حقوق مالكيت فكری، مفهوم حقوقی به نسبت نوينی است كه چگونگی حمايت و استفاده از آفرينشهای فكری بشر را تعيين میكند و مشتمل بر دو ركن مالكيت صنعتی و مالكيت ادبی - هنری میباشد؛ مالكيت صنعتی از اختراعها، طرحهای صنعتی، علائم تجاری يا خدماتی، اسامی تجاری، حق كسب و پيشه در تجارت و … محافظت میكند و مالكيت ادبی و هنری از آثار ادبی و هنری و آفريدههای مرتبط با آن حمايت مینمايد. جان مايه حقوق مالكيت فكری حمايت از حقوق پديدآورنده اثر و ايجاد زمينهای مطمئن در جهت تشويق هنرمندان و صنعتگران برای خلق آثار بهتر است كه در صورت تحقق چنين زمينهای بخشهای مختلف جامعه هم با آگاهی از اصالت آثار، از فوايد آن منتفع خواهند شد. به عبارت ديگر، مقصود از حقوق مالكيت فكری كه اغلب در كشور ما به «حقوق مالكيت معنوی» ترجمه شده است حقوقی است كه نشئتگرفته از فكر، انديشه و قوه تعقل انسان میباشد. ناصر كاتوزيان، استاد حقوق، آن را چنين تعريف كرده است : «حقوقی است كه به صاحب آن اختيار انتفاع انحصاری از فعاليت و فكر و ابتكار انسان را میدهد» (كاتوزيان، 1376: 23).
موضوع مورد حمايت در اين حقوق، آثار فكری و آفريدههای خلاقانه بشری میباشد. ماده دو معاهده تأسيس سازمان جهانی مالكيت فكری، فهرست نسبتاً جامعی از موضوعاتی كه تحت حمايت حقوق مالكيت فكری هستند نام برده است كه عبارتند از: «آثار ادبی و هنری، علمی، اجراهای هنرمندان آثار نمايشی، آوا نگاشتها و سازمانهای ضبط و پخش، اختراعات در تمامی زمينههای تلاش انسانی، كشفيات علمی، طرحهای صنعتی، علائم تجاری، مبدأ جغرافيايی كالا، حمايت در برابر رقابت غير عادلانه، و تمامی حقوق ديگری كه ناشی از فعاليت فكری در زمينههای صنعتی، علمی، ادبی و هنری هستند.
همانگونه كه از تعاريف ارائهشده استنباط میشود حق مؤلف، شامل دو حق معنوی و مادی يا مالی و اقتصادی است. حق معنوی كه بهانه نگارش يادداشت است، حقی است كه پديدآورنده را قادر میسازد جهت حفاظت از ارتباط شخصی بين خود و اثر منتشرهاش، اقدامات خاصی را اتخاذ كند. مثلاً تنها خود او میتواند به عنوان پديدآورنده اثر نام برده شود و يا اجازه انتشار آن را داده يا مانع نشر آن شود و يا جلوی تحريف آن را بگيرد؛ اگر با كمی انعطاف، تفسيری موسع از حقوق مالكيت معنوی ارائه داده و چاشنی اخلاق را نيز بدان بيفزاييم میتوان واژگانی را كه در قالبهايی خاص برای اولين بار در آموزهها و شعارهای انتخاباتی داده میشود نيز در زمره آثاری برشمرد كه شايسته است دستكم در دايره وجدان و انصاف مشمول قاعده ياد شده قرار گيرد.
در مدتزمان حدود 50 روزه ميان اعلام نتايج يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری كه به پيروزی شعار اعتدالگرايی منجر شد تا روز تنفيذ حكم رياست جمهوری توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، بسياری از چهرههای سياسی بهصورت بعضاً پيشدستانه مبادرت به تعريف معنا و مفهوم حقيقی واژه اعتدال نمودند و كوشيدند اثبات كنند همين تعريفی كه از سوی ايشان ارائه میشود در انتخابات پيروز شده است.
