کد خبر: 2576366
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۱

چشمان بسته سينما و تلويزيون روی آزادگان

گروه جهاد و حماسه: بعد از 23 سال از بازگشت آزادگان به وطن، تعداد كارهايی با محوريت اين اسوه‌های مقاومت در سينما و تلويزيون ساخته شده به اندازه‌ای كم است كه بايد اعتراف كرد اين دو بخش چشمان خود را به روی آزادگان بسته‌اند.

26 مردادماه برای كشور ما روز عزيزی است؛ روزی كه آزادگان پس از سال‌ها دوری به كشور بازگشتند. از آن تاريخ قريب 23 سال است كه می‌گذرد. زمانی كه می‌توانست زمينه‌ساز كارهای متعدد با محوريت آزادگان باشد، اما آنچه كه ما در سينما و تلويزيون شاهد بوديم آثار انگشت‌شماری بود كه هيچ‌گاه نتوانستند به خوبی تصويرگر ايثار آزادگان در اسارات باشند.
البته در طول اين 23 سال كارهايی چون «بوی پيراهن بوسف»، «نفوذی»، «بازگشت پرستوها»، «بيداری روياها»، «اخراجی‌ها 2»، «پرنده آهنين»، «ساعت 25» ساخته شدند كه در آنها به موضوع آزادگان پرداخته شده بود، اما در ميان همين تعداد نيز تنها «بوی پيراهن يوسف» بود كه توانست ماندگار شود و در اذهان باقی بماند. دليل اين مسئله نيز كاملا مشخص است؛ حضور ابراهيم حاتمی كيا) كه از جنس جنگ است و تمام لحظات آن فضا را می‌شناسد.
لازم به ذكر است، بحث اين مطلب درباره اين نيست كه چرا كيفيت كارهای ساخته شده در اين حوزه آنچنان كه بايد نيست، بلكه منظور اين است كه چرا ما نتوانسته‌ايم حداقل به لحاظ كمی، شرايطی را فراهم آوريم كه كارهايی با محوريت آزادگان در سينمای كشورمان رشد كنند. خلأ اين رويكرد زمانی بيشتر آشكار می‌شود كه ببينيم هنوز پس از گذشت بيش از 60 سال از جنگ جهانی دوم، فيلم‌هايی در سينمای جهان توليد می‌شوند كه در آنها به موضوع اسرای جنگی پرداخته می‌شود.
نكته ديگر كه نبايد از آن غافل شد اين است كه در اين زمينه نمی‌توان هنرمندان را مقصر اصلی دانست، چون آنها به تنهايی قادر نيستند فيلم‌هايی با اين محوريت توليد كنند، بلكه ضروريست كه حتما نهادهای دولتی حامی اين كارها باشند، البته اين حمايت تنها نبايد به توليد فيلم مختصر شود، بلكه حمايت اصلی بايد در اكران مشاهده شود كه متأسفانه در سينما آن چنان كه بايد لحاظ نمی‌شود.
زمانی كه از اكران مناسب فيلم‌هايی با محوريت آزادگان سخن می‌گوييم منظور تنها، اكران داخلی نيست، بلكه اكران جهانی را نيز شامل می‌شود، چون معتقدم اين دسته توليدات به واسطه جنس داستانی كه دارد می‌تواند زبانی جذاب برای مردن تمام جهان باشد. گواه اين ادعا را نيز می‌شود در فيلم‌های مربوط به جنگ جهانی مشاهده كرد كه برای تماشاگران ما هنوز هم جذابيت دارد.
توضيحات فوق بشتر معطوف به سينما می‌شد، اما آيا تلويزيون در اين حوزه موفق بوده است؟ جواب خير است، حتی می‌توان گفت كه انفعال تلويزيون بيشتر از سينماست؛ چون صدا و سيما به دليل توانايی مالی كه دارد قادر است حامی و توليدكننده آثار خوبی در اين زمينه باشد، اما آنچه كه ما تا به امروز ديديم كارهايی نازل و شعاری بوده كه حتی از جذابيت‌های ابتدايی نيز بری هستند.
در پايان بايد در نظر داشت سه فاكتور است كه می‌تواند ضامن خلق فيلم يا سريال‌هايی باشد كه در آنها به درستی به آزادگان پرداخته شده باشد؛ فيلمنامه، فيلمساز و حمايت‌های دولتی است؛ بخش‌هايی كه اگر انتخاب و حمايت‌های درستی از آن شود مسلم بدانيد فيلم‌های خوبی چون «بوی پيراهن يوسف» در آن كم نخواهد بود.
داود كنشلو
captcha