حجتالاسلام والمسلمين سيدسجاد ايزدهی، مدير گروه علوم سياسی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، بحث تمدنسازی اسلامی را نه يك مطلوبيت بلكه يك ضرورت خواند و گفت: ما بر اساس آموزههای دينی با خاتميت مواجهيم يعنی در اسلام و قرآن هر آنچه كه تا روز قيامت بايد گفته شود گفته شده است.
وی افزود: بر اساس منطق خاتميت اقتضا میكند كه نيازهای فراوری جوامع پاسخ داده شود، در غير اين صورت نياز است كه يك منطق ديگر و يك دين ديگری بيايد و پاسخ نيازهای بشر را بدهد و در همه شئون زندگی از جمله نيازهای فردی، سياسی و اجتماعی انسان هم بايد حرف برای گفتن داشته باشد.
حجتالاسلام ايزدهی با تأكيد بر لزوم تطابق سياست و حكومت و تمدن حاكم بر جامعه دينی با منطق خاتميت گفت: در بحث تمدنسازی اسلامی با انبوه مسائل مواجهيم كه ما را به خط سيری عودت میدهد كه در نهايت به تشكيل يك جامعه آرمانی كه همان جامعه مطلوب مورد نظر اسلام است، منجر میشود.
وی خطاب غالب قرآن كريم به «ناس» و «للعالمين» را مقتضی پاسخگويی به همه نيازهای بشر دانست و خاطرنشان كرد: علاوه بر اقتضای منطقی، عملاً آنچه در طول تاريخ سدههای آغازين هجری شاهد بوديم، متمايز از همه تمدنهای بشری بوده است هرچند شايد نتوان آن را تمدن اسلامی به تمام معنا دانست اما چون مبتنی بر برخی موارد مهم تمدن اسلامی بود میتوان از آن بهعنوان «تمدن مسلمانان» به ويژه در مناطقی مانند ايران و اندلس ياد كرد.
مدير گروه علوم سياسی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی ضرورت برخورداری از تمدن اسلامی را مورد تأييد و مفروضعنه عنوان كرد و گفت: نكته مهم اين است كه مبنای اين تمدن از كجا بايد گرفته شود؛ آيا زائيده عقل بشری است؟ يا بر مبنای قراردادهای اجتماعی يا تجربههای انسانی است؟
وی ادامه داد: در اين راستا مبنای تمدنها متفاوت میشود، بعضی بر مبنای مادی و بعضی بر اساس كفر است؛ اسلام هم بر اساس منطق خود، تمدنی را پيشنهاد میكند كه مبتنی بر آموزههای وحيانی است و قرآنی است كه خود در آنجا ضرورت تمدنسازی را با آموزههايی كه متعلق به زمان خاصی نيست مورد توجه قرار داده است.
حجتالاسلام ايزدهی نوع نگاه تمدن مبتنی بر وحی را متفاوت با تمدنهای ديگر دانست و اظهار كرد: تمدنی كه اسلام پبشنهاد میكند مبتنی بر وحی و توحيد الهی و گذرگاه بودن دنيا برای آخرت است كه تكنولوژی را وسيله و نه غايت میشمارد و حتی حكومت را بهعنوان ابزاری برای رسيدن به غايات دينداری و سعادت دنيوی و اخروی میبيند.
وی از قرآن بهعنوان وحی دستنخورده الهی بهعنوان مبنای تمدن وحيانی ياد كرد و گفت: اكنون نهالی از اين تمدن را در انقلاب اسلامی مشاهده میكنيم كه بر قرآن و آموزههای آن ابتنا دارد كه انشاءالله در سالهای پيش رو به يك درخت تناوری تبديل شود كه سايهاش بر سر جهان گسترده شده و غايت تمدن اسلامی را نمودار كند.