کد خبر: 2568103
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۳

تأملی بر «مطلع‌الانوار» درباره ابرمردی كه برای ماندگاری اسلام سكوت كرد

گروه ادب: امام علی(ع) آن مردی است كه اگر تمام عرب همدست می‌شدند نمی‌توانستند او را از پای درآورند، ولی بعد از رحلت پيغمبر(ص) چون می‌ديد كه اگر بخواهد برای خلافت خود قيام كند، منجر به فتنه و آشوب و خونريزی شديد خواهد شد و نام اسلام يكباره از بين می‌رود، در خانه نشست و دم نزد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، علامه آيت‌الله سيدمحمد‌حسين حسينی‌طهرانی‌(ره) در مجلد دوازدهم مطلع‌الانوار كه به كوشش انتشارات مكتب وحی منتشر شده است، در مجلس روز بيست و يكم رمضان‌المبارك 1369 هجری قمری، مطالبی را در خصائص و فضايل اميرالمؤمنين(ع) بيان كرده‌اند كه بنا به مناسبت شب‌های قدر و ضربت خوردن و به شهادت رسيدن امير مؤمنان(ع) بخشی از اين مطلب در زير آورده شده است.
علامه طهرانی می‌نويسد: «امام يعنی پيشوا و مقتدا، و مأموم يعنی مقتدِی. ما شيعيان خود را پيرو و مقتدِی به أميرالمؤمنين(ع) می‌دانيم و قائل هستيم كه بايد از او پيروی كنيم. برای حصول تبعیّت از اخلاق و رفتار او، در وهله اوّل لازم است كه به اعمال و رفتار او عالم باشيم. من نمی‌توانم از بزرگواری‌های علی(ع) تعريف كنم؛ زيرا كه نوابغ دنيا، سيمای خود را بر خاك آستان علی می‌سايند و درباره او انگشت حيرت به دندان می‌گزند.
أميرالمؤمنين(ع) در سن ده‌ سالگی اسلام آورد و اوّلين كسی است كه از مردان، اسلام گزيده و در تمام مدّت عمر، ملازم پيغمبر(ص) بوده؛ به طوری كه پيغمبر اسلام او را به برادری خود برگزيد و جانشين خود قرار داد.
اميرالمؤمنين پادشاهی بود كه بر ملك و ملكوت سلطنت می‌كرد و تا به حال پادشاهی چنين نيامده. در عبادت و قضاوت و مهربانی به شيعيان و رسيدگی به ايتام و ارسال حكّام به بلاد و دستورالعلمل دادن به آنها و مناجات و خلوت با پروردگار خود و شجاعت و صف‌آرايی، هوش از جمجمه هر ذی‌شعوری می‌زدايد.
اميرالمؤمنين برای نيل به مقصود، يك كلمه دروغ نمی‌گفت و يك قدم خلاف واقع نمی‌پيمود. ما اگر بخواهيم مثلاً بر مسلمين رياست كنيم و زمام امور آنها را در دست گيريم و اين امر را متوقّف به دسايس و ستم‌هايی ببينيم، برای نيل به مقصود از اينها خودداری نمی‌كنيم و می‌گوييم اهمیّت مقصود ما را ملزم كرد كه به يتيمی ظلم كرده يا كلمه‌ای دروغ بگوييم يا جان دو مسلمان در خطر افتد. وليكن أميرالمؤمنين چنين نبود؛ اگر می‌ديد می‌تواند رقيب خود را دراندازد، با ستم به يك يتيم يا كشتن يك مسلمان، از آن مقصود می‌گذشت و راضی نداشت خاری به پای يتيمی رود.
برای مقصود و اعلای كلمه توحيد بی‌تاب و توان بود. شب‌ها خواب از چشمانش می‌رفت، ولی تا جايی كه با قانون خدا و عدالت می‌توانست جلو برود جلو می‌رفت و همين‌ كه می‌ديد برای جلو بردن اين امر از راه عدالت، ديگر راه ميسّر نيست، همانجا متوقّف می‌شد.
اميرالمؤمنين(ع) در تمام مدّت خلافتش به احدی يك درهم رشوه نداد و برای جلو بردن چرخ توحيد از ستمكاران و خائنين كمك نطلبيد. پيوسته در مجالس و محافل و روی منبر و در جنگ و كتابتی كه به حكّام می‌نوشت، كلماتش مشحون از پرورش روح توحيد و استقامت قانون عدالت و متوجّه كردن مردم به عالم قيامت بود.
خطبه‌های نهج‌البلاغه كه با لسان آتشين علی از حلقوم توحيد بيرون آمد، شاهد مدّعاست. علی به اندازه پَر كاهی به دنيا علاقه نداشت و سلطنت و خلافت خود را با زور و دسيسه به‌دست نياورد. آن مردی كه اگر تمام عرب همدست می‌شدند نمی‌توانستند او را از پای درآورند، بعد از رحلت پيغمبر(ص) چون می‌ديد كه اگر بخواهد برای خلافت خود قيام كند، منجر به فتنه و آشوب و خونريزی شديد خواهد شد و نام اسلام يكباره از بين می‌رود، در خانه نشست.
حقّ او را غصب كردند، او را با ريسمان به مسجد بردند، دم نزد. با آنكه اگر می‌خواست می‌توانست از كوچه‌های مدينه سيلاب خون جاری كند، با اين حال برای رضای خدا سكوت اختيار فرمود. فاطمه(س) ديد علی(ع) در خانه نشسته و زانوها را در بغل گرفت و گفت: «ای علی! ای بطَل عرب! چرا مانند جنين نشسته و خود را به خود پيچيده‌ای؟!» علی جواب نداد تا آنكه چون اذان مؤذّن به «أشهد أنّ محمّدًا رسول الله» رسيد، فرمود: «ای فاطمه! می‌خواهی اين اسم باقی باشد؟» عرضه داشت: «بلی.» فرمود: «ديگر پس هيچ دم مزن.»
captcha