برخی ديگر نيز كه جسارت بيشتری داشتند، با خطاب قرار دادن غير مستقيم منتخب ملت، گويی تلاش میكردند وی را با معنای درست شعار انتخاباتیاش آشنا ساخته يا با اين نيت كه حجتالاسلام روحانی معنی اعتدال را فراموش نكند، مرتب، معانی آن را به او يادآوری میكردند.
طبيعی است كه بخشی از تحليلها درباره نتايج انتخابات و جهتگيریهای گفتمان پيروز پس از در دست گرفتن قدرت به تبيين هرچه دقيقتر شعار انتخاباتی كانديدای پيروز ناظر میشود تا پيام آراء مردمی بيشتر درك و تغيير و تحولات ناشی از جابجايی قدرت، بهتر پيشبينی گردد اما اين تحليلها نبايد بر اساس منويات درونی و آرزوهای تحليلگران و جا زدن آن بهعنوان مراد منتخب ملت از واژه اعتدال باشد.
روشن است آنچه در مبارزات انتخاباتی در معرض قضاوت و انتخاب مردم قرار میگيرد معنای تحت اللفظی شعارها به معنای دقيق لغتنامهای آن نيست، بلكه همان مفهوم اصطلاحی است كه از سوی كانديدای مربوطه مد نظر گرفته شده و با حداقل تفاوت برداشت، مردم نيز به آن رأی مثبت دادهاند. بنابراين هم نامزد پيروز كه همه مبارزات و تبليغاتش حول محور شعارش بوده میداند چه وعدهای به مردم داده است و آنان چه انتظاری از او دارند و هم مردم خود میدانند به چه گفتمانی رأی دادهاند.
هرچند تلاشهای صاحبنظران گوناگون در ارائه تعريف از واژه اعتدال كه البته در خير بودن نيات آنان شكی نيست، احتمالاً تا مدتی بعد هم كه رئيسجمهور، هنوز خود، فرصت كافی برای تبيين مفصلتر شعار انتخاباتیاش پيدا نكرده است ادامه پيدا خواهد كرد، فینفسه خوب و راهگشا خواهد بود اما لازم است دقت شود تعاريف بهعنوان ديدگاه شخصی و توصيهگونه صاحبنظران ارائه شود و نه به عنوان همان تعريفی كه رئيس جمهور و مردم از اعتدال در ذهن دارند.
پيشبينی میشود پس از گذشت مدتی از فعاليت دولت يازدهم، در عمل پياده شدن سياستهای اعتدالی و عينيت يافتن گفتمان مبتنی بر آن، ديگر شاهد گمانهزنیهای بهويژه بیمبنا در مورد مفهوم شعار اعتدال نباشيم. اما حق مالكيت معنوی يا فكری در معنای وسيع تری كه ما منظور گرفتيم و نه مفهوم حقوقی آن اقتضا می كند هم اكنون نيز حق انحصاری برای رئيس جمهور به عنوان واضع اين واژه به عنوان شعار انتخاباتیاش در زمينه تعريفی كه خود از آن در ذهن داشته و دارد و بدان وسيله به جلب آرا پرداخته است، محفوظ و محترم داشته شود.
تأكيد میشود حفظ اين حق برای رئيسجمهور به عنوان صاحب اثر به معنای بسته بودن باب تعريف اعتدال از سوی ديگر نخبگان از ديدگاه خود نيست ـ كه ممكن است تعاريف صحيح تر و كامل تری نيز ارائه دهند ـ بلكه مقصود اين است كه تعاريف به عنوان ديدگاه شخصی خودِ نخبگان مطرح گردد و نه تعريف رئيسجمهور؛ چرا كه در اين صورت حق او برای حفاظت از شعار و گفتمانی كه خلق كرده است، ناديده گرفته میشود كه در تعارض آشكار با تفسير اخلاقی از حق مالكيت فكری و معنوی است.
مأخذ:
- كاتوزيان، ناصر (1376)؛ دوره مقدماتی حقوق مدنی ، چاپ ششم، انتشارات ميزان، تهران،