به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، اين كتاب از مجموعه كتابهای «آفتاب» به دوران زندگی اين خوشنويس برجسته و اوضاع دوران زندگی او پرداخته است.
در بخشی از مقدمه اين كتاب آمده است: «اين كتاب شرحی است از زندگانی و آثار استاد مسلّم خوشنويسی، محمدرضا كلهر، هنرمند آزاده و سرافرازی كه با استمداد از هنر مقدس خويش، دفاع از محرومان را پيشه خود ساخت.
به خانهای محقر و نمور و مرطوب اكتفا كرد؛ اما، به نوشته اعتمادالسلطنه، با همه آوازهای كه داشت، از ديوان اعلی چيزی نخواست و روزگار خويش را از راه كتابت گذراند.
وی فقط يك بار پذيرفت كه در سفر ناصرالدينشاه به خراسان ملتزم ركاب باشد و اين هم بهعلت شوق زيارت آستان امام هشتم(ع) بود؛ چراكه زندگی درويشانۀ ميرزا مجال زيارت به او نمیداده است.
شصتوششمين جلد از مجموعه جيبی «آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران (آفتاب)» نوشته علیاكبر ولايتی منتشر شد. اين اثر تكنگاری ولايتی درباره يكی از خوشنويسان مشهور دوره قاجار، يعنی محمدرضا كلهر است.
تكنگاری ولايتی درباره محمدرضا كلهر 9 فصل دارد كه به ترتيب عبارتند از: «نستعليق در گذرگاه تاريخ»، «شوق نوشتن»، «سبك كلهر»، «روش تعليم»، «ابتكار در قلم»، «چاپ سنگی»، «شخصيت استاد»، «آثار ميرزا» و «از ديده شاگرد».
فصل آخر اين كتاب به توصيف عبدالله مستوفی، نويسنده كتاب «شرح زندگانی من» از كلهر اختصاص دارد. مستوفی كه شاگرد محمدرضا كلهر در خط بود، در مجلد نخست خاطرات خود اطلاعات بسيار مفيدی به مخاطب ارائه میكند. ولايتی به دليل سودمند بودن اين اطلاعات، بخش آخر كتاب خود را تماما به اين مسئله اختصاص داده است.
برخی منابع مهم ولايتی برای نگارش اين كتاب از اين قرار است: «از صبا تا نيما» يحيی آرينپور، «زمينی و آسمانی» آيدين آغداشلو، «اطلس خط» حبيبالله فضايلی، «احوال و آثار خوشنويسان» مهدی بيانی، «المآثر والآثار» محمدحسن خان اعتماد السلطنه، «تاريخ زبان فارسی» محسن ابوالقاسمی، «صراط السطور» سلطانعلی مشهدی و «شرح زندگانی من» عبدالله مستوفی.
بنابراين گزارش، ميرزا محمدرضا كلهر، متولد 1245 در كرمانشاه و درگذشته در سال 1310 هجری قمری، از خوشنويسان شهير دوره ناصری و از نستعليقنويسان زبردست مهم تاريخ هنر ايران است كه شيوه خاصی در نستعليقنويسی ايجاد كرد. اين شيوه بر نستعلقنويسان پس از او و تا زمان حاضر بسيار موثر بوده و شيوه رايج در نستعليقنويسی دوران معاصر شد. محمدرضا كلهر با نگارش روزنامههايی چون شرف و شرافت و كتابهايی چون «فيضالدموع» و «سفرنامههای ناصرالدين شاه قاجار به خراسان» نمونههايی برای تمرين مشق در وسعت زياد برای مشتاقان بهجای گذاشت. او به دليل خوشنويسی روی سنگ و با مركب غليظ كه برای چاپ سنگی اجتنابناپذير بود، شيوهای پديد آورد كه حروف آن چاق و كشيدهها كوتاه بودند.
از آنجايی كه ارتباط خوشنويسان در اواخر دوره قاجار با سلسله استادان قديمی قطع شده بود آثار چاپ شده محمدرضا كلهر سرمشق خوبی برای علاقهمندان به خط به شمار میرفت. اين شيوه تا همين يكی، دو دهه اخير، شيوه رايج و مطلوب خوشنويسان معاصر بود. پس از كلهر «عمادالكتاب سيفی قزوينی» از آثار او مشق كرد و اين شيوه را رواج داد. عمادالكتاب را میتوان آخرين حلقه از سلسله استادان پيشين در خط دانست كه از او «آداب المشقی» باقی ماند و همين او را به سلسله خوشنويسان معاصر متصل كرد.
كتاب «محمدرضا كلهر» شصت و ششمين جلد از مجموعه «آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران» نوشته علی اكبر ولايتی با شمارگان دو هزار نسخه، 111 صفحه، قطع جيبی و بهای دو هزار و 100 تومان از سوی شركت سهامی كتابهای جيبی، وابسته به مؤسسه انتشارات اميركبير روانه كتابفروشیها شده است.