جليل اكبریصحت، منتقد سينما و تلويزيون در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره كيفيت سريالهای ماه رمضان اظهار كرد: در ابتدا بايد روی اين نكته تاكيد كنم كه تلاش تلويزيون در جهت پركردن اوقات فراغت مردم روزهدار، شكلی آبرومند به خود گرفته است، زيرا وقتی سريالهای مناسبتی سالهای اخير را با آثار يك دهه پيش مقايسه میكنيم، متوجه رشد كيفی كارها میشويم. نكته ديگر اينكه در ايام ماه مبارك اكثر مردم مخاطب رسانه ملی هستند به نحوی كه تعداد مخاطبان شبكههای ماهوارهای به شدت كاهش پيدا میكند؛ وضعيتی كه غالبا كمك میكند سريالهای ماه رمضان كارهايی پرمخاطب باشند.
وی افزود: جدا از اين امتياز مثبت میتوان يك ضعف را هم برای اكثر توليدات مناسبتی قائل شد كه هنوز پس از سالها در برنامههای مناسبتی پابرجاست. اين ضعف نيز اين است كه كارها عمدتا توسط يك عده خاص توليد میشوند. در حقيقت میتوان گفت كه دايره توليد در اين ميان بسيار بسته است و تنها عدهای خاص قادر به كار كردن در آن هستند. به همين دليل میبينيم كه كارهايی يا در سطح كمدیهای نيم بند جواد رضويان خلاصه شده يا اينكه سريالها به موضوعاتی میپردازند كه محور اصلی آن مسائل ماورايی است.
اكبری صحت درباره سريال «مادرانه» گفت: من اين كار را در مقايسه با كارهای قبلی تلويزيون ضعيفتر میدانم، هرچند معتقدم «مادرانه» در پرونده كاری فيلمسازش، بهترين كاری بوده كه تا به امروز ساخته شده است. نكته حائز اهميت اين است كه در طول سال مردم آثار نمايشی را بر مبنای كيفيت كارگردانش انتخاب میكنند و میبينند، اما در «مادرانه» وضعيت اينگونه نيست و ملاك بازيگران هستند كه بيننده را به تماشای كارها ترغيب میكنند. اين مثال را به وضوح میتوان در بازی «مهدی سلطانی» ديد؛ بازيگری كه قادر است مخاطب سريالهای ماه رمضان را جذب خود كند. در ضمن اين دسته بازيگران در زمان نمايش سريال به شدت از سوی رسانه مورد توجه قرار میگيرند و همين عامل سبب جذابتر شدن شخصيت در بين مردم میشود.
وی در ادامه اضافه داد: گفتههای فوق به اين معنا نيست كه كيفيت بازيگری مهدی سلطانی ضعيف است، اما ما فرقی بين بازی سلطانی در «مادرانه» و «در مسير زاينده رود» پيدا نمیكنيم، به نحوی كه ميميك صورت تقريبا همانی است كه در كار فتحی مشاهده كرديم. در اين ميان تنها تفاوتی كه مشاهده میكنيم جايگاه طبقاتی و ظاهری آراستهتر است، والا همان كار قبلی تكرار شده است.
اين منتقد تاكيد كرد: تكرار در بازيگری سريالهای ايرانی تنها به «مادرانه» ختم نمیشود، بلكه ديگر كارها نيز از همين ضعف رنج میبرند. «دودكش» گواه بارز اين ادعاست كه در آن هومن برقنورد و بهنام تشكر دقيقا همان نقشهای قبلی خود را تكرار میكنند. اين نوع تكرار هم از اين امر نشئت میگيرد كه تلويزيون تنها يك دسته از مخاطبان را هدف قرار داده و با ديگر سليقهها كاری ندارد. مطلب ديگر اينكه برخی از انتخاب نقشها به لحاظ سنی با كاراكترها هماهنگی لازم را ندارد؛ مسئلهای كه نشان میدهد كارگردان روی اين امر دقت نظر لازم را نداشته است.
اكبری صحت درباره فيلمنامه «مادرانه» هم چنين گفت: من چيز خاصی در سناريو مادرانه نديدم، زيرا داستان قصه تكراری و يك خطی است كه بارها تكرار شده و چيزی هم بر آن افزوده نشده است. اين ضعف بارز نيز از آنجا نشئت میگيرد كه مديران تلويزيون تمام تلاش خود را روی اين امر استوار كردهاند كه پيامشان به صريحترين شكل ممكن به بيننده منتقل شود، به همين دليل امكان خلق داستانهای چند خطی وجود ندارد. اين مسئله نيز جدا از اينكه سبب شده كارها شكلی تكراری به خود گيرد سبب شده كه سليقه تماشاگران هم به شكل واضحی تنزل پيدا كند.
وی به مطلب فوق اضافه كرد: من مخاطبان ما مبارك رمضان را جز شريفترين تماشاگران میدانم، چون اين تماشاگر است كه انتخاب میكند مخاطب شبكه ملی باشد، اما متأسفانه تلويزيون از اين فرصت به هيچ وجه استفاده مطلوبی نبرده است، در صورتی كه میشد به واسطه استقبالی كه از آثار ماه رمضان میشود، فضايی را به وجود آورد كه تماشاگران در طول سال هم بيننده سريالهای تلويزيونی باشند، نه اينكه پس از ماه رمضان مجددا شاهد گرايش مخاطبان به سوی سريالهای ماهوارهای باشيم.
وی در پايان خاطرنشان كرد: درباره مفاهيم دينی مندرج در كار هم در بخش فيلمنامه گفتم كه پيام فيلم به سطحیترين شكل ممكن به بيننده منتقل میشود، البته اين امر تقصير كارگردان يا فيلمنامهنويس نيست، چون مديران سيما چنين نوع كارهايی را میخواهند. در انتهای سخنانم درباره «مادرانه» بايد بگويم اين كار اثری فاخر و شاخص در تلويزيون نيست، اما در ميان كارهای سازندهاش بهترين گزينه است.