کد خبر: 2568151
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۲

گزيده‌ای از كتاب «بر مائده آسمانی» در معرفی شب قدر

گروه انديشه: با توجه به اين كه واژه «قدر» در لغت عرب به سه معنی «ارزش»، «تقدير و اندازه» و «ضيق و تنگی» آمده و براساس اين كه می­‌توان از يك واژه كه دارای چندين معناست، معانی متعدد را هم­‌زمان اراده كرد، می‌توان گفت شب قدر به معنای شب ارزشمندی است كه تقدير امور می­‌شود و شبی است كه از كثرت ملائكه، عرصه تنگ می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، آنچه پيش روی شماست گزيده‌ای از كتاب «بر مائده آسمانی» تأليف فقيه و انديشمند فرزانه آيت‌الله سيدمحمدرضا مدرسی طباطبايی يزدی درباره ليلة القدر بوده كه بخش اول آن تقديم علاقه‌مندان می‌شود.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله ربّ‌ العالمين
و‌صلّی الله علی محمّد وآله الطاهرين ولعنة الله علی أعدائهم اجمعين
«إِنَّا أَنزَلناهُ فِی لَيلَةٍ مُّبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيها یُفرَقُ كُلُّ أَمرٍحَكِيمٍ؛ ما قرآن را در شب مبارك و پرخير و بركتی نازل كرديم كه هر امر محكم و مجملی تفصيل می‌­يابد و همه­ مقدرات تثبيت می‌شود.» (دخان/3و 4)
ليلة­ القدر به چه معناست؟ و اساساً، شب قدر را چرا به اين نام ناميده‌­اند؟
واژه قدر در لغت عرب به سه معنی آمده است. اول به معنای «ارزش» كه ما در فارسی هم گاهی واژه­ قدر را در اين معنا به كار می­‌بريم و می­‌گوييم: قدر فلان مطلب را بدان يعنی ارزش آن را بدان. اگر اين طور باشد معنای ليلة القدر يعنی شبی كه ارزش­مند است، آن­ هم ارزشی بسيار والا.
قدر در معنای دوم به معنی «تقدير و اندازه»، كه باز هم گاهی در فارسی واژه­ مذكور را در اين معنا به كار می­‌گيريم و می‌گوييم: تقدير فلانی اين بود. بر اين اساس معنی ليلة القدر يعنی شبی كه در آن اندازه­ اشياء مشخص می­‌شود و تقدير هر چيزی رقم می‌خورد.
معنای سومی كه برای قدر ذكر شده «ضيق و تنگی» است؛ چنان­ چه در يكی از آيات شريفه­ قرآن كريم آمده است: «وَ مَن قُدِرَ عَلَيهِ رِزقُهُ؛ كسی كه روزيش بر او تنگ گرفته شده است»(طلاق/ 7) يا آيه­ شريفه­ «فَظَنَّ أَن لَّن نَّقدِرَ عَلَيهِ؛ (طبق يك احتمال يعنی) گمان كرد يا يقين كرد كه ما بر او تنگ نمی‌گيريم»(انبياء/87). خلاصه معنای سوّم واژه­ قدر، تنگی و ضيق است. بر اين اساس ليلة القدر يعنی شبی كه ملائكه و كثرت نزول آن‌ها در آن شب به حدّی است كه گويا عرصه­ زمين برآن‌ها تنگ می‌شود.
