عباس تقويان، عضو هيئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به بصيرتزايی و آگاهیدهی در قصههای قرآنی گفت: اگر بدانيم در پيشنيه بشريت چه اتفاقاتی افتاده و مواجهه پيامبران با امتها چگونه بوده است، اين امور در آگاهی و بصيرتزايی مؤثر است؛ در چند آيه از قرآن داريم كه خداوند پيامبر اكرم(ص) را مورد خطاب قرار میدهد كه «ای پيامبر(ص) با زبان قصه با مردم سخن بگو تا در آن تفكر كنند.»
وی افزود: خداوند به عنوان خالق میخواهد در اين قصص ما را متوجه يك سلسله قوانين و سنتهايی در متن عالم كند؛ يعنی اگر انبيای سلف، امتهای خود را دعوت به خداپرستی و نهی از شرك و بتپرستی كرده و آنها نپذيرفتهاند، به يقين كسانی كه عناد دارند مورد عذاب قرار میگيرند.
تقويان ادامه داد: كسانی كه به سنتها و قوانين الهی عمل و از آنها تبعيت كردند میتوانند در همين دنيا از سعادت مورد نظر بهرهمند شوند. به طور مثال در ماجرای حضرت يوسف(ع)، خداوند اين پيامبر را به خاطر احسان عظيمی كه انجام داد، بر همه خزينهها و دارايیهای روزگار خود مسلط كرد. میتوان از اين موضوع نتيجه گرفت كه انسان امين در يك پروسه تكوينی به جايگاهی میرسد كه بر بسياری از مسائل مسلط میشود.
وی در ادامه اظهار كرد: اگر كسی عفت و پاكدامنی به خرج داد و يوسفگونه زندگی كرد، خداوند قدرتی به او میدهد كه بتواند در امور عالم تصرف كند كه اين موارد از سنتهای الهی است و در ورای قصهها و پشت قصهگويیهای قرآن وجود دارد و از ابعاد بينشی قصههای قرآن محسوب میشود.
تقويان با اشاره به بعد گرايشی قصههای قرآنی بيان كرد: در بعد گرايشی قصه میتوان تمايلات انسان را دگرگون و انگيزه ايجاد كرد؛ يعنی زمانی كه باور انسان تغيير داده میشود، گرايشهای او نيز تغيير خواهد كرد.
اين مدرس دانشگاه، رفتارسازی قصههای قرآنی را مورد اشاره قرار داد و تصريح كرد: رفتارسازی، كنشها را تغيير میدهد؛ يعنی اگر كسی به لحاظ باور و انگيزش متحول شد، رفتار و عمل او هم متفاوت خواهد شد و اين موضوع در نسل جوان، نوجوان و كودك تأثيرگذاری بيشتری خواهد داشت و اگر ما بخواهيم رفتار كودك را متحول كنيم بايد بينش، گرايش و رفتار او را دگرگون كنيم و قصه میتواند چنين كاركردی داشته باشد.
تقويان با بيان اينكه در قصههای قرآن ابعاد و ويژگیهايی وجود دارد كه سه بعد بينش، گرايش و كنش در اين قصهها سبب معرفتزايی و بصيرت میشود، گفت: با توجه به اينكه قصههای قرآنی با هدف هدايت بشر مطرح شدهاند، سبب ايجاد انگيزه و گرايش میشوند و قرآن كتابی است كه تاريخنگاری در آن وجود دارد، اما بيان تاريخ در آن اصالت ندارد، بلكه تاريخنگاری قرآن با هدف هدايت صورت میگيرد.
وی ادامه داد: دقت در قصههای قرآنی نشان میدهد كه در پس آنها يك هدف بيشتر وجود ندارد و آن انسانسازی است. كودك، وجودی آماده و مستعد برای پذيرش هر آنچه كه به او داده میشود، دارد و گيرندگی او چنان قوی است كه هر آنچه به او آموخته شود در ضميرش جای میگيرد.
تقويان با اشاره به سخن امام علی(ع) به امام حسن مجتبی(ع) گفت: نفس جوان، نوجوان و كودك مانند يك آئينه و صفحهای سفيد است كه هر بذری در آن كاشته شود به ثمر مینشيند؛ به اين معنی كه اگر بخواهيم كودك را براساس منويات قرآن تربيت كنيم بايد از مثلها، روايات و حكمتهای قرآنی بهره بگيريم تا اين موضوعات بر ضمير كودكان و نوجوانان تأثير داشته باشد.