرهنگ بيداری اسلامی پيدا كنند و ايجاد تفرقه و فتنهانگيزی در سوريه يكی از مهمترين توطئههای آمريكا و غرب برای مقابله با اين موج بيداری بود.
وی بيان كرد: غرب پس از اين كه متوجه راه افتادن اسلام سياسی در كشورهای منطقه شد، اين نوع از دين را خطری روشن برای خود ديد چراكه اسلام خالی از سياست هيچ ضرری برای غرب نداشت ولی اسلام سياسی تفكری است كه منافع غرب را نمیپذيرد. انقلاب اسلامی ايران زنگ خطری برای آمريكا بود كه فقط اسلام منطبق با منافع خود را میخواست.
اين كارشناس مسائل سياسی به اسلامهراسی اشاره و تصريح كرد: يكی از نخستين ابزارهايی كه غرب برای مقابله با اسلام سياسی در پيش گرفت، ايجاد پديده اسلامهراسی و بهراهاندازی نوعی هراس از مسلمانان در جامعه بود. قرآنسوزی، كاريكاتورهای موهن، كتاب آيات شيطانی از جمله فعاليتهايی بودند كه در جهت ايجاد اسلامهراسی صورت گرفتند.
وی افزود: گام دوم، ايجاد شيعههراسی بود. غرب با تلقين تفكراتی چون هلال شيعی نوعی نگرانی نسبت به ترويج تشيع كه مهمترين پايگاهش ايران و لبنان بود، در ميان كشورها ايجاد كرد. حتی شيعههراسی در مصر تا جايی پيش رفت كه شاهد حمله تكفيریها به منزل شيعيان و قتل بیرحمانه «شيح شحاته» بوديم. همچنين در لبنان نيز شيخ سلفی با داستانپردازی در مورد حزبالله سعی داشت تا ادامهدهنده اين شيعههراسی باشد كه با دخالت ارتش لبنان شكست خورد.
به گفته حسينيان، " ايجاد گروههايی چون القاعده و طالبان و معرفی آنان به عنوان نمايندگان اسلام، گام ديگر آمريكا برای توسعه اسلامهراسی بود چراكه اين گروهها چهرهای خشن از اسلام ارائه میكردند كه راه را برای هراس از اسلام باز میكرد".
اين كارشناس مسائل سياسی اضافه كرد: اختلافافكنی بين شيعه و سنی هم آخرين بخش از اين پازل است كه در افغانستان، پاكستان و عراق شاهدش هستيم. حال در مقابل همه اين مسائل است كه ديپلماسی وحدت مطرحشده توسط مقام معظم رهبری نمايان میشود. اين ديپلماسی اساس روابط ميان مسلمانان كشورهای مختلف جهان و بر پايه مشتركات بين مذهاب اسلامی است.
وی در پايان سخنانش تاكيد كرد: سه عامل مهمی كه در تحقق ديپلماسی وحدت وجود دارد عبارتند از: ورود افرادی كاملا معتقد به اين موضوع؛ آشنايی به زبان تعامل ميان مذاهب اسلامی و جمعآوری مستندات كه اثباتكننده خواسته طرفين برای وحدت باشد؛ فتوای مقام معظم رهبری در تحريم بیاحترامی به صحابه اثبات خواست تشيع برای ايجاد وحدت با ديگر مذاهب اسلامی بود.