به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه قم، حجتالاسلام والمسلمين احمد مبلغی، رئيس مركز تحقيقات اسلامی مجلس شورای اسلامی شب گذشته، هشتم مردادماه در نشستی با حضور خانوادههای كاركنان مركز تحقيقات اسلامی مجلس در مجتمع فرهنگی ياوران مهدی قم گفت: كانون خانواده يك كانون خاص و در نوع خود بینظير است، در اين كانون عناصری پيدا میشود كه در غير خانواده نمیتوان آنها را به صورت كامل، منسجم و مستمر مشاهده كرد.
وی با تأكيد بر اينكه در كانون خانواده، صفتهای اصيل انسانی به صورت تراكمی و استمراری گرد آمدهاند، اظهار كرد: مهربانی و عاطفه، محبت و لطافت، دلسوزی و خيرخواهی و انسانيت و صميميت به صورتی لذتبخش در محيط خانوادگی موج میزنند.
مبلغی با اشاره به اينكه تجمع كمنظير يا بینظير صفتهای انسانی در خانواده، برجای گذارنده كاركردهايی مهم و كمنظير است، تصريح كرد: يكی از اين كاركردها پشتيبانی «اخلاق مناسبات» بين اعضای خانواده است؛ به اين معنا كه چنين عواطفی در كانون خانواده، موجد و تقويتكننده مناسبات سالم و اخلاقی بين افراد خانواده است و چنين مناسبات سالمی را به زحمت در بسياری از فضاهای بيرونی میتوان يافت.
رئيس مركز تحقيقات اسلامی مجلس بيان كرد: يكی ديگر از كاركردهای اين عواطف تلطيف درون انسان برای قبول معنويت است؛ اصولا صفتهای انسانی، فرد را به خداوند نزديكتر میكنند؛ يعنی انسان با صداقت و با عاطفه، به خداوند نزديكتر است تا بیصداقت و بیعاطفه و نيز كسی كه عمل همراه با احساس شكرگزاری نسبت به مردم را دارد، بهتر و بيشتر میتواند به شكرگزاری از خداوند دست زند(من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق) و نيز كسی كه روحيه اخلاقی سخاوت را دارد به خداوند نزديكتر است.
وی گفت: البته اين به آن معنا نيست كه فراهم بودن صرف عاطفه انسانی تقرب به خدواند را فراهم میآورد؛ بلكه سخن اين است كه فراهم آمدن بستری از اين صفتهای انسانی شرط لازم برای تقرب است در نتيجه، صفتهای انسانی نه تنها گسسته از معنويت نيستند كه بر عكس با آنها مرتبط هستند به اين معنا كه احساسات درون خانواده، تلطيفكننده روح انسان است و اين روح تلطيف شده بيشتر میتواند به خدا برسد.
رئيس دانشگاه مذاهب اسلامی ادامه داد: گاهی ما تصور میكنيم اهل بيت(ع) چون با خداوند بودند، ديگر تصور وجود عاطفه انسانی در آنها بی معنا است، كه بايد گفت اتفاقا آنها عاطفه انسانی را بيشتر از ما داشتهاند و عاطفههای آنها به صورت مواج در صحنههای مختلف خود را نمايان كرده است.
وی گفت: مگر امام حسين(ع) در روز عاشورا وقتی يك مصيبتی بر فرزندان يا اصحاب ايشان وارد میشد گريههای بلند يا طولانی سر نمیدادند؟ يا پيامبر(ص) عواطفی ويژه با احساساتی بسيار لطيف نسبت به حسنين(ع) يا دختر خود فاطمه(س) نشان نمیدادند؟
وی با اشاره به اينكه تفاوتهای بسياری ميان عاطفه انسانی و حب به خداوند از جنبههای مختلف وجود دارد اظهار كرد: البته در عين حال اين دو، نوعی هم سنخيتی را از حيث خاستگاهی و تا حدودی از حيث جوهره با يكديگر دارند؛ در ادبيات دينی نيز اين هم سنخيتی نسبی به نوعی انعكاس يافته است مثل لزوم ذكر خداوند به مثل ذكر آباء و...
رئيس مركز تحقيقات اسلامی مجلس خاطرنشان كرد: كانون خانواده میتواند خاستگاه صدور اخلاق، انسانيت و عاطفه و دلسوزی به جامعه باشد، مشكل اين است كه اين صفتها، در خود خانواده احتكار میشوند؛ يعنی همانجا تولد پيدا میكنند و همانجا مصرف میشوند اما هيچگاه نكوشيدهايم فرصتهای مربوط به خانواده را در خدمت بهسازی جامعه و اخلاق آن قرار دهيم.
وی افزود: پيامبر اسلام(ص)، وقتی آمدند، پديده برادری را در جامعه ايجاد كردند اين برادری در اصل وضعيتی خانوادگی است، صفتی است برای دو نفر يا بيشتر كه در خانه هستند ولی نكته اينجاست كه برنامهريزی پيامبر(ص) چگونه متمركز بر شكل دادن مدلی در جامعه است كه برگرفته از آن وضعيت خانوادگی است.
مبلغی عنوان كرد: واژه «اخوه» در «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا»، ادبيات جامعه بالاصاله نيست، ادبيات خانواده و صفت مربوط به چند نفری است كه در يك خانواده هستند، بنابراين میتوان صفتهای درون خانواده را به سمت جامعه هدايت كرد تا جامعه هم اولا انسانی و سپس خدايی شود.
وی اظهار کرد: بايد كوشش، برنامهريزی، تلاش ما و همه نگاههای ما معطوف به اين باشد كه چگونه میتوان راهی باز كرد تا اين چشمه جوشان عاطفه و انسانيت و اين صفتهای در حال تجربه شدن و بازتوليد شدن در محيط خانوادگی را از اين محيط به سمت جامعه سرازير شود و ابعادی اجتماعی پيدا كنند.
وی خاطرنشان كرد: به همين خاطر، ما احتكار صفتهای خانوادگی را در دل خانواده داريم و گاه بدتر، اين صفتها را عليه خانواده ديگر به كار میگيريم، يعنی به خاطر خانواده، به ديگران ظلم میكنيم.
وی گفت: در حقيقت دو مشكل در كار ماست يكی اين كه نظريه اسلامی «چگونگی حفاظت از خانواده با مؤلفههای انسانی آن» را در دست نداريم آنچه داريم نگاههای نوعا ارتكازی و جسته و گريخته و كم رمق است و ديگر برنامه بهرهگيری از خانواده را در جامعه نداريم بلكه بر عكس به جای آن كه از خانواده در اجتماع بهره گيريم از اجتماع جهت تضعيف خانواده احيانا بهره میگيريم.
وی تأكيد كرد: مگر نه اين است كه پيامبر(ص) كليشههای فضاهای اجتماعی به نفع وضعيت تربيت خانوادگی بر اساس احساس و عاطفه را در هم میشكست مثل پايين آمدن حضرت از وسط سخنرانی برای مردم از منبر برای آن كه حسن(ع) در ميان جمع زمين نيافتد از اين رو بايد فرهيختگان حوزه و دانشگاه برای اين مقوله، فكری كنند.