حالا در كلمه­ ليلة القدر كه در قرآن كريم هم آمده است كدام يك از اين سه معنا مراد است؟ آيا امكان دارد هر سه معنا اراده شده باشد؟ يا اين‌كه حتماً بايد يكی از اين سه معنا را انتخاب كنيم؟
بحثی است كه آيا لفظ مشترك (يعنی لفظی كه بين چند معنا مشترك است و چند معنا دارد) را می‌توان يك‌باره در بيش از يك معنی به كار برد و استعمال كرد، يا نه؟ آيا می­‌شود همه­ آن معانی را اراده كرد؟ از نظر اصولی، مبنای درست اين است كه می­‌توان از يك واژه كه دارای چندين معناست، معانی متعددی را هم‌زمان اراده كرد و چنين چيزی در ادبيات حتی در كلمات فصحاء عرب وجود دارد. به عنوان مثال، يكی از لغات مشترك در كلمات عربی «عين» است كه گفته شده هفتاد معنی دارد؛ همچون خورشيد، چشم، طلا، ترازو، عيب، چشمه و معانی ديگر. حال شاعر عرب در مدح رسول اكرم محمّد بن عبدالله(ص) می‌گويد:
المرتمی فی دجی المبتلی بعمی/ والمشتـكی ظمأ والمبتغی ديناً
یـأتون سدّته من كـل ناحیــة/ و يستفیـــدون من نعمائه عيناً
«المرتمی فی دجی» يعنی كسی كه گرفتار ظلمات و تاريكی است، «المبتلی بعمی» يعنی كسی كه گرفتار كوری و نابينايی است، «والمشتكی ظمأ» يعنی كسی كه تشنه است و آب می­‌خواهد، «والمبتغی ديناً» يعنی كسی كه دنبال پول است و طلا می‌خواهد، «يأتون سدّته من كلّ ناحية» يعنی اين­‌ها (كسی كه گرفتار تاريكی است، نابينا، تشنه و فقير) از هر سو به در خانه­ پيامبراعظم(ص) می‌آيند «و يستفيدون من نعمائه عيناً» و از پيامبر عزيز ما(ص) بهره می­‌گيرند و استفاده می­‌كنند و «عين» می­‌گيرند.
اين­جا لفظ عين به اعتبار هر كسی كه به خانه­ پيامبر(ص) می‌رود، فرق می‌كند. نسبت به يك نفر به معنی خورشيد است؛ نسبت به ديگری به معنای چشم؛ نسبت به ديگری به معنای چشمه و نسبت به چهارمی به معنای طلا؛‌ زيرا كسی كه در تاريكی است، خورشيد می‌خواهد؛ كسی كه كور است چشم می‌خواهد؛ كسی كه تشنه است، آب و چشمه می­‌خواهد؛ و كسی كه دين و قرض دارد، پول و طلا می‌خواهد. لذا عين در اين شعر به چند معنی به كار رفته است.
لذا بعيد نيست كه در واژه­ ليلة القدر نيز هر سه معنی آن اراده شود؛ زيرا قرآن كريم كتابی است ورای كتاب‌‌ها؛ ظاهری دارد و باطنی؛ و قابليت اين را دارد كه معانی زيادی را تحمل كند. از اين رو، می‌توانيم بگوييم كه هر سه جهت مورد نظر و عنايت بوده است. بنابراين، آيه­ شريفه­­: «إِنَّا أَنزَلناهُ فِی لَيلَةِ الْقَدرِ» را اين طور می­‌توانيم معنا بكنيم: «ما قرآن را در شبی نازل كرديم كه ارزشمند است؛ شبی كه تقدير امور می‌‌شود؛ و شبی كه آن قدر ملائكه نازل می­‌شوند كه گويا عرصه بر آن‌ها تنگ می‌شود.» در سوره­ قدر ما می­‌توانيم بگوييم كه همه­ اين معانی اراده شده است.
«إِنَّا أَنزَلنَاهُ فِی لَيلَةِ الْقَدرِ» يعنی در شبی كه ارزشمند است، شبی كه تقدير امور می­‌شود و شبی كه از كثرت ملائكه گويا عرصه تنگ می‌شود.
هم­چنان بعد كه می‌فرمايد: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمرٍ سَلامٌ هِی حَتَّی‏ مَطلَعِ الْفَجرِ» بيان می­‌كند كه امشب كه شب قدر است، «ملائكه و روح به اذن پروردگارشان با هر چيز پايين می­‌آيند و امشب سلام است تا طلوع فجر».
برای «سلام» حداقل دو تفسير ذكر شده است؛ اول، سلام به معنی سلامت، بركت و خيرات؛ يعنی فرشتگان هنگام نزول خير و بركت با خود می­‌آورند و شب قدر شبی با سلامت، خيرات و بركات است.
دوم، سلام به معنای تحیّت و ابراز و اظهار ادب كه هنگام رو به رو شدن با ديگران به زبان آورده می‌شود؛ يعنی هنگامی كه ملائكه با روح نازل می­‌شوند و خدمت ولی­‌الله می­‌رسند و می­‌خواهند مقدّرات را بر او عرضه كنند تا مطلع الفجر سلام می­‌دهند و اظهار ادب می‌نمايند.
باز اين­جا استعمال لفظ مشترك در اكثر از يك معنی است و آيه­ شريفه می­‌تواند هر دو معنا را داشته باشد (كتاب «بر مائده‌ آسمانی»، صص 282-286).
ادامه دارد...
captcha